اهل سنت

آشنايي با پيشگامان تقريب ؛ علامه شيخ محمدتقي قمي

-(0 Body) 
آشنايي با پيشگامان تقريب ؛ علامه شيخ محمدتقي قمي
Visitor 241
Category: پيشگامان تقريب

اصل مقاله

مقدمه

علامه محمدتقي قمي از پيشگامان و مناديان وحدت اسلامي بود و عمر خود را يکسره براي تحقق آن آرمان نهاد. وي بيش از پنجاه سال پيش بذر «تقريب بين مذاهب اسلامي» را در قاهره کاشت و خود با ياري مرحوم علامه شيخ محمود شلتوت و ديگر مصلحان عصر، «جمعيت دارالتقريب بين المذاهب الاسلاميه» را تأسيس کرد. آن فقيد کوششهاي ارزشمند و مفيدي براي تقريب بين مذاهب اسلامي انجام داد و بسياري از سوءتفاهمات و اختلافات ميان مذاهب اسلامي را به مدد روشنگريهاي فکري از ميان زدود. انتشار مجله «رسالة¬الاسلام» از باقيات صالحات علامه قمي بود که به صورت ارگاني براي وحدت پيروان مذاهب اسلامي درآمد. از اين فصلنامه، بيش از 60 شماره با مقالاتي از شخصيتهاي برجسته و علماي بزرگ مذاهب اسلامي منتشر شده که در واقع دايرة¬المعارفي محسوب مي¬شود.

صدور فتواي تاريخي شيخ الأزهر، علامه شيخ محمود شلتوت در جواز پيروي از مذهب شيعه، در شمار دستاوردهاي جمعيت دارالتقريب بود که علامه قمي در آن نقش بسزايي داشت.

نگاه اجمالي به تلاش شصت ساله علامه شيخ محمدتقي قمي بيانگر اهتمام ويژه وي به مسأله تقريب و وحدت ميان مذاهب اسلامي است.

1) تولد و زندگينامه

در سال 1289 هجري شمسي (مطابق با 1910 ميلادي) در شهر مقدس قم، در خانواده اي از اهل علم و دانش، نوزادي به دنيا آمد که وي را محمدتقي نام نهادند. پدرش شيخ احمد از عالمان دين، و يکي از قضات بزرگ شهر تهران بوده است.

وي دروس ابتدايي را در تهران فرا گرفت و به حفظ قرآن و يادگيري زبان و ادبيات عربي پرداخت. پس از سپري کردن دوره تحصيلات دبيرستان به مدرسه عالي ادبيات راه يافت و در خلال آن به فراگيري زبان فرانسوي پرداخت و همزمان به تحصيل علوم ديني هم مشغول شد و زير نظر اساتيد برجسته، در علم فقه، اصول، کلام و ساير علوم ديني به آموزش و پژوهش پرداخت. وي در ادامه تلاشهاي علمي اش علاوه بر سه زبان فارسي، عربي، فرانسوي، با زبان انگليسي هم آشنا شد از اين رو، به منابع وسيعي دسترسي داشت و با احاطه بر آنها همواره بر اندوخته¬هاي علمي¬اش مي¬افزود و پس از چندي به درجه استادي رسيد و در عرصه علمي ـ فرهنگي فعاليت خوبي را ارائه داده است.

2) زمينه هاي روي آوري به تقريب

نگاه اجمالي به تلاش شصت ساله علامه شيخ محمدتقي قمي بيانگر اهتمام ويژه وي به مسأله تقريب ميان مذاهب اسلامي است. ليکن پيش از پرداختن به زواياي گوناگون آن، شايسته است به زمينه هاي روي آوري وي به تقريب اشاره اي شود. وي همانند ديگر مصلحان امت اسلامي از وضعيت نابهنجار عمومي جامعه اسلامي به ويژه درگيري هاي ميان شيعه و سني رنج مي برد. به ويژه آن که در زمان وي حادثه دردناک کشتن (اعدام) يک حاجي ايراني از ذريه پيامبر(صلي الله عليه وآله) به اتهام اهانت به کعبه مکرمه اتفاق افتاد. اجمال آن چنين بود که يکي از حجاج ايراني در اثناء طواف، حالش به هم خورد، و نتوانست از ميان طواف کنندگان خودش را بيرون کشد، دامن پيراهنش را جمع کرد و آنچه را که بالا آورده بود در آن ريخت تا مبادا، مطاف و مسجد الأرض آلوده گردد، سپس با سرعت خواست از مسجد خارج گردد که پليس وي را دستگير کرده، از آنچه که در دامنش بود، پرسيد و چون وي نتوانست به عربي سخن گويد تلاش کرد به زبان فارسي جريان را به او بفهماند ولي نتوانست او را متوجه سازد. پليس وي را تحويل دادگاه داد و در آن زمانها يا مترجمان فارسي زبان نبودند يا آنان پيگيري نکردند و بر اساس اوهام و خيالبافيهاي خود و برداشتهاي نادرستي که از ايراني و شيعه داشتند، تصور کرده¬اند که همه ايرانيها جهت حج به نجف و کربلا مي¬روند و آمدن آنها به مکه فقط براي اهانت کردن بيت الله الحرام است! و سپس نتيجه گرفتند که اين شخص قصد داشت کعبه را نجس و اهانت کند، لذا، حکم اعدام صادر کردند ... و با اجراي حکم، گردنش را زدند!

اين حادثه دردناک، روح و جان شيخ محمدتقي را تکان داده است و وي را واداشت تا به کار بزرگي پردازد که بتواند ميان مذاهب مختلف، آشتي و روح محبت و مودّت ايجاد کند و عوامل تفرقه و کينه را از ميان بردارد.

3) سفر به لبنان

از اين رو، براي آغاز فعاليت، کشور مصر را برگزيد که به چند جهت حائز اهميت بود و مهم ترين آن برخورداري از بزرگترين مرکز اسلامي در جهان بود به نام دانشگاه الأزهر و از آنجا که شيخ در ابتدا نتوانست به خوبي به زبان عربي تکلم کند، به لبنان مسافرت کرد تا به تقويت مکالمه عربي بپردازد.

وي يکي از روستاها را براي اقامت انتخاب کرد تا با پيران و جوانان در طول شبانه روز به گفتگو و معاشرت پردازد و بتواند از اين طريق در طول چند ماه، بر تکلم عربي مسلط شود.

شيخ محمدتقي در خاطرات اين ايام، جريان يک مرد مسيحي را ـ در برخي از مقالاتش آورده است ـ که سعي مي کرده، محبت و دوستي اهل روستا را کسب کند و مردم روستا هم وي را دوست داشته، احترام خاصي براي او قائل بودند به گونه اي که وقتي به خيابان مي رفت، مردم بر گردش حلقه مي زدند، با او سخن مي گفتند، دستش را مي بوسيدند.

اين گونه برخوردهاي محبت آميز، پرسشي را در ذهن شيخ برانگيخت تا اين که روزي، راز و رمز آن را از مرد مسيحي پرسيد، وي در پاسخ با اشاره به مدرسه¬اي که در کنار کليساي روستا قرار داشته، گفت: علت اين همه صميميت و احترام اين مدرسه است. ما سعي مي کنيم در کنار هر کليسا، مدرسه¬اي داير کنيم و در آن فرزندان روستا را از نظر فکري، روحي و عاطفي پرورش دهيم و آنچه که مي بينيد، ثمره اين تلاش است.

اين جريان، شيخ را به ياد پيشرفت و تمدن اسلامي در عصر طلائيش انداخت که همواره دانش و تعليم و تربيت از مسجد جدا نبوده و فاصله نگرفته بود.

4) سفر به مصر

پس از کامل کردن محاوره و مکالمه زبان عربي و کتابت آن، در سال 1938 ميلادي علامه شيخ محمدتقي قمي لبنان را به قصد مصر ترک کرد و با اولين شخصيتي که در آن جا ارتباط برقرار کرد، رئيس الازهر ـ وقت، شيخ بزرگ محمد مصطفي مراغب بود. وضعيت کينه و تفرقه و تشتت مسلمانان را براي وي بازگفت و انديشه تقريب ميان مذاهب اسلامي را مطرح کرد. شيخ مراغي ـ با توجه به وضعيت سياسي و اختناقي که در آن عصر حکم فرما بود ـ با ترس و لرز اصلِ موضوع را پسنديد و وي را مورد تشويق قرار داد و بعدها به گونه هاي گوناگون اين انديشه را دنبال کرد و کمک هاي لازم را ارائه نمود. در گام بعدي، به علامه قمي پيشنهاد داد که کارش را با برگزاري يک سلسله سخنراني در دانشگاه الأزهر و جاهاي ديگر آغاز کند و براي اين که وي به راحتي بتواند با برخي از شخصيتها به ويژه متفکران تقريبي ارتباط برقرار کند، زمينه هاي مساعدي فراهم کرد.

در پي آن، علامه بلاغي، خانه اي محقّر براي محل اسکان و زندگي اش اجاره کرد که پس از آن مرکزي براي فعاليت علمي و سپس مقرّي فعال براي تقريب در قاهره به شمار رفت.

در خلال اقامتش در مصر، با متفکران و انديشمندان مختلف در دانشگاه الأزهر ارتباط برقرار کرد که هر يک از آنان نسبت به شخصيت علمي، ادبي، اخلاص و مودت به وي ابراز علاقه وافر نموده¬اند.

با آغاز جنگ جهاني دوم، علامه قمي، مجبور شد به ايران برگردد و در اين ميان همانند گذشته به تقريب ميان مذاهب اسلامي پرداخت. در اين عصر ـ يعني حدود سال 1945 ميلادي ـ حضرت آيت الله العظمي سيد حسين بروجردي در شهر قم مستقر بودند و شيخ محمدتقي با وي ملاقات کرد و شرح تفصيلي سفرش و اجمالي از فعاليتش را در موضوع تقريب ارائه نمود. آية الله بروجردي با ابراز خوشحالي و تأييد فعاليتهايش، مقرر نمود که از اين حرکت پشتيباني شود. بدين سبب، طرح تقريب مورد تأکيد بزرگترين مراجع ديني اهل سنت و شيعه قرار گرفت، چيزي که مي توان آن را يکي از ارکان اساسي پيروزي و موفقيت چنين طرحي برشمرد.

5) تلاشهاي تقريبي

تدريس فقه مقارن در دانشگاه الأزهر، تغيير برخي از قوانين کشور مصر بر طبق مذهب شيعه، انتشار کتاب فقهي «مختصر النافع» و تفسير «مجمع البيان» با مقدمه اي از شيخ الأزهر، در مصر از جمله اقدامات سودمند و بي سابقه اي بود که در پرتو دارالتقريب انجام يافت، از ديگر تلاشهاي تقريبي علامه قمي مي توان موارد ذيل را بيان کرد:

ـ سخنراني در مجلس ويژه اي با حضور شخصيتهاي سياسي و فرهنگي شهر مقدس مشهد، پيرامون تقريب مذاهب اسلامي.

ـ تقديم نمودن فتواي تاريخي شيخ شلتوت مفتي بزرگ مصر، پيرامون جواز پيروي از مذهب شيعه جعفري (که با خط شيخ شلتوت بود)، به آستان قدس رضوي(عليه السلام).

ـ ارتباط و نامه¬نگاري با بزرگان شيعه. به عنوان نمونه، نامه¬اي که شيخ محمدتقي قمي خطاب به حضرت امام خميني(رحمه الله) پيرامون صدور بيانيه¬هاي معظم له در موضوع وحدت و انسجام مسلمانان (به ويژه شيعه و سني) در ذيل از نظر مي گذرانيم:

بسم الله الرحمن الرحيم

حضرت آية الله العظمي خميني (دامت برکاته)

بعد از سلام و تحيات قلبي

بيانيه هاي شما در مورد اخوت مسلمانان شيعه و سني، و اهتمام حضرت عالي به مقابله با اختلاف و نهي از تفرقه بين گروه هاي اسلامي و تأکيد بر عدم وجود حد فواصل بين شيعه و برادران اهل¬تسنن، در حقيقت با مسئوليت مرجع بزرگ اسلامي در صحنه جهان اسلام متناسب است. البته تأييد اتحاد محکم، به اذهان دعوت اصلاحي به سوي تقريب مذاهب اسلامي بر مي گردد، من شخصاً از آن جايي که عمر خود را در راه اين دعوت سپري کرده، و بار مسئوليت آن را در سطح جهاني تحمل کردم و از طرف خود و بزرگان علماي هر دو گروه که با من در سراسر جهان همکاري مي کنند، نهايت ارزش را براي فرمايشات با ارزش شما قائلم و تأثيرات مثبت آن را در دعوت عظمت مسلمانان مي¬ستايم.

براي حضرتعالي مزيد توفيق در اين راه براي تحقق اهداف متعالي اسلام خواهانم.

محمدتقي قمي 28/11/1357 (روزنامه اطلاعات، اول اسفند ماه 1357).

ـ اقدام مهم تاريخي در تأسيس دار التقريب بين المذاهب اسلامي، در سال 1360 هجري قمري به همراه آقايان: شيخ محمود شلتوت، شيخ محمد مصطفي مراغب، مصطفي عبد الرزاق و عبدالمجيد سليم.

ـ انتشار مجلّه «رسالة الاسلام» که مطالب آن عموماً مربوط به تقريب مذاهب اسلامي، دعوت به وحدت و يکپارچگي امت اسلامي و تفسير قرآن کريم بود.

ـ نامه نگاري و روابطي صميمانه با شيوخ وقت الأزهر، خصوصاً شيخ محمود شلتوت.

براي پي بردن به عمق اين روابط به چند مورد ذيل که توسط شيخ شلتوت براي ايشان نگاشت گرديده است، اشاره مي-گردد:

شيخ محمدتقي قمي، پيشواي مصلح و برادر من، نخستين کسي است که علما را به مسأله تقريب دعوت کرد و به خاطر آن (از ايران به مصر) هجرت نمود.

آن قدر به او (شيخ محمدتقي قمي) ايمان دارم که در آخرت حاضرم، هر جا که او را بردند با او بروم، حال هر کس مي-خواهد بپسندد يا نپسندد.

و در نامه¬اي به علامه شيخ محمدتقي اين گونه مي نويسد:

جناب آقاي علامه جليل استاد محمدتقي قمي

دبير کل جماعت تقريب بين مذاهب اسلامي

سلام عليکم و رحمة الله و برکاته

اما بعد با نهايت مسرّت، يک نسخه از فتواي امضا شده خود را که در مورد جواز پيروي از مذهب شيعه اماميه صادر نموده-ام، به پيوست حضورتان تقديم مي دارم، اميدوارم آن را در آرشيو دار التقريب بين مذاهب اسلامي که اينجانب افتخار شرکت در تأسيس آن را دارم، نگاه داريد.

خداوند ما را در پيشرفت رسالت اين مؤسسه، توفيق عنايت فرمايد.

والسلام عليکم و رحمة الله

شيخ جامع الأزهر

محمود شلتوت

6) همکاري با جماعة التقريب

تأسيس دار التقريب، گامي بود تا عالمان و انديشمندان مذاهب اسلامي گرد هم آيند و در کنار يک ديگر چاره انديشيهاي لازم را براي پيشرفت امت مسلمان ارائه دهند. شيخ قمي با علاقه اي که به اين امر داشت، کار گروهي خود را ادامه داد، و روابط گسترده¬اي با اساتيد و علما ايجاد کرد. در منزل محقر و بي آلايش وي، جلسه برگزار مي گرديد و برخي از جلسه ها در يکي از رواقهاي دانشگاه الأزهر برگزار مي¬شد و در آن مشکلات مسلمانان، مسائل و شبهه¬هاي مذهبي مطرح مي-گرديد و گفتگوهاي اميدوار کننده به گوش مي¬رسيد تا اين که انسجام و اتحاد و همبستگي گروهي شکل بهتري به خود گرفت و تعدادي ديگر از معتقدان به تقريب به آن پيوستند.

شيخ مراغي هم همواره تلاش مي کرد تا رسالت تقريب به سرانجامي مطلوب نايل آيد. يکي از اقدامهايي که او انجام داد، اين بود که شيخ قمي را به گروهي از علما معرفي نمود. اين افراد از تلاشهاي وحدت مسلمانان و رفع تفرقه بين آنها حمايت مي کردند. از جمله اين علما، شيخ مصطفي عبدالرزاق بود که بعدها به رياست الأزهر رسيد، شيخ عبدالمجيد سليم و شيخ محمود شلتوت (که هر دو آنها متولي رياست الأزهر شدند)، شيخ محمد مدني و شيخ محمد علي علويه پاشا از ديگر حاميان شيخ قمي به حساب مي آمدند. سپس شيخ قمي جمعي ديگر را برگزيد، از جمله اين بزرگان شيخ حسن البنا، شيخ عبدالعزيز عيسي و شيخ علي مؤيد از کشور يمن و سيد آلوسي فرزند صاحب تفسير روح المعاني بود. از اين گروه بود که هسته اوليه جمعيت همبستگي و تقريب شکل گرفت. همين جمعيت مؤسسه¬اي را بنيان نهاد که «دار التقريب» نام گرفت و خانه محقر شيخ قمي مرکز فعاليت آنها شد. (اتحاد و انسجام، ص453)

متعصّبي در جمع گروه

علامه شيخ محمدتقي قمي مي گويد: «از بين اعضاي جمعيت، شخصي متعصّب در مذهب و مخالف با هرگونه نظريه، نسبت به همبستگي با شيعه را انتخاب کردم. زماني که شيخ مراغي از اين موضوع اطلاع يافت، شخصي را نزد من فرستاد و با تعجب از من پرسيد، چرا اين شخص را انتخاب کرديد؟ در جواب گفتم: او را با آگاهي از تعصب او انتخاب کردم، زيرا ما در بين خود کسي را مي خواهيم که اعتراض¬ها را مطرح کند، به طور غير مستقيم مسئول جواب دادن به آن سؤال باشيم. هنگامي که شيخ مراغي جوابم را شنيد، نگراني از صورتش برطرف شد و در حالي که خوشحالي، او را در خود غرق نموده بود، گفت: اين نوع تفکر و آزادمنشي را به تو تبريک مي گويم و شما با اين ويژگيها به طور قطع در دعوت خود موفق خواهيد شد». (پيشينه تقريب، ص173ـ174).

7) پارسايي و خردمندي

گرچه علامه شيخ محمدتقي قمي از حيث ظاهر داراي قامت لاغر و نحيف بود، ليکن مردي با وقار، با صورتي درخشان، منطقي و وزين، با متانت و اخلاقي کريم و دوست داشتني برخوردار بود. اين صفات از علتهاي پيروزي او در دعوتش بودند. ولي در عين بي چيزي و پارسايي شيخ قمي، مداوم اين ديدگاه را در بين گروه هاي مختلف از علما و تحصيل کرده ها ترويج مي داد و در تمام مجامع و مراکز به شهرت خيره کننده اي دست يافت. ولي با وجود اين، شيخ، شديداً از تنگدستي و کمبود مالي رنج مي برد. خانواده اش در ايران به طور نسبي در آسايش بودند و در نيازمنديهاي مالي او را ياري مي دادند. ولي شرايط به طور منظم آماده رسيدن پول به وي نمي شد. در برهه¬اي بحراني از دوران تنگدستي، يکي از سفارتخانه هاي غربي در قاهره با او تماس گرفت و از او دعوت به عمل آورد. شيخ دعوت را پذيرفت و در آن جا اهداف و مقاصد خود را توضيح داد. سفير، مبلغ چشم گيري پول به عنوان کمک به طرح او به ايشان پيشنهاد نمود. شيخ از اين پيشنهاد ناگهان يکّه خورد. به ويژه، اين پول در شرايط نيازمندي شديد براي او حاصل مي شد. ولي او بعد از تأمّلي کوتاه خطاب به سفير گفت: «در حقيقت من به پول احتياج خيلي زياد دارم، ولي از گرفتن هر مبلغي از اين پول امتناع مي ورزم تا نکند که درباره اين دعوت شبهه اي صورت گيرد.»

شگفت اين جا است که شيخ قمي از گرفتن اين مبلغ در زماني که جيب او حتي از يک ريال پول هم خالي بود امتناع ورزيد. خود او مي گويد: «از سفارت به طرف خانه پياده برگشتم چرا که توانايي پرداخت کرايه درشکه را نداشتم»! (اتحاد و انسجام، ص452ـ453)

نمونه اي ديگر از خردمندي شيخ قمي، جلوگيري از سوء استفاده شاه ايران نسبت به اعلان فتواي شيخ شلتوت بوده است. وقتي که قمي به ايران بازگشت راديو و تلويزيون (دولتي) آن عصر، در صدد برآمدند که اين موفقيت را به نوعي به محمدرضا شاه ايران، نسبت دهند. شيخ به شدت جلوگيري کرد و براي رساندن پيام رئيس الأزهر، شهر مقدس مشهد را که از جايگاه ديني و علمي برخوردار است برگزيد و در جلسه اي علمي که بسياري از عالمان بزرگ ـ و در رأس آن مرجع ديني آيت الله سيد محمد هادي ميلاني(قدس سره) ـ حضور داشتند، فتواي شيخ شلتوت را رسماً اعلان و قرائت کرد.

8) انديشه¬ها

ـ علامه شيخ محمدتقي قمي معتقد بود اگر درست به ريشه نام دو مذهب شيعه و سني توجه کنيم، تمام مسلمانان را شيعه مي يابيم، زيرا همگي دوستار خاندان پيغمبرند و همگي را نيز اهل¬سنت مي يابيم زيرا کليه مسلمانان، هر سنت و دستوري (را که) از طريق مطمئني از پيغمبر گرامي(صلي الله عليه وآله) وارد شده باشد، لازم الاجرا مي دانند. بنابراين ما همگي سني، شيعه، قرآني و محمدي(صلي الله عليه وآله) مي باشيم. (تقريب بين مذاهب اسلامي (1)، ص81)

ـ در نگاه علامه قمي، مسلمانان همگي در اصول با يک ديگر مشترکند، زيرا حکمت خداوند بر اين قرار گرفته است.

ـ به عقيده وي، تمامي مذاهب، اعم از شيعه و سني در ايجاد فرهنگ اسلامي و رشد و نمو و تعالي آن سهيم بوده اند.

ـ او همواره، اذعان مي¬نمود که اگر خواهان عزت و سربلندي گذشته باشيم، تنها يک راه پيش روي مسلمين قرار دارد و آن وحدت فرق اسلامي است.

ـ از منظر وي، مسلمانان در صدر اسلام با همبستگي و يکپارچگي توانستند کاخ فرهنگ اسلامي را بنا نمايند. (اتحاد و انسجام، ص446).

9) از دار¬التقريب تا مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي

چند دهه از تأسيس دارالتقريب سپري شد. عالمان و متفکراني از اهل سنت و شيعه در اين عرصه سخن گفتند، کتاب نوشتند، مقالاتي تدوين کردند و در مجلات و روزنامه ها نشر دادند. با پيروزي انقلاب اسلامي ايران، رويکرد وحدت امت اسلامي با افکار خردمندانه حضرت امام خميني(رحمه الله)، جان تازه اي گرفت و علاوه بر مسائل مذهبي در عرصه هاي سياسي، اجتماعي و فرهنگي صداي وحدت¬آميز بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران و در پي آن اعلام هفته¬اي به نام وحدت، و مشارکت اقشار مختلف مردم در مراسم ويژه اين هفته، بسياري از آرزو و آمال اصحاب دار التقريب تحقق پيدا کرد، و هر روز بر يأس و نوميدي دشمنان اسلام و مسلمين افزوده شده بود.

در ادامه اين تلاش، شاهکار ديگري صورت گرفت و آن تأسيس مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي بود. زماني که مقام معظم رهبري حضرت آية الله العظمي خامنه اي (مدظله العالي) با تدبير و عنايات ويژه قصد راه اندازي مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي را داشتند، معتقد بودند که احترام به پيشينيان اقتضا مي کند که با علامه شيخ محمدتقي قمي مشورت نمايند. لذا، مقام معظم رهبري با واسطه، پيام شفاهي اي براي شيخ محمد تقي قمي که در پاريس بسر مي برد فرستادند. شيخ بسيار خوشحال شد و با همان واسطه جواب خوب و مناسبي در تجليل رهبر انقلاب فرستاد. پس از آن شنيده شد که اين احترام و تجليل معظم له از شيخ قمي، در وي انگيزه و نيرويي ايجاد کرده بود که باعث گرديد دوباره به راه تقريب و برگشت به قاهره براي از سرگيري فعاليتهاي دارالتقريب تصميم بگيرد. ولي حادثه تصادف در يکي از خيابانهاي پاريس در حالي که رهگذر بود به زندگي اين بزرگمرد عرصه تقريب و الگوي همبستگي عصر حاضر در سن هشتادسالگي پايان داد. (ر.ک: پيشينه تقريب، ص19)

 تشييع و تدفين پيکر آن مرحوم در روز 18/6/69 انجام گرفت و طبق وصيت در امامزاده عبدالله (در تهران) به خاک سپرده شد.

نتيجه

نگاه اجمالي به تلاش شصت ساله علامه شيخ محمدتقي قمي بيانگر اهتمام ويژه وي به مسأله تقريب ميان مذاهب اسلامي است.

تقريب و وحدت مذاهب اسلامي در عصر کنوني مديون انديشه‏ هاي يکي از پيشگامان جنبش تقريبي و بيداري اسلامي در قرن چهاردهم هجري يعني علامه قمي است که تمامي عمر خود را وقف اين برنامه حياتي و مهم ساخته بود. ترديدي نيست که فعال کردن موضوع تقريب، از اهميت به‌ سزايي برخوردار است، به ويژه که امت اسلام، اينک دوران بسيار دشواري را از سر مي گذراند که مستلزم نيرومندي، استقامت، صلابت در رويارويي با يورش دشمنان و گروه هاي تکفيري است، بايد همه کوششها و توا‌نها را در راه پيشبرد و گسترش اين مهم به کار گرفت. بي‏توجهي و اهمال در اين کار ـ با هر عذر و بهانه‏اي که صورت گيرد ـ بدون ترديد پيامدهاي ناخوشايندي براي مسلمانان و امت اسلامي خواهد داشت.

مراجع

1- فصلنامه تاريخ و فرهنگ معاصر، شماره1.

2ـ اتحاد و انسجام، مؤسّسه امام هادي(عليه السلام)، انتشارات پيام امام هادي(عليه السلام)، چاپ اول، زمستان 1386، قم، ايران.

3ـ پيشينه تقريب، محمدعلي آذرشب / نشر مجمع جهاني تقريب بين مذاهب اسلامي، چاپ اول، 1384.

4ـ تقريب بين مذاهب اسلامي(1)، ويژه نامه چهارمين کنفرانس وحدت اسلامي، مهرماه 1369.

5ـ روزنامه اطلاعات، اول اسفند ماه 1357.

6ـ قصّة التقريب، شيخ محمدتقي قمي، اعداد و تقديم و ملاحق: سيد هادي خسروشاهي، المجمع العالمي للتقريب بين المذاهب الاسلامية، الطبعة الأولي، 1428 هـ. ق، طهران، ايران.

7- خبرگزاري تقريب.

Add Comments
Name:
Email:  
User Comments:
SecurityCode: Captcha ImageChange Image