اهل سنت

پيشگامان تقريب : سيد محمد تقي حکيم، محقق و پژوهشگري تقريب گرا

-(0 Body) 
پيشگامان تقريب : سيد محمد تقي حکيم، محقق و پژوهشگري تقريب گرا
Visitor 244
Category: پيشگامان تقريب

يکي از راه ‏هاي قدرتمندي اسلام، وحدت و همدلي مسلمانان است و معرفي عالماني که در اصلاح امت اسلامي کوشش‏هايي کرده، و تلاش خود را در اين راه وجهه همت خود قرار داده‏اند، نقش بسزايي در تحقق اين آرمان دارد. در عصر حاضر سکوت در برابر هجمه‏هاي فرهنگي و اعتقادي دشمنان، اسلام را از هر زمان ديگر آسيب‏پذيرتر مي‏سازد؛ چنان که در گذشته نيز در اثر بي‏کفايتي زمامداران حکومت‏هاي اسلامي و دامن زدن آنان به اختلافات فرقه‏اي، بسياري از آثار ارزشمند اسلامي را از دست داده‏ايم و سال‏هاي درازي سرمايه‏هاي فکري و هنري خويش را صرف اختلافات بي‏اساس کرده‏ايم.

براي اسلام با همه غنا و دارايي بي‏نظيرش، هيچ‏گاه اين موقعيت پيش نيامده که آرزوهاي خود را آن طور که شايسته است ميان مسلمان محقق سازد. اکنون وقت آن است که نگاهي واقع‏بينانه‏تر و بي‏پيرايه‏تر به اسلام بيفکنيم و با بازگشتي دوباره به اخلاص و ايمان صدر اسلام، مشترکات مذاهب گوناگون اسلامي را در دستور کار خود قرار دهيم تا شايد اسلامي يکپارچه، قدرتمند و قوي را به ارمغان آوريم.

رسيدن به اين هدف، عوامل گوناگوني را مي‏طلبد که معرفي عالمان و فرهيختگان کشورهاي اسلامي يکي از اين عوامل است. در ادامه به معرفي يکي از عالمان مسلمان مي‏پردازيم که نقش مهمي در تقريب مذاهب اسلامي، دعوت مردم به وحدت و همدلي و بيداري اسلامي ايفا کرده است.

مقدمه:

تقريب مذاهب اسلامي نه يک شعار بلکه يک واقعيت اجتماعي ـ سياسي و علمي است که انديشمندان دلسوز مسلمان بر ضرورت آن تأکيد مي‏کنند. يکي از معاصران پيشگام تقريب آيت‏الله سيد محمدتقي حکيم است که از دريچه تحليل و پژوهش علمي، مسئله تقريب مذاهب اسلامي را پي‏گيري کرده و با ارايه راه‏حل‏هاي علمي، گامي مؤثر در اين مسير برداشته است.

آن‏چه که در پي مي‏آيد، معرفي اجمالي اين دانشمند فرزانه و تبيين بخشي از کارِ علمي اوست که در کتاب «اصول الفقه المقارن» آمده است. بديهي است در صورتي که انديشمندان مسلمان با رويکرد علمي ـ پژوهشي به اين مسئله بپردازند، نتايج مثبت و ارزنده‏اي نصيب مسلمانان خواهد شد و گامي مؤثر در تقريب مذاهب اسلامي برداشته مي‏شود.

ولادت و وفات

سيد محمدتقي حکيم در سال 1921 ميلادي در نجف اشرف (عراق) در خانواده‏اي مذهبي و اهل علم و فضل چشم به جهان گشود و پس از سپري شدن 81 بهار از عمر شريفش که عمده آن صرف تحصيل، تحقيق و تأليف به همراه تقوا، ورع و عبادت شد، در صبحدم شانزدهم ماه صفر 1423 هجري قمري مطابق با 30 نيسان 2002 ميلادي به ديار باقي شتافت.

تحصيلات

وي تحصيلات ابتدايي را تحت اشراف پدر بزرگوارش سيد سعيد حکيم (متوفاي 1395 هجري قمري) و بزرگان خانواده‏اش گذراند و دروس علوم عربي، منطق، بلاغت، اصول فقه، فلسفه و تاريخ

1 استاديار، مدرس حوزه و دانشگاه، عضو هيئت علمي مرکز جهاني علوم اسلامي.

را نزد اساتيد بزرگواري همانند: برادرش سيد محمدحسين حکيم (متوفاي 1410 ه .ق)، شيخ نورالدين جزائري، سيد صادق سيد ياسين، و شيخ علي ثامر، سيد يوسف حکيم (متوفاي 1411 ه .ق)، سيد حسن حکيم (متوفاي 1394 ه .ق)، سيد محمدعلي حکيم، شيخ محمدرضا مظفر و سيد موسي جصاني فرا گرفت.

درس خارج فقه و اصول را نزد آيات عظام سيد محسن حکيم (متوفاي 1390 ه .ق)، سيد ابوالقاسم خوئي (متوفاي 1413 ه .ق)، شيخ حسين حلي (متوفاي 1395 ه .ق) و سيد ميرزا حسن بجنوردي (متوفاي 1395 ه .ق) و فلسفه را نزد شيخ محمدرضا مظفر و سيد ميرزا حسن بجنوردي فرا گرفت.

تدريس

وي طي سالياني چند، به تدريس سطوح عالي فقه و اصول براي طلاب حوزه علميه نجف اشرف پرداخت. مباحث فقهي را بر اساس متن مکاسب شيخ مرتضي انصاري و اصول فقه را بر اساس متن کفاية الاصول شيخ محمدکاظم خراساني در دروس خارج فقه و اصول ارايه مي‏داد.

از ويژگي ديگر علمي سيد محمدتقي حکيم، تدريس علم اصول فقه مقارن براي طلاب بحث خارج بوده است که آراي ائمه مذاهب اربعه را ذکر مي‏کرد و برخي از دانش‏پژوهان آن را تقرير کرده‏اند. هم‏چنين علم قواعد فقهي را از سال 1388 ه .ق براي مدت چند سال تدريس مي‏کرده است.

وي به همراه عده‏اي از بزرگان «جمعية منتدي النشر» را تأسيس کرد که بيش از يک ربع قرن به فعاليت پرداخت. و از سال 1944 ميلادي در دانشکده آن (کليّة منتدي النشر) به تدريس نحو، صرف، بلاغت، ادبيات، تاريخ، فقه و اصول، روان‏شناسي و جامعه‏شناسي پرداخت. وي علاوه بر عضويت در تأسيس «المجمع الثقافي لمنتدي النشر» در سال 1943 ميلادي، در تأسيس دانشکده فقه «کلية الفقه» در سال 1985 ميلادي مشارکت داشت و موضوعات گوناگوني را در آن‏جا تدريس کرد. وي، براي بيش از پنج سال مسئوليت دانشکده فقه را بر عهده گرفت و از سال 1967 تا 1970 ميلادي اصول فقه مقارن را در بخش «معهد الدراسات الإسلامية العليا» در دانشگاه بغداد تدريس کرد و در سال 1964 ميلادي درجه استادي را از دانشگاه بغداد دريافت نمود و در همين سال به عضويت «المجمع العلمي العراقي» درآمد. وي از آن پس، در کنفرانس‏هاي متعدد علمي داخل و خارج کشور عراق شرکت جسته و به عضويت چند مجمع علمي مصر، سوريه و اردن درآمد.

تأليفات

آثار علمي سيد محمدتقي حکيم که در موضوعات مختلف تأليف شده است به سه بخش تقسيم مي‏شود؛ برخي به صورت کتاب نشر يافته است، برخي هم‏چنان مخطوط است و به زيور طبع آراسته نشده و برخي ديگر به صورت مقالات و نيز مقدمه بر کتاب‏هاي ديگران نگاشته و نشر يافته است.

کتاب‏هاي چاپ شده وي عبارت است از:

1. مالک الاشتر؛ 2. شاعر العقيدة (السيد الحميري)؛ 3. الاصول العامة للفقه المقارن؛ 4. الزواج المؤقت و دوره في حل مشکلات الجنس؛ 5. فکرة التقريب بين المذاهب؛ 6. مناهج البحث في التاريخ؛ 7. تاريخ التشريع الاسلامي؛ 8. من تجارب الاصوليين في المجالات اللغوية؛ 9. عبدالله بن عباس... حياته و سيرته، شخصيته و آثاره. (http://www.14masom.com)

تحقق تقريب با تحقيقات علمي

از ويژگي بارز سيد محمدتقي حکيم در موضوع تقريب مذاهب اسلامي، انجام پژوهش‏هاي علمي و ارايه نظرات و آراي متفکران مذاهب گوناگون و تحليل جامع از آنها است. پس از چاپ و نشر کتاب «الاصول العامة للفقه المقارن» در سال 1383 ه .ق در بيروت، دانشگاه بغداد با تشکيل هيئتي از اساتيد، به بررسي اين کتاب پرداخت و آن را به عنوان رساله دکتري برگزيد و بر اساس آن مدرک دکتري افتخاري ـ بدون نياز به برگزاري جلسه دفاعيه ـ به وي اعطا کرد و او را به عنوان استاد در دانشکده ادبيات دانشگاه بغداد انتخاب نمود.

نگاه علمي به مسئله تقريب، بر اساس آن‏چه که در کتاب اصول فقه مقارن آقاي حکيم آمده، دريچه‏اي است که اين طلايه‏دار تقريب گشوده است. از اصول و قواعدي که وي در راه تحقق تقريب در اين کتاب به کار گرفته، مي‏توان به مباني تقريب تعبير کرد، که اجمال آن چنين است:

الف) از اهداف تدوين کتاب اصول فقه مقارن تقريب بخش اختلافات ميان مسلمانان و تبيين تأثير عوامل تفرقه‏انداز است که از مهم‏ترين و قوي‏ترين آنها جهل عالمان برخي از مذاهب نسبت به قواعد و ضوابط مذاهب ديگر است و از طريق همين موضوع است که تبليغات مغرضانه دشمنان در بد نام کردن برخي نزد برخي ديگر تأثيرگذار است و سبب مي‏شود که به سخنان يک‏ديگر آن‏گونه که هست دست پيدا نکنند و يک‏ديگر را به داشتن عقايد و آراي باطل متهم کنند.

ب) تحليل و پژوهش درباره عوامل اختلاف فقهي که آيا در تبيين صغريات اموري همانند حجيت ظهور قرآن و سنت يا حجيت قياس نقش دارد يا اين‏که اختلاف در نتايج بحث و به عبارت ديگر اصول فقه است، کاري بود که مرحوم حکيم در تنگ کردن دامنه اختلاف و تقريب بين مذاهب فقهي انجام داد. همان‏گونه که يکي ديگر از منابع اختلاف نتايج مباحث فقهي، اختلاف در ترتيب ادله و کيفيت مراجعه به آن است. مرحوم حکيم پس از بحث درباره دو اصطلاح ويژه فقه امامي، يعني اصطلاح ورود و حکومت، بر اساس آن، ترتيب ادله را به شکل زير بيان نمود:

1. ادله اماراتي (ادلة الواقع)؛

2. ادله‏اي که واقع‏نمايي دارد، مثل استصحاب؛

3. ادله وظيفه شرعي؛

4. ادله وظيفه عقلي.

در ديدگاه ايشان هرگاه مسئله ترتيب مراجعه به ادله مورد ملاحظه قرار گيرد، نتايج مباحث فقهي تا حد زيادي نزديک به يک‏ديگر خواهد بود و از اين طريق بخشي از اختلافات مذاهب اسلامي رفع مي‏گردد.

3. طرح مسئله تحريف قرآن، که شبهه آن از سوي مذاهب اسلامي متوجه مذاهب اماميه است يکي ديگر از مباني تقريب مرحوم حکيم است. وي بر استدلال به قرآن کريم از سوي امت اسلامي تأکيد نموده و مي‏گويد مذهب اماميه همانند ساير مذاهب بر اين اصل تأکيد کرده و اصولاً هر روايتي را که با قرآن کريم معارض باشد طرد مي‏کند. با وجود چنين ديدگاهي است که همه مذاهب اسلامي بايد بر اصل رجوع و استدلال به قرآن اهتمام داشته باشند و به اين وسيله به تقريب آرا و نظراتشان دست يابند. روايات ضعيف و شاذّي که در کتاب‏هاي فريقين نسبت به تحريف قرآن وجود دارد، ضمن ناسازگاري با آيه 9 سوره حجر «إِنّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَ إِنّا لَهُ لَحافِظُونَ» با روايات ديگري که دلالت بر عدم تحريف قرآن دارد، هم معارض است و علماي مذاهب (از جمله عالمان شيعي در طول تاريخ اسلام) به همين قرآن موجود استناد و استدلال مي‏کردند.

پس مي‏توان از اين زاويه به تقريب مذاهب پرداخت و با زدودن شبهه تحريف و متهم نکردن يک‏ديگر به آن، گامي مؤثر در وحدت مسلمين برداشت.

4. برخي يکي از موانع تقريب را اخذ به سنت اهل بيت عليهم‏السلام دانسته‏اند و مي‏پندارند طرح آن در برابر سنت پيامبر اکرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله به عنوان يک منبع ديگر براي فهم دين نتايجي را به دنبال خواهد داشت که به طور طبيعي اختلافات را زياد خواهد کرد. مرحوم حکيم با تأکيد بر اخذ به سنت اهل بيت عليهم‏السلام نه تنها آن را مانع وحدت ندانسته بلکه آن را بر اساس آيات قرآن، مانند آيه تطهير، و روايات نبوي، مانند روايت ثقلين که به تواتر در مصادر روايي فريقين آمده، از عوامل وحدت و در راستاي سنت نبوي دانسته است. به عبارت ديگر، سنت نبوي ما را وا مي‏دارد که سنت اهل بيت عصمت و طهارت را اخذ کنيم و هرگاه مسئله به اين صورت باشد، يکي از مبادي اختلاف از بين رفته، روح وحدت زنده خواهد شد.

5. تحليل و پژوهش پيرامون اصول و قواعدي که مورد اختلاف است، مانند: قياس، استحسان، مصالح مرسله، سدّ الذرايع و غيره زمينه تقريب را فراهم مي‏سازد و اين نکته را آشکار مي‏کند که چنين اصولي آن گونه که برخي مي‏پندارند، آن‏قدر وسيع نيست که مذاهب اسلامي را از يک‏ديگر دور سازد و اختلاف در آن، گاهي لفظي است و مي‏توان با تحليل مشترک، به بخشي از آن بسنده کرد.

مرحوم حکيم با ارايه تحليلي قابل قبول نسبت به برداشت از اصول مذکور، سعي در ايجاد تقريب نموده و وجود اين قواعد اصولي را مانع اصلي وحدت ندانسته است.

براي مطالعه مجموعه اين مسايل مي‏توان به کتاب «اصول الفقه المقارن» مراجعه نمود.

Add Comments
Name:
Email:  
User Comments:
SecurityCode: Captcha ImageChange Image