اهل سنت

پايگاه اطلاع رساني دبيرخانه شوراي برنامه ريزي مدارس علوم ديني اهل سنت

امروز پنجشنبه، 1 فروردين 1398| 15 رجب 1440

فقه زن در فقه مذاهب اسلامي

-(1 Body) 
فقه زن در فقه مذاهب اسلامي
Visitor 370
Category: فقه و حقوق

فقه زن در فقه مذاهب اسلامي

قسمت اول:
مقدمه :
برابر حکم صريح قرآن تامين هزينه و مخارج زندگي زن بر عهده ي مرد مي باشد آيات
وعلي المولود له رزقهن و کسوتهن بالمعروف«بقره 233»
وبما انفقوا من اموالهم «نساء34»
اسکنوهن من حيث سکنتم من وجدکم«طلاق 6»
به اين فرايند اشاره دارد
همچنين پيامبر گرامي اسلام، ضمن رواياتي بر اين فرايند تاکيد داشته است:
«قال ر سول الله (ص)»اوصيکم بالنساءخيرا فانهن عندکم وان اتخذتموهن بامانه الله واستحللتم فروجهن بکلمه الله وان لکم عليهن ان لا يو طن فرشکم احدا وان لاياذن في بيوتکم لاحد تکرهونه وان لهن عليکم نفقتهن وکسوتهن بالمعروف«»
حکمت وفلسفه ي تشريع حکم نفقه
دقت وتدبر در حديث شريف نبوي ما را به حکمت تشريع حکم لزوم تامين نفقه ي زن از جانب مرد رهنمون مي سازد
زنان امانت الهي اند – حريم آن ها را حفظ کنيد – کاري مکنيد که آن ها خوششان نيايد – تامين نفقه و پوشش آن ها به نيکويي وظايف شما مردان مي باشد
در پشت پرده ي اين تشريع واقعا چه مي گذرد؟! زن کريم و محترم است، زن آسيب پذير وظريف است، شايسته نيست که وجود او در معرض آسيب ها و تهديدات قرار گيرد. بايد مصون بماند ومرد در خدمت او باشد و پاسدار حريم و زيبائي هاي او.لذا برخلاف نظريه ي سکولارها وکمونيسم تشريع اين فرايند در اسلام نشانه ي ارزش نهادن وتکريم زن مي باشد، نه توهين وتحقير او.
با اين تشريع، زن درگير مشقت هاي زندگي روزمره نمي شود وفارغ از هر دغدغه اي به وظيفه ي خطير و اصلي خويش که همانا تربيت وهدايت اطفال است مي پردازد، مسووليتي که شريعت حکيم اسلام اولويت انجام آن رابه زنان در مسأله ي حضانت کودک سپرده است.بنابراين دين مبين اسلام مسووليت تامين نفقه رابر عهده ي مرد گذاشته و مسأله ي تامين آرامش براي خانواده و مديريت آن را بر عهده ي زن نهاده است.
نفقه در اصل به معني هلاک، رواج و اخراج آمده ودر لسان متشرعه به تامين مخارج زندگي افراد تحت تکفل استعمال يافته است. به استعمال اين لغت در کلام فقهاء توجه نماييد:
النفقه مشتقه من النفوق وهو الهلاک نفقت الدابه نفوقا اي هلکت او من النفاق وهو الرواج نفقت السلعه نفاقا اي راجب «فتح القدر 417/9»
النفقه في اللغه الاخراج والذهاب يقال نفقت الدابه اذا خرجت من ملک صاحبها بالبيع او الهلاک، مصدره النفوق
وفي لسان الفقهاء:اخراج الشخص مونه من تجب عليه نفقته«الفقه علي المذاهب الاربعه 553/4»
ب:تمکين:
تمکين از ماده ي مکن است ودر اصل به معاني تسلط بر شيء ،کمک ،آزاد کردن و دست برداشتن از چيزي آمده است.
التمکين من الشئ الاقدار عليه /الاعانه /التخليه ورفع اليد «معجم لغه الفقهاءمحمد قلعه جي 147/1»
در لسان متشرع، منظور از تمکين اين است که زن خود را در اختيار زوج جهت هر گونه بهره برداري وتلذذ جنسي بگذارد و تمامي موانع دسترسي به خود را از بين ببرد و وظايف زناشويي خود را صددر صد انجام دهد وخود را تسليم محض شوهر نمايد.
ج:نشوز /ناشزه
نشوز از ماده ي نشز در اصل به دو معني آمده است، ارتفاع وعصيان
النشز :ماارتفع وظهر من الارض /الناشزه المرتفعه و العاصيه علي الزوج
نشوز در لسان فقهاء درست در مقابل تمکين قرار دارد که به معني شقاق وبغض مي آيد وخارج شدن زن رااز اطاعت مرد نشوز گويند
وناشزه شرعا :الخارجه من بيت الزوج بغير حق«همان منبع»
نشوز در لسان شرع اقسام وانواعي دارد از جمله:مسافرت زن بدون اذن شوهر –خارج شدن زن از خانه –ممانعت از مقاربت جنسي وهر گونه تلذذ جسمي.
حکم نفقه
در فقه تمامي مذاهب اسلامي تأمين نفقه ي زن بر مرد واجب است .البته براي وجوب نفقه شرايط واسبابي قرار داده اند
«نفقه المراه واجبه علي الزوج «المسبوط 20/7»
يجب علي الرجل نفقه امراته«الانصاف 381/14»
شرايط استحقاق زن نسبت به نفقه
الف: اماميه :
اماميه براي اين که زن مستحق نفقه باشد دو شرط گذاشته اند:
1-زن بايد همسر دائمي مرد باشد
و فرض اين شرط بدان جهت است که در نزد اماميه، نکاح متعه و موقت هم جايز است و زن متعه نفقه ندارد.
انماتجب نفقه الزوجه علي الزوج بشرط ان تکون دائمه «تحرير الوسيله 319/3»
2-مطيع وفرمانبردار مرد باشد وان تکون مطيعه «تحرير الوسيله 311/3»
ب:شافعيه :
1-زن تسليم مرد باشد
2-توانايي مقاربت جنسي داشته باشد
ان يمکنه من نفسها وذلک بان تعرض نفسها عليه «الفقه علي المذاهب الاربعه 568/6»
ج:حنفيه:
1-زن خود را تسليم مرد کند
:النفقه واجبه للزوجه علي زوجها مسلمه کانت او کافره اذا سلمت نفسها الي منزله فعليه نفقتها وکسوتها وسکناها «فتح القدير 417/9»
وانما تستوجب النفقه بتسليمها نفسها الي الزوج «المبسوط 6/7»
يک استثنا: اگر عدم تسليم به خاطر اخذ مهريه باشد، ضرري به استحقاق نفقه نمي رساند
2-عقد صحيح باشد
3- زن توانايي مقاربت جنسي داشته باشد
4-مرتد نباشد «الفقه علي المذاهب الاربعه 565/4»
د:مالکي :
1- زن تسليم مرد باشد
:يجب لممکنه من نفسها «الشرح الکبير508/2»
2-قدرت مقاربت جنسي داشته باشد
:مطيقه للوطي «همان منبع»
3-شوهر بالغ باشد «الفقه علي المذاهب الاربعه 568/4»
هـ :حنبلي :
1-زن تسليم مرد باشد:
ان تسلم له نفسها تسليما تاما«همان منبع»
چکيده ي مسأله :
تمامي شروطي که مذاهب اسلامي در باب شرايط استحقاق نفقه نهاده اند به شرط تمکين و تسليم براي مقاربت وتوانايي انجام آن بر مي گردند.
وجوب نفقه از حين عقد يا پس از تمکين
الف:اماميه :
نفقه به تمکين واجب مي شود نه از حين عقد
فلو عقدها ولم تکن ممکنه نفسها لم تجب نفقتها «شرائع الاسلام 157/3»
لايجب بالعقد الاالمهر«همان منبع»
واما النفقه فانها تجب يوما بيوم في مقابله التمکين والاستمتاع «الخلاف326/7»
ب:شافعي:
در اين مسأله امام شافعي دو قول دارد که در قول جديد وي، نفقه به تمکين واجب مي شود
الجديد انها تجب بالتمکين لا العقد «السراج الوهاج468»
ودر قول قديم از هنگام عقد واجب مي گردد
ج:حنفي :
نفقه به تمکين وتسليم واجب مي شود
النفقه واجبه للزوجه علي زوجها مسلمه کانت او کافره اذا سلمت نفسها الي منزله …«فتح القدير 417/9»
د:مالکي:
نفقه به تمکين واجب مي شود
يجب لممکنه من نفسها «الشرح الکبير 508/2»
يجب لممکنه«التاج والاکليل 261/6»
هـ :حنبلي :
نفقه به تمکين وتسليم واجب مي شود
متي سلمت الزوجه نفسها وکانت مستکمله الشروط المتقدمه فان نفقتها تجب بذلک وتصح دينا في ذمه الزوج «الفقه علي المذاهب الاربعه572/4»
چکيده ي مسأله: تمامي مذاهب اسلامي اتفاق دارند که نفقه، هنگامي بر شوهر واجب مي شود که زن خود را تسليم محض شوهر نمايد و موانع سر راه را بردارد، به جز در قول قديم امام شافعي که به محض انعقاد صيغه ي عقد در هر حال نفقه ي زن بر مرد واجب مي گردد.
موانع ثبوت نفقه
نفقه از حين تمکين واجب مي شود، اما حالاتي رخ مي دهد که اين حکم را تعليق مي کنند اينک نظر مذاهب اسلامي را در اين باره مرور مي کنيم:
الف:اماميه :
در مذهب تشيع چهار عامل موجب ساقط گشتن نفقه مي شوند
1-نشوز :اگر زن از ايفاي وظيفه ي خود که استمتاع مي باشد خوداري کند آن روز نفقه اش ساقط مي شود
ولو استمرت مخالفه تحقق النشوز وسقطت النفقه «شرائع الاسلام 158/3»
فلانفقه للناشزه«تحرير الوسيله 319/3»
2-ارتداد.اگر زن مرتد شود، نفقه ي او ساقط مي شود
ولو ارتدت سقطت النفقه «همان منبع »
3-مسافرت بدون اذن شوهر.اين بند در اصل به همان نشوز بر مي گردد.
لو سافرت بغير اذنه في مندوب او مباح فانه يسقط نفقتها «تحرير الوسيله 320/3»
يک استثنا:اگر سفر واجب باشد مثل سفر حج حتي اگر بدون اذن هم باشد نفقه ساقط نمي گردد.
4-طلاق بائن: اگر زن طلاق داده شود به طلاق بائن وحامله نباشد نفقه اش ساقط مي شود
واما ذات العده البائنه فتسقط نفقتها وسکناها الا اذا کان عن طلاق وکانت حاملا«تحرير الوسيله 321/3»
تبصره :زن در طلاق رجعي نفقه دارد
زن معتده از وفات شوهر نفقه ندارد
وکذا الحامل المتوفي عنها زوجها فانه لا نفقه لها مده حملها «تحرير الوسيله 320/3»
ب:شافعي :
1-نشوز:
وتسقط بنشوز ولو بمنع لمس بلا عذر «سراج الوهاج 468»
2-سفر زن بدون اجازه
اگر به خاطر حاجت زن باشد نفقه را ساقط مي کند
ولحاجتها يسقط في الاظهر «همان منبع»
3-طلاق بائن:زني که سه طلاقه داده شود در عده نفقه ندارد
والحائل البائن بخلع او ثلاث لا نفقه لها «همان منبع »
تبصره :زن رجعيه نفقه دارد
ويجب لرجعيه الموءن «سراج الوهاج 469»«روضه الطالبين 390/3»
زن معتده از فوت شوهر نفقه ندارد
المعتده عن الوفاه لا نفقه لها وان کانت حاملا«روضه الطالبين291/3»
ج:حنفي :
1-نشوز يا غايب شدن زن از مرد وممانعت از همراه شدن با مرد
واذا تغيبت المراه عن زوجها او ابت ان تتحول معه الي منزله او الي حيث يريد من البلدان وقد اوفاها مهرها فلا نفقه لها لانها ناشزه ولا نفقه للناشزه «6/7المسبوط »
وان نشزت فلا نفقه لها حتي تعود الي منزله «فتح القدير 425/9»
2-سفر: اگر زن حج رود، نزد برخي از فقهاي حنفيه،چون از شوهر دور شده نفقه ي او ساقط مي شود «الهدايه 184/2»
واذا طلق الرجل امراه فلها النفقه والسکني في عدتها رجعيا کان او بائنا« الهدايه190/2»
تبصره:زن در طلاق رجعي وعده ي طلاق بائن نفقه ندارد
اما زن در عده وفات نفقه ندارد« همان 191/2»
هـ :مالکي :
1-نشوز و ممانعت از تسليم نفس خويش براي استمتاع
وسقطت نفقتها اذا منعت الوطيء او استمتاع فتسقط نفقتها منه في اليوم الذي منعه فيه من ذلک «الشرح الکبير 514/2»
2-خروج بدون اذن شوهر «همان منبع»
3-طلاق بائن .
اوبانت بخلع او بتات فتسقط نفقتها ان لم تحمل فان حملت فلها النفقه
اگر زن حامله باشد نفقه اش استمرار دارد
تبصره :زن در طلاق رجعي نفقه دارد «الشرح الکبير »
4-اعسار وتنگ دستي شوهر باعث سقوط نفقه مي شود
وسقطت النفقه عن الزوج بالعسر ولا ترجع عليه الزوجه بها وبعد يسره «الشرح الکبير 517/2»«الفقه علي المذاهب الاربعه 573/4»
و :حنبلي :
1-نشوز
ولا نفقه لناشزه «الفروع341»
واذا نشزت المراه فلا نفقه لها هذاالمذاهب مطلقا وعليه الاصحاب«الانصاف 417/14»
2-طلاق بائن.
زن در عده ي رجعي وطلاق بائن حامل نفقه دارند «الفروع354/1»
وعليه نفقه المطلقه الرجعيه وکسوتها وسکنها کالزوجه سواء«الانصاف391/14»
اما بائن ان لم تکن حاملا فلا شئ لها وهذا المذهب «همان منبع »
زن در عده ي فوت شوهر اگر حامله نباشد نفقه ندارد «الانصاف»
3-منع از استمتاع :
وان منعت تسليم نفسها فلا نفقه لها بلا نزاع الا ان تمنع نفسها قبل الدخول حتي يقبض صداقها الحال «الانصاف 411/14»
4-مسافرت زن بدون اذن.او سافرت بغير اذنه فلا نفقه لها «همان منبع»
چکيده ي مسأله: تمامي فقهاء اتفاق دارند براين که زني که ناشزه شود و از تسليم نفس خود ابا نمايد، نفقه ي او در زمان ممانعت نفس خويش ساقط مي گردد.کليه مسقطات ديگر نفقه به نوعي به نشوز بر مي گردد، يعني زن حالتي پيدا مي کند که در دسترس نيست و در ايفاي وظيفه ي خويش ناتوان است.
منابع وماخذ
1- قرآن کريم
2- الحلي،المحقق ،شرائع الاسلام في مسائل الحلال والحرام .المکتبه الشامله
3-ابن مفلح،الفروع ،المکتبه الشامله
4-البرازعي ،القيرواني ،المدونه ،المکتبه الشامله
5- الرافعي ،الشافعي،روضه الطالبين وعمده المفتيين ،مکتبه الشامله
6-طوسي ،الشيخ ،الخلاف ،مکتبه الشامله
7- الجزايري ،عبدالرحمن ،الفقه علي المذاهب الاربعه،مکتبه الشامله

 

نظر کاربران
نام و نام خانوادگی
پست الکترونیک
 
تصویر امنیتی
Captcha ImageChange Image
متن خود را اینجا وارد کنید

آدرس:تهران خيابان جمهوري اسلامي خيابان رازي نرسيده به خيابان نوفل لوشاتو نبش کوچه ياسمن---تلفن:63497112---فکس:63497498 ---سامانه پيامک:30005209

© Copyright dmsonnat.ir. All Rights Reserved.