اهل سنت

پايگاه اطلاع رساني دبيرخانه شوراي برنامه ريزي مدارس علوم ديني اهل سنت

امروز جمعه، 4 خرداد 1397| 11 رمضان 1439

داعش در افپاک: وجوه اهميت و جذابيت منطقه براي نوافراط گرايان

-(0 Body) 
داعش در افپاک: وجوه اهميت و جذابيت منطقه براي نوافراط گرايان
Visitor 22
Category: سياسي و اجتماعي

 داعش در افپاک: وجوه اهميت و جذابيت منطقه براي نوافراط گرايان

داعش در بهمن 1394 با اعلام حضور در افغانستان و پاکستان اين دو کشور را ذيل عنوان «شاخه خراسان» خود اعلام نمود؛ با اين حال تحرکات حاميان داعش در افغانستان و پاکستان ماه‌ها پيش از آن آغاز شده بود و تاکنون در قالب فعاليت‌هاي متعدد تروريستي در اين کشورها استمرار يافته است. در شرايط کنوني داعش با توجه به تحولات ماه‌هاي اخير در عراق و سوريه که منجر به فروپاشي سازمان نظامي و اداري آن، از دست دادن سرزمين، تخريب زيرساخت‌ها و تخليه مالي در اين کشورها شده است، در واقع ناگزير از کوچ تاکتيکي از شامات شده و بر اساس شواهد و ظرفيت‌هاي ولايت خراسان و به ويژه افغانستان و پاکستان، اين دو کشور به عنوان مقاصد اصلي و ساير کشورها از جمله ليبي به عنوان مقاصد فرعي اين گروه پذيراي نيروهاي داعش شده‌اند.

داعش در سال‌هاي اخير توانسته است در مناطق مختلف افغانستان به ويژه در شرق اين کشور و نيز در جنوب غرب پاکستان هسته‌هاي اوليه نيروهاي خود را ايجاد و تحکيم نمايد. تقويت نيروي نظامي در اين مناطق از طريق ائتلاف‌سازي با جهاديون قديمي، سربازان افغانستاني و پاکستاني حاضر در جبهه‌هاي سوريه، جريان‌هاي اسلام‌گراي افراطي در کشورهاي آسياي مرکزي، کشمير و هند صورت گرفته است. در کنار بهره گيري از نيروهاي موجود، برخي جريان‌هاي کوچک اما متفاوت نيز ذيل داعش خراسان ايجاد شده است که در مجموع استعداد اين گروه در افغانستان و پاکستان را به سطحي رسانده که توانايي به سرانجام رساندن عمليات تروريستي در اين کشورها را يافته و توانسته‌است حملات مرگبار و کوري را در شهرهاي جلال آباد و کابل در افغانستان و همچنين شهرهاي کويته و لاهور در پاکستان انجام دهد.

پرسشي که مي‌تواند در اينجا مطرح شود آن است که چرا اين منطقه براي افراط گرايان مسلمان از جمله داعش اهميت دارد؟ در پاسخ به اين پرسش دلايلي مختلفي قابل طرح است. نخست، منظر ايدئولوژيکي اهميت آن است. اين منطقه به لحاظ ايدئولوژيک جايگاه مهمي در منظومه تفکر اسلامي دارد. خراسان به عنوان مشرق اسلامي ـ شامل افغانستان، پاکستان، بخش‌هايي از آسياي مرکزي و ايران، مفهومي است که در ديدگاه‌هاي آخرالزماني ـ که داعش به قرائتي از آن معتقد است، جايگاه برجسته‌اي دارد. بر اين اساس بسياري از گروه‌هاي سني راديکال در سراسر جهان بر اساس حديثي که ظاهراً توسط «ابن ماجه» نقل شده است، بر اين باور هستند که با آغاز تحولات مرتبط با آخرالزمان، لشگر مجاهدين از خراسان پرچم‌هاي سياهي برخواهند افراشت و قيام خواهند کرد.

دوم، به لحاظ ژئوپليتيکي، پاکستان و افغانستان داراي اهميت بالايي هستند. پاکستان داراي جمعيت بالا بوده و اکثريت قريب به اتفاق جمعيت آن مسلمان هستند. اين کشور تنها کشور مسلمان داراي سلاح هسته‌اي است  که به آب‌هاي آزاد نيز دسترسي دارد. علاوه بر اين پاکستان توانايي اعمال حاکميت بر تمامي سرزمين خود را نداشته يا ظاهراً چنين وضعيتي وجود دارد؛ شرايطي که براي فعاليت گروه‌هاي افراط گرا ارزنده و غيرقابل چشم پوشي است. بر اين اساس، داعش خراسان نگاه استراتژيک خود در افغانستان را در سه محور تدوين کرده است: نخستين منطقه شمال شرق افغانستان است که با دره فرغانه در آسياي مرکزي و سين کيانگ چين هم مرز است. دره فرغانه منطقه‌اي است که در سه کشور قرقيزستان، ازبکستان و تاجيکستان امتداد دارد و در جنوب شرق به ترکستان چين مي‌رسد. دره فرغانه طي دوره پس از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي کانون فعاليت اسلام گرايان در آسياي مرکزي بوده است و از اين جهت براي جهاديون اهميت دارد. منطقه دوم، فراه و هلمند است. فراه با استان خراسان جنوبي و سيستان و بلوچستان ايران و هلمند با ايالت بلوچستان پاکستان هم جوار است. علاوه بر اين، هلمند بخش اعظمي از ترياک افغانستان را توليد مي‌کند و از اين جهت مي‌تواند به منبع درآمد خوبي براي هر گروهي که بر اين مناطق تسلط داشته باشد، تبديل شود. منطقه سوم، منطقه شرق در محدوده منطقه مرزي پاکستان و ولايات خوست و نورستان افغانستان، يک منطقه کوهستاني که با ايالت سرحدي و مناطق قبايلي پاکستان هم مرز هستند و تقريباً تمام گروه‌هاي تروريستي حاضر در افغانستان در اين منطقه حضور داشته يا دارند. اين راهبرد در هسته گزيني داعش نشان دهنده نگاه ابزاري اين گروه به افغانستان است. به ديگر سخن، داعش به واسطه آنکه به دلايل مختلف نمي‌تواند جايگاه برجسته‌اي در ميان مردم افغانستان بيابد، تلاش مي‌کند تا از موقعيت استراتژيک اين کشور براي گسترش فعاليت‌هاي خود يا تهاجم احتمالي به کشورهاي مجاور استفاده نمايد. طي سال‌هاي اخير گروه موسوم به دولت اسلامي تلاش کرده است تا ايران، روسيه و تاحدودي چين را به عنوان دشمنان خويش در ميان نيروهاي جهادي معرفي نمايد. در اين راستا افغانستان مي‌تواند محملي براي گسترش حوزه نفوذ به آسياي مرکزي به عنوان حياط خلوت روسيه، مناطق شرقي ايران و مناطق مسلمان نشين چين باشد.

سوم، براي بسياري از نسل نخست جهادي‌ها، پاکستان و افغانستان يک نوستالژي شيرين است. آن‌ها در دوره اشغال افغانستان توسط شوروي، در پاکستان آموزش ديده و در افغانستان جنگيده‌اند و برخلاف همه ناکامي‌هاي اين چند دهه جريان‌هاي جهادي، خاطره پيروزي در افغانستان و بيرون راندن ارتش سرخ شوروي ثمره مجاهدت‌هاي آن دوران است. ارتش سرخ، نيروي نظامي يکي از دو ابرقدرت جنگ سرد بود که در مقابل جهاديون راهي جز پايان دادن به اشغالگري و ترک افغانستان نيافت. اين پيروزي بي ترديد طي اين دهه‌ها هنوز براي جهادگرايان مسلمان تکرار نشده است. علاوه بر اين القاعده به عنوان مهمترين يا دست کم يکي از مهم‌ترين جريان‌هاي ستيزه گر که بسياري از گروه‌هاي جهادي در اقصي نقاط جهان در بيعت آن هستند، افغانستان را به عنوان خانه و سنگر خود تلقي کرده است. رهبر کنوني القاعده ـ ايمن الظواهري ـ هنوز به حفظ اقامتگاه گروه در مناطق قبايلي افغانستان ـ پاکستان فکر مي‌کند. بر اساس گزارش نيوزويک، ظواهري به زيرکي از حمله پهپادهاي آمريکايي در ژانويه 2016 در دره شوال در نزديکي منطقه مرزي افغانستان ـ پاکستان گريخت و اين نشان مي‌دهد که او هنوز هم در اين مناطق حضور دارد. همچنين طالبان مهمترين جريان جهادي است که موفق‌ترين تجربه دولت داري در ميان جريان‌هاي جهادي را در کارنامه دارد. القاعده و طالبان نيز روابط خوبي در اين سرزمين داشته و دارند. يک نشانه آن، تجديد بيعت ظواهري با دو رهبر جديد طالبان در سال‌هاي 2015 و 2016 بود. در مورد اول، ظواهري وفاداري خود به جانشين ملاعمر يعني اختر محمدمنصور را در اوت 2015 تجديد کرد. منصور از بيعت القاعده براي تقويت مشروعيت و جايگاه خود در جنبش طالبان در کشاکش يک انتقال قدرت خونين استقبال کرد. پيمان وفاداري دوم در سال 2016 و در پي کشته شدن منصور طي يک حمله پهپادي در نزديکي بلوچستان بسته شد. به دنبال اين حادثه، ملاهبت الله آخوندزاده به رهبري طالبان افغانستان انتخاب گرديد.

چهارم، افغانستان ـ پاکستان محيط مناسبي براي رشد ايدئولوژي‌هاي افراط گراست. دسترسي آسان به مناطق خارج از نظارت حکومت، نهادهاي حکومتي ضعيف، جمعيت حاشيه‌اي مستضعف و احساسات ضدغربي و ضدآمريکايي رايج، اين دو کشور را به مکان‌هايي مناسب براي رشد و گسترش ايدئولوژي‌هاي افراط گرا تبديل کرده است به طوري که پيام ايجاد يک خلافت مسلمان سني توسط داعش در کنار جبهه‌هاي منفرد در قالب افراد خودراديکال ساز (گرگ‌هاي تنها)، موفق به کسب همراهي و پشتيباني دست کم شش گروه همفکر جهادي در منطقه آفپاک در مدتي کوتاه شده است. اين افراد طرفدار داعش در حملات تروريستي، استخدام نيرو، جمع آوري اعانه و توزيع تبليغات افراط گرايانه داعش در مناطق مختلف دو کشور درگير بوده‌اند. به عنوان نمونه در سال 2015، گروهي از زنان شبه نظامي حامي داعش در کراچي به اتهام جمع آوري اعانه و توزيع نشريات و سي دي‌هايي حاوي مواد تبليغاتي داعش دستگير شدند. همچنين، به دنبال بازداشت کامران گوجار  ـ يک فرمانده مهم داعش، شاخه ديگري از زنان شبه نظامي داعش در ژانويه 2016 در کراچي کشف شد. همسر و خواهر همسر وي در جذب نيرو و عمليات تبليغي براي داعش نقش داشتند.

 

جمع بندي

حضور داعش در افغانستان و پاکستان و عمليات تروريستي اين گروه در اين کشورها جايي براي انکار حضور آنها باقي نگذاشته است. جايگاه افپاک در روايت هاي آخرالزماني و منظومه فکري داعش، جايگاه ژئوپليتيکي دو کشور مزبور و بسترهاي مشوقي که در منطقه براي گروه هاي ستيزه جو وجود دارد از جمله ضعف حاکميت سياسي در افغانستان و پاکستان مهمترين دلايلي است که مي توان براي گسترش حضور داعش در اين منطقه بر شمرد. به نظر مي رسد که موقعيت ژئوپليتيکي افپاک مهمترين و جذاب ترين خصيصه منطقه باشد که ضرورت توجه بيش از پيش به روندهاي امنيتي را براي دستگاه هاي تصميم ساز و مجري در جمهوري اسلامي ايران ضروري مي نمايد.

نظر کاربران
نام و نام خانوادگی
پست الکترونیک
 
تصویر امنیتی
Captcha ImageChange Image
متن خود را اینجا وارد کنید

آدرس:تهران خيابان جمهوري اسلامي خيابان رازي نرسيده به خيابان نوفل لوشاتو نبش کوچه ياسمن---تلفن:63497112---فکس:63497498 ---سامانه پيامک:30005209

© Copyright dmsonnat.ir. All Rights Reserved.