اهل سنت

پايگاه اطلاع رساني دبيرخانه شوراي برنامه ريزي مدارس علوم ديني اهل سنت

امروز سه شنبه، 29 خرداد 1397| 6 شوال 1439

 


رمضان در شعر شاعران کرد

-(0 Body) 
رمضان در شعر شاعران کرد
Visitor 12
Category: مناسبت ها

مقدمه

روزه يکي از عباداتي است که در اغلب اديان الهي جزو واجبات بوده است. خداوند در قرآن کريم و در آي? 183 سور?  بقره مي‌فرمايد: «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنوا كُتِبَ عَلَيكُمُ الصِّيامُ كَما كُتِبَ عَلَى الَّذينَ مِن قَبلِكُم لَعَلَّكُم تَتَّقونَ:

اي کساني که ايمان آورده­ايد، روزه بر شما واجب شد (نوشته شد) چنان­که بر اقوام قبل از شما واجب شده بود.»

دين مبين اسلام به عنوان آخرين و کامل‌ترين دين الهي، بيش از ساير اديان به روزه اهميت داده و يک ماه کامل را به اين عبادت اختصاص داده است. اين ماه، ماه عبادت، خودسازي و نزول قرآن است. رمضان، يکي از ماه‌هاي مهم و تأثيرگذار در زندگي مسلمانان است و روزه به عنوان يکي از واجبات الهي به اشکال مختلف بر جنبه‌هاي مختلف زندگي مردم موثر است. يکي از عرصه‌هايي که رمضان و روزه­داري در آن انعکاس وسيعي داشته، هنر و ادبيات مسلمانان است. در کتب مختلف، سطور بسياري به روزه و روزه­داري اختصاص يافته و انديشمندانِ مسلمان، مقالات و کتاب­هاي بسياري در اين زمينه تأليف نموده­ و شاعران نازک­خيال مسلمان نيز ابيات نغز و پر مغزي در مورد اين ماه مبارک و اين واجب الهي سروده­اند. روزه و رمضان در ادبيات کردي نيز انعکاس وسيعي داشته و شاعران کرد شافعي­مذهب به اشکال مختلف به مسأل? روزه و ماه پر برکت رمضان پرداخته‌اند. در اين مقاله، مي­خواهيم ابياتي را که شاعران کرد پيرامون رمضان و روزه­داري سروده‌اند، مورد بررسي قرار دهيم. اما پيش از بررسي شعر شاعران کرد، بايد به اين نکته اشاره کنيم که در يک تقسيم­بندي کلي مي­توان اين اشعار را به دو دسته تقسيم کرد: دست? نخست، اشعاري هستند که شاعران به طور مستقيم در مورد رمضان و روزه سروده­اند و دسته دوم، اشعاري هستند که شاعران کرد شافعي­مذهب در آن­ها به شکل غيرمستقيم به ماه مبارک رمضان يا روز? اين ماه اشاره کرده­اند.

آن­چه در اين مقاله مي‌آيد، تنها نمونه‌هايي از تأثير رمضان در شعر شاعران کرد است و بي‌شک نمي‌توان در چنين مقاله‌اي هم? اين اشعار را مورد بررسي قرار داد؛ اما اميدواريم با چاپ اين مقاله گوشه‌اي از تأثير رمضان بر شعر شاعران کرد شافعي مذهب ارائه شود.

الف) اشعاري که شاعران کرد به شکل  مستقيم در مورد رمضان و روزه سروده­اند. 

«مولوي تاوه­گوزي» (1221–1300ق) شاعر برجسته و نازک­خيال کرد که اشعارش هم از لحاظ صنايع لفظي و معنوي و هم از لحاظ معاني ظريف، عميق، بي نظير و منحصر به فرد است و در اغلب اشعارش «معدومي» تخلص مي­کرده، هنگامي که در يکي از روزهاي ماه رمضان به واسط? بيماري و ناراحتي، غمگين و دردمند بود، قطعه شعري سرود که در آن، به اين ماه اشاره نمود. بخشي از اين شعر را که در قالب مثنوي است، در پي مي‌آوريم و سپس به شرح و بررسي آن خواهيم پرداخت:

«ئازارم جه وثم بيزارم کةردةن      

ذةويةي «ذةمةزان » جة يادم بةردةن

جةؤ ساوه نييةت « رووزةم» ئاوردةن   

هيچ ئازام جة هيچ زؤرش نةوردةن

نةچةم نةديدةن ئازيز بثگةرد                    

نةگووش نةسةداي ياراني هام فةرد

شيريني ئيفتاردصم تاصثةن

جام نةجةماعةت دؤسان خاصيةن

نة واي «مةرحة با»  نامان نةگؤشم

چةني «ئةلوةداش» هةرنةخرؤشم

زايفيم هةريةندجة حةد بةرشيةن

نةسيم ئةربارؤم عةجايب نييةن» (تاوه­گوزي، 1380ش: 68)

يعني: «غم و غصه چنان پريشانم کرده که آداب و روي? رمضان را از يادم برده است و از وقتي که نيت روزه کرده‌ام، هيچ يک از اعضاي بدنم نتوانسته روش و رسم روزه­داري را آن­چنان که شايسته است، به جاي آورد. نه چشم به ديدن محبوب بي‌عيب روشن شده و نه گوشم به نواي ياران است. شيريني افطار دلم تلخي است و جايم در ميان جماعت دوستان خالي است. نواي مرحبا به گوشم نمي‌آيد و براي شنيدن الوداع نيز دلتنگم. (مرحبا و الوداع، دو دعاي خاص ماه رمضان است که در منطق? کردستان مسلمانان شافعي­مذهب در ماه رمضان در مساجد مي‌خوانند. مرحبا را در نيم? اول ماه مبارک رمضان و دعاي الوداع را در نيم? دوم قرائت مي‌کنند)» وي سپس ادامه مي‌دهد: «به واسط? غم و محنت ايام، چنان ضعيف و لاغر شده‌ام که اگر نسيم صبحگاهي مرا به سوي شما بياورد، عجيب نيست.»

وقتي هم يک بار يکي از بزرگان آن زمان به نام «محمود پاشاي جاف» در ماه مبارک رمضان، نامه‌اي براي مولوي مي‌نويسد و در آن نامه از او درخواست مي‌کند که دعاي خيري بدرق? راهش کند، مولوي تاوه­گويزي در پاسخ دوست خود، شعري سرود که در آن، از واژه‌هاي رمضان و افطار استفاده کرده است. چند بيت از اين شعر را به عنوان نمونه در اين بخش مي­آوريم:

«ياوا وات نامه‌ي شيرين ئينشادت

نةي ذةمةزاندا نة شوون جة يادت

نةکةردةن ئيفتار دؤسةکةي کامص

سيواي وة مةي کووس خةياصةکةت، دص» (همان، 44)

يعني: «نام? شيرينت به دستم رسيد، چه پسنديده است که در اين رمضان از يادت نرفته‌ام. اما اي دوست کامل، بدان که در اين رمضان، هرگز بي‌جام مي نابِ خيالت، افطاري نخورده‌ام.» مولوي در بيت دوم به زيبايي، خيال شيرين دوست را به مي ناب تشبيه کرده است.

يکي ديگر از شاعراني که در اين ميدان گوي فصاحت را به ميدان در انداخته، ملا محمد بالخي مشهور به «محوي» (1246-1324ق) است. وي که خود در زمر? علما و عارفان بلندپاي? کرد است، در اين زمينه ابيات زيبايي سروده که نمونه­هايي از آنها را در اين بخش مي­آوريم. وي در بيتي از قطعه شعري که براي سرکرد? ايل «جاف» سروده، مي‌گويد:

«من بم له باتي ئةو له ذقاناسبةي کةوا

ماهي سيامة تؤبة ده کةم دةچمة ئيعتکاف» (محوي، 1367ش: 341)

يعني: «من به جاي او باشم، از لج فردا که ماه رمضان است توبه مي‌کنم و به مراسم اعتکاف مي‌روم.»

همين شاعر خوش­سخن، قصيده‌اي دارد به نام «عقد العقائد» يا قصيده‌ي نوريه که آن را در مورد باور ديني سروده است. محوي در بخشي از اين قصيد? غرا مي‌گويد:

«قودرةت ببث تةلةففوزة

ئةووةل بة ئةشهةدةين

نوثژ و زةکات و ذووزه

لة بؤ حةج بةکةعبه چوون» (همان، 396 )

يعني: «آنچه بر مسلمان مکلف واجب است، اول گفتن شهادتين است؛ سپس اداي نماز، زکات دادن، روزه گرفتن و رفتن به حج و زيارت خان? خداست.»

«حاجي قادر کويي» (1237-1314ق) شاعر شهر کويه، در دوراني که بيگانگان در عراق مشغول تبليغ آئين مسيحي بودند و گاه مسلمانان را مورد آزار و اذيت قرار مي‌دادند، قطعه شعري سرود و در آن، در مورد خطرات سلط? استعمارگران و به خطر افتادن دين مبين اسلام به مردم هشدار داد. او در بيتي از قصيد? خود، ضمن اشاره به نماز و روزه مي‌گويد:

«تا بزانث کث نوثژي کرد و ذؤژوي گرتووه

بؤ سياسةت کردني پةنجا نگابان داده نث» (کويي، 1986م: 179)

يعني: «اگر غير مسلمانان و کساني که دشمن دين اسلام هستند بر سرزمين‌هاي مسلمانان مسلط شوند، حتي جلوي اداي واجبات مردم را خواهند گرفت و براي اين­که بدانند چه کسي نماز مي‌خواند و روزه مي‌گيرد و او را سياست کنند، نگهبانان بسياري را بر مسلمانان خواهند گمارد.»

«طاهر بگ جاف» (1295-1377ق) يکي ديگر از شاعران کلاسيک کرد نيز شعر جالبي دارد که آن را در مورد عمل مذموم و حرام قمار سروده است. با بررسي اين شعر فارسي که در قالب مثنوي است و او آن را بر وزن «مخزن­الاسرار» نظامي گنجوي سروده است، چنين به نظر مي‌رسد که وي براي شکار به روستايي به نام «کاني چقل» (چشمه شغال) مي‌رود و مهمان بزرگ و حاکم آن روستا مي‌شود؛ چنان که خود بر صدر اين شعر نوشته، اين روستاي در نزديک «شاکل و شيروانه» در گرمسير بوده است. وي مثنوي خود را چنين آغاز مي‌کند:

«گوش کن از من تو يکي داستان

آنچه بديدم، بگويم همان

مخزن اسرار نظامي بگفت

دُرِّ معاني سخن را بسفت

مخزن ناديده زبحث قمار

نيز بماند زمن اين يادگار» (طاهر بگ، 1380ش: 97)   

وي در ادام? اين شعر پس از شرح چگونگي دعوت و رفتنش به آن روستا مي­گويد: هنگامي که خستگي سفر از تن به در کرديم و روز اول ماه مبارک رمضان فرا رسيد، عده­اي از جوانان متمول خدمت پاشا رفتند و قرار گذاشتند بساط قمار برپا کنند:

«چون ز تنم رنج سفر دور شد

تازه دلم خرم و مسرور شد

يافت چو شعبان معظم تمام

رفت چو يک روز ز شهر صيام

شب چو سرآمد چه شبي تنگ و تار

..................................................................

رفت زهر  باب در آن انجمن

چند گهري رسم اداي سخن

عاقبت کار بر آن شد قرار

انجمني ساز دهند از قمار» (همان، 98)

طاهر وقتي از تصميم آن عده مطلع مي‌شود، مي‌خواهد با نصيحت و بحث در مورد احکام شرعي جماعت را از آن فعل حرام نهي کند و مي‌گويد:

«من متعجب شدم از اين خيال

 از يکي بگزاده بکردم سؤال

گفتمش اي دوست چه کار است اين

کرده خدا نهي به قرآن از اين

 آي? حق هست در آن آشکار

هر دو حرام‌اند شراب و قمار

کار شياطيني و ديو و دد است

نزد خدا لهو و لعب‌ها بد است» (همان، 97)  

اما هنگامي که بر «طاهر بگ» آشکار مي‌شود که آن خان­زاده‌ها نمي‌خواهند از فعل حرام خود دست بردارند، بسيار ناراحت و غمگين مي‌شود؛ از اين رو، در بخش ديگري از مثنوي خود با ابراز تأسف از آنچه ديده و شنيده، مي‌گويد:

«بنده چو بشنيدم از ايشان جواب

غير سکوت هيچ نديدم صواب

الغرض آن شهر مبارک قدم

رفت پي ماتمي و درد و غم» (همان)

آن­گاه پس از شرح مابقي وقايع، مثنوي خويش را اين گونه به اتمام مي‌رساند:

«طاهر از اين وعظ ترا کار نيست

 پند پذير سخنان تو کيست

 ختم سخن باد صلاة و سلام

بر نبي اشرف عالي مقام» (همان)

با درون­کاوي اين شعر طاهر بگ، چند نکته بر ما آشکار مي‌شود؛ نخست اين­که شاعر تا چه حد به احکام شرع پاي­بند بوده و دوم اين­که تا چه حد ماه رمضان در نزد وي ارزش و اعتبار داشته است که فعل حرام عده‌اي خان­زاده و جوانِ منحرف، موجب غم و ماتم او شده است تا آن­جا که اين خاطر? ناميمون باعث شده شاعر آن را در قالب يک مثنوي به تصوير بکشد.  

مرحوم «سيد ابراهيم ستوده» (1305-1380ش) شاعر و اديب بلندپاي? معاصر سنندجي نيز شرايط روزه­دار واقعي را از ديدگاه خويش در سه بيت شعر، بدين شکل بيان نموده است:

«ذوژوو بؤکةسث چاکة پياو چاک بث

سةرو زمان خؤش دةس و چاو پاک بث

 ناني ئثواره ي بدا بةهةژار

لةخؤي نةگرثتةو بيکاتة ئةمار

ئةؤ رؤژووگيرة چي کردوة بؤخوا

لةخؤي ئةگرثتةو ديسان خؤي ئةيخوا» (ستوده، 1378ش: 218)

يعني: «روزه براي کسي خوب است که انسان نيک، خوش­زبان، دل­پاک و چشم­پاک باشد. نان غروبش را به فقيران بدهد. صرفه­جويي کند و سپس آن را پس­انداز و انبار کند. آن روزه­گير کي امر خدا را به جا آورده که از سويي امساک کند و بعد هم? آن چه را امساک نموده است را دوباره بخورد؟»

مرحوم ماموستا «ملا عبدالکريم مدرس» از علماي معاصر اهل سنت در کتابي تحت عنوان «باران رحمت» مسائل شرعي و واجبات و مستحبات را به نظم کشيده است. وي ذيل وقايع سال دوم هجرت به واجب شدن روزه در اين سال و تعيين خان? کعبه به عنوان قبله مسلمين اشاره کرده و مي­گويد:

«ذؤژوو واجب بوو له له مانگي شةعبان                   گةذا بة قيبله «کةعبةتولرةحمان» (مدرس، 1389ش: 46)

يعني: «روزه واجب شد در ماه شعبان و قبله هم از [بيت المقدس] به کعبه تغيير داده شد.»  

وي در بخش ديگري از اين کتاب، هنگام سخن گفتن در مورد روز? ماه رمضان در مورد نحو? رؤيت هلال و فرض شدن روز? رمضان بر مسلمانان، مطابق فقه شافعي مي­نويسد:

«له چوارةم فةسصا ذوکني چوارةمين

ذؤژووي ذةمةزان لةسةر ئةهلي دين

فةرز ئةبث ذؤژووي مانگي ذةمةزان

به تةواو بووني سي ذؤژةي شةعبان

ياخود پياوثکي ئازادي تةواو

مانگي يةک شةوه ببينث به چاو

کاتث لاي قازي شةهادةتي دا

بةو شةهادةتةيش قازيش حوکمي دا

فةرز ئةبث ذؤژوو لةسةر خاس و عام

بينا به حوکمي مةحکةمةي ئيسلام

يا به تةواتور ئةگةر هاته جث

بينيني مانگي يةک شةوةي ئةو جث

هةرکةس به تةنها خؤي مانگ ببينث

لةسةر خؤي فةرزه نيةت بهثنث

بؤ هةرکةسثکيش پثي باوةذ بکا

قسةي ئةو کةسة سيرايةت ئةکا» (همان، 195)

يعني: «در چهارمين فصل رکن چهارمين، روز? رمضان بر اهل دين؛ [فرض مي­شود] روز? ماه رمضان با تمام شدن سي روز ماه شعبان يا ديدن ماه يک شبه توسط مردي آزاد و کامل، هنگامي که نزد قاضي اعتراف کرد و قاضي هم حکم صادر نمود؛ به حکم محکم? اسلام روزه بر خاص و عام واجب مي­شود. يا اگر به تواتر ديدن ماه بين مردم پخش شد، هر کس هم خودش تنهايي ماه را ببيند بر خودش فرض است روزه بگيرد.»

ملا عبد الکريم مدرس سپس تأثير حکم رؤيت هلال ماه رمضان در ولايتي بر ولايت ديگر را بر اساس فقه شافعي چنين به نظم کشيده است:

«تةئسيري حوکمي وصاتث بؤ وصاتثکي تر

حوکمي هةر شوثنث مانگي تيا بينرا

بؤ هاو مةتصةعي ئةو شوثنه ئةذوا

يةکيةتي مةتصةع ئةمةية دوو شار

يةک خةتيان هةبث بؤ «نصف النّهار»

شيمال و جنووب تةسيري نييه

تةئسير به فةرقي شةرقي و غةربييه

مابةين که کةمتر له سث مةنزص بث

نابث ئيختيلاف لةوث حاسص بث

«ابو مخرمه» تا هةشت دةرةجه

فةرقي مةغربيان ناکا به حوججه

زياد له نيو سةعات لةپاش رؤژةصات

خةصکي رؤژاوا وةعدةيان ئةگات» (همان، 196)

يعني: «حکم هر محلي که ماه در آنجا رؤيت شد، بر هم مطلع آن محل تأثير مي­گذارد. اتحاد مطلع آن است که دو شهر، بر روي يک خط نصف­النهار قرار گرفته باشند. شمال و جنوب تأثير ندارد، فقط شرقي و غربي بودن تأثير دارد. اگر مابين آن دو محل از سه منزل کمتر باشد، نبايد در آن اختلاف حاصل شود. ابومخرمه تا هشت درجه تفاوت درجه را حجت نمي­داند. بيشتر از نيم ساعت بعد از برآمدن آفتاب، وعده به مردم مغرب مي­رسد.»

لازم به يادآوري است که در فقه شافعي در صورتي رؤيت هلال ماه براي سرزمين ديگر حجت است که هر دو روي يک خط نصف­النهار گرينويچ باشند؛ با اين حساب مثلاً اگر در شبه جزيره عربستان ماه رؤيت شود، براي مردم ايران حجت نيست. همچنين ديدن ماه در سرزمين مشرق براي مردم مغرب حجت نيست؛ مثلاً رؤيت ماه در افغانستان براي ما حجت نيست، اما ديدن ماه در عراق که با ما روي يک خط قرار دارد و در مغرب ايران واقع است، براي ما حجت است.

در بخشي از اين کتاب نيز ملا عبدالکريم مدرس در مورد شرايط روزه سخن گفته است. او در مورد شرط روزه، شعري دارد که اين­گونه شروع مي‌شود:

«شرطي ذؤژووة نيةتي ئينسان

بةشةو بؤ ذؤژووي ذؤژي ذةمةزان

نابث هيچ عةيني بةذؤژا بذوا

بةخاصياتي ئةندامي تؤدا» (همان، 197)

يعني: «شرط روزه آن است که فرد شب براي روز? رمضان نيت کند. همچنين نبايد در طول روز هيچ چيزي از خاليات اندام عبور کند.» او سپس ساير احکام روزه را در اين شعر شرح مي‌دهد، آن­گاه در مورد فلسف? روزه و شرايط روزه‌دار واقعي مي‌گويد:

«ئةمةبوو زاهيرئادابي ذؤژوو

ئةمما پيت ئةصثم حاصي ببةزوو

ذؤژووي حةقيقي بؤ گشت ئةغراية

چوون ماهي رؤژوو خثر و تةقواية

 باش بپارثزة دةم و گوثچکةو چاو

لةقسة و باس و نةزةري خراو

بةدةست و بةپث قةت زةرةر نةدةي

ئيحساني رؤژووت بةبادا نةدةي

دصت بة يادي خودا ئاوا بث

ده مت مةشغوولي زيکري الله بث

ئةوةندة بنوةگيانت ذةحةت بث

ئيتر با ئيشت هةموو تاعةت بث

خؤلاسه ذؤژوو خاسي خوايه

«الصيام لي» مه‌عناکه‌ي وايه» (همان، 199)

يعني: «اين بود ظاهر آداب روزه، اما اين را به تو بگويم، به خوبي درک کن. روز? حقيقي براي تمام اعضاست، چون عنايت روزه خير و تقواست. به خوبي دهان و گوش و چشمت را از سخنان زشت و نظر نامحرم محفوظ دار. با دست و پايت ضرر نزني، احسان روزه‌ات را بر باد ندهي. دلت با ياد خدا آباد باشد. دهانت مشغول ذکر خدا باشد. در حدي بخواب که موجب آسايشت شود، بگذار کارت يک­سره طاعت باشد. خلاصه روزه خاص خداست، معناي «الصيام لي» همين است.»

مدرس همچنين در مورد عيد سعيد فطر و جشن عام و خاص، مواردي را به نظم کشيده و مي­گويد:

(کام جةژن خاسه و کام جةژن عامه)

«...ئينجا بزانين جةژنمان کامه

کام جةژن خاسه و کامةيان عامه

که ذؤژوومان گرت به حوکمي حوککام

لةپاش سي رؤژه جةژنه لةبؤ عام

وه ئيللا نابث جةژني عام به ماص

هةتا نةبينرث هيلالي شةوواص

يةعني دوو عادص ببينن به چاو

شايةتيش بدةن لاي قازي تةواو

بةصام بينيني يةک شةخسي عادص

جةژني عموومي پث نابث حاسص

هةروةها فاسق بةبث تةواتور

جةژني عوموومي پث نابث زاهير

بةصث بؤ هةرکةس که باوةذ بکا

دروسته شةرعةن جةژني پث بکا

له بةرو دواي زةواصا هيلال

قةتعةن دائةنرث له بؤ ئيستيقبال

يانث ئيفتاري ئةو رؤژه نابث

موسوصمان ئةبث لةمة ئاگا بث» (همان،200)

معني: « (کدام جشن عام و کدام خاص است) بعد ببينيم عيدمان کدام است، کدام جشن خاص و کداميک عام است. وقتي روزه گرفتيم به حکم حکام، بعد از سي روزِ تمام، عيد عام است. والا جشن عام فرا نمي­رسد تا هلال شوال ديده نشود. يعني دو عادل به چشم ببينند و نزد قاضي هم به طور قطع شهادت بدهند. اما اگر يک شخص عادل ماه را رؤيت کند، جشن عمومي با ديدن وي حاصل نمي­شود. همچنين رؤيت شخص فاسق بدون تواتر موجب اثبات جشن عمومي نمي­شود. بله براي هر کس که باور کند، شرعاً درست است که جشن بگيرد. در پس و پيش زوالِ هلال قطعا براي استقبال در نظر گرفته مي­شود. يعني در آن روز نبايد افطار کنند و مسلمان بايد از اين مسئله آگاه باشد.»

بي شک مرحوم ملا عبدالکريم مدرس که خود از علماي شافعي­مذهب بوده، اين موارد را که فصلي از کتاب ايشان را به خود اختصاص داده، بر اساس اصول فقه شافعي به نظم کشيده است و آوردن هم? آن ابيات موجب طولاني شدن مقاله خواهد شد، لذا به همين مقدار به عنوان نمونه بسنده مي­کنيم.  

ب) اشعاري که شاعران کرد در آن­ها به شکل غيرمستقيم به رمضان و روزه اشاره کرده­اند.

«وفايي مهابادي» (1264-1320ق) شاعر عارف و عالم منطق? مهاباد، در يکي از اشعارش که با اين مصرع آغاز مي‌شود: «ئةي نةشئة ي خةندة يي زارت شيرين کاتي حةياتم» رو به ساقي مي‌کند و مي‌گويد:

«ئةي ساقي خةراباتي، قةترةيک ئاوي حةياتي

ئامان دةستي منت دامان، سووتاوي نثو زوصماتم

ساقي چاوت بنوثنة، زوهدو تةقوام بستثنه

 قورباني جامثک مةي بث هةموو سةوم و سةلآتم

موتريب هادي ذؤحاني، لثدة تاري سوبحاني

شاباشي سؤزةي نةي بث هةموو جومعة و جاماتم» (وفايي، 1364ش: 58)

يعني: «اي ساقي خراباتي، قطره‌اي آب حيات بده، امان دستم به دامانت، سوخته در ظلماتم. ساقي چشمت را بنما، زهد و تقوايم را ببر، قربان يک جام «مي»‌ باشد، هم? صوم و صلاتم. مطرب هادي روحاني تاري سبحاني بنواز تا تمام نماز جمعه و جماعتم را بر آن نثار کنم.»

آن­چنان که از مضمون ابيات بر مي­آيد پيداست ساقي و مطربِ هادي روحاني در اين شعر وفايي، مضموني صوفيانه و عرفاني دارد و او بدين شيوه از واژگان صوم و صلوه در شعر خود استفاده کرده است.

«ملا محمود مفتي» (1296-1376ق) مشهور به «بيخود» ‌شاعر بلند آواز? کرد نيز در قطعه شعري بدين­شکل از واژه‌هاي «هلال» و «فطر» استفاده کرده است:

«بحمدالله بةبولبول مةشرةبثکي فازيل و خؤش حاص

عةتاي فةرموو خوداگوص غونچة ييکي تازةوو لثوئاص

ئةگةر چي ناوچةواني پاکي قيبلة ي رؤژ پةرستانة

هيلالي عةيدي فيتريش دةرئةخا ئةمما بة ئةبرووي کاص» (مفتي، 1385ش: 51)

يعني: «بحمدالله به بلبل مشربي فاضل و خوشحال، خداوند گل غنچه‌اي تاز? سرخ لب عطا کرد. هر چند چشمان پاکش قبل? روزپرستان است، اما با ابروان بورش هلال عيد را آشکار مي‌کند.» شاعر در مصرع آخر بيت دوم و در تصويري شاعرانه، ابروي يار را به هلال عيد فطر تشبيه کرده است.

ملا غفور مهابادي (1306–1358ق) مشهور به حافظ مهابادي، هنگامي که مي‌خواسته از فقر و نداري خويش در ماه رمضان سخن گويد، در بيتي اين­گونه از کلمات رمضان و «شه شه لان» استفاده کرده است:

«ئةگةر ذةمةزان يان شةشةلآنة

 تازه بةشي من ژةم و دوو نانه» (مهابادي، 1363ش: 51)

يعني «اگر رمضان و يا شش روز بعد از عيد است، سهم من در هر وعده دو قرص نان است.» شه‌شه‌لان به کردي يعني شش روز بعد از ماه مبارک رمضان که در منطق? کردستان، مسلمانان شافعي­مذهب در اين ايام روز? مستحبي مي‌گيرند.

ملا صالح زيويه‌اي (1271- 1327ق) مشهور به «حريق» که خود از عرفاي نامدار کرد بوده نيز دربار? احوال خود در ماه مبارک رمضان مي‌گويد:

«لةگةص مانگي موبارةک بث قةزابي سازشم نابث

لةتةکليفي ئةدا ي بث موصةتي گونجا يشم نابث

حةکيمانه قةراري چا نه فةرمووي گةر بة شيريني

ئةوةندةم (تاصه) قةت رؤژث ئةمن ئاسايشم نابث» (حريق، 1368ش: 174)

يعني: «بي قضا باشي (سلامت باشي) با شرايط ماه رمضان نمي‌سازم، ظرفيت اداي تکليف بي مهلتي را ندارم. اگر به شيوه­اي حکيمانه قراري نيک نگذاري، آن­قدر زندگيم تلخ است که آسايش نخواهم داشت.»

البته در بيت دوم «چا» ايهام دارد و هم به معني نيک و خوش است، هم به معني چايي. در واقع، شاعر صنعت استخدام را به کار گرفته است. چا در رابطه با آسايش، به معني نيکو و در رابطه با شيريني، به معني چاي است. شيريني نيز ايهام دارد؛ هم به معني خوبي و خوشي است، هم به معني مزه‌ي شيرين است. بين شيرين و تلخ نيز صنعت تضاد وجود دارد.

استاد حقيقي بوکاني (1281-1378ق)  نيز در شعري تحت عنوان «جنگ مغلوبه» که در مورد پرخوري است، در استقبال از اين بيت شيخ سعدي سروده است:

اندرون از طعام خالي دار

تا در او نور معرفت بيني  

و در مورد گرسنگي و مقاومت در برابر آن مي گويد:

«مة عريفةت سةبر وتاقةتي گةره کة

 تاقةت و سةبر و ورگي سةر به دةوار

خوت وتووته که مولحيدي برسي 

ذةمةزانث به رؤژ ده کا ئيفتار» (حقيقي، 1374ش: 72)     

يعني: «معرفت، صبر و حوصله مي­خواهد، طاقت و صبر و شکم برآمده؟ خودت گفته­اي که ملحد گرسنه، ماه رمضان در وسط روز افطار مي­کند.» وي سپس در پايان اين شعر مي­گويد:

«نة فسي ئةمماره سةعديا هاره

وقنا ربنا عذاب النار» (همان)  

يعني: «سعديا نفس اماره هار است. و خدايا ما را از عذاب دوزخ دور نگهدار.»   

حقيقي همچنين در بيتي از شعري که براي مرحوم  شکرالله بابان شاعر سنندجي سروده، مي­گويد:

«ئازيزي و چاوت له دوا دةگثذم

وةک غوررةي دوهةم پاش مانگي شابان

خوا حافيزت بث دؤستي حةقثقي

بژي و هةر خؤش بي لة گةص ئةحبابان» (همان، 40)

يعني: «عزيزي و چشم به راهت هستم، مانند غر? دوم پس از ماه شعبان. خدا نگهدارت باد دوست حقيقي، جاويد باشي و با عزيزان و دوستانت خوش باشي.»

نتيجه­گيري

آن­چه در اين مقاله آورديم، نمونه‌هايي از تأثير رمضان و روزه در شعر شاعران کرد شافعي­مذهب بود. بديهي است بررسي نقش رمضان و روزه در شعر شاعران کرد، موضوع وسيعي است که نيازمند تلاش گسترده و زمان مناسب است و در اين مقال? مختصر نمي‌توان حق مطلب را ادا کرد و آن­چه در اين مقاله آورديم، تنها نمونه‌ها و مشتي از خروار و گلي از گلستان فراخ شعر آئيني کردي بود.

منابع

1. قرآن کريم.

2. بالخي، محمد «محوي»، ديوان اشعار، به کوشش ملا عبدالکريم مدرس، اروميه، صلاح­الدين ايوبي، 1367.

3 . تاوه­گوزي، مولوي عبدالرحيم، ديوان اشعار، به کوشش ملا عبدالکريم مدرس، چاپ النجاح، 1380.

4. حقيقي، عباس، کولکه زيرينه، اروميه، صلاح­الدين ايوبي، 1374.

5. ستوده، سيد ابراهيم، از سارال تا توچال، تهران، سازمان تبليغات اسلامي، 1378.

6. طاهر بگ جاف، ديوان اشعار، به کوشش حميد مستعان، سنندج، کردستان،1380.

7. کويي، حاجي قادر، ديوان اشعار، به کوشش سردار حميد ميران و کريم مصطفي، بغداد، 1986م.

8. مدرس، ملا عبدالکريم، باران رحمت، سنندج، کردستان، 1389.

9.  مفتي، ملا محمود (بيخود)، ديوان اشعار، به کوشش محمد ملا کريم، سنندج، کردستان، 1385.

10. مهابادي، ملا غفور، ديوان اشعار، به کوشش استاد هژار، مهاباد، سيديان، 1363.

11. زيويه‌اي، ملا صالح (حريق)، ، ديوان اشعار، به کوشش نجم­الدين انيسي، سقز، محمدي، 1368.

12. وفايي مهابادي، ميرزا عبدالرحيم، ديوان اشعار، به کوشش محمد قره­داغي، اروميه، صلاح­الدين ايوبي،   1364.

نظر کاربران
نام و نام خانوادگی
پست الکترونیک
 
تصویر امنیتی
Captcha ImageChange Image
متن خود را اینجا وارد کنید

آدرس:تهران خيابان جمهوري اسلامي خيابان رازي نرسيده به خيابان نوفل لوشاتو نبش کوچه ياسمن---تلفن:63497112---فکس:63497498 ---سامانه پيامک:30005209

© Copyright dmsonnat.ir. All Rights Reserved.