اهل سنت

پايگاه اطلاع رساني دبيرخانه شوراي برنامه ريزي مدارس علوم ديني اهل سنت

امروز پنجشنبه، 26 مهر 1397| 8 صفر 1440

 


زيارت قبور از نگاه مذاهب اسلامي

-(0 Body) 
زيارت قبور از نگاه مذاهب اسلامي
Visitor 80
Category: وحدت و تقريب

زيارت قبور از نگاه مذاهب اسلامي

 

چکيده

يکي از مسائل مورد مناقشه بين مذاهب اسلامي و جريان وهابيت، موضوع زيارت قبور انبيا، اوليا و مومنين است که وهابي­ها آن را حرام و غير جايز مي­پندارند که در برابر آنها، پيروان مذاهب اسلامي با تکيه بر منابع يقيني يعني قرآن و سنت نه تنها اين عمل را حرام نمي­دانند، بلکه آن را امري مشروع قلمداد مي­کنند که در رشد و تعالي معنوي زائر بسيار موثر است. ازاين­رو، زيارت همواره از اعمال پسنديده اسلام بوده و در طول تاريخ، مسلمانان به آن عنايت و اهتمام داشته‌اند. در منابع روايي متعدد از رسول گرامي اسلام(ص) نقل شده است که فرمودند: «مَن زارَ قَبرِي وَجَبَت لَهُ شَفاعَتِي: هر کس مرا زيارت کند، شفاعتم براي او واجب مي­شود.» (کنزالعمال، ج 15: 651) در اين مقاله، مشروعيت زيارت از ديدگاه مذاهب فقهي اهل سنت (حنفي، مالکي، شافعي و حنبلي) بررسي و تبيين شده است که همه آنها بالاتفاق، به جواز آن تصريح نموده­اند. در پايان نيز به چند مورد از مکان­هاي زيارتي اهل سنت اشاره گرديده است.

کليد واژه­ها: مذاهب، زيارت قبور، انبياء، اوليا، ائمه، مسلمانان، اهل سنت، شيعه، وهابيت.

معناي زيارت

زيارت، از ريشه «زَور» و اصل آن به معناي ميل و عدول از چيزي است (ابن فارس، ج 3: 36) كه با انگيزه بزرگداشت كسي و اُنس گرفتن با او به وي روي آورد (فيومي، ج1: 260). برخي «زَور» را به معناي بالاي سينه گفته­اند (خليل بن أحمد، ج7: 379)، يعني وقتي گفته مي­شود فلاني را زيارت کردم، يعني با بالاي سينه‌ام، او را ملاقات کردم (راغب، 387). در اصطلاح، نيز زيارت عملي عبادي به معناي حضور در پيشگاه پيشوايان ديني يا نزد قبور آنان يا ديدار از مکاني مقدس يا محترم براي اظهار ارادت و احترام و کسب فيض معنوي است. اين عمل عبادي، نزد همه پيروان مذاهب و به خصوص شيعيان جايگاهي ويژه و اثرات معنوي و ثواب بسياري دارد.

فوايد زيارت

زيارت اقسام متفاوتي دارد که هر کدام از آنها فوايد منحصر به فردي دارد. به عنوان مثال، زيارت خانه خدا فلسفه و آداب ويژه‌اي دارد که در کتاب­هاي مربوط به آن به طور مفصل بيان شده است. زيارت مؤمنان و قبور آنان هم رابطه‌اي دو سويه است که هم براي زائر و هم براي شخص زيارت­شونده داراي برکات و فوايدي است. علاوه بر ثواب زياد ديدار مؤمن، در روايات مختلف تأکيد شده که صاحب قبر متوجه حضور زائرانش شده و از حضور آنان خشنود مي‌گردد. از فوايد ديگر زيارت قبور مؤمنان مي‌توان به ياد مرگ افتادن، عبرت گرفتن و آماده اصلاح گذشته شدن اشاره کرد.

انبياء و اوليا، انسان‌هاي کامل و محبوب‌ترين بندگان نزد خدا هستند که در اوج تقوا و قرب به حضرت حق قرار دارند. محبت ورزيدن به آنان نيز دستور الهي است و دشمني با آنان به منزله دشمني با خداوند است. رسيدن به مقامات قرب الهي بدون دوست داشتن دوستان خدا و پذيرفتن ولايت آنان امکان­پذير نيست. از اين بيان مي‌توان فضيلت زيارت را دريافت؛ چرا که زيارت از بهترين راه‌هاي ارتباط با پيشوايان دين است که موجب توفيق و جلب معنويت خواهد شد (تهانوي، ج‏2: 1082). همچنين تکريم آنان، ارتباط قلبي بين زائر و مزور را تحکيم مي‌بخشد و در حقيقت، موجب استمرار راه و مسير معنوي آنان خواهد شد. آمرزش گناهان، بهره‌مندي از شفاعت آنها (کنزالاعمال، ج 15: 651) و برآورده شدن حاجات از ديگر نتايج معنوي است که زيارت اولياي الاهي در پي دارد.

زيارت در تاريخ اسلامي

از داده­هاي تاريخي استفاده مي­شود که رسول­ اکرم(ص) هم خود به زيارت قبور بقيع مي‌‌رفت و به آنها سلام مي­فرمود و هم به ديگران سفارش مي­نمود. متن  زيارت رسول خدا(ص) هم در منابع معتبر آمده است. در مسلم، بن حجاج حديثي را از عايشه نقل نموده است که وي مي­گويد: هر موقع آخر شب فرا مي‌رسيد، پيامبر به سوي بقيع مي‌رفت و مي‌گفت: «السَّلَامُ عَلَيْكُمْ دَارَ قَوْمٍ مُؤْمِنِينَ، وَأَتَاكُمْ مَا تُوعَدُونَ غَدًا، مُؤَجَّلُونَ، وَإِنَّا، إِنْ شَاءَ اللهُ، بِكُمْ لَاحِقُونَ، اللهُمَّ، اغْفِرْ لِأَهْلِ بَقِيعِ الْغَرْقَدِ: درود بر شما اى ساكنان خانه افراد با ايمان، خداوند آنچه را به شما وعده داده فردا به شما عطا فرمايد، شما ميان مرگ و رستاخيز به سر مى­بريد و ما نيز به شما خواهيم پيوست، پروردگارا اهل بقيع غرقد را بيامرز» (صحيح مسلم، ج2: 669)

همچنين پيامبر(ص) هر سال به زيارت شهداي احد مي­رفت و بر آنان درود مي­فرستاد و چنين مي­فرمود: «سلام و درود بر شما به واسطه صبر و تحملي که از خود نشان داديد! سراي آخرت چه سراي نيکويي است.» (ابن عابدين، ج2: 242) در روز فتح مكه نيز با هزار سوارِ پوشيده از سلاح، قبر مادرش را زيارت كرد و هيچ گاه ديده نشده بود كه مانند آن روز، آن قدر زياد گريه كند (بيهقي، ج11: 469).

فاطمه زهرا(س) با تأسي از رسول­الله(ص) هر صبح­گاه شنبه به زيارت شهدا مي­رفت، آن­گاه نزد قبر حمزه مي­شتافت و براي او درخواست رحمت و استغفار مي­کرد (المستدرك، ج1: 533). امام حسين(ع) پس از آن كه وليد بن عقبه، حاکم مدينه از ايشان خواست تا با يزيد بيعت کند به زيارت جدش رسول خدا (ص) رفت و به ايشان متوسل شد (أحمد، الفتوح، ج5: 18).

عبدالله بن عمر هر وقت عازم سفر مي­گرديد، به مسجد مي رفت و نماز مي خواند و سپس به زيارت قبر رسول­الله(ص) مي­­رفت و به حضرت سلام مي­نمود (ابن أبي شيبة، المصنف، ج3: 576). سرخسي روايتي را نقل مي­کند که در آن آمده است که عايشه(رض) مرتب به زيارت قبر نبي(ص) مي­رفت (سرخسي، ج24: 10).

بيهقى به نقل از هاشم بن محمد العمرى (از فرزندان عمر بن على) مى‏گويد: «در مدينه، روز جمعه، صبح­گاهان ميان فجر و طلوع خورشيد، پدرم مرا به زيارت قبر شهيدان برد. من پشت سر او مى‏رفتم تا به مزار شهيدان رسيديم. پدرم با صداى بلند گفت: سلام بر شما كه چون صبورى كرديد، خوب جايگاهى داريد. [اهل قبور] جواب سلام پدرم را دادند كه: سلام بر تو اى ابا عبدالله. پدرم به من نگاهى كرد و پرسيد: تو جواب سلام مرا دادى؟ گفتم: نه. او مرا در سمت راست خود قرار داد و دوباره سلام داد. باز جواب سلام را شنيد، سه بار اين كار را تكرار كرد و هر سه بار، جواب سلامش را دادند، آن‏گاه پدرم به سجده افتاد و شكر خدا را به جا آورد.» (سمهودي، ج 3: 112)

يحيى به نقل از «عطاف» مى‏گويد: «خاله‏ام از زنان پارسا و پرهيزكار بود. او برايم تعريف مى‏كرد كه سوار مركب شدم و بر سر قبر حمزه رفتم، غلام من نيز همراهم بود. در آنجا تا مى‏توانستم نماز خواندم و به جز من و آن غلام، هيچ كس ديگرى بر سر قبر نبود. او ايستاده بود و افسار مركب را به دست داشت. پس از نماز، ايستادم و با دستم به قبر حمزه اشاره كردم و گفتم: سلام بر شما، صداى جواب سلام خود را از زير زمين شنيدم. آرى! به همان وضوح كه مى‏دانم خدا مرا آفريده، صدا را نيز به همان وضوح شنيدم، موهاى تنم سيخ شد، همان لحظه، غلام را صدا زدم و او مركب را آورد و سوار شدم.» (همان، ج3: 111)

ابوعلي غساني از ابوالفتح نصر بن حسن سکتي سمرقندي نقل مي­کند که در سال 464 ق نزد ما آمد و اين حکايت را براي ما بيان کرد که در سمرقند، بعضي سال­ها باران نمي­باريد و قحطي باران مي­شد، مردم بارها نماز استسقاء مي­خواندند؛ ولي جواب نمي­گرفتند. مرد صالحي نزد قاضي سمرقند آمد و به او گفت: من نظري دارم که مي­خواهم آن را به شما بگويم، اين­که همه به سمت قبر امام محمد بن اسماعيل بخاري برويم که قبر ايشان در خرتنک (يکي از شهرهاي ازبکستان) است. در کنار قبر محمد بخاري، استسقاء کنيم و اميد است که خداوند براي ما باران ببارد. اين کار را انجام داديم و قاضي طلب باران کرد و مردم در کنار قبر او گريه کردند و طلب شفاعت از صاحب قبر نمودند. خداوند با اين توسلي که ما به قبر بخاري کرديم، باران فراواني را فرستاد به حدي که مردم هفت روز در خرتنک ماندند و راه نبود که مردم بروند.»

زيارت در روايات

روايات مربوط به زيارت در منابع اهل سنت به چند دسته تقسيم مي­شود: دسته اول رواياتي است كه از آنها به دست مي‌آيد كه در يک مقطع زماني خاصي، اصل زيارت قبور ممنوع اعلام شده بود، اما پس از مدتي اين منع توسط پيامبر برداشته شد. حاكم در «المستدرک» به نقل از پيامبر اکرم(ص) آورده است: «قَدْ كُنْتُ قَدْ نَهَيْتُكُمْ عَنْ زِيَارَةِ الْقُبُورِ أَلَا فَزُورُوهَا: شما را از زيارت قبور نهي کردم، از اين پس زيارت کنيد.» (المستدرك، ج1: 530)

دسته دوم رواياتي است كه از زيارت قبور براي زنان، نهي مي‌كند؛ به عنوان نمونه، «لَعَنَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ زُوَّارَاتِ الْقُبُورِ» (ابن ماجه، ج1: 502). مستمسك اصلي براي قائلين به حرمت رفتن زنان به زيارت قبر در بين اهل سنت، اين دسته از روايات است. در عين حال برخي مانند الباني سند اين گونه روايات را ضعيف و برخي راويان را متهم مي دانند (الباني، ج2: 370). افزون بر اينکه احاديث متعدد ديگر بر جواز زيارت زنان، دلالت دارد (المستدرك، ج1: 533).

دسته سوم، رواياتي است که امر به زيارت قبور کرده است و اشاره به نهي گذشته ندارد. به عنوان مثال ابوذر از پيامبر نقل مي‌كند: «زُرِ القُبُورَ تَذْكُرُ بِها الآخِرَةَ: قبرها را زيارت كن كه تو را به ياد آخرت مى‏اندازد.» (مناوي، ج 3: 162)

دسته چهارم، رواياتي است که مي­گويد سنت و سيره هميشگي پيامبر بر زيارت قبور بوده است. اين روايات از ام المومنين عايشه(رض) نقل شده است که پيامبر(ص) هر شبي كه ايشان نزد او بود، در آخر شب به بقيع مى‏رفتند و آنان مورد خطاب قرار مي­دادند و مي‌فرمودند: «سلام بر شما، خانة قومي مؤمن، آمد شما را آنچه که خدا وعده‌تان داده بود» (بستي، ج7: 444)

زيارت از ديدگاه مذاهب

1. مذهب حنفي

بنا به تصريح سرخسي که خود از فقيهان صاحب­نام مذاهب حنفي است، ديدگاه احناف رخصت در زيارت قبور هم در حق مردان و هم زنان ثابت است و آنچه در زيارت ممنوع است، بيهوده سخن گفتن است (سرخسي، ج24: 10). شرنبلاني نيز در کتاب «مراقي الفلاح» که آن را بر اساس نظرات امام ابوحنيفه جمع­آوري کرده است، مي­گويد: «بعضي گفته­اند زيارت براي زنان حرام است، ولي اصح اين است که رخصت زيارت قبور هم براي مردان و هم براي زنان است. پس به قول صحيح براي زنان هم مستحب است.» (شرنبلاني، ج1: 229)

علاءالدين الحصکفي، مي­گويد: «زيارت قبر پيامبر(ص) مستحب است و بعضي از علماء گفته­اند، براي کسي که استطاعت دارد، واجب است» (ابن عابدين، ج2: 626)

ملاعلى قارى حنفي در شرح روايت نهي زن­ها از رفتن به زيارت قبور مى‏گويد: «ظاهر روايت «نَهَيتُكُم عَن زيارَةِ القُبورِ فَزوروها» عموم را مى‏رساند و خطاب در «نَهَيتُكُم» و «زوروا» از باب تغليب (غلبه داشتن) است و يا اينكه اصل در خطاب مردان هستند، گرچه فعل آن براى مذكر آمده ولى در واقع هم مردان و هم زنان را شامل مى‏شود. پس زنان نيز با رعايت شرايط مى‏توانند به زيارت قبور بروند.» (قاري، ج4: 1255)

ابن عابدين حنفي در باره زيارت قبور مى‏گويد: «آيا زيارت قبر پيامبر (ص) براى زنان مستحب است؟ بنا بر قول صحيح، مستحب است و كراهتى هم ندارد. البته در صورتى كراهت ندارد كه شرايطى را كه برخى علما براى زيارت برشمرده‏اند، رعايت شود. ولى به نظر ما قول درست‏تر، همان نظر كرخى و ديگران است. بنا بر نظر كرخى، زيارت براى مردان و زنان جايز است و هيچ اشكالى هم ندارد. بنا بر نظر غير كرخى به دليل اينكه اصحاب، بدون هيچ قيد و شرطى گفته‏اند كه زيارت مستحب است، پس زيارت براى زنان نيز استحباب دارد، حتى نويسنده كتاب «نثر اللبات» اعتقاد دارد كه زيارت قبور واجب است.» (ابن عابدين، ج 2: 626)

محمدعلي تهانوي، يکي از علماي برجسته و صاحب­نام حنفي دربار? فلسفه زيارت قبور اين چنين تفسيري دارد: «وقتي کسي از دنيا مي­رود، نفس او مجرد مي­گردد و به جهان فراخ­تر مي­رود و نفس مجرد مراحل کمال را همچنان در جهان ديگر مي­پيمايد. هنگام زيارت چون زائر نزد زيارت­شونده مي­رود، از گستردگي او بهره مي­گيرد و بر کمالش افزوده مي­شود. زيارت قبور اوليا و انبيا باعث بخشش انوار فراوان از سوي آن بزرگواران بر زائر مي­گردد، چنان­که صاحبان بصيرت آن را مشاهده نموده و بر آن شهادت داده­اند.» (تهانوي، ج‏2: 1082)

2. مذهب شافعي

محمد بن ادريس شافعي از ائمه بزرگ اهل سنت با استناد به حديثي از رسول­الله(ص) به صراحت تمام به جواز زيارت قبور فتوا داده است و گفته است:« وَلَا بَأْسَ بِزِيَارَةِ الْقُبُورِ: هيچ اشکالي در زيارت قبور نيست» (شافعي، ج1: 317) و نيز از وي نقل شده است که مي­گفت: «من به ابوحنيفه تبرك مى‏جويم و هر روز بر سر قبرش مى‏آيم. اگر مشكلى برايم پيش بيايد، دو ركعت نماز مى‏خوانم و سر قبرش مى‏آيم. كنار قبر او، حاجتم را از خدا مى‏خواهم و هنوز حاجتم بالا نرفته، برآورده مى‏شود.» (خطيب، ج 1: 445)

ابن حجر عسقلاني شافعي که يکي از بزرگترين علماي اهل سنت است، گفته که حرام شمردن زيارت رسول اکرم(ص)، يکي از زشت­ترين مسائل ذکر شده از ابن تيميه است، زيرا غير از ابن تيميه، ساير فقها بر جايز بودن زيارت قبور به اجماع استدلال کرده‌اند (ابن حجر، ج3: 66)

حافظ ذهبي از بزرگان شافعي که هم­عصر ابن تيميه است مي‌گويد: «خوشا بحال کسي که در کنار مرقد پيامبر با فروتني درود بر ايشان مي‌فرستد. اين بهترين زيارت است، به خدا سوگند فرياد زدن و شيون مسلمانان و بوسيدن ديوار‌ها چيزي غير محبت به خدا و رسولش نيست، و محبت به پيامبر(ص) جدا کنند? اهل بهشت و جهنم است. از اين رو زيارت قبر پيامبر(ص) ما را به خدا نزديک‌تر مي‌کند.» (ذهبي، ج4: 484)

3. مذهب مالکي

مذهب مالكى اگرچه پيروان زيادى ندارد، ولى در عين حال نظريه‏پرداز آن مالك‏ بن انس از محدثان و فقهاى بزرگ جهان اسلام است. كتاب موطا وى از اهميت والايى در بين اهل سنت برخوردار است و حاوى نظرات اين رهبر سنى مذهب است كه بر مبناى روايات منسوب به رسول­اللّه(ص) ذكر شده است در اين کتاب رواياتي از رسول الله(ص) نقل شده است که مشروعيت زيارت قبور را مي­رساند (ابن انس، ج2: 485).

ابن حاج مالکي در کتاب المدخل خود با نقل کلامي از عبدالله بن نعمان قائل به جواز زيارت اهل قبور به خاطر تبرک شد، وي دراين باره چنين نقل مي کند: «براي اهل بصيرت و موعظه يقيني است که زيارت قبور صالحين به خاطر تبرک و موعظه محبوب (مستحب) است، چون برکت صالحان بعد از وفات­شان هم مثل زمان حيات­شان ادامه دارد و دعا نزد قبور ايشان و شفيع قرار دادن آنها عملي است که علماي محقق ما از امامان دين انجام مي‌دادند.» (ابن الحاج، ج1: 255)

4. مذهب حنبلي

هر چند ابن تيميه از حنابله، زيارت قبور اهل بقيع و شهداي اُحد را براي دعا کردن و طلب استغفار جهت ايشان مستحب مي­دانست، اما وي بر اين باور است که زيارت قبور پيامبران و صالحين براي طلب حاجت يا دعا از ايشان گمراهي، شرک و بدعت است (ابن تيميه، ج24: 317). ولي در ميان علماي اين مذهب، کساني هستند که بر خلاف ديدگاه ابن تيميه قرار دارند و بر جواز زيارت قبور تأکيد دارند.

ابن قُدامه مقدسى كه دانشورى بسيار مشهور است و به گفته ذهبى كتابى در فقه اهل سنت به جامعيت المغنى وى نگارش نيافته، در مورد زيارت مى‏گويد: «زيارت قبور براى مردان بنا بر نص صحيح «كنت نهيتكم عن زيارة القبور فزوروها...» مباح است و مخالفى هم براى آن ديده نشده است و نيز اهداى ثواب به ارواح مردگان كه نصوص فراوانى دلالت بر جواز آن دارد، بلااشكال است.» (مقدسى، ج 2: 565-570) وى درباره جواز زيارت قبرها براى زنان نيز مى‏نويسد: «از احمد بن حنبل در اين باره فتاوى گوناگونى نقل شده است، ولى مسلماً مى‏توان گفت كه ابتدائاً با توجه به روايت «لعن اللَّه زوّارات القبور» زنان از آن نهى شده‏اند، اما بعداً با صدور روايت نبوى با كلام «فزوروها» كه عام است و بر زن و مرد شمول دارد، بايد گفت كه آن نهى قبلى نسخ شده است.» (همان)

قبرهاي زيارتي

تاريخ اسلام نشان مى‏دهد كه مسلمانان از گذشته دور تا به امروز، به زيارت قبور اصحاب و مؤمنان مى‏رفتند و به قبور آنها توسل و تبرك مى‏جستند. اكنون به برخى از اين موارد اشاره مى‏كنيم:

1. قبر سلمان فارسى

خطيب بغدادي مي­گويد: «قبر آن­جناب در نزديكى ايوان كسرى قرار دارد و هم‏اكنون مشخص و معروف است، براى آن بنايى ساخته‏اند و خادمى هم دارد كه از آن، مراقبت و نگهدارى مى‏كند. من آن مكان را ديده‏ام و بارها به زيارت آن رفته‏ام.» (خطيب، ج 1: 508) ابن جوزى هم مى‏گويد: «قلانسى و سمنون گفته‏اند كه قبر سلمان را زيارت كرده‏اند.» (ابن جوزي، المنتظم، ج 12: 241)

2. قبر ابوايوب انصارى

وى در سال 52 ه.ق در روم درگذشت. حاكم نيشابورى مى‏گويد: «مردم از قبرش مراقبت مى‏كنند و به زيارتش مى‏روند و به هنگام خشك‏سالى در كنار قبر وى از خداوند باران مى‏طلبند.» (المستدرك، ج 3: 518)

3. محمد بن ادريس شافعى

شافعي پيشواى شافعيان در سال 204 ه. ق درگذشت. وى را در «قرافه» صغرى نزديكى مكانى به نام «مقطم» به خاك سپردند و قبرش زيارتگاه مردم است (ابن خلکان، ج 4: 165).

4. احمد بن حنبل

پيشواى حنبليان در سال 241ق درگذشت. ذهبى مى‏گويد: «مردم به زيارت ضريح او در بغداد مى‏روند.» (ذهبي، ج 1: 114) ابوبکر بن مکارم مي­گويد: «در يکي از سال‌ها قبل از ماه رمضان، باران زيادي آمد، من خوابيده بودم و در خواب ديدم که آمدم کنار قبر امام احمد بن حنبل تا زيارت کنم و مشاهده کردم که قبر او به زمين چسبيده است و اندازه نصف ساق يا دو برابر آن بيشتر از قبر باقي نمانده است. من ناراحت شدم که باران باعث خرابي قبر امام احمد بن حنبل شده است، اما شنيدم صدايي از قبر آمد که مي‌گويد: نه به خاطر باران قبر من خراب نشده است، بلکه از عظمت خداوند متعال قبر من خراب شده و به زمين چسبيده است، زيرا خداوند عزوجل يک روزي به زيارت من آمده بود.» (ابن جوزي، مناقب، ج 1: 607 و 608)

5. ابوحنيفه

پيشواى حنفى‏ها در سال 150 ه.ق درگذشت. ابن جوزي در اين باره مي نويسد:« در اين ايام، آقاي ابوسعيد مستوفي ملقب به شرف­الملک بارگاهي براي ابوحنيفه درست کرد و آنجا را زيارتگاه ابوحنيفه ناميد. براي قبر او ضريح و قبه‌اي و در کنار او مدرسه‌اي درست کرد و دستور داد فقها آنجا بيايند و مدرس‌هايي درست کردند.» (ابن جوزي، المنتظم، ج16: 100)

نتيجه­گيري

از مجموع مطالب مطرح در اين نوشتار اين نتيجه به دست مي­آيد که به جز جريان وهابيت، مذاهب اسلامي ديگر زيارت قبور را جايز و مشروع مي­دانند. در طول تاريخ اسلامي نيز سيره مسلمانان رفتن به زيارت انبياء و اوليا بوده است و آنها نه تنها زيارتگاه­ها را تخريب نمي­کردند، بلکه  در عمران و آباداني در هر قرن و عصري تلاش مي­نمودند و سهولت­هاي لازم را براي زائرين فراهم مي­کردند تا از فيوضات معنوي آن بزرگواران بيشتر استفاده نمايند. بر اين اساس، در بيشتر كشورهاي اسلامي زيارت­گاه­هايي براي علما و اولياي اسلامي ساخته شده که حکايت از مشروعيت آنها در ميان مسلمانان و فقهاي اسلامي مي­باشد. 

فهرست منابع

1. ابن الحاج، أبوعبدالله محمد بن محمد، المدخل، دارالتراث، بي­تا.

2. ابن الحجاج النيسابوري، مسلم، صحيح مسلم، بيروت، دار إحياء التراث العربي، بي تا.

3. ابن أنس، مالك، موطأ، بيروت، دار إحياء التراث العربي، 1406ق.

4. ابن تيميه الحراني، تقي­الدين أبوالعباس، مجموع الفتاوى، المدينة النبوية، مجمع الملك فهد لطباعة المصحف الشريف، 1416ق.

5. ابن حجر العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي، فتح­الباري شرح صحيح البخاري، بيروت، دارالمعرفه، 1379ق.

6. ابن خلكان، أبوالعباس شمس­الدين أحمد، وفيات الأعيان، بيروت، دار صادر، بي­تا.

7.   ابن عابدين، محمد أمين الحنفي، رد المحتار على الدر المختار، بيروت، دارالفكر، 1412ق.

8. ابن ماجه، أبوعبدالله محمد بن يزيد القزويني، سنن ابن ماجه، دارإحياء الكتب العربية، بي تا.

9. الألباني، أبوعبدالرحمن محمد ناصرالدين، موسوعة الألباني في العقيدة، صنعاء، مركز النعمان للبحوث والدراسات الإسلامية وتحقيق التراث والترجمة، 1431ق.

10. البستي، محمد بن حبان، صحيح ابن حبان بترتيب ابن بلبان، بيروت، مؤسسة الرسالة، 1414ق.

11. البيهقي، أحمد بن الحسين، شعب الإيمان، مكتبة الرشد للنشر والتوزيع بالرياض بالتعاون مع الدار السلفية ببومباي بالهند، 1423 ق.

12. التهانوى‏، محمدعلى، كشاف اصطلاحات الفنون و العلوم‏، بيروت، مكتبة لبنان ناشرون‏، بي­تا.‏

13. الجوزي، جمال­الدين أبوالفرج، المنتظم في تاريخ الأمم والملوك، بيروت، دارالكتب العلمية، 1412ق.

14. الجوزي، جمال­الدين أبوالفرج، مناقب الإمام أحمد، دار هجر، 1409ق.

15. الحاكم، أبوعبدالله محمد بن عبدالله النيسابوري، المستدرك على الصحيحين، بيروت، دارالكتب العلمية، 1411ق.

16. الخطيب البغدادي، أبوبكر أحمد بن علي، تاريخ بغداد، بيروت، دارالغرب الإسلامي، 2002م.

17. ذهبي، شمس­الدين احمد بن محمد، سير اعلام النبلاء، تحقيق شعيب الارنؤوط، بيروت، مؤسسه الرساله، بي­تا.

18. الراغب الأصفهانى، أبوالقاسم الحسين بن محمد، المفردات في غريب القرآن، محقق: صفوان عدنان الداودي، بيروت، دارالقلم، بي­تا.

19. السرخسي، محمد بن أحمد، المبسوط، بيروت، دار المعرفه، 1414ق.

20. السمهودي، علي بن عبدالله، وفاء الوفاء بأخبار، بيروت، دارالكتب العلمية، 1419ق.

21.  الشافعي، أبوعبدالله محمد بن إدريس، الأم، بيروت، دارالمعرفه،1990م.

22. الشرنبلالي الحنفي، حسن بن عمار، مراقي الفلاح شرح متن نور الإيضاح، مكتبة العصرية، 1425ق.

23. الصنعاني، أبوبكر عبدالرزاق بن همام، المصنف، بيروت، المجلس العلمي، 1403ق.

24. طريحى، فخرالدين، مجمع البحرين، تهران، مرتضوى، 1375ش.

25. الفراهيدي البصري، أبوعبدالرحمن الخليل بن أحمد، كتاب العين، دار ومكتبة الهلال، بي­تا.

26. الفيومي، أحمد بن محمد، المصباح المنير في غريب الشرح الكبير، بيروت، بي­تا.

27. القزويني، أحمد بن فارس، معجم مقاييس اللغة، المحقق: عبدالسلام محمد هارون، دارالفكر، 1399ق.

28. الكوفي، أحمد بن أعثم، الفتوح، دار الأضواء، 1411ق.

29. متقي الهندي، علاءالدين علي بن حسام­الدين،كنز العمال، مؤسسة الرسالة، 1401ق.

30. الملا الهروي القاري، علي بن (سلطان) محمد، مرقاة المفاتيح شرح مشكاة المصابيح، بيروت، دارالفكر، 1422ق.

31. المناوي القاهري، زين­الدين محمد، فيض القدير، مصر، المكتبة التجارية الكبرى، 1356ق.

 

نظر کاربران
نام و نام خانوادگی
پست الکترونیک
 
تصویر امنیتی
Captcha ImageChange Image
متن خود را اینجا وارد کنید

آدرس:تهران خيابان جمهوري اسلامي خيابان رازي نرسيده به خيابان نوفل لوشاتو نبش کوچه ياسمن---تلفن:63497112---فکس:63497498 ---سامانه پيامک:30005209

© Copyright dmsonnat.ir. All Rights Reserved.