اهل سنت

پايگاه اطلاع رساني دبيرخانه شوراي برنامه ريزي مدارس علوم ديني اهل سنت

امروز پنجشنبه، 28 تير 1397| 7 ذي القعده 1439

 


انقلاب اسلامي ايران و جنبش بيداري انتفاضه

-(1 Body) 
انقلاب اسلامي ايران و جنبش بيداري انتفاضه
Visitor 14
Category: سياسي و اجتماعي

انقلاب اسلامي ايران و جنبش بيداري انتفاضه

مقاله ي حاضر، نخست انتفاضه را معنا مي‎كند، آن گاه، زمينه‎هاي پيدايش آن وگروه‎ها و سازمان‎هاي نزديك به انتفاضه را معرفي مي‎نمايد

چكيده

مقاله ي حاضر، نخست انتفاضه را معنا مي‎كند، آن گاه، زمينه‎هاي پيدايش آن وگروه‎ها و سازمان‎هاي نزديك به انتفاضه را معرفي مي‎نمايد. تأثير انتفاضه بر اسرائيل و ساف، موضوع بحث بعدي است. براي درك عميق تأثير انقلاب‎ اسلامي بر انتفاضه، مروري كوتاه بر روابط ايران دوره ي پهلوي با اسرائيل (رژيم‎ اشغال‎گرقدس‎) صورت مي‎گيرد. بعد از آن تأثيرات انقلاب اسلامي بر اين‎ پديده (مسأله ي فلسطين و انتفاضه‎) موشكافي مي‎شود. در پايان، مقاله با اين‎ سخن به انتهاء مي‎رسد كه تنها راه نجات فلسطين، اسلام است.

كليد واژه‎ها

فلسطين‎، انتفاضه‎، انقلاب‎اسلامي‎، اسرائيل‎، ساف‎، رژيم‎صهيونيستي‎، ايران.

پيشگفتار

انتفاضه يا «انقلاب سنگ‎»، جنبش جوان و نوين ضد صهيونيستي است كه‎ با بهره‎گيري از كمترين امكانات در پي نيل به هدفي بزرگ (آزاد سازي فلسطين‎) است. اين حركت محصول تأثير پذيري از انقلاب اسلامي در احياي اسلام، پاسخي به اعمال فشار و اقدامات سركوب گرانه رژيم اشغال‎گر قدس، واكنشي در برابر يأس، نااميدي، ضعف و سستي دولت‎هاي عرب در رويارويي با اسرائيل و سرانجام، واكنشي در برابر ناتواني و ناكامي گروه‎هاي‎ نظامي و سياسي فلسطيني در نجات آن كشور است. مردم و سازمان‎هاي‎ هوادار انتفاضه، با تكيه بر ايمان انقلابي در درون مرزهاي اشغالي به مبارزه‎اي‎‎ بي امان عليه اسرائيل دست زده‎اند به گونه‎ اي‎ كه سازش ناپذيري آنان، اسرائيل، آمريكا و ساف را در حل بحران خاورميانه (مسأله ي فلسطين‎) با دشواري‎هايي بسيار رو به رو كرده است‎.

تعريف انتفاضه

انتفاضه، واژه‎اي‎ عربي است كه از ريشه ي «نَفَض» به معناي جنبش، لرزش‎، انقلاب، غبارروبي، قيام عليه رخوت و ركود پيش از انقلاب و حركت‎ِ همراه‎ با نيرو و شتاب مي‎باشد. انتفاضه، نخست نامي بود براي گروهي جدا شده از سازمان فتح، ولي اينك، نامي است براي حركت نوين مردم فلسطين. اين‎ حركت، در دهه ي 80 ميلادي /60 شمسي در سرزمين‎هاي اشغالي فلسطين عليه اسرائيل آغاز گرديد. انتفاضه نامي براي خيزش خود جوش‎، مستقل‎، مستمر، تهاجمي‎، همگاني‎، غير مسلحانه‎، آگاهانه‎، معترضانه و شجاعانه ي مردم فلسطين در مصاف با اسرائيل‎ است‎.(1)

مردم فلسطين‎، به جاي سلاح گرم از سنگ براي دفاع از خود و تهاجم‎ عليه دشمن بهره مي‎گيرند. از اين رو، انتفاضه را «انقلاب سنگ‎» نيز مي‎گويند. استفاده از سنگ‎، موجب نگراني اسرائيل را فراهم آورده است‎؛ زيرا ياد آور مبارزه و پيروزي حضرت داوود(ع) پيامبر بزرگ بني اسرائيل‎، بر جالوت‎ است‎. در اين مبارزه‎، حضرت داوود(ع) با استفاده از سنگ‎، جالوت كه نماد باطل بود را از پاي در آورد.(2)

در تاريخ معاصر فلسطين، وجود چهار انتفاضه در سال‎هاي 1921، 1932، 1939(3) و 1987 م‎./ 1300، 1311، 1318 و 1366 ش‎. مي‎درخشد كه‎ هيچ يك به گستردگي و پايداري انتفاضه ي اخير نبوده‎اند. از اين رو، انتفاضه ي نوين‎ مردم فلسطين را «انتفاضه ي بزرگ‎» نيز گفته‎اند. در اين انتفاضه، شيوه ي تهاجمي‎، مبارزه در درون مرزهاي فلسطين و تأكيد بر مباني اسلامي‎، جاي گزين شيوه‎ ي تدافعي‎، نبرد در بيرون از مرزهاي فلسطين و انديشه غير ديني گرديده است‎.(4)  دكتر فتحي ابراهيم شقاقي‎، دبير كل شهيد جهاد اسلامي فلسطين‎، در باره ي انتفاضه گفت‎:

«در تاريخ انقلاب‎ها و مبارزه‎ها، واژه ي «انتفاضه‎» پيشينه‎يي‎‎ طولاني دارد. اما از نظر معنايي‎، انتفاضه بر قيام عليه رخوت و ركود دلالت مي‎كند. انتفاضه‎، مرحله ي قبل انقلاب است‎. براي‎ مثال قيام مدرسه ي فيضيه ي قم را انتفاضه مي‎ناميم و قيام سال 1357 ايران را انقلاب مي‎گوييم‎. آنچه كه اكنون در فلسطين اتفاق‎ مي‎افتد، در واقع انقلاب است‎، اما ما در آغاز پيش بيني‎ نمي‎كرديم كه چنين فراگير باشد و نام آن را انتفاضه گذاشتيم‎؛ لذا ما در جنبش جهاد اسلامي‎، قيام فعلي فلسطين را «انتفاضه ـ انقلاب‎» مي‎ناميم‎.»(5)

 

بسترهاي زايش انتفاضه 

انتفاضه، معلول عواملي پُر شمار است‎، از آن جمله‎:

1ـ انقلاب اسلامي ايران‎: انقلاب اسلامي بهمن 1357 ش‎ ايران موجب‎ احياي اسلام و بيداري مسلمانان شد و خودباوري را در فلسطين‎ها تقويت كرد و آنان را به برخورداري از توانايي لازم براي گرفتن حق خويش آگاه ساخت‎. پيروزي انقلاب، گواهي بود بر توانايي اسلام در بر انداختن ظلم و فساد نظام‎هاي طاغوتي و استكباري‎. مسلمانان فلسطيني‎، ايرانيان را در پيش و پس‎ از پيروزي انقلاب اسلامي در كنار خود يافتند و به پوشالي بودن قدرت‎ آمريكا در حمايت از رژيم شاه ايران آگاه شدند. رويدادهاي شگفت‎انگيز انقلاب اسلامي‎، مردم ايران و شيوه ي مبارزه ي آنان عليه رژيم پهلوي را به عنوان‎ نمونه اي آرماني براي مبارزان جنبش‎هاي اسلامي مطرح كرد.(6)

2ـ ظلم و ستم رژيم صهيونيستي‎: شهيد دكتر فتحي ابراهيم شقاقي در اين باره گفت:

«انتفاضه‎... پاسخي بود به اشغال‎گران و اعمال سركوب و طغيان و تكبر آنان و اقدامات‎شان در ويران سازي منازل‎، مصادره ي زمين‎ها، اسكان يهوديان و ساختن شهرك‎ها، شكنجه ي‎ مبارزان‎، دست گيري و تبعيد و ترور و شكستن استخوان‎هاي آنان‎، نابود كردن اقتصاد فلسطين و زير سازهاي جامعه‎، دزديدن‎ آب‎ها، تحميل ماليات و جرايم سنگين‎، تعطيل مدارس و دانشگاه‎ها، جلوگيري از كار و كسب‎، ناديده گرفتن حقوق‎ انساني و سياسي و ساير اقدامات مربوط به مجازات دسته‎ جمعي‎.»(7)

افزون بر اين‎، بايد به تحقير فلسطينيان به عنوان شهروندان درجه ي دوم و تلاش صهيونيست‎ها براي از بين بردن هويت اسلامي و عربي نيز اشاره كرد.

3ـ يأس و نااميدي از دولت‎هاي عرب‎: شهيد شقاقي در اين باره گفت:

«انتفاضه پاسخي بود به واقعيت أسف‎انگيز و يأس آور اعراب‎ كه وابستگي‎، ضعف و سستي خود را آشكار كرده بودند. آن ها فلسطين و آزاد سازي فلسطين را توجيهي براي بقاي خود مي‎ديدند، تا جايي كه مسأله ي فلسطين را در آخر ليست‎ اولويت‎ها قرار دادند و همگان اين امر را كه حتي خود كنفرانس‎هايي مثل كنفرانس سران‎، در نوامبر 1987 م‎ / بهمن‎ 1366 ش‎ مشاهده كردند.»(8)

در سال 1987 م /1366 ش‎ براي نخستين بار، مسأله ي فلسطين‎ تحت‎الشعاع مسأله‎يي‎ ديگر، يعني جنگ ايران و عراق قرار گرفت‎ .أسف‎بارتر اين كه در كنفرانس مزبور، برگزاري كنفرانس صلح اعراب و اسرائيل با حضور آمريكا و شوروي (سابق‎) به تصويب رسيد.(9)

4ـ ناتواني گروه‎هاي نظامي و سياسي در نجات فلسطين‎: با شكست‎ اعراب در جنگ 1967 م‎/ 1346 ش‎ حضور مستقيم و مستقل عنصر فلسطيني در مبارزه عليه اسرائيل‎، به مقوله‎  اي اجتناب‎ناپذير تبديل شد. از اين‎ رو، سازمان‎ها و گروه‎هاي نظامي (چريكي‎) و سياسي پديد آمدند كه كوشيدند با تكيه بر مبارزه ي مسلحانه‎، فلسطين را از چنگال اسرائيل نجات بخشند. اما از اواخر دهه ي 70 م‎. / 50 ش‎. گروه‎هاي مذكور و نيز ساف به ناتواني نظامي خود براي رهايي فلسطين پي بردند و در نتيجه‎، رو به سستي نهادند و مبارزه ي سياسي‎ را جاي گزين مبارزه ي نظامي كردند، ولي به زودي در اين شيوه نيز با شكست رو به‎ رو شدند. سرخوردگي مردم از اين گروه‎ها زماني شدت گرفت كه هر يك از آن‎ها تحت نفوذ يكي از كشورهاي عرب‎، كه به آرمان فلسطينيان خيانت كرده‎ بودند، در آمد.(10)

5- مبارزات جنبش حزب الله لبنان‎: حزب الله با الهام گرفتن از انديشه‎هاي امام خميني (ره‎)، و ايدئولوژي انقلاب اسلامي‎، توانست هم در دوران مبارزه با اسرائيل‎، وهم پس از عقب نشيني نيروهاي اشغال‎گر از لبنان، به عنوان يك نيروي تأثير گذار بر مسأله و انتفاضه ي فلسطين ايفاي نقش كند. استراتژي حزب الله در قبال انتفاضه از اين اصل پيروي مي‎كند كه هيچ يك از نيروهاي حزب الله‎، در داخل فلسطين‎، اقدام به عمليات نمي‎كنند، بلكه خود فلسطيني‎هاي تحت آ‎موزش و هدايت حزب الله‎، به مبارزه با رژيم‎ صهيونيستي مي‎پردازند، به همين دليل‎، شيوه ي مبارزه ي مبارزان فلسطيني نيز، كاملاً مشابه مبارزه ي حزب الله لبنان با اسرائيل غاصب در جنوب لبنان است. اين مسأله اي ‎ است كه رژيم اشغال‎گر قدس به آ‎ن اعتراف كرده است‎. به‎ بيان‎ديگر اساس مبارز ه ي حزب الله لبنان با اسرائيل‎، چه در خاك لبنان و چه در درون خاك فلسطين اشغالي‎، به وسيله ي نيروهاي انتفاضه‎، بر عمليات شهادت‎ طلبانه قراردارد. رهبر حزب الله لبنان‎، همانند امام خميني (ره‎)، نسبت به اين‎ مبارزات در درون رژيم اسرائيل‎، بسيار خوش بين بوده‎، و معتقد است كه تداوم‎ دين مبارزات مي‎تواند در آ‎ينده‎، اين رژيم را از لحاظ امنيتي دچار مشكل كند، همان ديدگاهي كه مبارزان فلسطين دارند، وبر اساس‎ آن به مبارزه ادامه‎ مي‎دهند.(11)

 

انتفاضه و تشكل‎هاي سياسي

مهم‎ترين گروه‎ها و سازمان‎هاي فلسطيني‎، همواره تحت تأثير جنبش‎ اخوان المسلمين مصر بوده‎اند. اخوان المسلمين مصر از اواخر دهه ي 1946 م‎. فعاليتش را به فلسطين گسترش داد و از آن پس و به ويژه در سال 1948 م‎. /1327 ش‎. و سال‎هاي پس از آن‎، سهمي بسيار در مبارزات ضد صهيونيستي‎ و اسرائيلي داشته است‎. اما كناره‎گيري تدريجي شعبه ي فلسطيني اخوان  المسلمين از صحنه ي مبارزات سياسي و پا فشاري بر تداوم فعاليت‎هاي‎ فرهنگي‎، آموزشي و كادر سازي‎، منجر به جدايي جوانان انقلابي مخالف‎ مشي‎ِمسالمت‎آميز، از آن سازمان گرديد.(12)

جنبش جهاد اسلامي فلسطين ( حركة الجهاد الاسلامي في‎فلسطين‎)، نخستين انشعاب از اخوان المسلمين غزّه به شمار مي‎رود كه اين جدايي‎، تحت‎ رهبري دكتر فتحي شقاقي‎(13) و در 1980 م‎. / 1359ش‎.(13) به وقوع پيوست‎. اساسي‎ترين شعار جنبش نوين فلسطيني‎، طرد شعار «فلسطين منهاي اسلام و اسلام منهاي فلسطين‎» است‎. برجسته‎ترين ويژگي اين جنبش‎، در بهره جستن‎ از مشي مسلحانه به عنوان تنها راه نجات از سوي جنبش جهاد اسلامي نهفته‎ است‎. اگر چه جنبش جهاد اسلامي با انجام عمليات اكتبر 1987 م‎. / 1366 ش‎. در محله ي شجاعيه ي غزّه، سهمي مهم در تولد انتفاضه داشته است‎، ولي پس از آن‎، خود تحت تأثير انتفاضه قرار گرفت‎. (15)

به اعتقاد شهيد فتحي شقاقي‎، جنبش جهاد اسلامي، سه مرحله را پشت‎ سر گذارده است‎:

مرحله ي اول‎: مرحله ي آماده سازي و بسيج از طريق كار سياسي‎ و مردمي و تبليغ در مساجد و دانشگاه‎ها و اتحاديه‎ها و جزوات‎ و اعلاميه‎ها و نشريه‎هاي مخفي‎. مرحله ي دوم‎: آغاز مبارزه و جهاد مسلحانه كه در ايجاد اعتماد به نفس مردم فلسطين تأثيري‎ زيادي داشت‎؛ مانند درگيري شهادت طلبانه ي 6/10/1987 م 1366 ش‎ با نيروهاي صهيونيستي‎… مرحله ي سوم‎: جنبش جهاد اسلامي از روز اول و به طور روزمرّه در تمامي رويدادهاي‎ انتفاضه حاضر بود. هفته‎ها گذشت تا ديگر نيروهاي اسلامي و ملي به پا خيزند و صفوف خود را منظم سازند و با قوت در انتفاضه شركت كنند.(16)

واژه ي «حماس‎» (تأسيس 1987 م‎/1366 ش‎) مخفّف عبارت «حركة‎ المقاومة الاسلامية في فلسطين‎» (جنبش مقاومت اسلامي فلسطين‎) است‎. اين سازمان يكي از برجسته‎ترين سازمان‎هاي فلسطيني ضد صهيونيستي است‎. «حماس‎» گاه به عنوان نامي براي اخوان المسلمين غزّه و كرانه ي غربي و گاه براي‎ جناح يا شعبه‎اي‎ (نظامي‎) از جناح‎ها و شاخه‎هاي اخوان المسلمين به كار مي‎رود. به اعتقاد ابو غنيمه - از چهره‎هاي اخوان المسلمين اردن - حماس‎، جنبشي نوين نيست‎، بلكه جنبش مادر، كه حماس به آن گرايش دارد، جنبش‎ اخوان المسلمين است‎.(17)

به هر حال‎، حماس جنبشي است كه براي نجات فلسطين‎، بيش از ديگر جنبش‎ها - به غير از جنبش جهاد اسلامي - بر مردم متكي است و براي مبارزه‎ ي فرهنگي و سياسي‎، بيش از جهاد نظامي اهميّت قائل است و از اين رو، با جنبش جهاد اسلامي متفاوت است‎. حماس با ساف‎(18) و سازمان‎هاي ديگر فلسطيني‎، به رغم وجود پاره‎اي‎ اختلافات (مانند مخالفت حماس با ناسيوناليسم عربي‎) همزيستي مسالمت‎آميز دارد. در حالي سازمان يا جنبش‎ جهاد اسلامي‎، رابطه اي‎ با سازمان‎هاي لائيك فلسطيني چون ساف ندارد(19) به ديگر سخن‎، حماس تحت رهبري معنوي شيخ احمد ياسين‎، به جنبش‎هاي‎ ملي و غير مذهبي نيز احترام مي‎گذارد و مادام كه آن جنبش‎ها اختيار خود را به‎ شرق كمونيست يا غرب صليبي ندهند، حماس دست آنان را مي‎فشارد.(20)

حماس از نظر گستردگي فعاليت‎هاي غير نظامي‎، ميزان امكانات‎، بهره‎مندي از كمك‎هاي مالي دولت‎هاي عرب و مسلمان و برخورداري از وسائل تبليغاتي‎، توانمندتر از سازمان يا جنبش جهاد اسلامي است‎. در عوض‎، به‎نظر مي‎رسد، فعاليت نظامي و محبوبيت اجتماعي جهاد اسلامي‎، بيش از حماس است‎، از آن رو كه‎، تنها راه نجات فلسطين‎، جهاد اسلامي است‎. با اين همه‎، هر دو سازمان در مخالفت با صهيونيست‎، تشكيل دولت اسلامي و آزادي همه ي سرزمين‎هاي فلسطين اشتراك نظر دارند.(21)

انتفاضه و اسرائيل

قيام مردم فلسطين يا انتفاضه‎، تأثيري ژرف بر اسرائيل داشته است كه‎ برخي از مهم‎ترين آنها عبارت اند از:

1ـ وقوع انتفاضه و ناكامي اسرائيل در سركوب آن‎، صلح خواهي را در اسرائيل به شدت تقويت كرده است به گونه اي‎ كه اين گرايش به صلح‎، موجب‎ تأسيس مجلس صلح و امنيت در اسرائيل شده است‎. اين مجلس‎، كه با حضور سي تن از فرماندهان نظامي اسرائيل تشكيل شده است‎، مي‎كوشد ثابت كند كه‎ چشم پوشي تدريجي از مناطق اشغالي (غزه و نوار غربي‎) نه به كاهش‎، بلكه به‎ افزايش امنيت اسرائيل مي‎انجامد.(22)

2ـ دولت اسرائيل براي خاموش كردن انتفاضه به روش‎هاي‎ خشونت‎آميز (مانند شكستن دست و پاي تظاهر كنندگان فلسطيني‎) پرداخته‎ است‎. اين موضوع مخالفت افكار عمومي جهاني و حتي واكنش يهوديان‎ آمريكا را در پي داشته كه افزايش آن‎، نخست وزير پيشين اسرائيل را وادار ساخت براي كاستن اضطراب و مخالفت جامعه ي يهوديان آمريكا به آن كشور سفر و اقدامات اسرائيل را توجيه كند و بگويد «طغيان فلسطينيان نه فقط عليه‎ مناطق اشغالي، بلكه عليه موجوديت كشور اسرائيل است‎.» (23)

3ـ انتفاضه، موجب بالا گرفتن اختلاف ميان مسؤولان اسرائيلي و پديد آمدن شكاف آشكار ميان احزاب اسرائيل از يك سو و ميان آنان و آمريكا از سوي ديگر شده است‎. به عنوان مثال‎، آمريكا براي خاموش كردن قيام مردم‎ فلسطين‎، موضوع خود مختاري محدود فلسطينيان را در اراضي اشغالي‎ پيش‎نهاد و شيمون پرز از اين ابتكار آمريكا حمايت كرده‎، اما نخست وزير دولت اسرائيل‎، شامير، با اين طرح به مخالفت برخاسته‎اند.(24)

4ـ هزينه ي سركوب انتفاضه براي اسرائيل تكان دهنده بوده است‎. صرف‎ هزينه‎ اي برابر با 000/650/1 دلار در هر روز، بخشي از هزينه‎هاي سركوب‎ قيام مردم فلسطين است‎. وان گهي‎، زيان‎هاي مستقيم و غير مستقيم انتفاضه بر اسرائيل بسيار است كه زيان در بخش ساختمان سازي‎، كاهش درآمدهاي‎ ناشي از صنعت توريسم‎، تنزل سه درصدي توليد ناخالص ملي‎، كم شدن‎ صادرات در اراضي اشغالي‎، كاهش سيزده درصدي ارزش پول اسرائيل‎، پايين‎ آمدن هشت درصدي دستمزدها و كسري تراز بازرگاني از آن جمله است‎. هم‎چنين‎، قيام انتفاضه، موجب افزايش بيست و دو درصدي تورم‎، صعود رقم‎ بي كاري به 2/7 درصد و افزايش هزينه‎هاي نظامي شده است‎. مركز مطالعات‎ استراتژيك دانشگاه تل آويو، از دست رفتن روحيّه ي ارتش‎، انتقاد اروپا و آمريكا از اسرائيل‎، تشديد خشونت داخلي و بي اعتبار شدن موقعيت بين المللي‎ اسرائيل را از ديگر پيامدهاي انتفاضه مي‎داند.(25)

 

 ساف و انتفاضه

تأثير انتفاضه بر ساف‎، تأثيري چندگانه و پيچيده بوده است‎. وقوع‎ انتفاضه ابتكار عمل مبارزه ي ضد اسرائيلي را از دست ياسر عرفات بيرون آورد، انتفاضه، ، سازش‎كاري ساف را محكوم كرد و از اين رو، موجوديت ساف را با تهديد رو به رو ساخت و به موقعيت اين سازمان‎، به عنوان تنها نماينده ي مردم‎ فلسطين‎، آسيب رسانيد. از اين رو تلاش ياسر عرفات براي متوقف ساختن‎ انتفاضه به شكست انجاميد. هم‎چنين كوشش عرفات براي تغيير شيوه ي مبارزه ي‎ انتفاضه از حالت خصومت‎آميز به حالت مسالمت‎آميز به جايي نرسيد و مردم‎ انقلابي فلسطين، اين توصيه ي عرفات را نپذيرفتند كه آنان بايد به راهپيمايي‎هاي‎ آرام، تن در دهند.(26)

ديگر آن كه تضعيف يا حذف ساف به زيان اسرائيل است‎؛ زيان حذف‎ ساف‎، اسرائيل را ناچار مي‎سازد كه با اصول گرايان اسلامي‎، چون حماس رو به رو شود و با آنان بر سر مسائل فلسطين به مذاكره بپردازد. بنابراين‎، اسرائيل‎ روش مسالمت جويانه ي ساف را بر منش خصومت‎آميز گروه‎هاي اصول‎گرا، ترجيح مي‎دهد و از اين رو به استحكام روابط خود با ساف پرداخته است‎. اين‎ نزديكي و گسترش روابط‎، نتايجي براي طرفين در پي داشته است. از آن جمله:

1ـ اسرائيل براي گسترش نيافتن انتفاضه‎، با اعطاي خود گرداني محدود غزّه - اريحا (1993 م‎./1372 ش‎.)، اجراي آن (1994 م‎./ 1373ش‎.) و توسعه‎اش به كرانه ي باختري رود اردن (1995 م‎. /1374 ش‎.) موافقت كرد. پرز در اين باره مي‎گويد: «تعدادي از دوستان من و نيز بسياري از دشمنان از من‎ مي‎پرسند با توجه به اين كه سال‎ها به عنوان يك نظامي در ارتش اسرائيل‎ خدمت كرده‎ام ـ در طول بيش از بيست سال ـ چرا به دنبال صلح هستم‎، براي‎ اين كه اسب ترواي جنگ‎، ديگر عقيم شده است‎».(27)

2ـ گرايش اسرائيل به ساف‎، اين سازمان، را كه مي‎رفت از صحنه ي سياست‎ حذف شود، دوباره زنده كرد. به عقيده ي پرز، عرفات به جايي رسيده بود كه جز مذاكره و سازش راهي ديگر نداشت‎. وزير محيط زيست پيشين اسرائيل در اين‎ باره مي‎گويد: «ساف در برابر حماس با اسرائيل متحد خواهد شد. دولت‎ اسرائيل بايد مركزيّت فلسطين به رهبري عرفات را به رسمّيت بشناسد؛ زيرا اين سازمان اصلي‎ترين متحد ما در برابر جنبش حماس است‎.»(28)

اعتقادات يكسان (مانند اصل توحيد و نبوت‎) و نيز دشمنان يگانه‎ (همانند آمريكا و اسرائيل ) و هدف‎هاي برابر (چون از ميان بردن ستم و تباهي‎)، از مشتركاتي است كه زمينه ي تأثير پذيري متقابل پديده‎هاي انساني را در جهان اسلام فراهم آورده است‎. اما وقوع انقلاب اسلامي‎، به مشتركات‎ مسلمانان عمق بيشتري بخشيد و بر ميزان تأثير گذاري هدف‎ها و آرمان‎هاي‎ انقلاب اسلامي در كشورهاي اسلامي چون فلسطين افزود.(29)

 

شاه و اسرائيل

براي فهم تأثير انقلاب اسلامي بر جنبش‎هاي اسلامي فلسطين و انتفاضه‎، مروري كوتاه بر پيشينه ي روابط ايران و اسرائيل ضروري است‎.

يك سال پس از تأسيس اسرائيل‎، نخست وزير ايران‎، رژيم اشغال‎گر قدس را به گونه ي «دو فاكتور»(30) به رسميت شناخت‎. در جريان نهضت ملي شدن نفت‎، همكاري دو كشور ايران و اسرائيل قطع شد، اما محمدرضا پهلوي‎ در 1333 ش‎. دستور برقراري همكاري و انعقاد نخستين قرارداد فروش نفت‎ به اسرائيل را صادر كرد. اين قرارداد نفتي‎، در 1336 ش‎. علني شد و ميزان‎ صادرات نفت به اسرائيل طي سه سال پس از قرارداد به دو برابر افزايش يافت‎. با اين حال‎، سطح همكاري‎هاي دو كشور، پيش از 1337 ش‎. محدود به‎ همكاري‎هاي نفتي و اطلاعاتي بود. پس از 1337 ش‎. با خطري كه اسرائيل و ايران از اتحاد مصر و سوريه (جمهوري عربي متحده‎) احساس مي‎كردند، به‎ توسعه ي روابط سياسي با يكديگر پرداختند و هم از اين رو، در 1337 ش‎. نخستين نماينده ي سياسي اسرائيل وارد تهران شد و يك سال بعد، دفتر سياسي‎ ايران در تل آويو گشايش يافت‎. سر انجام شاه ايران در سال‎هاي پاياني دهه ي 30 ش‎. در مصاحبه با سردبير روزنامه ي كيهان‎، اسرائيل را تلويحاً به رسميت‎ شناخت‎.(31)

با روي كار آمدن هويدا در ايران (نخست وزير) و سفر رئيس ستاد ارتش‎ (عزروايزمن‎) و نخست وزير اسرائيل (لوي اشكول‎) به ايران روابط دو كشور گسترش يافت‎. شاه در 1346 ش‎. از كشورهاي عرب درخواست كرد كه‎ موجوديّت اسرائيل را به رسميّت بشناسند. در 1348 ش‎. شركت نفت ماوراي‎ آسيا براي تأمين نفت مصرفي اسرائيل و صادرات نفت ايران به اروپا، تأسيس‎ شد. در همين سال شاه در مصاحبه با يك  خبرنگار انگليسي‎، آشكارا موجوديّت اسرائيل را پذيرفت‎. افزون بر اين‎، ايران در نزديك شدن مصر به‎ اسرائيل و انعقاد قرارداد كمپ ديويد، سهمي مهم داشته است‎.(32)

همكاري رژيم شاه با اسرائيل با اعتراض روحانيون (مانند آيت‎اللّه كاشاني‎)، مردم، گروه‎هاي سياسي (فدائيان اسلام‎)(33) و فلسطينيان و به‎ ويژه مخالفت آشكار امام خميني‎(قدس سره) رو به رو بود. شناسايي اسرائيل از سوي‎ شاه نيز به واكنش آيت‎اللّه كاشاني‎،(34) شيخ شلتوت (رئيس الازهر مصر) و آيت اللّه بروجردي و قطع رابطه ي مصر با ايران انجاميد. با ورود امام خميني‎(قدس سره) به عرصه ي مبارزه ي سياسي عليه شاه فضاي ضد اسرائيلي در ايران گسترش يافت‎. امام خميني‎(قدس سره) در سخنراني عصر عاشوراي 1342 ش‎. به شاه و اسرائيل‎ يورش برد، در 1343 ش‎. تمام گرفتاري‎هاي ملت ايران را ناشي از اسرائيل‎ خواند، در 1347 ش‎. حكم جواز صرف بخشي از حقوق شرعيه (زكات و صدقات‎) را براي تسليح و مجهز ساختن مجاهدان فلسطين صادر كرد، در 1352 ش‎. از كشورهاي درگير با اسرائيل خواست كه با استواري نبرد با اسرائيل را ادامه دهند و در 1357 ش‎. يكي از علل پيروزي انقلاب اسلامي را حمايت‎هاي بي حد و حصر رژيم پهلوي از اسرائيل دانست‎. شايد از اين رو بوده كه شهيد فتحي شقاقي دبير كل پيشين جنبش جهاد اسلامي فلسطين‎، گفت: «خطرناك‎ترين قضيّه قرن (  مسأله فلسطين‎) در صدر اهتمامات ابر مرد قرن ( امام خميني‎ (قدس سره) ) قرار داشت‎.»(35)

 

فقدان مشروعيت سياسي‎اسرائيل

در آغاز سال 1357 ش‎. نزديك به بيست سال بود(36) كه امام خميني‎(قدس سره)  از نامشروع بودن اسرائيل سخن مي‎گفت‎. ملت ايران نيز بر خلاف خواست‎ رژيم ستم شاهي‎، از اسرائيل و عمّال آن متنفّر بود و تحت زعامت و رهبري‎ امام خميني‎(قدس سره) هر گونه رابطه ي تجاري و سياسي با آن رژيم را حرام و مخالف با اسلام مي‎دانست‎. افزون بر اين‎، ملت ايران‎، اسرائيل را به رسميّت نمي‎شناخت‎ و هيچ حقي نيز براي موجوديّت آن دولت قائل نبود. سرانجام‎، نامشروع‎ دانستن اسرائيل و ديگر مواضع ضد اسرائيلي نهضت اسلامي ايرانيان چنان‎ گسترش يافت كه اين موضوع به يكي از زمينه‎هاي تحقق پيروزي انقلاب مبدّل‎ شد. امام خميني‎(قدس سره) در اين باره فرمود:

«يكي از علل قيام مردم مسلمان ايران عليه شاه‎، حمايت بي‎ دريغ او از اسرائيل غاصب است‎... (بنابراين‎) يكي از جهاتي كه‎ ما را در مقابل شاه قرار داده است‎، كمك او به اسرائيل است‎.»(37)

پس از پيروزي انقلاب اسلامي، اسرائيل در ديدگاه ايرانيان‎، هم‎چنان‎ صهيونيسم كافر، صهيونيست تبهكار، دولت غاصب‎، جرثومه ي فساد و غدّه ي‎ سرطاني بود. از اين رو، كمتر از يك هفته پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران‎، امام خميني‎(قدس سره) در ديدار با مقامات بلند پايه ي فلسطيني با شعار «امروز ايران‎، فردا فلسطين‎» اولويت سياست خارجي ايران اسلامي را مشخص كرد. امام‎ خميني‎(قدس سره) طرفداري از طرح استقلال و شناسايي اسرائيل را براي مسلمانان‎ يك فاجعه مي‎دانست‎، و مخالفت با آن را فريضه‎اي‎ بزرگ بر مي‎شمرد. آن امام‎ بزرگ از يك سو مسلمانان را به مبارزه عليه اسرائيل فرا مي‎خواند و به صراحت‎ مي‎گفت‎: «اسرائيل بايد از صفحه روزگار محو شود.» و از سويي ديگر، به همه ي‎ كساني كه در پي شناسايي اسرائيل بودند، هشدار مي‎داد كه از تأديب ملت‎ ايران بترسند.(38)

روابط ايران با گروه ها و حركت‎هاي فلسطيني‎، بر پايه مواضع آنها در قبال‎ موجوديت اسرائيل قرار دارد. حمايت ساف در جنگ تحميلي از رژيم عراق و سازمان منافقين‎، اگر چه به كاهش روابط ايران و ساف انجاميد، هيچ گاه منجر به‎ قطع روابط و يا عدم پذيرش ساف به عنوان تنها نماينده ي رسمي مردم فلسطين‎ نشد. اما از هنگامي كه ساف از موضع نامشروع دانستن اسرائيل دست برداشت‎ و شعار مبارزه ي مسلحانه بر ضد اسرائيل را از منشور ملي فلسطين حذف كرد، ديگر ايران‎، آن سازمان را به عنوان تنها نماينده ي فلسطين به رسميّت‎ نمي‎شناسد، و در برابر قيام خود جوش انتفاضه‎، كه بر پايه ي رد موجوديّت‎ اسرائيل شكل گرفته است‎، از همان آغاز مورد حمايت رهبر، دولت و مردم‎ ايران بوده است به گونه‎ كه جهانيان‎، ايران اسلامي را تنها حامي و پيشتيبان‎ راستين آن مي‎دانند.(39)

 

اسلام، تنها راه نجات فلسطين 

تبديل مسأله ي فلسطين از مسأله‎اي‎ كه از طريق ناسيوناليسم و كمونيسم‎ حل شود به مسأله و راه حل‎هاي اسلامي تحولي است، نوين كه در دو دهه اخير پديد آمده است‎. اين تحول ناشي از آن است كه سال‎ها مبارزه ي كشورهاي عرب‎ و سازمان‎هاي فلسطيني در پناه روس‎ها، راه به جايي نبرده و به نجات فلسطين‎ نينجاميده است‎. با مرگ جمال عبدالناصر و فروپاشي شوروي سابق انديشه‎ ي ناسيوناليستي و كمونيستي كارآيي اندك خود را در مبارزه ضد اسرائيلي از دست داد، در حالي كه اسلام توانايي خود را در براندازي حكومت 2500 ساله ي شاهنشاهي ايران و تأسيس حكومت اسلامي به اثبات رساند. بنابراين‎، جنبش‎ فلسطين براي خارج شدن از بن بست مبارزه ي بي فرجام خود، اسلام را تنها ابزار كارآمد دريافته است‎. به عقيده ي شيخ محمد ابوطير از روحانيان برجسته‎ انتفاضه‎، تنها اسلام است كه راهگشاي آزادي فلسطين است‎. جهاد اسلامي‎ فلسطين نيز بر اين باور است كه مسأله ي فلسطين‎، مسأله‎يي‎ اسلامي است‎، نه‎ مسأله‎يي‎ ملي كه تنها مربوط به فلسطينيان باشد و يا مسأله‎ اي‎ عربي كه تنها به‎ اعراب مربوط باشد.(40)

نشانه‎هايي بسيار از تغيير ماهيّت جنبش فلسطيني در دست است كه‎ انتفاضه و شيوه و ويژگي‎هايش‎، يكي از آن‎هاست‎. وابسته نبودن انتفاضه به‎ گروه‎هاي داخلي و كشورهاي خارجي و جايگزيني يك روش همه جانبه ي‎ سياسي‎، نظامي و فرهنگي به جاي روش‎هاي صرفاً مسلحانه يا مسالمت‎آميز، تبديل مساجد به منابع الهام بخش روح اسلامي‎، ثبات و پيوستگي مبارزان‎، گسترش شمار مساجد، توسعه حضور مردم در نمازهاي جمعه و جماعات‎، انتشار مجله‎هاي انقلابي چون الطليعة الاسلامية و حمله ي مكرر به مشروب‎ فروشي‎ها در دو دهه ي اخير، از نشانه‎هاي روي كرد جنبش فلسطين به اسلام‎ است‎. (41)

يكي از رهبران سازمان جهاد اسلامي در اين باره مي‎گويد: «انقلاب ايران‎ بود كه عصر جديدي را پيش روي ما گذاشت و باعث شد كه به مسأله ي فلسطين‎ تنها از زوايه ي خاص اسلام نگاه كنيم‎». از اين رو، آنان امام خميني‎(قدس سره)  را رهبر خود و انقلاب اسلامي را تنها وسيله براي نجات فلسطين مي‎دانند. هاني‎ الحسن‎، نخستين سفير ساف در تهران مي‎گويد: «ما فرزندان يك انقلاب هستيم‎ و رهبرمان يكي است و او امام خميني است‎.» و ياسر عرفات در اين باره‎ مي‎گويد، «به نظر مي‎رسد كه سرنوشت‎، چنين حتم كرده كه بيت‎المقدس به‎ دست مردم غير عرب آزاد شود.»(42) البته اكنون‎، اين دو، مواضع خود را تغيير داده‎اند.

 

بازگشت حيات اسلام به فلسطين

تجديد حيات اسلام در جهان و به ويژه در فلسطين مرهون انقلاب‎ اسلامي است‎. همچنين‎، سهمي توجه برانگيز از تجديد حيات اسلام در فلسطين متأثر از اقدامات جمهوري اسلامي ايران در باره فلسطين است كه‎ پذيرش مقامات بلند پايه ي فلسطيني در روزهاي آغازين پيروزي انقلاب‎ اسلامي‎، تبديل كنسول‎گري اسرائيل به سفارت فلسطين‎، اعطاي لقب‎ سفير(43) به نماينده ساف در ايران‎، اعلام آخرين جمعه ماه مبارك رمضان‎ (44) به عنوان روز جهاني قدس‎، ارائه ي كمك‎هاي مالي و انسان دوستانه‎، حمايت‎ها و پشتيباني‎هاي ديپلماتيك و سياسي از جنبش فلسطين‎، مخالفت با طرح‎هاي‎ سازش و صلح خاورميانه‎، تأسيس صندوق حمايت از مردم فلسطين، بخشي از اين اقدامات به شمار مي‎رود.(45)

انقلاب اسلامي ايران انگيزه ي اصلي خيزش و رستاخيز اسلامي در فلسطين اشغالي‎، به ويژه در نوار غزّه و كرانه باختري رود اردن محسوب‎ مي‎شود. شيخ عبدالعزيز عوده‎، رهبر معنوي جنبش جهاد اسلامي‎، مي‎گويد: «انقلاب (امام‎) خميني، مهم‎ترين و جديدترين تلاش در بيدار سازي اسلامي‎ براي اتحاد ملت‎هاي مسلمان بود.» و نيز برژينسكي‎، مشاور امنيت ملي دولت‎ كارتر مي‎نويسد: «تجديد حيات اسلام بنيادگرا در سراسر منطقه با سقوط شاه‎ و تشنجات ناشي از ايران امام خميني‎، يك مخاطره ي مستمرّ براي منافع ما در منطقه اي كه حيات جهان غرب كاملاً به آن وابسته است‎، ايجاد كرده‎ است‎.»(46)

بنابراين‎، انقلاب اسلامي برداشتي نوين از اسلام و قرآن در جوامع‎ اسلامي و نيز در جامعه ي سنّي مذهب فلسطين پديد آورد؛ چنان كه روند مخالفت با دولت‎هاي فاسد و سركوب‎گر را تشديد كرد، به مبارزه ي آشكار عليه‎ آموزه‎هاي تحميلي ضد ديني دامن زد، تلاش براي تحقق برابري و عدالت‎ اجتماعي را شدت بخشيد، واكنش مسلمانان در برابر غرب و غرب‎زدگي را توسعه داد و يأس و نااميدي سال‎هاي پاياني دهه  70 م‎. / 50ش‎. را از ميان‎ برد. يكي از مهم‎ترين علت‎هاي ناكامي ساف در مبارزات ضد اسرائيلي نيز برخوردار نبودن از درك شرايط نويني بوده است كه انقلاب اسلامي در جهان‎ آفريد. ولي به عكس ساف‎، حركت اسلامي نوين فلسطين‎، شيوه‎هاي انقلاب‎ اسلامي را مبناي مبارزات ضد صهيونيستي خويش قرار داده است‎. شيخ‎ اسعد تميمي‎، از رهبران جنبش فلسطيني‎، بر آن است كه تا زمان انقلاب ايران‎، اسلام از عرصه نبرد اعراب عليه اسرائيل غايب بود و حتي مسلمانان در عرصه ي‎  واژگان‎، مثلاً به جاي واژه ي «جهاد» از واژه‎هايي همچون «نضال‎» (مبارزه‎) و «كفاح‎» (پيكار) بهره مي‎جستند و انقلاب ايران‎، اين حقيقت را كه «اسلام راه‎ حل و جهاد. وسيله ي اصلي است‎» به سرزمين فلسطين رهنمون شد. شيخ عبداللّه شامي‎، چهر ه ي برجسته ي اصول‎گراي فلسطيني مي‎گويد، پيروزي انقلاب‎ اسلامي در ايران اثري ژرف بر انقلاب و بر مردم فلسطين داشته است و پس از آن مردم فلسطين دريافتند كه براي آزادي فلسطين به قرآن و سلاح نيازمندند. اين انديشه‎، نخست در حركت جهاد اسلامي فلسطين راه يافت و سپس همين‎ سازمان بذر آن را در سرزمين فلسطين افشاند.(47)

 

 فلسطين و انقلاب اسلامي

تأثير انقلاب اسلامي بر فلسطين به آنچه گذشت پايان نمي‎يابد، بلكه به‎ موارد ديگري نيز مي‎توان اشاره كرد كه عبارتند از:

1ـ نظام اسلامي‎، كه پس از پيروزي انقلاب اسلامي در ايران شكل‎ گرفت‎، به صورت بهترين نمونه و مهم‎ترين خواسته ي سياسي مبارزان مسلمان‎ فلسطيني در آمده است‎. اين مبارزان براي بر پايي حكومت اسلامي‎، به‎ شيوه‎هاي قهرآميز و مسلحانه (مانند جنبش جهاد اسلامي‎) و يا راه‎هاي‎ مسالمت جويانه (چون حماس‎) روي آورده‎اند. البته‎، اين بدان معنا نيست كه‎ همه ي مبارزان فلسطيني آشكارا خواهان حكومت اسلامي‎اند، بلكه برخي از گروهاي فلسطيني در پي اجراي شريعت اسلامي‎اند، نه استقرار حكومت‎ اسلامي‎.

2ـ جنبش اسلامي فلسطين‎، همانند انقلاب اسلامي ايران‎، از مسجد و اماكن ديني سرچشمه مي‎گيرد و به همان جا ختم مي‎شود. حتي دانشجويان‎ انقلابي‎، حركت‎هاي ضد صهيونيستي خود را از مسجدِ دانشگاه‎ها سامان‎ مي‎دهند. بدين‎سان‎، مساجد رونقي تازه ي يافته و اجتماع نمازگزاران در مساجد افزون گشته ومساجد به مركز مخالفت‎هاي ضد اسرائيلي تبديل شده‎اند و از اين رو است كه انتفاضه را «انقلاب مساجد» نيز گفته‎اند(48).

3ـ امروزه پيروان انقلاب اسلامي بر لزوم وحدت همه ي قشرها و مذاهب‎ براي نيل به پيروزي در جنبش اسلامي فلسطين پاي مي‎فشارند. انقلاب‎ اسلامي ايران به پيروي از اسلام ناب محمدي‎(صلي الله عليه وآله) و انتفاضه به تأثير از انقلاب اسلامي‎، وحدت را ابزار كارآمد براي نيل به پيروزي مي‎دانند و از اين‎ رو، بر جنبه‎هاي اختلاف برانگيز پاي نمي‎فشارند. در واقع‎، مسلمانان به‎ توانايي اسلام در بسيج عمومي آگاه شده و به ناكارآيي شيوه‎هاي‎ روشنفكرنمايان غرب زده براي نجات فلسطين پي برده‎اند.

4ـ تولّد و موجوديّت برخي گروه‎هاي مبارز فلسطيني‎، چون جهاد اسلامي و حماس‎، وامدار انقلاب اسلامي است‎. اين گروه‎ها از اخوان‎ المسلمين مصر به دليل ركود، رخوت و موضع انفعالي‎اش جدا شدند، تا با جذب و سازماندهي نويني به مبارزه ي نظامي و سياسي عليه اسرائيل بپردازند. با اين حال‎، اخوان المسلمين فلسطين نيز كه از شيوه اي‎ مسالمت‎جويانه پيروي‎ كرده است‎، به تأثير از انقلاب اسلامي‎، فعّاليت‎هاي فرهنگي‎، ديني و اجتماعي‎ خويش را افزايش داده است‎. (49)

 

 

پاورقي‎ها

 

1ـ فرهنگ علوم سياسي، آقابخشي‎، ص 170. فرهنگ تاريخي سياسي ايران و خاورميانه‎، علي بابائي‎، ج 1، ص 62. انتفاضه‎؛ حماسه مقاومت فلسطين‎، جميله كديور، ص17.

2-همان.

3ـ در 1921 م‎./1300 ش‎. قيام عليه سلطه انگليس و گسترش صهيونيسم‎ و در 1932م‎./ 1311 ش‎. حركت ضد انگليسي و يهودي شيخ عزالدين قسام و در 1939 م‎./1318 ش‎. قيام حاج امين حسيني‎ روي داد.

4 ـ «انتفاضه; آخرين راه رهايي‎» روزنامه ي اطلاعات‎( 15 تير 1377) ص8.

5ـ انتفاضه و طرح اسلامي معاصر، فتحي ابراهيم شقاقي‎، ص 128.

6ـ همان‎، ص 23 و 24.

7ـ همان‎، ص 86 و 28.«انتفاضه‎؛ آخرين راه رهايي‎»،روزنامه ي اطلاعات‎( 15 تير 1377) ص 8.

8 ـ انتفاضه و طرح اسلامي معاصر، فتحي شقاقي‎، ص 86.

9ـ جبهه نجات ملي فلسطين‎، زامل سعيدي‎، ص 126.

10ـ انتفاضه‎؛ حماسه مقاومت فلسطين‎، كديور، ص 21.

11ـ همان‎، ص‎150 ـ 152.

12- مقصود رنجبر، حزب الله لبنان‎، تصويري ديگر از انقلاب اسلامي‎، هفته نامه پگاه‎ حوزه شماره 121 (18 بهمن 1382) ص 6 - 5.

13 ـ پس از شهادت فتحي شقاقي‎، دكتر رمضان عبداللّه رهبري جنبش را در دست‎ گرفت‎.

14ـ در برخي از منابع‎، تاريخ انشعاب و شكل‎گيري جهاد اسلامي‎، اواخر دهه 50 ش‎./1970 م‎. ذكر شده است‎.

15ـ انتفاضه‎؛ حماسه ي مقاومت فلسطين‎، كديور، ص 152 ـ 153.

16ـ انتفاضه‎؛ «آخرين راه رهايي‎»، روزنامه ي اطلاعات‎( 15 تير 1377)ص 8.

17ـ جنبش‎هاي اسلامي در فلسطين‎، زياد ابو عمرو،ترجمه هادي صبا، ص 66ـ69 و ص 77.

18 ـ جنبش جهاد اسلامي‎، ساف‎ را به عنوان نماينده ي تمام فلسطين نمي‎داند.

19- محمد اسماعيل خدادادي‎، «يهود و انتفاضه از ريشه تا امروز»، هفته‎نامه پگاه حوزه‎، شماره ي 110 (1 آ‎ذر 1382) ص 20 - 17.

20 ـ جنبش‎هاي اسلامي در فلسطين‎، ابو عمرو، ص 66 ـ 69 و 79.

21 ـ انتفاضه و طرح اسلامي معاصر، فتحي شقاقي‎، ص 133 و 137. اسرائيل پايگاه‎ امپرياليسم و حركت‎هاي اسلامي در فلسطين‎، سيد هادي خسرو شاهي‎، ص 150.

22ـ «ديدگاه فرماندهان نظامي رژيم صهيونيستي در باره آينده كرانه باختري و نوار غزه‎». روزنامه ي اطلاعات‎( 17 مرداد 1376) ص 8.

23 ـ «زمينه‎هاي  پذيرش طرح غزه ـ اريجا توسط ساف‎»  روزنامه ي اطلاعات‎(  25 دي‎ 1372) ص 12.

24 ـ همان‎.

25 ـ «انزواي سياسي رژيم صهيونسيتي‎» روزنامه ي اطلاعات‎ (19 فروردين 1367) ص‎ 12. «انتفاضه‎؛ آخرين راه رهايي‎» روزنامه ي اطلاعات‎ 15تير 1377) ص 5.

26 ـ «اظهارات احمد جبرئيل پيرامون قيام در سرزمينهاي اشغالي‎» روزنامه اطلاعات‎ (25 تير 1368) ص 12. روزنامه اطلاعات‎ (28 شهريور 1372) ص آخر.

27 ـ همان‎.

28 ـ همان‎.

29 ـ نهضت‎هاي اسلامي و انقلاب اسلامي ايران‎، كليم صديقي‎، ترجمه ي سيد هادي‎ خسرو شاهي‎، ص 65. فلسطين از ديدگاه امام خميني‎(ره‎)، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني‎(ره‎)، ص 201، رويارويي انقلاب اسلامي و آمريكا، جميله كديور، ص 98.

30 ـ شناسايي «دو فاكتور» به معناي شناسايي موقّت است‎.

31 ـ  سياست خارجي ايران در دوران پهلوي‎،  عبدالرضا هوشنگ مهدوي‎،  ص 283، 385،39ه و 442.

32 ـ همان‎، ص 386، ب392، 453.

33 ـ فدائيان اسلام‎، سازماني است كه نواب صفوي مؤسس آن بوده است‎.

34 ـ آيت‎اللّه كاشاني حتي در 1326 ش‎. از مردم براي تظاهرات عليه اسرائيل دعوت‎ كرد و شماره حسابي را براي كمك به مردم فلسطين اختصاص داد.

35 ـ انتفاضه و طرح اسلامي معاصر، فتحي شقاقي‎، ص 105، 111، 116، 119 و120.

36 ـ اشاره به اين سخن امام خميني‎(ره‎) است‎: «من قريب بيست سال است كه به‎ كشورهاي عربي توصيه مي‎كنم كه با هم مجتمع شويد و اين ماده فساد را طرد كنيد.» رك‎: صحيفه ي نور، امام خميني‎(ره‎)، ج 6، ص 116.

37 ـ فلسطين از ديدگاه امام خميني‎(ره‎)، مؤسسه ي تنظيم و نشر آثار امام خميني‎(ره‎)، ص 1، 38، 43، 45، 97 و 103.

38 ـ همان‎، ص 46، 48، 52، 60، 101، 85، 129، 130 و 175.

39 ـ روابط جمهوري اسلامي با سازمان آزادي بخش فلسطين‎، محمدي‎، ص 19.

40 ـ فلسطين از ديدگاه امام خميني‎ (ره‎)،  مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني‎(ره‎)، ص 197 ـ 204. روزنامه ي اطلاعات‎( 22 آذر 1368). رويارويي انقلاب اسلامي با آمريكا، كديور، ص 114.

41 ـ نهضت‎هاي اسلامي در انقلاب اسلامي‎، صديقي‎، ص 69 ـ 70. روزنامه ي‎ اطلاعات‎ (6 دي 1366. فلسطين از ديدگاه امام خميني‎(ره‎)، مؤسسه ي تنظيم و نشر آثار امام خميني‎(ره‎)، ص 2ه2.

42 - انتفاضه‎، طرح اسلامي معاصر، فتحي شقاقي‎، ص 123. رويارويي انقلاب اسلامي‎ و آمريكا، كديور، ص 114.

43 ـ اعطاي عنوان «سفير) به نماينده ساف‎، نخستين اقدام سياسي پر سر و صداي ايران‎ در باره فلسطين لقب گرفته است‎.

44 ـ اعلام آخرين جمعه ي ماه مبارك رمضان به عنوان روز جهاني قدس‎ از سوي امام‎ خميني‎(ره‎) و در نخستين سال موجوديت جمهوري اسلامي تحقق يافت‎.

45 ـ رويارويي انقلاب اسلامي و آمريكا، كديور، ص 97 ـ 103.

46 ـ همان‎، ص 97 ـ 98 و 114.

47 ـ همان‎.

48 - علي اميني‎، انقلاب اسلامي و مسأله فلسطين (تهران‎: نيروي مقاومت بسيج سپاه‎، 1381) ص 34 - 31.

49 ـ در اين بخش‎، علاوه بر منابع قبلي از منابع زير نيز استفاده شده است‎:

الف ـ «انقلاب اسلامي ايران و جنبش‎هاي اسلامي در خاورميانه عربي‎»، حميد احمدي‎، مجموعه مقالات پيرامون جهان سوم‎، ص 17 ـ 157.

ب ـ دستاوردهاي عظيم انقلاب شكوهمند اسلامي ايران در گستره ي جهان‎، ج 2، سازمان‎ فرهنگ و ارتباطات اسلامي‎، ص 3 ـ 48.

 

نظر کاربران
نام و نام خانوادگی
پست الکترونیک
 
تصویر امنیتی
Captcha ImageChange Image
متن خود را اینجا وارد کنید

آدرس:تهران خيابان جمهوري اسلامي خيابان رازي نرسيده به خيابان نوفل لوشاتو نبش کوچه ياسمن---تلفن:63497112---فکس:63497498 ---سامانه پيامک:30005209

© Copyright dmsonnat.ir. All Rights Reserved.