اهل سنت

پايگاه اطلاع رساني دبيرخانه شوراي برنامه ريزي مدارس علوم ديني اهل سنت

امروز سه شنبه، 6 فروردين 1398| 20 رجب 1440

تأثير زيارت بر تربيت اخلاقي

-(0 Body) 
تأثير زيارت بر تربيت اخلاقي
Visitor 71
Category: اخلاقي و تربيتي

 

تأثير زيارت بر تربيت اخلاقي

چکيده

مقالة حاضر به بررسي مؤلفه‌ها و شاخص­هايي مي‌پردازد که باعث تأثير

اخلاقي ـ تربيتي زيارت بر زائران مي‌شوند. اين مؤلفه‌ها تا پنج مورد شمارش شده‌اند. عامل نخست، اعتقاد و ايمان به زيارت‌شونده به عنوان پيامبر يا امام است. عامل دوم، عشق و علاقة زائر به مزور است و در واقع، زيارت بدون علاقه به مزور معنا ندارد. عامل سوم، شخصيت و جايگاه مزور است. عامل چهارم، برخورداري زائر از آمادگي پيشين از طريق اجتناب از گناه و استغفار از گناهان پيشين است. عامل پنجم، نيز احساس حضور در محضر مزور مي‌باشد که از طريق شيوه‌هايي؛ مانند اذن دخول تقويت مي‌شود.

کليدواژه‌ها

زيارت؛ مؤلفه‌هاي زيارت؛ اخلاق؛ تربيت؛ تربيت اخلاقي

اصل مقاله

مقدمه

 

از مسائل مهم در جوامع ديني، اخلاق و تربيت اخلاقي است. اسلام نيز بر اين مسئله تأکيد دارد، تا آنجا که پيامبرخدا9  فرمود: «إِنَّمَا بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ‏ مَکَارِمَ‏ الْأَخْلَاق‏» (مجلسي 1403ق. ج 68 ، ص382 ).

 

اگر در جامعة اسلامي، اخلاق و تربيت، آنچنان که لازم است، جدي گرفته نشود يا به شَبَهي از آن اکتفا گردد، بايد از حاکميت و گسترش اسلام در آن قطع اميد کرد. اسلام واقعي هنگامي در جامعة مسلمانان تجلي مي‌کند که فردفرد مسلمانان يا دست­کم بيشتر آنان، از روي ايمان و از صميم دل، ضمن مبارزه با رذايل و خصلت‌هاي حيواني، به تحصيل مکارم اخلاق همت گمارند (حيدري، 1394ش. ، ص25).

 

از سوي ديگر، زيارت اولياي خدا به عنوان عملي عبادي در ميان شيعيان مطرح است. آنان بر اساس سخنان و دستورهاي رسيده از معصومان: ، براي زيارت ايشان ارزش زيادي قائل هستند و در هر فرصت و مناسبتي، خود را به مشاهد مشرفة آن بزرگواران مي‌رسانند و از بارگاه ملکوتي آنان براي خود، خوشة تقوا و معنويت برمي‌چينند. اين عمل، هرچند از سوي وهابيان مطرود است، ليکن ساير مسلمانان اهل سنت با ديد مثبت به آن مي‌نگرند و خود نيز براي زيارت بزرگان دين؛ از جمله پيامبرخدا9  راهي سفر مي‌شوند.

 

رواياتي­که در تشويق به زيارت و بيان فضايل آن وارد شده، به قدري زياد است که جاي هيچ ترديدي در اين‌باره باقي نمي‌گذارد؛ از باب نمونه «زيد شحّام»، از اصحاب امام صادق7 ، مي‌گويد:

 

به امام صادق7  عرض کردم: «پاداش کسي که پيامبرخدا را زيارت کند، چيست؟» فرمود: «کَمَنْ زَارَ اللهَ فِي عَرْشِهِ»؛ «همانند کسي است که خدا را در عرش زيارت کند». گفتم: «پس پاداش کسي که يکي از شما اهل بيت را زيارت کند؟» فرمود: «کَمَنْ زَارَ رَسولُ الله9 »؛ «همانند کسي است که پيامبر خدا را زيارت کرده است.» (کليني، 1407ق. ج4، ص585).

 

يکي از آثار معنوي زيارت، تأثير آن در بعد اخلاقي و تربيتي زائران است. همة مردم و از جمله خود زائران اهل بيت:  انتظار دارند که پس از بازگشت از سفر زيارتي، اصلاحات عمده‌اي در اخلاق و رفتار آنان به وجود آمده باشد.

 

سؤالي که در اينجا مطرح مي‌شود، اين است که چه عوامل و مؤلفه‌هايي باعث اثرگذاري اخلاقي ـ تربيتي زيارت مي‌شوند؛ به تعبير ديگر، برخورداري از چه عناصري موجب مي‌شود که افراد از لحاظ اخلاقي و تربيتي، از زيارت بهره ببرند؟ آگاهي از اين مؤلفه‌ها مي‌تواند تأثير زيارت را در زمينة اخلاقي و تربيتي بر زائران بيشتر کند و زمينة بهره‌مندي هرچه بيشتر آنان را از عمل خود، فراهم آورد؛

 از اين‌رو، در اين نوشتار، به دنبال بررسي مؤلفه‌هايي هستيم که زمينه را براي بهره‌مندي بيشتر زائران از عمل خود فراهم مي‌کنند. جست‌وجوهاي روايي

و روان‌شناختي، حاکي از آن است که مؤلفه‌هاي تأثيرگذاري زيارت بر افراد،

از اين قرارند:

 

1. اعتقاد به زيارت‌شونده (مزور)

 

در گام نخست لازم است زائر به مزور اعتقاد داشته باشد. تحقق زيارت، منوط

به اعتقاد به مزور است و بدون چنين اعتقادي، زيارت معنا ندارد. زيارت، ديدار با شوق است؛ ازاين­رو، کسي که به شخص و جايگاه او معتقد نباشد، ديدارش با وي محبت‌آميز نخواهد بود. کسب فيض واقعي و کامل از زيارت پيامبر يا امام معصوم: در صورتي تحقق مي­يابد که زيارت کننده به نبوت يا امامت زيارت شونده اعتقاد داشته باشد.

 

امام باقر7 در بارة جايگاه امام معصوم در دل مؤمنان مي‌فرمايد:

 

«... نور امام در دل مؤمنان، از نور خورشيد تابان در روز، درخشان­تر اسـت و ايشان­اند که دل­هاي مؤمنان را منور کنند و خدا از هرکه خواهد نور ايشان را پنهان دارد، پس دل آنها تاريک گردد و در ظلمت رود... به خداوند سوگند بنده­اي ما را دوست ندارد و از ما پيروي نمي­کند مگر آنگاه که خداوند دلش را پاکيزه گرداند و خدا دل بنده­اي را پاکيزه نمي­سازد جز آنگاه که تسليم ما شود و با ما آشتي باشد و هرگاه چنين شد، او را از حساب سخت حفظ کند و از هراس بزرگ روز قيامت در امان دارد.»[1] (کليني، 1407 ق، ج1، ص194).

 

بدين ترتيب، با اعتقاد به آن بزرگواران است که زيارتشان اثربخش مي‌شود و هر قدر ايمان شخص بيشتر باشد، تأثيرگذاري زيارت نيز بيشتر خواهد بود. مسلمانان معتقدند،

پيامبر9  از جانب خدا براي هدايت بشر فرستاده شده است؛ او را اشرف مخلوقات خداوند شمرده، همواره حاضر و ناظر بر اعمال خود مي‌دانند؛ اعتقاد به او را از ارکان اسلام برمي‌شمارند؛ معتقدند که ايشان داراي عصمت، ولايت تکويني و وساطت در فيض الهي است و ... همچنين، شيعيان دربارة ائمة اطهار: ، به ‌جز اعتقاد به نبوت، ساير باورها را درباره آن بزرگواران دارند و آنها را جانشينان پيامبر در هدايت جامعه مي­دانند.

 

هر قدر باور فرد به اين امور دربارة اهل بيت:  بيشتر باشد و آنها را در عمق وجود خود بيشتر پذيرفته باشد، با توجه بيشتري زيارت خواهد کرد و از آثار اخلاقي و تربيتي آن بهرة بيشتري خواهد برد. ازاين‌روست که مي‌بينيم در برخي زيارتنامه‌هاي اهل بيت: ، زائر به بيان اعتقادات ديني خود مي‌پردازد؛ براي نمونه، در زيارت جامعة کبيره، در اوايل زيارتنامه آمده است:

 

«أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا الله وَحْدَهُ لَا شَرِيکَ لَهُ کَمَا شَهِدَ اللهَ لِنَفْسِهِ وَ شَهِدَتْ لَهُ مَلَائِکَتُهُ

وَ أُولُو الْعِلْمِ مِنْ خَلْقِهِ‏ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْعَزِيزُ الْحَکِيمُ‏ وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ الْمُنْتَجَبُ

وَ رَسُولُهُ الْمُرْتَضَى أَرْسَلَهُ‏ بِالْهُدى‏ وَ دِينِ الْحَقِ‏ لِيُظْهِرَهُ‏ عَلَى الدِّينِ کُلِّهِ‏ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْـرِکُونَ، وَ أَشْهَدُ أَنَّکُمُ الْأَئِمَّةُ الرَّاشِدُونَ‏ الْمَهْدِيُّونَ‏ الْمَعْصُومُونَ‏ الْمُکَرَّمُونَ الْمُقَرَّبُونَ الْمُتَّقُونَ الصَّادِقُونَ الْمُصْطَفَوْنَ الْمُطِيعُونَ  لله الْقَوَّامُونَ بِأَمْرِهِ الْعَامِلُونَ بِإِرَادَتِهِ الْفَائِزُونَ

بِکَرَامَتِه‏» (صدوق، 1413 ق، ج2، ص611).

 

در اينجا لازم است به يک نکته توجه شود و آن اينکه: هرگاه افرادي از مسلمانان­، احترام

اهل بيت: را داشته باشند و به زيارت آنان بپردازند، اما امامت و جايگاه واقعي ايشان را نپذيرند نيز در حد اعتقاد خود از الطاف و کرامات آن بزرگواران بهره­مند خواهند شد.

 

2. عشق و علاقه به زيارت‌شونده (مزور)

 

«زيارت»، آنچنان­که در کتاب‌هاي لغت آمده، از ريشه «زَور»، به معناي ميل و گرايش به چيزي و عدول از چيز ديگر است (ابن فارس، 1404 ق، ج3، ص36). همچنين به معناي ديدار کردن و قصد و آهنگ چيزي نمودن است و به عبارتي، قصد ديدن زيارت‌شونده (مزور) است به منظور گراميداشت و ارج‌گذاري و انس گرفتن با او.

 

احمد بن فارس مي‌گويد: «زائر را بدين دليل زائر مي‌گويند که وقتي به زيارت تو مي‌آيد، از غير تو روي برمي‌گرداند.» (همانجا).

 

از کلام علماي علم لغت پيداست که معناي زيارت، قصد تنها نيست؛ بلکه قصدي است که با هدف اکرام و تعظيم زيارت‌شونده و انس‌ گرفتن با او صورت مي‌پذيرد. ازاين‌رو در اصطلاح ديني، زيارت، تمايلي است که علاوه ‌بر ميل و حرکت حسي، قلب هم گرايش جدي پيدا کند و با اکرام و تعظيم قلبي و انس روحي نسبت به زيارت‌شونده همراه باشد. پس زيارت در مرتبة اعلا و کامل خود، همانا اقبال قلبي، روحي، فکري، اخلاقي

و عملي به زيارت‌شونده را به همراه دارد (پوراميني، 1393ش، صص20ـ 19).

 

محبت به اهل بيت در قرآن کريم مورد توجه قرار گرفته و مزد رسالت قلمداد شده است: (قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى) (شوري : 23)؛ «[اي پيامبر، به مردم] بگو: هيچ پاداشى از شما بر رسالتم درخواست نمى‏کنم، جز دوست ‏داشتن نزديکانم (اهل بيتم‏)». در روايات رسيده از معصومين: نيز به محبت اهل بيت بسيار توجه شده‌است؛ چنان‌که از پيامبرخدا9 روايت شده که فرمود:

 

«حُبِّي وَ حُبُّ أَهْلِ بَيْتِي نَافِعٌ فِي سَبْعَةِ مَوَاطِنَ؛ أَهْوَالُهُنَّ عَظِيمَةٌ عِنْدَ الْوَفَاةِ وَ فِي الْقَبْرِ

وَ عِنْدَ النُّشُورِ وَ عِنْدَ الْکِتَابِ وَعِنْدَ الْحِسَابِ وَعِنْدَ الْمِيزَانِ وَ عِنْدَ الصّـِرَاطِ»  (صدوق، 1376ش، النص، ص10).

 

«محبت من و خاندانم در هفت جا، که هول و هراس آنها عظيم و ترسناک است، سود مي‌بخشد؛ هنگام مرگ، در عالم قبر، هنگام رستاخيز، لحظة گرفتن نامة اعمال، هنگام حسابرسي به اعمال، کنار ميزان و سنجش اعمال و هنگام عبور از صراط.»

 

بر اين اساس، زيارت از نظر اخلاقي و تربيتي، زماني بر زائر تأثيرگذار است که به زيارت‌شونده علاقه و عشق بورزد، و او را دوست بدارد و محبتش را در وجود خود احساس و ابراز کند. روشن است که زيارت بدون علاقه، معنا و مفهومي ندارد. از اين‌رو، متون زيارتنامه‌هاي اهل بيت: ، آکنده از عبارت‌هايي است که نشان‌دهندة عشق و علاقة زائر به ايشان، و دشمني با دشمنان آنان است؛ به ويژه در زيارت جامعة کبيره، که مي‌توان گفت از ابتدا تا انتهاي آن، جداي از بيان معارف بسيار، ابراز ارادت و بيان علاقه به امامان معصوم: است. در بخش‌هايي از اين زيارت مي‌خوانيم:

 

«...بِأَبِي أَنْتُمْ وَ أُمِّي وَ نَفْسِي وَ أَهْلِي وَ مَالِي ذِکْرُکُمْ فِي الذَّاکِرِينَ وَ أَسْمَاؤُکُمْ فِي الْأَسْمَاءِ

وَ أَجْسَادُکُمْ فِي الْأَجْسَادِ وَ أَرْوَاحُکُمْ فِي الْأَرْوَاحِ وَ أَنْفُسُکُمْ فِي النُّفُوسِ وَ آثَارُکُمْ فِي الْآثَارِ وَ قُبُورُکُمْ فِي الْقُبُورِ فَمَا أَحْلَى أَسْمَاءَکُمْ وَ أَکْرَمَ أَنْفُسَکُمْ وَ أَعْظَمَ شَأْنَکُمْ وَ أَجَلَّ خَطَرَکُمْ

وَ أَوْفَى عَهْدَکُمْ کَلَامُکُمْ نُورٌ وَ أَمْرُکُمْ رُشْدٌ...» (همو، 1413ق، ج2، ص615).

 

اين بخش‌ها و بسياري از فقرات ديگر زيارت جامعة کبيره، در عين حال که منتقل‌کنندة معارف ديني هستند، علاقة زائر به امامان معصوم را نيز نشان مي‌دهند.

 

همچنين وجود درود و صلوات بر محمد و آل محمد9  در زيارتنامه‌ها، که آکنده از تعريف و تمجيد ايشان است، نشان‌دهندة علاقة زائر به آن بزرگواران مي‌باشد؛ براي نمونه، در زيارت امام علي7  در شب مبعث مي‌خوانيم:

 

«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ صَلِّ عَلَى عَبْدِکَ وَ أَمِينِکَ الْأَوْفَى وَ عُرْوَتِکَ الْوُثْقَى

وَ يَدِکَ الْعُلْيَا وَ کَلِمَتِکَ الْحُسْنَى وَ حُجَّتِکَ عَلَى الْوَرَى وَ صِدِّيقِکَ الْأَکْبَرِ سَيِّدِ الْأَوْصِيَاءِ وَ رُکْنِ الْأَوْلِيَاءِ وَ عِمَادِ الْأَصْفِيَاءِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ يَعْسُوبِ الدين الْمُتَّقِينَ وَ قُدْوَةِ الصِّدِّيقِينَ وَ إِمَامِ الصَّالِحِينَ الْمَعْصُومِ مِنَ الزَّلَلِ وَ الْمَفْطُومِ مِنَ الْخَلَلِ وَ الْمُهَذَّبِ مِنَ الْعَيْبِ وَ الْمُطَهَّرِ مِنَ الرَّيْبِ أَخِي نَبِيِّکَ وَ وَصِيِّ رَسُولِکَ وَ الْبَائِتِ عَلَى فِرَاشِهِ وَ الْمُوَاسِي لَهُ بِنَفْسِهِ وَ کَاشِفِ الْکَرْبِ عَنْ وَجْهِهِ الَّذِي جَعَلْتَهُ سَيْفاً لِنُبُوَّتِهِ وَ مُعْجِزاً لِرِسَالَتِهِ وَ دَلَالَةً وَاضِحَةً لِحُجَّتِهِ

وَ حَامِلًا لِرَايَتِهِ وَ وِقَايَةً لِمُهْجَتِهِ وَ هَادِياً لِأُمَّتِهِ وَ يَداً لِبَأْسِهِ وَ تَاجاً لِرَأْسِهِ وَ بَاباً لِنَصْـرِهِ

وَ مِفْتَاحاً لِظَفَرِهِ» (شهيد اول، 1410ق، صص106ـ 105).

 

3. شخصيت زيارت‌شونده

 

معمولاً افراد به زيارت کساني مي‌روند که معتقدند آنان نزد خداوند جايگاه والايي دارند و هدفشان از زيارت آنان کسب فيض است و مي­خواهند از حضور در کنار مرقد آن بزرگان بهرة معنوي ببرند.

 

شيعيان اهل بيت: معمولاً به زيارت معصومان و ساير اولياي الهي که به اعتقاد آنان نزد خداوند موقعيت ممتازي دارند، مشرف مي‌شوند. از ديدگاه شيعيان، پيامبر عظيم‌الشأن اسلام9 و اهل بيت آن حضرت، ارکان دين و ايمان، حجت خدا روي زمين، و ناظر بر اعمال امت هستند و از ولايت تکويني و وساطت در فيض الهي برخوردارند. با اين اوصاف، زيارت آنان و ابراز ارادت و محبت به ايشان، ماية بهره‌بردن از چشمه­هاي جوشان معنوي و فيض­هاي خداوندي است.

 

بدين ترتيب، از عواملي که در بهره‌مندي زائران از زيارت بسيار مؤثر است، شخصيت و جايگاه والاي معنوي زيارت‌شونده است. او هر قدر مقام و جايگاه والاتري داشته باشد، بهره‌مندي زائران نيز از او بيشتر خواهد بود. انسان‌هاي مقرب خداوند که محبوب اويند در حيات و ممات خود مي‌توانند به اذن خدا در زائران خود تصرف کنند و در وضعيت اخلاقي و تربيتي آنان، دگرگوني ايجاد کنند و ايشان را به سمت صلاح و هدايت رهنمون شوند. مهم تقاضاي طرف مقابل است که با حضور او سر مزار آن بزرگواران، اين شرط نيز محقق مي­شود.

 

مي‌توان ادعا کرد بهترين زيارتنامه‌اي که شخصيت ائمة اطهار را براي ما نمايان مي‌سازد، زيارت جامعة کبيره است. در اين زيارتنامه مي‌خوانيم:

 

«...أَشْهَدُ أَنَّکُمُ الْأَئِمَّةُ الرَّاشِدُونَ الْمَهْدِيُّونَ الْمَعْصُومُونَ الْمُکَرَّمُونَ الْمُقَرَّبُونَ الْمُتَّقُونَ الصَّادِقُونَ الْمُصْطَفَوْنَ الْمُطِيعُونَ لِله الْقَوَّامُونَ بِأَمْرِهِ الْعَامِلُونَ بِإِرَادَتِهِ الْفَائِزُونَ بِکَرَامَتِهِ اصْطَفَاکُمْ بِعِلْمِهِ وَ ارْتَضَاکُمْ لِغَيْبِهِ‏ وَ اخْتَارَکُمْ لِسِرِّهِ وَ اجْتَبَاکُمْ بِقُدْرَتِهِ وَ أَعَزَّکُمْ بِهُدَاهُ

وَ خَصَّکُمْ بِبُرْهَانِهِ وَ انْتَجَبَکُمْ بِنُورِهِ وَ أَيَّدَکُمْ بِرُوحِهِ وَ رَضِيَکُمْ خُلَفَاءَ فِي أَرْضِهِ وَ حُجَجاً عَلَى بَرِيَّتِهِ وَ أَنْصَاراً لِدِينِهِ وَ حَفَظَةً لِسِرِّهِ وَ خَزَنَةً لِعِلْمِهِ وَ مُسْتَوْدَعاً لِحِکْمَتِهِ وَ تَرَاجِمَةً لِوَحْيِهِ وَ أَرْکَاناً لِتَوْحِيدِهِ وَ شُهَدَاءَ عَلَى خَلْقِهِ وَ أَعْلَاماً لِعِبَادِهِ وَ مَنَاراً فِي بِلَادِهِ وَ أَدِلَّاءَ عَلَى صِرَاطِهِ عَصَمَکُمُ الِله مِنَ الزَّلَلِ وَ آمَنَکُمْ مِنَ الْفِتَنِ وَ طَهَّرَکُمْ مِنَ الدَّنَسِ وَ أَذْهَبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ طَهَّرَکُمْ تَطْهِيرا» (صدوق، 1413ق، ج2، ص611).

 

4. داشتن آمادگي قبلي

 

شرط بهره‌مندي انسان از الطاف الهي، داشتن سنخيتي هرچند اندک با اوصاف خداوندي است. گناه، وجود سنخيت ميان انسان و خدا را از بين مي‌برد و مانع احساس تقرب به خدا و اولياي او مي‌شود. در روايات آمده است که ارتکاب گناه سبب محروميت از نماز شب [و به دنبال آن، مانع تقرب به خداوند] مي‌شود (کليني، 1407ق، ج2، ص272).

 

همچنين، از امام صادق7 روايت شده که فرمود:

 

«هرگاه آدمي گناهي کند، نقطة سياهي در دلش پديد مي‌آيد. اگر توبه کرد، آن نقطه پاک مي‌شود و اگر باز هم گناه کرد، آن نقطه بزرگ‌تر مي‌شود، تا جايي که همه دلش را فرا مي‌گيرد و زان پس هرگز روي رستگاري را نمي‌بيند.»[2] (همان، 1407ق، ج2، ص271).

 

بدين ترتيب، کسي­که اهل گناه است، در وجود خود هيچ سنخيتي با خدا يا اولياي او احساس نمي‌کند و لذا امکان بهره‌مندي از زيارت براي او بعيد مي‌نمايد. کسي­که به عمد رفتاري را مرتکب مي­شود و مي‌داند آن رفتار و عمل بين او و خداوند فاصله مي‌اندازد

و رابطة او با خدا و اولياي الهي را قطع مي‌کند، چگونه انتظار دارد از زيارت دوستان خدا و مقربان درگاه الهي، بهره‌مند گردد و از جهت اخلاقي و تربيتي، ارتقا يابد؟!

 

مشخص است که چنين فردي، آمادگي لازم براي بهره‌مندي از زيارت معصومين:

و ساير اولياي الهي را ندارد.

 

بر اين اساس، قدم نخست در رهايي از اين معضل و فراهم شدن زمينة برخورداري از فيوض معنوي در زيارت، ترک گناه، و به دنبال آن، طلب آمرزش براي گناهان گذشته است. استغفار از گناهان باعث مي‌شود زنگارهاي دل زدوده شود و حائل ايجادشده ميان انسان و خدا و مقربان درگاه او، برطرف گردد. در اين حالت، فرد به تدريج احساس مي‌کند که مي‌تواند با خدا و اولياي دين ارتباط برقرار کند، درخواست‌هاي خود را از آنان مطرح سازد و پاسخ لازم را دريافت نمايد. مي‌تواند با زيارت معصومين و ديگر بزرگان دين، از الطاف الهي در زمينة اخلاقي و تربيتي بهره‌مند گردد. از پيامبرخدا9 روايت شده که فرمود:

 

«لِکُلِّ دَاءٍ دَوَاءٌ وَ دَوَاءُ الذُّنُوبِ الِاسْتِغْفَار» (نوري، 1408ق، ج5، ص317).

 

همچنين يکي از آداب زيارت، که در روايات به آن توصيه شده، غسل زيارت است (ابن قولويه، 1356ش، صص 288 ـ 287). اين عمل که به قصد قربت انجام مي‌گيرد،

علاوه بر زدودن آلودگي‌هاي ظاهري، باعث ريزش گناهان مي‌شود و به روح زائر، نورانيت و صفا مي‌بخشد.

 

5 . احساس حضور در محضر معصوم

 

مي‌دانيم که هدف از زيارت، کسب کمالات وجودي و فضايل و سجاياي معنوي از طريق اتصال به انسان‌هاي مقرب خداوند است. اين هدف آن‌گاه صورت تحقق به خود مي‌گيرد که فرد واقعاً احساس کند در محضر آنان حضور يافته است و با آنان ديدار مي‌کند.

 

دربارة برخي از پيشوايان معصوم؛ مانند رسول اعظم، امام حسين و امام رضا: اينگونه نقل شده است: «کسي که ايشان را زيارت کند، مانند آن است که خدا را در عرش زيارت کرده است.» (همان، 1356 ش، صص15، 147 و 308). اين امر تنها در صورت احساس حضور واقعي در محضر آن بزرگواران رخ مي‌دهد. بدين ترتيب، احساس حضور را نبايد دست کم گرفت، بلکه بايد با استفاده از راهکارهايي به اين احساس دست يافت. يکي از راه‌هاي کسب احساس حضور،  خواندن اذن دخول هنگام ورود به بارگاه معصومان: است.

 

مرحوم شيخ عباس قمي= در توضيح اين مطلب نوشته است:

 

«... يازدهم: بر درِ حرمِ شريف ايستادن و اذن دخول در آنجا طلبيدن به کلمات مأثوره يا به سلام کردن بر پيغمبر و ائمه: و سعي در تحصيل رقّت قلب و سوزش دل و خضوع، و شکستگيِ خاطر نمودن با تصور و فکر در عظمت و جلالت قدر صاحب آن مرقد منور، و اينکه مي‌بيند ايستادن او را، و مي‌شنود کلام او را، و جواب مي‌دهد سلام او را؛ چنان‌که به همة اينها شهادت مي‌دهد در وقت خواندن اذن دخول، و تدبر در محبت و لطف و مکرمتي که بر شيعيان و زائران خود دارند و تأمل در خرابي‌هاي حال خود و خلاف‌ها که به آن بزرگواران کرده و فرموده‌هاي بي‌حد که از ايشان نشنيده و آزارها و اذيت‌ها که از او به ايشان يا به خاصّان و دوستانشان رسانده [که برگشت آن به آزردن ايشان است]، و اگر به راستي در خود نگرد، قدم‌هايش از رفتن باز افتد و قلبش هراسان و چشمش گريان شود، و روح تمام آداب بلکه زيارت، در همين است، که اگر اين نعمت روزي شد، بسياري از آداب قهراً و ندانسته به عمل آيد، و براي فهميدن اذن دادن صاحب آن مرقد شريف در دخول در آن محضر انور، علامت باشد و شيخ شهيد= در دروس فرموده «بعد از ذکر اين ادب: اگر در قلب خود خشوع و رقّتي ديد، داخل شود؛ و الاّ در صدد تحصيل زماني برآيد که در قلب خود رقّتي يابد؛ چه، غرضِ اهمّ، حضور قلب است به جهت تلقّي رحمت که از پروردگار فرود مي‌آيد؛ يعني قلب قاسيِ غافلِ ساهي، قابل نيست براي نزول رحمت خاصّه در آن؛ پس زيارتش جسدي شود بي‌روح، و لفظي بي‌معنا؛ مالي رفته و بدني خسته برايش بماند (قمي، 1383 ش، ص34).

 

زيارت معصومين: ديداري است مشتاقانه و حضور در پيشگاه آن‌ که دوستش داريم و بزرگش مي‌شماريم. زيارت، حضور جسم و جان است در برابر خليفة الله در زمين، رهنماي عالم ظاهر و باطن، روشنگر راه زندگي و مشعل فروزان در سير الي‌الله و بالاخره زيارت، ارتباط قلبي برقرار کردن با حجت خداست و قرار دادن خويشتن خويش در حوزة‌ روحانيت و فيض‌بخشي امام7 ؛ و امام، انساني است متعالي و خدانماي، با ابعاد وجودي گسترده که بار معنوي خود را از آفريدگار مي‌گيرد و واسطة‌ رحمت و خيررساني به آفريده‌هاست (رکني يزدي، 1381ش، صص7ـ6).

 

نتيجه­گيري

 

با اينکه باور داشتن به جايگاه و مقام زيارت‌شونده، از شرايط اصلي بهره‌مندي

اخلاقي­ ـ تربيتي در زيارت است، اما اين امر به تنهايي کافي نيست. بلکه علاوه بر آن، لازم است شاخص­هاي ديگري نيز وجود داشته باشد. در اين ميان، شاخص محبت ميان زائر و مزور، از اهميت بسياري برخوردار است و جايگاه برتري دارد.

 

در روايات آمده است: «هَلِ‏ الدِّينُ‏ إِلَّا الْحُبُ‏»؛  «آيا دين غير از محبت است؟» (کليني، 1407، ج 8 ، ص80). همچنين برخورداري مزور از جايگاه والا در نزد خداوند، مؤلفه‌ و شاخص مهم در تأثيرگذاري زيارت از جنبة اخلاقي ـ تربيتي است. زيارت زماني مي­تواند در زمينة تربيت اخلاقي تأثيرگذار باشد که زيارت‌شونده با نفس قدسي خود توجهي به زائر کند و او را مورد نظر لطف خود قرار دهد. در کنار اين عوامل، آمادگي روحي و معنوي زائر است که پيوند خاص ميان او و زيارت‌شونده را برقرار مي‌کند و اسباب بهره‌مندي از زيارت‌شونده را براي زائر فراهم مي‌­سازد.

 

 

[1].  «...لَنُورُ الْإِمَامِ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ أَنْوَرُ مِنَ الشَّمْسِ الْمُضِيئَةِ بِالنَّهَارِ؛ وَ هُمْ وَ الله يُنَوِّرُونَ قُلُوبَ الْمُؤْمِنِينَ وَ يَحْجُبُ اللهُ ـ عَزَّ وَ جَلَّ ـ نُورَهُمْ عَمَّنْ يَشَاءُ فَتُظْلِمُ قُلُوبُهُمْ... لَا يُحِبُّنَا عَبْدٌ وَ يَتَوَلَّانَا حَتَّى يُطَهِّرَ اللهُ قَلْبَهُ وَ لَا يُطَهِّرُ اللهُ قَلْبَ عَبْدٍ حَتَّى يُسَلِّمَ لَنَا وَ يَکُونَ سِلْماً لَنَا فَإِذَا کَانَ سِلْماً لَنَا سَلَّمَهُ اللهُ مِنْ شَدِيدِ الْحِسَابِ وَ آمَنَهُ مِنْ فَزَعِ يَوْمِ الْقِيَامَةِ الْأَکْبَرِ».

 

[2].  «إِذَا أَذْنَبَ الرَّجُلُ خَرَجَ‏ فِي‏ قَلْبِهِ‏ نُکْتَةٌ سَوْدَاءُ فَإِنْ تَابَ انْمَحَتْ وَ إِنْ زَادَ زَادَتْ حَتَّى تَغْلِبَ عَلَى قَلْبِهِ فَلَا يُفْلِحُ بَعْدَهَا أَبَداً».

 

مراجع

 ـ   قرآن کريم

 

1.  ابن فارس، احمد (1404ق). معجم المقاييس اللغة، قم، مکتب الاعلام الاسلامي.

 

2.  ابن قولويه، جعفر بن محمد (1356ش). کامل الزيارات، نجف، دار المرتضويه.

 

3.  پوراميني، محمد باقر (1393ش). منزلت زيارت؛ ويژگي‌ها و آداب زيارت

امام رضا7 ، مشهد، آستان قدس رضوي.

 

4.  حيدري، مجتبي (1394ش). تحليل محتوايي زيارتنامه‌ها با رويکرد اخلاقي ـ تربيتي، تهران، مؤسسة فرهنگي هنري مشعر.

 

5 .  رکني يزدي، محمد مهدي (1381ش). شوق ديدار، مباحثي پيرامون زيارت، مشهد، آستان قدس رضوي.

 

6 .  شهيد اول، محمد بن مکي (1410ق). المزار في کيفية زيارات النبي و الأئمه: ، قم، مدرسة امام مهدي7 .

 

7.  صدوق، محمد بن علي بن بابويه (1376ش). الأمالي، تهران، انتشارات کتابچي.

 

8 .  صدوق، محمد بن علي بن بابويه (1413ق). کتاب من لا يحضره الفقيه، قم، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزة علميه قم.

 

9.   قمي، شيخ عباس (1383ش). هدية الزائرين، قم، مؤسسة جهاني سبطين.

 

10. کليني، محمد بن يعقوب (1407ق). الکافي، تهران، دار الکتب الاسلاميه.

 

11. مجلسي، محمد باقر (1403ق). بحار الأنوار، بيروت، دار احياء التراث العربي.

 

12. نوري، حسين بن محمدتقي (1408ق). مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، قم، مؤسسة آل‌البيت.

نظر کاربران
نام و نام خانوادگی
پست الکترونیک
 
تصویر امنیتی
Captcha ImageChange Image
متن خود را اینجا وارد کنید

آدرس:تهران خيابان جمهوري اسلامي خيابان رازي نرسيده به خيابان نوفل لوشاتو نبش کوچه ياسمن---تلفن:63497112---فکس:63497498 ---سامانه پيامک:30005209

© Copyright dmsonnat.ir. All Rights Reserved.