اهل سنت

پايگاه اطلاع رساني دبيرخانه شوراي برنامه ريزي مدارس علوم ديني اهل سنت

امروز سه شنبه، 6 فروردين 1398| 20 رجب 1440

سنجش عملکرد آل سعود با معيارهاي توليت حج از منظر قرآن کريم

-(0 Body) 
سنجش عملکرد آل سعود با معيارهاي توليت حج از منظر قرآن کريم
Visitor 67
Category: قرآن و حديث

سنجش عملکرد آل سعود با معيارهاي توليت حج از منظر قرآن کريم

نويسنده

رحيم دهقان سميکاني

چکيده

عملکرد ناموفّق آل سعود در مقام توليت خانة خدا، به جهت مطابق نبودن با موازين اسلام و صريح آيات قرآن، چالش­هاي متعددي را در منطقه ايجاد نموده و اعتراض جهان اسلام را برانگيخته است. معيارهايي چون، رعايت تقواي الهي، توانمندي در ايجاد يا حفظ امنيت زائران، اهتمام به سنّت برائت از مشرکين و ديگر شعائر اسلامي، توانمندي در حفظ وحدت امّت اسلامي، توانمندي در هموار نمودن مسير براي حضور حجاج در مراسم حج و توانمندي در حفظ و تقويت روحية عبوديت و بندگي که از اهداف اصلي و فلسفة حج مي­باشد، از جمله شرايط متوليان حج در قرآن کريم دانسته شده است. اين در حالي است که اکثر اين موازين را در عملکرد توليت فعلي حج نمي­توان مشاهده نمود. عدم تطبيق عملکرد آل سعود با معيارهاي ارائه شده از سوي قرآن کريم، رهبران و انديشمندان جهان اسلام را بر آن داشته است تا به فکر راه چاره­اي براي مديريت حج باشند. اين مقاله با تمرکز بر آيات قرآن کريم، در صدد تبيين معيارهاي توليت حج بوده و البته عملکرد آل سعود در مديريت حج را نيز بر اساس معيارهاي قرآني، مورد سنجش قرار داده است. روش مقاله در مراجعه به آراء، استنادي و در تبيين محتوا، تبييني و تحليلي است.

کليدواژه‌ها

حج؛ خانة خدا؛ معيارهاي توليت؛ عربستان سعودي؛ قرآن کريم

مقدمه:

رهبران و بزرگان جهان اسلام؛ ازجمله حضرت امام خميني (ره) در مورد مديريت حج فرموده‌اند: «علما و مسلمانان و روشنفکران بايد چاره‌اي بينديشند.» (امام خميني، 1378، ج11، ص411) و نيز سخنان رهبر معظم انقلاب، حضرت آيت الله خامنه‌اي ـ حفظه‌الله ـ که مي‌فرمايند: «جهان اسلام بايد فکري براي مديريت حرمين شريفين و حج بکند» (12/ 06/ 95)؛ سخناني مبتني بر فهم و درايت عميق است و نشان دهندة اين است که متوليان امروزي حج بر اساس معيارهاي اسلامي و قرآني عمل نمي‌کنند. طبيعي است کليددار و توليت کعبه که حکومت اسلامي آن را انتخاب ‌مي‌کند، بايد مطابق با قرآن و قوانين الهي عمل کند (جوادي آملي، 1389، ج19، ص216). خداوند سبحان با بيان (إِنْ أَوْلِياؤُهُ إِلَّا الْمُتَّقُون) (انفال: 34)، با صراحت بيان داشته است‌که متولّيان کعبه بايد برخوردار از تقواي الهي باشند. اساساً خانة خدا بايد در اختيار مؤمنان و متقيان باشد و کساني توليت آن را بر عهده بگيرند که بتوانند معيارهاي مد نظر قرآن را سرلوحة کار خود قرار داده و مراسم عظيم حج را بر مبناي آن مديريت کنند.

معيارهاي توليت حج از منظر قرآن کريم چيست؟

اين سؤال اصلي است که در اين مقاله مورد بحث قرار خواهد گرفت. در صورت روشن شدن پاسخ اين سؤال و تطبيق آن با عملکرد توليت فعلي خانة خدا، مباني قرآني سخنان رهبران اسلام؛ از جمله حضرت امام خامنه‌اي مبني بر ناسازگاري عملکرد متوليان فعلي حج با معيارهاي اسلامي، روشن خواهد شد. در جهت پاسخ به اين مسئله، ابتدا توضيح مختصري در رابطه با حج ارائه خواهد شد و سپس با توجه به آيات قرآن کريم، معيارهاي توليت تبيين خواهد شد. در پايان تبييني از عملکرد متوليان فعلي حج نيز ارائه مي‌گردد.

1. مفهوم‌شناسي حج و توليت

حج، در لغت به معناي قصد پي در پي کردن و در شريعت قصد کردن خانة خدا براي انجام اعمال و مناسک خاص است (شيخ طوسي، 1400م. ص297). در واقع اگر عمل مخصوص در بيت الحرام را که نخستين بار حضرت ابراهيم7 آن را تشريع نمود و در شريعت محمدى9 نيز جريان يافت، حج ناميده‌اند؛ به همين جهت است که هرکس بخواهد اين عمل را انجام دهد، قصد خانة خدا مى‌کند (طباطبايي، 1371، ج14، ص369).

به لحاظ اصطلاحي، حج يا قصد نمودن خانة خدا، سنتي الهي است که ملائکه، انبياي الهي، و ائمه: همواره در انجام آن مداومت داشته‌اند. 1 حج و مناسک آن، از مقدّسات و شعائر الهي است2 و به قدري از اهميت برخوردار است که امام صادق7 فرمودند: «تأخير حج کسي که حج بر او واجب است تا فرارسيدن مـرگ، مـوجب کور محشورشدن در عالم آخرت مي‌گردد.» (کليني، 1407ق. ج4، ص269)

اما در رابطه با اصطلاح «توليت»، واژة تولّي يا ولايت، معاني مختلفي دارد اما در اينجا به معناي پذيرش مسئوليت و عهده‌دار شدن در ادارة يک امر است. تولّي (از باب تفعّل)، ولايت کسي را پذيرفتن يا به حکومت رسيدن است (راغب اصفهاني، 1392م. ذيل «و ل ي»).

لذا اگر در قرآن کريم در مورد منافقان آمده است؛ (وَ إِذا تَوَلَّى سَعى فِي الْأَرْضِ لِيُفْسِدَ فِي‌ها وَ يُهْلِکَ الْحَرْثَ وَ النَّسْل) به اين معنا است که وقتي در جامعة اسلامي بر امري گمارده شدند، همواره تلاش مي‌کنند تا نظام اقتصادي و ارزشهاي فرهنگي را تباه ساخته و مانع تعالي اخلاقي جوامع بشري شوند؛ لذا در اسلام بيان شده که متولّي هر امر، لازم است شرايط لازم را داشته باشد. متولّي دين بايد فقيهي عادل، مدير، مدبّر، آگاه به زمان، شجاع و... باشد؛ زيرا مسلمانان زماني از تمدن اصيل بهره‌مند مي‌شوند که اسلام ناب در ميان جامعه اجرا شود و هنگامي قوانين اسلامي جاري مي‌شود که جامعه يک مسئول متخصص اسلام‌شناس داشته باشد (جوادي آملي، 1386: 100).

به نظر مي‌رسد، همين مختصر در تبيين معناي حج و توليت کافي است. اما حج متولياني دارد که اين مراسم عظيم را ـ که هر ساله در ايام ذي حجه برگزار مي‌شود ـ مديريت مي‌کنند و در ديگر ايام سال نيز مسئوليت انجام امور مربوط به اين حريم مقدس و مبارک را

بر عهده دارند. بر اساس نگرش قرآن کريم، اين متوليان بايد چه خصوصياتي داشته باشند و بر اساس چه معيارهايي به مديريت حج بپردازند؟

2. معيارهاي توليت حج از منظر قرآن

2ـ 1 / رعايت تقواي الهي

طبق نظر صريح قرآن کريم، بر اساس بيان (إِنْ أَوْلِياؤُهُ إِلَّا الْمُتَّقُون) (انفال: 34)؛ تنها افرادي مي‌توانند مديريت حج را بر عهده بگيرند و به عنوان متوليان حج قلمداد شوند که انسان‌هاي متقي باشند (ابن کثير، 1419ق، ج4، ص45). بر اساس آيه، در عهده-دار شدن توليت خانة خدا، مسلمان بودن کافي نيست بلکه متولي بايد از مؤمنان خاص بوده و از مرتبة عالي تقوا برخوردار باشد (آلوسي، 1415ق، ج5، ص189). در فرهنگ قرآن کريم متّقي کسي است که با ايمان و عمل صالح براي خود ملکه‏اي نفساني فراهم مي‌سازد تا او را از آسيب‌هاي دروني (هواي نفس) و بيروني (شيطان) مصون دارد (جوادي آملي، 1389 الف: ج2، ص132).

قرآن کريم بيان مي‌کندکه اساس خانة خدا بر تقوا بنا نهاده شده و با بي‌تقوايي ـ به هر شکل ممکن ـ سازگار نيست، (لَمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى التَّقْوى مِنْ أَوَّلِ يَوْمٍ أَحَقُّ أَنْ تَقُومَ فِيهِ فِيهِ رِجالٌ يُحِبُّونَ أَنْ يَتَطَهَّرُوا) (توبه: 108). انسان‌هاي بي‌تقوا که مانع حضور و بهره برداري مردم از مسجد الحرام مي‌باشند وعلاوه بر اينکه خود از عبادت صحيح در آن منصرف‌اند، ديگران را نيز منصرف مي‌سازند، اين‌ها متوليان و سر پرستان مسجد الحرام نيستند؛ چرا که هيچ‌کس غير از مردان با تقوا سرپرست و متولّي خانة خدا نخواهد بود (جوادي آملي، 1385، ج2، ص360). البته منظور از تقوا که شرط اساسي توليت حرم الهي است، تنها تقواي عبادي و دعايي و مانند آن نيست؛ بلکه تقواي جامع است که تمام ابعاد اجتماعي و سياسي را نيز شامل مي‌شود (ه‌مان، 361). آيات آغازين سورة بقره که سخن از بهره‌وري پروا پيشگان از هدايت قرآن دارد، اوصاف خاصي براي انسان‌هاي باتقوا بيان نموده است؛ مثلاً از تقواي اعتقادي با تعبير (يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْب)، از تقواي عبادي با تعبير (يُقِيمُونَ الصَّلاةَ) و از تقواي مالي يا اقتصادي با تعبير (وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُون) ياد کرده است. متوليان حج بايد از اين تقواي جامع برخوردار باشند. در صورت برخوردار نبودن از تقواي الهي، صلاحيت توليت را نخواهند داشت و در صورت اصرار بر ابقاي خود، در شمار زورگويان و ستمگران خواهند بود.

2ـ2 / توانايي در حفظ و ايجاد امنيت

از ديگر شرايط توليتِ خانة خدا، توانايي در ادارة امور امنيتي است. خانة کعبه دو نوع امنيت دارد؛ امنيت تکويني و امنيت تشريعي؛ که امنيت تکويني آن را خداوند به شاهد (الَّذِي أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَ آمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ) (قريش: 4) از پيش قرار داده و اين مکان را مأمن ساخته است. امنيت تشريعي، بُعد ديگري از امنيت در حج است که بر عهد? متوليان حج است و در واقع تنها کسي شرايط توليت را خواهد داشت که در برابر ذره‌اي خدشه به امنيت تشريعي پاسخگو باشد. خداوند با بيان (وَ إِذْ جَعَلْنَا الْبَيْتَ مَثابَةً لِلنَّاسِ

وَ أَمْناً) (بقره: 125)، ايجاد امنيت براي حاضران در محيط خانة خدا را واجب شمرده و بر اساس آية شريفة (مَنْ دَخَلَهُ کانَ) (آل عمران: 97)؛ کسي که وارد حريم کعبه شد، شرعاً در امان است. حتي اين آيه، حفظ امنيت حيوانات در حرم را نيز خواستار شده و هرگونه آزار آن‌ها را حرام مي‌شمارد؛ زيرا مراد از (وَ مَن دَخَلَهُ کَانَ آمِناً)، شامل وحوش و پرندگان

و مانند آن نيز مي‌شود (کليني، 1407ق. ج4، ص226 (. با توجه به اطلاق آيات مذکور، برقراري امنيت امري فراگير است و علاوه بر اينکه انسان‌ها و جانوران را شامل مي‌شود، مي‌توان ابعاد گوناگون امنيت؛ از جمله امنيت جاني، مالي و عرضي را به اين آيات مستند کرد. از اين رو، اساساً شکستن امنيت در حريم کعبه حرام است3 و متوليان در صورتي که توانايي برقراري امنيت را نداشته باشند و يا خود در جهت شکستن اين امنيت تلاش کنند، در واقع صلاحيت خود را از دست داده‌اند و در صورت مداومت و پافشاري در ابقا، بر اساس بيان قرآن کريم کار حرام انجام داده‌اند.

2ـ3 / اهتمام ورزيدن به برائت از مشرکان و ديگر شعائر الهي

احياي شعائر اسلامي و عمل بر اساس آن‌ها، از ديگر شرايط توليت حج از منظر قرآن کريم است. برائت از مشرکان و نيز ديگر اموري که در مراسم حج انجام مي‌شود، از جمله سنت‌ها و شعائر الهي است. 4 بر اساس برخي از آيات شريف قرآن؛ از جمله (وَ أَذانٌ مِنَ اللهِ وَ رَسُولِهِ إِلَى النَّاسِ يَوْمَ الْحَجِّ الْأَکْبَرِ أَنَّ اللهِ بَرِيءٌ مِنَ الْمُشْرِکِينَ وَ رَسُولُه) (توبه: 3). برائت از مشرکين از سنت‌هاي الهي است که پيامبر خدا به فرمان وحي، آن را به جاي آورده و حضرت علي‌بن ابي‌طالب7 را مأمور اعلان تبرّي از مشرکان کرد (هلالي، 1377، ص399؛ مجلسي، 1403ق. ج35، ص303) تا مرز توحيد را از طغيان و شرک جدا کند و به پيروان خود نيز توصيه کرد که (خُذُوا عَنِّي مَنَاسِکَکُم) (علامه حلي، 1982م. ص471؛ مجلسي، 1406ق، ج4، ص340). اين سنّت البته قبل از پيامبر اسلام نيز پيوسته از سوي انبياي الهي مورد اهتمام بوده، به‌گونه‌اي که نمونة بارز اجراي اين سنّت را مي‌توان در برائت حضرت ابراهيم7 از آزر مشاهده نمود که قرآن کريم به آن اشاره کرده است (الانعام: 74). در همين راستا، در آيات متعددي از قرآن کريم (نساء: 416؛ انعام: 106؛ توبه: 1 و 36) به برائت از شرک و مشرکان از سوي انبياي الهي تأکيد شده است.

اساساً مي‌توان فلسفة حج و تمام تلاش‌هاي حضرت ابراهيم در جهت بت شکني‌ها

و مبارزات با نمروديان و بت پرستان، و هجرت‌ها و تحمل سختي‌ها در وادي لم يزرع (ابراهيم: 37) و فديه کردن اسماعيل7 را مقدمه و زمينه‌اي دانست تا نبي خاتم9 به تمام جهانيان ابلاغ کند که (يا قَوْمِ إِنِّي بَرِيءٌ مِمَّا تُشْرِکُون) (انعام: 19). بر اساس اين فلسفه که هدف نهايي ساختن بيت الله الحرام رسيدن به توحيد و تبري ورزيدن از الحاد و شرک است، مراسم حج و خانة توحيد شايسته‌ترين زمان و مکان براي ابراز تنفّر از طاغوت‌هاي زمان و شرک و بت‌پرستي و مخالفان اسلام واقعي است. لذا خداوند متعال با بيان‌هاي مختلف، انسان‌هاي آزاده را بر اين امر دعوت نمود تا در روز حج اکبر؛ يعني در روزي که تمام زائران بيت الله الحرام حضور دارند، از تمام مشرکان و ملحدان و تمام مظاهر شرک اعلام برائت کنند و انزجار و نفرت خود را از طاغوت‌ها و ظالمان جهان بيان دارند.

2 ـ 4: هموار نمودن مسير براي حضور حجاج در مراسم حج (پر هيز از صدّ عن سبيل)

خداوند در برخي از آيات قرآن، 6 براي مزاحمت کساني که مؤمنان را از ورود به زيارت خانة خدا باز مي‌دارند و مانعي بر سر راه آن‌ها قرار مي‌دهند، با تعبير (نُذِقْهُ مِنْ عَذابٍ أَلِيم) عذاب سختي را وعده داده است. بر اساس نظر برخي مفسران؛ از جمله مرحوم شيخ طوسي در آية (إِنَّ الَّذِينَ کَفَرُوا وَيَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ الله) فعل مضارع «يَصُدُّون» بر فعل ماضي «کفرُوا» عطف شده و تقدير جمله اينگونه است که «إِنّ الذِينَ کفروا من شأنهِم الصدّ عن سبِيلِ الله» (شيخ طوسي، بي‌تا، ج7، ص271)

و بر اين اساس، کساني که بر سر راه زائران مانع ايجاد مي‌کنند، در واقع کافر هستند. از همين رو امام صادق7 فرمود: هرکس در حريم امن الهي با غير اولياي خدا دوستي و همبستگي کند [کاري که امروزه متوليان حج دقيقاً آن را انجام

مي‌دهند]، او ملحد به ستم است و بر خداست که او را عذابي دردناک بچشاند (کليني، 1407ق، ج8، ص337).

بر اساس آية مذکور و با استناد به بيان شريف حضرت امام صادق7، دوستي با آمريکا و عمل کردن به عنوان ابزاري در دست آمريکا و ديگر رژيم‌هاي طاغوتي؛ از جمله مصاديق همبستگي با غير اولياي الهي است و نوعي الحاد محسوب مي‌شود. احاديث ديگري نيز اين مطلب را تأييد مي‌کند؛ از جمله بيان ديگري از امام صادق7 که مي‌فرمايد:

 «هر ستمي‌که کسي در مکّه به خود کند، چه سرقت يا ظلم به ديگري يا هر کار ديگر که ستم باشد، نوعي الحاد است.» (ابن بابويه، 1413ق. ج2، ص252).

هم‌پيمان شدن با دشمنان اسلام، زمينة تسلط دشمنان بر حريم امن الهي را فراهم ساخته و موجب محدود شدن ورود مؤمنان به اين سرزمين مقدّس خواهد شد. بر همين اساس، مرحوم سيد قطب با توجه به برخي از آيات شريف قرآن، ممانعت مردم از عبادت در مسجد را تعدي به حق خداوند دانسته و معتقد است کساني که مانع عبادت مردم در مسجدالحرام شوند، آن‌ها را از راه خداوند بازداشته و به حق خداوند تعدي کرده‌اند (سيد قطب، 1967م. ج5، ص592).

2 ـ 5: پرهيز از خودبر‌تر بيني و مانع‌تراشي براي مشارکت مؤمنان در مديريت حج

بر اساس آيات قرآن، 7 هيچ‌کس مالک خانة کعبه و اختياردار مسجدالحرام نيست مگر خدا، لذا هيچ شخص يا گروه خاصي نمي‌تواند در تصميم گيري مربوط به حج و خانة خدا خود را محق‌تر و بر‌تر از ديگران بداند؛ چرا که تصميم‌گيري در باب اين امر، مربوط به عموم مسلمانان و بر اساس معيارهاي قرآني است:

 «توليت خانة خدا، حقّ الله است؛ نه حق الناس... توليت مساجد عموماً و سرپرستي مسجدالحرام خصوصاً که ملک احدي نيست و وقف آن از قبيل تحرير رقبه و فک ملک است نه از قبيل تحبيس الأصل و تسبيل الثّمره، حق کسي نخواهد بود بلکه حکم الهي و حق خاص خداست که بر مردان با تقوا جعل و الزام شده است. پس نه تنها توليت حرم در اختيار دولتمردان خائن کنوني حجاز نيست و ديگران مي‌-توانند دخالت کنند، بلکه بر متّقيان سراسر بلاد اسلامي لازم است که اين فرمان غيبي را امتثال نموده و حرم را از حرامي و مسجد الحرام را از اجنبي آزاد نمايند.» (جوادي آملي، 1385ش. ج2، ص361).

در برخي از آيات قرآن کريم به صراحت بر اين امر تأکيد شده که بيت الله الحرام، به شخص يا طايفة خاصي تعلّق ندارد و در اختيار دولت خاصي نيست. آيات متعددي از جمله آياتي که در پِي مي‌آيد نشان مي‌دهد که هيچ شخص و يا دولت خاصي حق ندارد خود را بر ديگران در باب آن مقدم بدارد و از ورود ديگران؛ چه به لحاظ حضور براي زيارت

و چه از جهت حضور در عرصة تصميم گيري‌هاي مديريتي منع کند:

 (جَعَلَ اللهُ الْکَعْبَةَ الْبَيْتَ الْحَرامَ قِياماً لِلنَّاسِ) (مائده: 98).

 (وَ إِذْ جَعَلْنَا الْبَيْتَ مَثابَةً لِلنَّاسِ وَ أَمْناً وَ اتَّخِذُوا مِنْ مَقامِ إِبْراهِيمَ مُصَلًّى وَ عَهِدْنا إِلى إِبْراهِيمَ وَ إِسْماعِيلَ أَنْ طَهِّرا بَيْتِيَ لِلطَّائِفِينَ وَ الْعاکِفِينَ وَ الرُّکَّعِ السُّجُود) (بقره: 125).

 (إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاس) (آل عمران: 96).

 (وَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ الَّذِي جَعَلْناهُ لِلنَّاسِ سَواءً الْعاکِفُ فِيهِ وَ الْباد) (حج، 25).

تعبير «طَهِّرا بَيْتِيَ» در يکي از آيات مذکور و يا «وَ طَهِّرْ بَيْتِيَ لِلطَّائِفِين» (حج: 26) در برخي ديگر از آيات، اشاره به اين دارد که اين خانه از آنِ خداست و و همه مي‌-توانند در آن، به عبادت بپردازند و اختصاص به طبقة خاص و يا کشور خاصي ندارد. (طباطبايي، 1371ش. ج14، ص368).

لذا متوليان حج موظف هستند شرايط را براي حضور همه فراهم سازند و نظرات تمام کشورهاي اسلامي را در تصميم‌گيري‌ها دخالت دهند و هيچ مانعي را براي حضور مسلمانان ايجاد نکنند.

2ـ 6: تلاش براي ايجاد وحدت بين مسلمين

تقويت دين اسلام؛ از جمله اهداف تأسيس پايگاه اسلامي حج است (مائده: 97)

و از همين رو در روايات اسلامي مورد تأييد شيعه و اهل سنّت، گاهي بر حج اطلاق جهاد شده است (کليني، 1407ق. ج4، ص260؛ ابن ماجه، بي‌تا، ج2، ص968، ح2901) و در مواردي نيز، ارزش نفقه‌اي که در راه حج مصرف شود بـا نـفقه‌اي که در جهاد در راه خدا مصرف مي‌شود، يکسان دانسته شده است. (بخاري، 1422ق. ص272) اينکه حضرت علي7 «حج»

و «جهاد» را در کنار هم به‌کار برده و فرموده است: حج، «ماي? تقويت دين و ماي? عزّت اسلام است» 8 مراد اين است که حج بايد به‌گونه‌اي اداره شود که موجب تقويت پيوند بين مسلمانان و نزديک‌تر شدن آن‌ها به يکديگر شود (مطهري، 1380ش. ص80) از اين رو تلاش جهادي براي تقويت مسلمين، از جمله وظايف متوليان حج است. از لوازم تقويت اسلام، تقويت وحدت در بين مسلمين است. آيات متعددي از قرآن کريم بر اتحاد و همبستگي امت اسلامي تأکيد کرده و رمز موفقيت و غلبه بر دشمنان را اتحاد و همبستگي دانسته است. 9 بر همين اساس، متوليان حج بايد از جمله کساني باشند که به ايجاد وحدت در بين مسلمين اهتمام ورزند. آن‌ها در جهت تحقق اين امر، از سويي بايد روابط خود با مشرکان و دشمنان الهي را قطع کنند و آن‌ها را از دخالت در امور مسلمين باز دارند و از سويي با استفاده از ظرفيت عظيم حج، مؤمنان را در مقابله با آن‌ها متحد و يکپارچه سازند. بر همين اساس، قرآن کريم خطاب به پيامبرخدا9 مي‌فرمايد: (وَ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مَسْجِداً ضِراراً

وَ کُفْراً وَ تَفْرِيقاً بَيْنَ الْمُؤْمِنِينَ وَ إِرْصاداً لِمَنْ حارَبَ الله وَ رَسُولَهُ مِنْ قَبْلُ وَ لَيَحْلِفُنَّ إِنْ أَرَدْنا إِلَّا الْحُسْنى وَ اللهُ يَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَکاذِبُون)؛ و کساني‌ کـه‌ مسجد‌ را‌ براي ضرر زدن و کفر

و تفرقه‌اندازي ميان مسلمانان و کمينگاهي براي محاربين و دشمنان خدا و رسول، اتخاذ مي‌کنند [آنگونه که متوليان فعلي حج عمل مي‌کنند] و سوگند ياد مـي‌کنند کـه آنـان حسن‌ نيت دارند، خداوند گواه است که آنان دروغ پردازند.» (توبه: 107).

2 ـ7: مراعات و اهتمام به هدف اصلي حج؛ حفظ روح تعبّد و بندگي در بين مسلمين

به تعبير قرآن کريم، خداوند خانة کعبه را بيت الله الحرام قرار داد براي اينکه جايگاه توحيد، عبادت و تقرّب به سوي خود باشد. 10 به تعبير استاد علامه طباطبايي، اينکه خداوند با تعبير (وَ طَهِّرْ بَيْتِيَ لِلطَّائِفِين) بيت را به خود نسبت داده، به خاطر اين است که بفهماند اين خانه مخصوص عبادت من است. (طباطبايى، 1371ش ج14، ص 368) در مراسم حج، تمام زمينه‌هاي لازم براي تحقق يک عبادت واقعي فراهم است؛ چرا که حج رياضتي نفساني است، طاعتي مالي است، عبادتي بدني است و تمام لوازم يک عبادت تام و کامل را در خود دارد. (نجفي، 1366ش ج17، ص214) اين مراسم، هيچگاه نبايد در بين مسلمين تعطيل شود؛ چرا که در اين صورت، روح بندگي و عبوديت به مرور زمان در بين مسلمانان تضعيف خواهد شد که اين از مهم‌ترين عوامل عرفي شدن دين و دقيقا از جمله اموري است که دشمنان اسلام در پي آن هستند. بر همين اساس امروزه يکي از توطئه‌هاي اصلي استکبار تعطيل نمودن حج و کمرنگ کردن آن است تا در ساية آن زمينة اباحي‌گري را در کشورهاي اسلامي فراهم سازد؛ چرا که با تعطيل شدن حج، به مرور زمان انسان‌ها به جهت اينکه لزومي در رفتن به حج واجب نمي‌بينند در تطهير اموال خود و پرداخت خمس و زکات همّت نگماشته و از اين جهت نوعي اباحي‌گري و سستي نسبت به احکام دين در سطح جوامع اسلامي رواج خواهد يافت. اين امر در بلند مدت روح عبوديت و بندگي را در بين جامعه از بين مي‌برد و باعث مي‌شود تا از تعاليم الهي تنها پوسته‌اي باقي بماند. سختي دل کندن از اموال و شهوات نفساني و از دست دادن روحية استکبار ستيزي، و نيز از بين رفتن اتحاد مسلمانان و فراموش نمودن برائت از مشرکان؛ از جمله پيامدهاي ناگوار تضعيف روح عبوديت در بين مسلمانان است. از اين رو، بر اساس هدف عبوديت که قرآن کريم آن را به عنوان هدف و فلسفه مراسم حج قرار داده، تنها کسي صلاحيت توليت خانة توحيد را خواهد داشت که در جهت حفظ و تقويت روحية تعبّد و بندگي در جامعة اسلامي تلاش کند:

 «دشمنان در پي آن هستند تا ابراهيم را که نماد ايمان و عبوديت بود و از عزيز‌ترين عزيزانش و شيرين‌ترين ثمرة عمرش در راه خدا گذشت را از اذهان مسلمين بزدايند و آن‌ها را از قرباني کردن نفس خود غافل سازند. بر اساس آيات قرآن کريم (حج: 37) گرچه انسان در ظاهر، گوسفند قرباني مي‌کند اما اين قربانى‌ها اثرى معنوى براى آورنده‌اش دارد و آن صفات و آثار معنوى است که از طريق آن به سوى خداى تعالى صعود مي‌کند و به خدا نزديک مي‌شود.» (طباطبايى، 1371ش. ج14، ص375).

آيات قرآن کريم و روايات پيشوايان معصوم بار‌ها مسلمانان را نسبت به اين توطئه گوشزد کرده است. خداوند متعال، به همين جهت، حج را عامل قيام و پايداري مسلمانان و کعبه را، وسيلة‌ سامان‌ بخشيدن‌ به کار مردم دانسته است. 11 در قرآن کريم بار‌ها بر اين امر تاکيد شده که بيت اللَّه و احکام و مناسکش ماية قوام و حيات مردم است (طباطبايى، 1371: ج6، ص143) و از حج، به عنوان بهترين توشة تقوا و زاد راه مسير تکاملي انسان ياد شده است. 12 بر همين اساس، حضرت علي7 فرمودند:

 «لَا تَتْرُکُوا حَجَّ بَيْتِ رَبِّکُمْ فَتَهْلِکُوا».

 «حجّ خانة خدا را ترک نکنيد که‌ هلاک‌ و نابود مي‌شويد.» (ابن بابويه، 1406ق. ص236).

حضرت در جايي ديگر بيان نموده‌اند که «در حج، خانة خدا را خالي نگذاريد وگرنه ديگران آن را پر مي‌کنند» (شريف الرضي، نامه 47).

شهيد بزرگوار آيت الله بهشتي به اين امر توجه داشته و مي‌نويسند:

 «اگر مراسم حج نبود، با اين توطئه‌هايي که عليه همبستگي مسلمانان شده است، بنده گمان مي‌کنم تاکنون آن پيوندهاي وحدت آفريني را که پيغمبر9 و مسلمانان صدر اسلام با خون جگر و با بذل جان و مال ايجاد کردند و امير مؤمنان، علي7 با سي سال سکوت

و خون دل خوردن، به حفاظت از آن پرداخت و ائمه: در راه آن تحمّل درد‌ها و رنج‌ها کردند، همة اين‌ها تا به حال بايد به فنا مي‌رفت.» (حسيني بهشتي، 1391ش. ص32).

علاوه بر تضعيف روحية بندگي، تعطيلي حج باعث مي‌شود تا جوامع اسلامي از ديگر فوايد آن نيز محروم شوند؛ از جمله حصول الفت و مصاحبت بين مسلمانان، مجاورت و همنشيني با بزرگان و آشنا شدن با انديشه‌هاي آنان، تمرين شرک زدايي

و پرهيز از‌ سخنان‌ باطل، 13 تعظيم شعائر الهي، 14 اعلان‌ عمومي‌ برائت از مـشرکان، 15 رفع فقر و گرسنگي و واجب شدن قرباني بر انسان16 رسيدگي به گرفتاري‌هاي مسلمانان جهان

و برطرف کردن مشکلات آنان (مجلسي، 1403ق. ج96، ص32) و ديگر برکات بي‌شمار حج، که محروم شدن از هر يک از اين‌ها مي‌تواند در دراز مدت به تضعيف جهان اسلام منجر شود. بنابراين، متوليان حج بايد کساني باشند که نه تنها با دشمنان اسلام در اين زمينه همکاري نکنند، بلکه اين توطئه‌ها را شناسايي نموده و در جهت مقابله با آن تلاش کنند.

3. سنجش عملکرد آل سعود با توجّه به معيارهاي ياد شده

آيا سران عربستان که امروزه متولي برگزاري مراسم توحيدي حج‌اند، بر اساس معيارهاي ياد شده عمل مي‌کنند؟ به بيان مختصر مي‌توان گفت عملکرد توليت فعلي حج با هيچ‌يک از معيارهاي ياد شده سازگار نيست. عملکرد آنان در مقام توليت خانة خدا به خصوص در سال‌هاي اخير، به‌گونه‌اي است که نه تنها در جهت هموار ساختن مسير زائران گامي برداشته نشده بلکه محروم شدن بسياري از زائران خانة خدا از حضور در مراسم حج را نيز در پي داشته است. چالش‌هاي ايجاد شده و مشکلات ناشي از عملکرد مسئولان عربستان، در پيِ عمل نکردن بر طبق معيارهاي قرآني و شرايطي است که خداوند متعال براي متوليان خانة توحيد در قرآن ذکر کرده است. اين مطلب صرف يک ادعا نيست بلکه به خوبي مي‌توان نشان داد که مسئولان آن کشور داراي شرايط توليت ـ که در قرآن بيان شده ـ نيستند و بر طبق معيارهاي مذکور عمل نکرده‌اند؛ به عنوان نمونه، در رابطه با معيار تقوا، پيش‌تر بيان شد که

بر اساس آيات شريف قرآن، متوليان حج بايد از ابعاد مختلف تقوا؛ از جمله تقواي اعتقادي، اخلاقي، عبادي و تقواي مالي يا اقتصادي بهره‌مند باشند. مراد از تقوا اين است که فرد به صورت خالص تمام اعتماد و اتکاي خود را تنها به خداوند داشته باشد (الترمذي، 1389ق. ص87)، نه اينکه براي حفظ موقعيت خود به بيگانگان و مشرکان چشم بدوزد.

کساني که متولي حج هستند بايد متّقي و مؤمن به عالم غيب و روز جزا و انسان-هاي پايبند به موازين اخلاقي و انساني باشند و خود را در برابر خون انسان‌هاي بي‌گناه،

به‌خصوص در حريم امن کعبه مسئول بدانند و به قصور خود که موجب از بين رفتن جان هزاران انسان‌ مؤمن و بي‌گناه در مراسم حج شده‌اند، اعتراف کنند، در حالي که هرگز خود را مسئول ندانسته و در پي جبران برنيامدند؛ گويي به روز حساب و جزا باور ندارند.

عملکرد آن‌ها نشان مي‌دهدکه شرط يا معيار دوم؛ يعني توانايي در ايجاد امنيت را نيز ندارند. فجايعي که در سال 1366 و 1394 در سرزمين مکّه و منا اتّفاق افتاد، نمونه-هايي عيني از اين مسأله است. آن‌ها حريم امن کعبه را دستاويزي قرار دادند تا از طريق آن، امنيت مسلمانان و بلاد اسلامي را به خطر بيندازند و از همين رو، در دوران صدارت و تولّي آن‌ها، بار‌ها حرمت خانة خدا و مؤمنان و طواف‌کنندگان شکسته شده و جانهاي خود را از دست داده‌اند.

معيار سوم؛ يعني اهتمام ورزيدن به شعائر اسلامي؛ از جمله برائت از مشرکين که در سيرة انبياي الهي وجود داشته و تقويت کنندة هدف اساسي بناي کعبه و خانة توحيد است نيز، همواره از سوي مسئولان سعودي سبک شمرده شده است. اين در حالي است که به تصريح قرآن و بيان برخي مفسران، لازمة حرکت به سمت و سوي خدا، روي برتافتن

و برائت جستن از شرک و پرهيز از هم‌پيمان شدن با مشرکان است (ابن عاشور، بي‌تا، ج6، 180).

معيار چهارم نيز در عملکرد آن‌ها رعايت نشده و نه تنها تلاشي در جهت هموار نمودن مسير براي حضور حجاج در مراسم حج نکرده‌اند؛ بلکه همواره در پي ايجاد مانع بوده‌اند17 تا در پي آن، روح معنويت و عبوديت را ـ که حفظ آن به عنوان معيار هفتم ذکر گرديد ـ در جوامع اسلامي تضعيف کنند. آن‌ها در طول سالياني که خود را متولي خانة خدا دانسته‌اند، حرمت کعبه را شکسته و مسلمين را آزار داده‌اند و مانع ورود آن‌ها به اين حرم شريف شده‌اند، در حالي که اين حرم بايد امنيت کامل داشته باشد (ه‌مان، 209ـ207).

اساسا متوليان امروزي حج، با عملکرد خود، روح و محتواي اعمال حج را از بين برده و در تلاش‌اند تا اعمال و مناسک حج را به اعمالي عرفي فروکاهند؛ براي نمونه، از سويي مراسم رمي جمرات و بيزاري از شياطين به عنوان يک عمل واجب از منظر مذاهب خمسه مورد تأکيد واقع مي‌شود (المهداوي، 1427ق. ص74) اما در سويي ديگر، روح عبادات و مناسک را از بين برده و از مناسک حج تنها به حفظ ظاهر بسنده کرده-اند. آنان با مانع‌تراشي‌هاي خود بر سر راه زائران بيت‌الله الحرام؛ از جمله مصاديق (يَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ الله) مي‌باشند.

تلاش در راستاي حفظ وحدت اسلامي و تقويت عزّت مسلمين، از ديگر معيارهاي مورد نظر قرآن بود که آن نيز در عملکرد عاملان سعودي ديده نمي‌شود. مقامات سعودي، علي‌رغم اينکه لازم است سرمايه‌هاي تجاري و اقتصادي که از ظرفيت عظيم حج حاصل مي‌شود را صرف استحکام پايه‌هاي اقتصادي کشورهاي اسلامي و تقويت امّت اسلام نمايند، آن را در جهت رضايت همپيمانان آمريکايي و صهيونيستي خود به‌کار گرفته و صرف تفرقه‌افکني بين امّت اسلامي و به خاک و خون کشيدن مسلمانان بي‌گناه در سوريه، يمن و عراق مي‌کنند.

اهتمام به حفظ هدف و فلسفة حج نيز که به عنوان يکي ديگر از معيار‌ها در توليت حج ذکر شد، در عملکرد عاملان سعودي ديده نمي‌شود. آن‌ها نه تنها از عدم موفقيت حاجيان برخي از کشور‌ها براي ورود به مراسم حج ناراحت نيستند بلکه به نظر مي‌رسد با اين کار زمينة بيشتري براي اهداف خود فراهم مي‌سازند؛ چرا که در صورت تداوم

اين مسئله، به مرور زمان روحية عبوديت و تکليف در جوامع اسلامي کمرنگ خواهد شد و زمينة اباحي‌گري و سستي نسبت به احکام دين در سطح جوامع اسلامي و در نتيجه نزديک شدن به فرهنگ اروپايي فراهم خواهد شد و از تعاليم الهي تنها پوسته‌اي باقي خواهد ماند. اشاره به اين نکته لازم است که استکبار با خام نمودن عوامل سعودي، اين اهداف دور‌تر را در سر مي‌پروراند و هدف اصلي او تهي نمودن جوامع اسلامي از روح توحيد و عبادت است.

نتيجه:

با توجه به تحقيقي که صورت گرفت، روشن شد که در قرآن کريم معيارهايي براي توليت خانة خدا وجود دارد که متوليان امروزي حج بر طبق آن‌ها عمل نمي‌کنند. آن‌ها با ايجاد موانعي؛ از جمله از بين بردن امنيت خانة خدا و هم‌پيماني با دشمنان اسلام، امنيت جاني حجاج و نيز امنيت اعتقادي موجود در جوامع اسلامي را تهديد نموده و از اين مکان مقدس، براي ضرر زدن و کفر و تفرقه‌اندازي ميان مسلمانان و به عنوان کمينگاهي براي محاربين و دشمنان خدا و رسول، استفاده مي‌کنند. آن‌ها از ظرفيت عظيم اين پايگاه اسلامي، نه تنها در جهت تقويت اسلام بهره نمي‌گيرند بلکه آن را ظرفيتي قرار داده‌اند تا از طريق آن، زمينه را براي عرفي شدن دين و آموزه‌هاي اسلامي و فراموشي شعائر اسلامي؛ از جمله مسئلة برائت از مشرکين فراهم ساخته‌اند. 18 اين امر ضرورت بيداري و بازانديشي رهبران جهان اسلام در جهت اصلاح مسئلة توليت و انتخاب متولّي جديد حج را نشان مي‌دهد و مؤيدي است بر بيانات رهبر معظم انقلاب که مديريت شورايي حج را خواستار شده‌اند؛ از اين رو، سران و نمايندگان مسلمين جهان، بايد آزادانه و بدون هيچ تشويشي‌ منافع مسلمين را در‌ نـظر‌ گـرفته و بار ديگر معيارهاي توليت حج از منظر قرآن را واکاوي کنند و در جهت فقدان شرايط لازم در توليت فعلي، چاره‌اي انديشيده و شرايط قرآن در جهت توليت حج را تحقق بخشند. اين امر، خود ريشه در توصيه‌هاي قرآن کريم دارد که با بيان «وَ الْحُرُماتُ قِصاصٌ» (مائده: 45) بيان داشته که اگر کسي حرمت کعبه و مسجدالحرام را رعايت نکرد، شما نيز مي‌توانيد حرمت او را رعايت نکنيد.

 

پي نوشتها:

 

* دکتري دين پژوهي r. dehghan88@yahoo. com

1. برخي از روايات ناظر به اين مطلب عبارت‌اند: محمد علي التسخيري، محمود قانصوه، الحج؛ معطياته، احکامه و الروايات المشترکة فيه، تهران: مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي، 1424ق. صص19ـ 15

2. (يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُحِلُّوا شَعائِرَ اللهَ وَ لَا الشَّهْرَ الْحَرامَ وَ لَا الْهَدْيَ وَ لَا الْقَلائِدَ وَ لَا آمِّينَ الْبَيْتَ الْحَرامَ يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنْ رَبِّهِمْ وَ رِضْواناً) (مائده: 2).

3. (إ وَ اقْتُلُوهُمْ حَيْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ... وَ لا تُقاتِلُوهُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ حَتَّى يُقاتِلُوکُمْ فِيهِ) (بقره: 191).

4. «خداي متعال در آية شريف (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُحِلُّوا شَعائِرَ الله...) (مائده: 2) زمان و مکاني که حج و عمره در آن واقع مي‌شود و نيز کساني‌که حج و عمره را به جاي مي‌آورند، همچنين قرباني حج، و... همه را از شعائر الهي دانسته است.» (جوادي آملي، 1377، ص56).

5. از جمله اينکه به حضرت ابراهيم فرمود: (وَ أَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوکَ رِجالًا وَ عَلى کُلِّ ضامِرٍ يَأْتِينَ مِنْ کُلِّ فَجٍّ عَمِيق) (الحج: 27) و پس از آن به پيغمبر خاتم اعلان داشت: (وَ أَذانٌ مِنَ الله

وَ رَسُولِهِ إِلَى النَّاسِ يَوْمَ الْحَجِّ الْأَکْبَرِ أَنَّ اللهَ بَرِيءٌ مِنَ الْمُشْرِکِينَ وَ رَسُولُهُ فَإِنْ تُبْتُمْ فَهُوَ خَيْرٌ لَکُمْ

وَ إِنْ تَوَلَّيْتُمْ فَاعْلَمُوا أَنَّکُمْ غَيْرُ مُعْجِزِي اللهَ وَ بَشِّرِ الَّذِينَ کَفَرُوا بِعَذابٍ أَلِيم) (برائة: 5).

6. (إِنَّ الَّذِينَ کَفَرُوا وَ يَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ الله وَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ الَّذِي جَعَلْناهُ لِلنَّاسِ سَواءً الْعاکِفُ فِيهِ وَ الْبادِ وَ مَنْ يُرِدْ فِيهِ بِإِلْحادٍ بِظُلْمٍ نُذِقْهُ مِنْ عَذابٍ أَلِيم).

7. (ثُمَّ لْيَقْضُوا تَفَثَهُمْ وَلْيُوفُوا نُذُورَهُمْ وَلْيَطَّوَّفُوا بِالْبَيْتِ الْعَتِيقِ)؛ خود کلمة «عتيق» معنايش اين است که اين خانه ملک کسي نيست و مربوط به عموم مسلمانان است.

8. «الْحَجَ تَقْوِيَةً لِلدِّينِ وَ الْجِهَادَ عِزّاً لِلْإِسْلَامِ» (مجلسى، 1403ق. ج6، ص110).

9. از جمله (يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا الله حَقَّ تُقاتِهِ وَ لا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللهِ جَمِيعاً وَ لا تَفَرَّقُوا) (نساء: 80) و (وَ لا تَنازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ رِيحُکُمْ وَ اصْبِرُوا) (الأنفال: 46).

10. (وَ إِذْ بَوَّأْنا لِإِبْراهِيمَ مَکانَ الْبَيْتِ أَنْ لا تُشْرِِکْ بِي شَيْئاً وَ طَهِّرْ بَيْتِيَ لِلطَّائِفِينَ وَ الْقائِمِينَ وَ الرُّکَّعِ السُّجُود) (الحج: 26) معناى (بَوَّأْنا لِإِبْراهِيمَ مَکانَ الْبَيْتِ) اين است که: ما وحى کرديم به ابراهيم که براى عبادتم قصد اين مکان کن. (طباطبايى، 1371ش. ج14، ص368).

11. (جـَعَلَ اللهُ الْکَعْبَةَ الْبَيْتَ الْحَرَامَ قِيَاماً لِلنَّاسِ...) (مائده: 97).

12. (الحَجُّ اَشهُرٌ مَعلومتٌ... وتَزَوَّدوا فَاِنَّ خَيرَ الزّادِ التَّقوي) (بقره: 197).

13. (وَأَذِّنْ فِي النّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوکَ رِجالاً وَعـَلي کُلِّ ضـامِر يَأْتِينَ مِنْ کُلِّ فَجّ عَمِيق... ذلِکَ وَمَنْ يُعَظِّمْ حُرُماتِ اللهِ فَهُوَ خَيْرٌ لَهُ عِنْدَ رَبِّهِ وَأُحِلَّتْ لَکُمُ اْلأَنْعامُ إِلاَّ ما يُتْلي عَلَيْکُمْ فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ اْلأَوْثانِ وَاجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ) (مائده: 27 و30‌).

14. (وَمَنْ يُعـَظِّمْ شَعائِرَ اللهِ فَإِنَّ‌ها مِنْ تَقْوَي الْقُلُوبِ) (مائده: 32).

15. (وَأَذانٌ مِنَ اللهِ وَرَسُولِهِ إِلَي النّاسِ يَوْمَ الْحَجِّ اْلأَکْبَرِ أَنَّ اللهَ بَرِيءٌ مِنَ الْمُشْرِکِينَ وَرَسُولُهُ) (توبه: 3).

16. (لِيَشْهَدُوا مَنافِعَ لَهُمْ وَيَذْکُرُوا اسْمَ اللهِ فِي أَيّام مَعْلُومات عَلي ما رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِيمَةِ اْلأَنْعامِ فَکُلُوا مِنْ‌ها وَأَطْعِمُوا الْبائِسَ الْفَقِيرَ * وَالْبـُدْنَ جـَعَلْنا‌ها لَکُم مِنْ شَعائِرِ اللهِ لَکُمْ فـِي‌ها خـَيْرٌ فـَاذْکُرُوا اسْمَ اللهِ عَلَيْ‌ها صَوافَّ فَإِذا وَجَبَتْ جُنُوبُ‌ها فَکُلُوا مِنْ‌ها وَأَطْعِمُوا الْقانِعَ وَالْمُعْتَرَّ) (حج: 27، 28 و36).

17. تلاش‌هاي سعودي در جهت ايجاد مانع براي حضور حجاج در مراسم حج ريشه در روش و رويکرد امويان دارد؛ چرا که در روايات اسلامي بر اين امر تاکيد شده که سزاوار نيست براي خانه‌هاي مکّه در قرار دهند؛ چرا که حاجيان حق دارند به حياط خانه ساکنان مکّه وارد شوند تا مراسم حج را به پايان برند. امّا معاويه اوّل کسي بود که براي خانه‌هاي مکّه مصراعين قرار داد. (ابن بابويه، 1413 ق: ج2، ص194) لذا معلوم مي‌شود سعودي‌هاي امروز که خود را تابع قرآن معرفي مي‌کنند، تابع معاويه‌اند. (مطهري، 1380: 50) نظر قرآن اين بوده که اين حرم شريف، متعلّق به همه مسلمين باشد، حال آنکه آل سعود، بر مشي قرآن عمل نمي‌کنند.

18. امام صادق7 اينگونه افراد را دزداني دانسته‌که از ظرفيت عظيم حج در مسير خلاف اسلام بهره مي‌گيرند و حضرت فرمود: اگر قائم ما قيام کند، ايشان را گرفته و دستانشان را قطع مي‌کند و به خواري در کوي و برزن مي‌گرداند و مي‌گويد: «اينان سُرّاق‌الله هستند.» (جوادي آملي، 1388ق. صص70 و71). به تعبير علامه جوادي آملي، امروز بر امّت اسلامي است که خانة خداي سبحان را از هر لوث و زشتي پاکيزه سازند؛ چرا که قيام براي تطهير کعبه و نجات آن از دست اشرار، آييني ابراهيمي است که جز بي‌خردان، از آن روي برنمي‌تابند [اشاره به آية شريفه (ومَن يَرغَبُ عَن مِّلَّةِ اِبرهيمَ اِلاّ مَن سَفِهَ نَفسَه) (بقره: 130)]. (ه‌مان، ص71).

 

مراجع

ـ قرآن کريم

1. شريف الرضي، محمد بن حسين (1414ق.)، نهج البلاغة (للصبحي صالح) - قم، چاپ: اول.

2. آلوسي، سيد محمود (1415ق.) روح المعانى فى تفسير القرآن العظيم، ج5، بيروت، دارالکتب العلميه.

3. البخاري، محمد بن اسماعيل (1422ق.)، صحيح البخاري، بيروت ـ لبنان، دارالاحياء لتراث العربي، الطبعة الاولي.

4. ابن بابويه، محمد بن على (1406ق.)، ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، قم، چاپ دوم.

5. ابن بابويه، محمد بن على (1413ق.)، من لا يحضره الفقيه، ج2، قم، چاپ دوم.

6. ابن کثير، اسماعيل بن عمر (1419ق.)، تفسير القرآن العظيم، ج 4، بيروت، دارالکتب العلمية.

7. ابن عاشور، محمد بن طاهر (بي‌تا)، التحرير و التنوير، ج6، بيروت، موسسه التاريخ.

8. ابن ماجه، سنن ابن ماجه (بي‌تا)، تحقيق محمّد فؤواد عبدالباقي، ج2، بي‌جا، دارالاحياء لتراث العربي.

9. الترمذي (1389ش.)، الحج و اسراره لحکيم التّرمذي، تحقيق و ضبط حسني نصر زيدان، مطبعة السعادة بمصر، الطبعة الأولي.

10. التسخيري، محمد علي (1424ق.)، محمود قانصوه، الحج؛ معطياته، احکامه و الروايات المشترکه فيه، تهران: مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي.

11. جوادي آملي عبدالله (1389ب)، تسنيم، ج19، تحقيق سعيد بني علي و عباس رحيميان، قم: اسراء.

12. جوادي آملي (1389 الف)، تسنيم، جلد 2، تحقيق علي اسلامي، قم: اسراء.

13. جوادي آملي (1388ش.)، جرعه‌اي از صهباي حج، تحقيق حسن واعظي محمدي، قم: اسراء.

14. جوادي آملي (1385ش.)، سرچشمة انديشه، ج2، تحقيق عباس رحيميان محقق،

قم: اسراء.

15. جوادي آملي (1386ش.)، شريعت در آيينه معرفت، تحقيق حميد پارسانيا، قم: اسراء.

16. جوادي آملي (1377ش.)، عبدالله، صهباي حج، تنظيم و ويرايش حسن واعظي محمدي، قم: نشر اسراء.

17. حسيني بهشتي، سيد محمد (1391ش.)، حج از ديدگاه قرآن، تهران: انتشارات روزنه.

18. راغب اصفهاني (1392ش.)، المفردات في غريب القرآن، قم: دفتر نشر نويد اسلام.

19. سيد قطب (1967م.)، في ظلال القرآن، ج5، بيروت ـ لبنان، دارالاحياء لتراث العربي.

20. شيخ طوسي (1400م.)، الاقتصاد في ما يتعلق با الاعتقاد، قم، مطبعة الخيام.

21. شيخ طوسي (بي‌تا)، تفسير التبيان، تحقيق احمد حبيب قصي العاملي، ج7، بيروت ـ لبنان: مکتبة الأمين.

22. طباطبايى، محمد حسين (1371ش.)، الميزان فى تفسير القرآن، ج 14 و ج6، اسماعيليان ـ قم، چاپ: دوم.

23. عاصم المقدسي، أبي محمد (1421ق.)، الکواشف الجلية في کفر الدولة السعودية، بي‌جا: منبر التوحيد والجهاد، الطبعة الثانية.

24. علامه حلى، حسن بن يوسف بن مطهر (1982م.)، نهج الحقّ و کشف الصدق، بيروت، چاپ: اول.

25. کلينى، محمدبن يعقوب (1407ق.)، الکافي، ج4 و ج8، تهران، (ط ـ الإسلامية)، چاپ چهارم.

26. مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى (1403ق.)، بحار الأنوار (ط ـ بيروت)، ج 6 و 35، بيروت، چاپ: دوم.

27. مجلسى، محمدتقى بن مقصودعلى (1406ق.)، روضة المتقين في شرح من لا يحضره الفقيه (ط ـ القديمة)، ج4، قم، چاپ: دوم.

28. المعسري، محمد بن عبدالله (1423ق.)، الادلّه القطعية علي عدم شرعية الدويلة السعودية، الطبعة السادسة، بي‌جا: لجنة الدفاع عن الحقوق الشرعيه.

29. مطهري، مرتضي (1380ش.)، حج «گزيده‌اي از يادداشت‌ها»، تهران، انتشارات صدرا.

30. موسوي خميني، سيد روح الله (1378ش.)، صحيفه امام، ج1، تهران، موسسة تنظيم و نشر آثار امام خميني.

31. المهداوي، الشيخ دياب (1427ق.)، الحج علي مذاهب الخمسة، راجعه و دققه الشيخ حسان عبدالله، بي‌جا: اللجنة الثقافية في تجمّع العلماء المسلمين.

32. نجفي، محمد حسن (1366)، جواهر الکلام، ج17، تحقيق محمود قوچاني، بي‌جا: المکتبة الاسلاميه.

33. هلالى، سليم بن قيس (1377ش.)، تاريخ سياسى صدر اسلام / ترجمه کتاب سليم ـ تهران، چاپ: اول.

نظر کاربران
نام و نام خانوادگی
پست الکترونیک
 
تصویر امنیتی
Captcha ImageChange Image
متن خود را اینجا وارد کنید

آدرس:تهران خيابان جمهوري اسلامي خيابان رازي نرسيده به خيابان نوفل لوشاتو نبش کوچه ياسمن---تلفن:63497112---فکس:63497498 ---سامانه پيامک:30005209

© Copyright dmsonnat.ir. All Rights Reserved.