اهل سنت

پايگاه اطلاع رساني دبيرخانه شوراي برنامه ريزي مدارس علوم ديني اهل سنت

امروز سه شنبه، 6 فروردين 1398| 20 رجب 1440

حج و جهاني شدن

-(0 Body) 
حج و جهاني شدن
Visitor 115
Category: سياسي و اجتماعي

حج و جهاني شدن

چکيده

عصر حاضر را به سبب رشد و گسترش سريع وسايل ارتباط جمعي از يک سو و امکان ارتباط مجازي و فراتر از مرزهاي جغرافيايي، عصر جهاني شدن ناميده‏اند؛ البته هنوز تعريف مشخصي از جهاني شدن که مورد توافق انديشمندان اين حوزه باشد، وجود ندارد.

از سوي ديگر جهاني شدن با واژة ديگري با نام «جهاني سازي» همراه است که بيانگر تلاش جوامع و دولت ها براي نفوذ و تأثيرگذاري بر ساير مجامع در حوزه هاي مختلف فرهنگي، سياسي، اقتصادي و اجتماعي است. در اين ميان دين مبين اسلام با دعوت جهاني خود، مدعي گسترش اين آيين حيات بخش به سراسر جهان است و در اين راستا نيازمند ابزار و امکاناتي است. به نظر مي‌رسد حج با توجه به ظرفيت‌هايي که دارد، مي‌تواند در جهاني شدن اسلام تأثير به سزايي داشته باشد.

 در اين مقاله به عنوان مقدمه، تلاش شده است برخي از ابعاد جهاني حج که مي‌تواند در بهره برداري ازظرفيت‌هاي اين فريضة بي بديل در حوزة جهاني شدن، مؤثر باشد، بررسي شود. در قرآن کريم، خانة خدا، خانه‌اي براي تمام انسان‌ها معرفي شده است که در آن امنيت، هدايت و قوام دين و دنيـاي انسان‌ها وجود دارد.

و از سوي سوم، مخاطب حج، عموم انسان‌ها هستند. حج کنگره‌اي فراملي، فرا نژادي و فرا مذهبي است که مناسکي با ابعاد جهاني دارد و در نهايت، توحيد مي‌تواند عامل نزديکي ميان تمامي اديان بزرگ الهي باشد که تبلور آن در مراسمم حج هويداست.

کليدواژه‌ها

حج؛ خانة خدا؛ جهاني شدن؛ جهاني­سازي

موضوعات

از نگاهي ديگر

اصل مقاله

مقدمه

 

از زماني که مک لوهان، جهان را به دهکده اي کوچک تشبيه کرد، بيش از هفت دهه نمي گذرد. در آن زمان، نظرية مک لوهان، براي بسياري اغراق آميز بود و هرگز تصور نمي شد که در مدتي نه چندان طولاني، جهاني شدن، به يکي از مهمترين مسائل علوم اجتماعي و سياسي روز تبديل شود. تنها بعد از دو دهه؛ يعني از دهة هشتاد به بعد، موضوع جهاني شدن، کانون توجه انديشمندان علوم اجتماعي قرار گرفت و هنوز نيز هرچه مي گذرد، ابعاد و حوزه­هاي آن گسترده­تر مي­شود.

 

به گفتة گيدنز  «اگر در فهم و درک يکپارچگي جهاني توفيق نيابيد و بر مباحث آن تسلط نداشته باشيد، نمي­توانيد به طور عملي دانشمندي اجتماعي باشيد که پديده­هاي پيچيده را مطالعه مي­کند. احتمالاً اين بحث مهم­ترين بحثي است که اکنون در علوم اجتماعي و علوم سياسي مطرح است، چون داراي تأثير قوي در جهان نظريه­هاي علوم سياسي و علوم اجتماعي است.» (آنتوني گيدنز، 1379ش. ، ترجمه علي اصغر سعيدي و يوسف حاجي عبدالوهاب، ص29).

 

پديدة جهاني شدن، هرچند ابتدا در حوزة اقتصاد مطرح شد، اما ديري نپاييد که ساير عرصه­هاي زندگي بشر را نيز به شدت تحت تأثير قرار داد و هرچه مي­گذرد نيز تأثيرات آن بيشتر مي­شود.

 

به گفتة آرچر: «امروزه فرايندهاي جهاني تا حدودي سازندة واقعيت اجتماعي در همه جا هستند. زندگي اجتماعي را نه در قالب يک نظم محدود و معين مکان مند، بلکه بايد در گسترة زمان و فضاي جهاني شناسايي و بررسي کرد (گل محمدي، 1380ش. ، ص30). 

 

در چنين فضايي، گذشته از چند و چون پديدة جهاني شدن، نوعي رقابت نيز ميان ملل جهان درگرفته است؛ رقابتي که بر بستر امواج، ماهواره­ها، اينترنت و... مي­کوشد عرصه­هاي مختلف زندگي ديگران را تحت تأثير قرار داده و يا از ارزشهاي خود دفاع کند.

 

در چنين وضعيتي، بي شک آنچه جايگاه هر جامعه و فرهنگ را در نظام نوين جهاني مشخص مي­کند، تدبير و دور انديشي در چگونگي عمل و واکنشي است که نسبت به پديدة جهاني شدن از خود بروز مي­دهد. اگر جهاني شدن را با نگاه هانتينگتوني (برخورد تمدنها) بررسي کنيم، بي­شک فضاي جهاني شدن، فضاي تعامل و تفاهم نيست، بلکه فضايي است مملو از مبارزه و تخاصم که هر فرهنگ مي­کوشد، ارزشهاي خود را بر جامعة جهاني مستولي کند و اهداف خود را در عرصه­هاي اقتصاد، سياست، اجتماع، در سطح جهان به منصه ظهور برساند.

 

اما آنچه توجه به ابعاد مختلف جهاني شدن و جهاني­سازي را بيش از پيش ضروري مي­کند، ديدگاه برخي از انديشمندان غربي؛ همانند فوکوياما است که رسماً پيشاپيش سرنوشت بشر را اعلام کرده و ليبرال دموکراسي غربي را منتهاي آمال بشر و يگانه راه سعادت وي مي­داند و به همين سبب، نويد  پايان تاريخ را مي­دهد!

 

در چنين فضايي که غرب با تمام توان خود مي­کوشد عنان سرنوشت جهان و بشر را به دست گيرد و فرهنگ خود را بر سراسر جهان بگستراند، وظيفة مسلمانان چيست

و اقدام و عملش چگونه بايد باشد؟ آيا با وجود اختلافات و مشکلات اساسي که گريبانگير جهان اسلام است، مي­توان اميد داشت که در اين برخورد و يا رقابت تنگاتنگ، بر رقيبان خود غلبه يافته و فرهنگ توحيدي را بر سراسر جهان بگسترانند؟

 

ناگفته پيداست با توجه به قدرت اقتصادي، ارتباطي و تکنولوژيکي غرب و آمريکا، هرگز کشورهاي اسلامي به تنهايي نمي­توانند در برابر تهاجم گستردة فرهنگ غرب مقاومت کنند و تنها در ساية اتحاد و استفاده از ظرفيت­هاي موجود در جهان اسلام است که مي­توان با تجميع قدرت و با تکيه بر معارف والاي اسلام، در رقابت جهاني حضور يافت.

 

اکنون با توجه به ظرفيت­هاي بسيار کنگرة جهاني حج، اين تحقيق مي­کوشد گوشه اي از ظرفيت­هاي حج را در عصر جهاني شدن، براي جهاني شدن اسلام تبيين کند. به همين سبب نيز از مباحث تخصصي جهاني شدن، پرهيز شده و صرفاً کليات به زبان ساده

و در حد ضرورت بيان مي­شود و بيشتر به ظرفيت­هاي حج و چگونگي بهره برداري از آن، در عرصة جهاني شدن، توجه گرديده است. البته نبايد فراموش کرد که مقولة جهاني شدن، موضوعي ذاتاً غربي و در گفتمان مدرنيسم شکل گرفته است و بيشتر انديشمنداني که در اين عرصه قلم زده­اند، غربي هستند؛ به همين سبب، ناگزير در خلال مباحث به نظريات و ديدگاههاي آنها اشاره خواهد شد. از اين رو، تحقيق حاضر صرفاً به عنوان مقدمه و آغازي براي تبيين محل بحث و مباحث مقدماتي «رابطة حج و جهاني شدن»، تدوين شده است  و با عنايت به اين­که از يک سو مقولة جهاني شدن مبحثي آکادميک و علمي است و در عين حال هنوز تعريف دقيق

و مورد اتفاقي از آن به عمل نيامده است و از سوي ديگر ظرفيتها و توانمندي­هاي بالقوة حج هنوز کاملاً شناخته نشده است، بررسي دقيق اين موضوع، نيازمند تحقيقات

و بررسي­هاي عميق و عالمانه­تري است.

 

 مفهوم جهاني شدن

 

چنانکه گفته شد، علي­رغم سابقة ديرينة مباحث جهاني شدن و وجود انبوهي از تحقيقات در اين زمينه، هنوز تعريف جامعي از اين فرايند، ارائه نشده است که مورد اتفاق انديشمندان باشد. چه اين­که از يک سو، انديشمنداني که در اين زمينه قلم زده­اند داراي رويکردها و رهيافت­هاي مختلفي بوده­اند، و از سوي ديگر گسترة جهاني شدن که زماني صرفاً در بعد اقتصاد معنا مي­شد، امروزه ساير عرصه­هاي زندگي بشر را نيز در نورديده است و در حوزه­هاي فرهنگ، سياست، اجتماع و دين نيز به شدت فعال است.

 

ازاين­رو، تعريفي­که از جهاني شدن با توجه به ابعاد مختلف و گستره­اش در همة زمينه­ها، ارائه مي­شود، ارتباط مستقيمي با نوع جهان بيني و رهيافت انتخابي انديشمند مورد نظر دارد.

 

برخي تنها به ابعاد ارتباطي آن توجه کرده­اند؛ به اين معنا که در نظر آنها جهاني شدن کوچک شدن دنيا در حد يک دهکده و يا محله جهاني است. انقلاب ارتباطي که مک لوهان نويد آن را در دهة شصت ميلادي داد، تمامي فاصله­ها را از ميان برده و از جهان به اين عظمت، دهکده و يا محله­اي کوچک پديد آورده است. در اين رويکرد، بيشتر بر جنبه­هاي ارتباطي جهاني شدن تأکيد مي­شود.

 

رهيافت ديگري که توسط انديشمندان در تعريف جهاني شدن اخذ شده، رهيافت اقتصادي است؛ از آنجا که اقتصاد نخستين حوزه­اي است که در آن موضوع جهاني شدن مطرح گرديده، بسياري از انديشمندان، تعريفي اقتصادي از جهاني­سازي ارائه داده­اند

و تأثيرات مستقيم و غير مستقيم آن بر اقتصاد ملي و بين المللي را بررسي کردند. در اين رويکرد جهاني شدن به معناي يک پارچه شدن اقتصاد جهاني است و واژة جهاني فقط صفت ديگري براي توصيف روابط برون مرزي ميان کشورها است و اصطلاح جهاني شدن مشخص کنندة توسعة مبادلات بين المللي و وابستگي متقابل است. از اين منظر،

پل­هرتس و گراهام تامپسون جهاني شدن را «جريان يافتن گسترده و رو به رشد تجارت

و به­کار انداختن سرمايه در ميان کشورها تعريف مي­کنند.» (مجموعه مقالات، «جهاني شدن؛ فرصتها و چالشها...» ، 1382ش. ، ص44). همچنين در اين رويکرد، جهاني شدن، به معناي آزاد سازي (Liberalization) نيز در نظر گرفته مي­شود و هدف آن به وجود آوردن اقتصاد جهاني آزاد و بدون مرز است: «جهاني شدن به شعاري برجسته براي توصيف فرآيند يک پارچگي اقتصادي بين المللي تبديل مي­شود» (همان.)

 

دسته­اي ديگر از انديشمندان در تعريف جهاني شدن، از رهيافت هنجاري يا ارزشي استفاده کرده­اند و شيوة تعامل فرهنگها و ملل با يکديگر در عصر جهاني شدن را مد نظر خود قرار داده­اند. در اين نگاه، گسترة جهاني شدن از حوزة اقتصاد خارج شده و تأثير مستقيمي بر ساير حوزه­هاي زندگي انسان دارد که اهميت آنها نه تنها کمتر از حوزة اقتصاد نيست که تأثيرات مستقيمي بر جنبه­هاي فرهنگي، ديني و در نهايت امنيتي انسانها دارد؛ به عبارت ديگر ساده­انديشي است اگر تصور شود که جهاني شدن فقط در حوزة اقتصاد فعال است و تأثير فرعي بر ساير جنبه­هاي زندگي انسانها دارد. در اين رويکرد، ديدگاهها بسيار متفاوت مي­شود، و آثار و پيامدهاي مثبت و منفي جهاني شدن به شدت مورد توجه صاحب نظران قرار مي­گيرد.

 

به عنوان مثال، رابرتسون جهاني شدن را درهم فشرده شدن جهان و تراکم آگاهي نسبت به­جهان تعريف مي­کند (رابرتسون، 1380ش. ، ترجمه: کمال پولادي، ص35). از نگاه وي، جهاني شدن افزون بر کوچک شدن جهان به سبب انقلاب ارتباطات، نقش مهمي در افزايش آگاهي­هاي عمومي دارد و رشد آگاهي­ها، بي شک يکي از مؤلفه­هاي فرهنگي است. البته ماهيت و کيفيت اين آگاهي­ها خود، نيازمند بررسي و کاوش است. واترز جهاني شدن را فرايندي اجتماعي مي­داند که در آن قيد و بندهاي جغرافيايي که بر روابط اجتماعي و فرهنگي سايه افکنده است، از بين مي­روند و مردم به طور فزاينده از کاهش اين قيد و بندها آگاه مي­شوند (واترز، 1379ش. ، ص12). در اين تعريف تعامل فرهنگ نهفته است و نشانگر بعد فرهنگي جهاني شدن است که در ساية از ميان رفتن قيد و بندهاي جغرافيايي نمود پيدا مي­کند. تعريف گيدنز از جهاني شدن، گره خوردن رويدادهاي و روابط اجتماعي سرزمين­هاي دور دست با تار و پود موضعي يا محلي جوامع ديگر است، پديده­اي که مي­توان آن را نوعي تلاقي حاضر و غايب دانست (گيدنز، 1378ش. ، ص42) در اين نگاه، نوعي تأثير و تأثر در همة ابعاد زندگي انسان پديدار مي­شود.

 

با توجه به تنوع تعاريفي­که نسبت به مفهوم جهاني شدن وجود دارد، در مجموع

مي­توان با ذکر برخي از ويژگي­هاي جهاني شدن، به ماهيت و حقيقت آن پي برد؛ در جهاني شدن، رفته رفته مرزهاي جغرافيايي صرفاً جدا کنندة اقليم جغرافيايي ملتها هستند و سرمايه آزادانه و بدون توجه به محدوديتهاي جغرافيايي، جابجا مي­شود. شرکتهاي بزرگ چند مليتي، نقش دولت­هاي ملي را در عرصة اقتصاد کمرنگ خواهد کرد. هرچند جهاني شدن در اقتصاد نمود بيشتري دارد، اما ساير حوزه­هاي زندگي انسان، از قبيل اجتماع، سياست، فرهنگ و دين، نيز به همان اندازه و گاه بيشتر تحت تأثير اين پديده جديد قرار مي­گيرند. جهاني شدن، روابط و تعامل ميان دولتها و جوامع را در حوزه­هاي مختلف اجتماعي، سياسي، اقتصادي و فرهنگي گسترده­تر و متراکم­تر مي­کند و علايق و سلايق مشترکي را رقم مي­زند و موجب مي­شودکه هر پديده­اي در هر گوشه­اي از جهان، بر ساير مناطق نيز تأثير بگذارد. در جهاني شدن نوعي رقابت و تهاجم نيز خوابيده است، اقتصادها و فرهنگهاي قوي­تر مي­کوشند تا بر بستر امواج و وسايل نو ارتباطي، ارزشهاي خود را جهاني کنند و در يک کلام اگر در گذشته از جامعة ملي سخن گفته مي­شد، در عصر جهاني شدن، سخن از جامعة جهاني است.

 

حج و جهاني شدن

 

حج به عنوان يکي از اجتماعي ـ  ترين و جهاني‌ترين جلوه‌هاي اسلام، اهميت بسياري در عصر جهاني شدن دارد؛ کنگره‌اي که با توجه به ظرفيت­هاي بالاي خود در عرصه‌هاي گوناگون، مي‌تواند نقش عظيمي در جهاني شدن اسلام و ارزشهاي اسلامي در حوزه‌هاي مختلف سياسي، اقتصادي و فرهنگي ـ  اجتماعي ايفا کند.

 

بنابراين، پرسش اصلي اين تحقيق اين است که کنگرة عظيم حج در فرايند جهاني شدن يا جهاني ـ سازي چه نقشي مي‌تواند داشته باشد؟

 

متأسفانه علي­رغم اين­که در باب جهاني شدن و يا جهاني­سازي، انبوهي از اطلاعات و تحقيقات عميق و عالمانه وجود دارد، اما رابطة جهاني شدن و حج و ظرفيت­هاي اين کنگرة عظيـم عبـادي ـ  سياسي، کاملاً مغفـول مانده است. وجود کانوني همانند بيت الله الحرام و انجام فريضه‌اي مانند حج که بيش از دو ميليون مسلمان به دور از تمامي اختلافات نژادي، مذهبي، اجتماعي و سياسي از سراسر دنيا در آن شرکت مي‌کنند.

 

بي شک نقشي اساسي در جهاني شدن و يا جهاني سازي؛ چه از نظر روش و چه از  نظر محتوا، مي‌تواند ايفا کند، که متأسفانه از ظرفيتهاي آن، نه تنها بهره برداري نشده که حتي در عرصة نظريه پردازي نيز هنوز گامي برداشته نشده است.

 

با نگاهي به معارف و آموزه‌هاي اسلامي، شايد در ميان تمامي تکاليف و مناسک دين، هيچ يک همانند حج، جهان­گرا نباشند. اگر نگاهي به ساير تکاليف ديني بيفکنيم، بيشتر مخاطبين، مسلمانان هستند و با تعابيري همانند (يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا) به­کار رفته‌اند، اما خانة خدا و حج از مفاهيمي هستند که مخاطبين آنها تمامي انسانها هستند و ظرفيت هدايت تمامي انسانها را دارند.

 

جالب آن­که حتي در ميان ساير اديان و فرهنگ­هاي جهان نيز عملي همانند حج و با ظرفيتهاي آن ديده نمي‌شود که داراي مناسکي با مفاهيم جهاني بوده و استعداد گرد آوردن پيروان خود از سراسر دنيا را داشته باشد.

 

به عبارت ديگر؛ گويي حج وسيله و اهرمي است که جهان شمولي اسلام را با تمام مناسک خود، نمايندگي مي‌کند و نماد کامل جهان شمولي اسلام است.

 

به دنبال برخي از جلوه‌هاي جهاني بودن خانة خدا و کنگرة عظيم حج، با توجه به آيات و روايات بررسي مي‌شود.

 

1. خانة خدا و جهاني شدن

 

نخستين آياتي­که در ارتباط با مباحث حج و جهاني شدن، جلب توجه مي­کند، آياتي است که اشاره به جهاني بودنِ خانة خدا و آثار آن دارد. در اين آيات، جدا از ويژگيِ جهاني بودن خانة خدا، ويژگي­هايي نيز براي اين خانه شمرده شده است که همگي مفاهيمي جهاني دارند؛ برخي از اين آيات عبارت اند از:

 

(إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِي بِبَکَّةَ مُبارَکاً وَ هُدىً لِلْعالَمِينَ. فِيهِ آياتٌ بَيِّناتٌ مَقامُ إِبْراهِيمَ وَ مَنْ دَخَلَهُ کانَ آمِناً...) (آل عمران : 96 و97)

 

«در حقيقت، نخستين‌ خانه‌اي‌ که‌ براي‌ [عبادت‌] مردم، نهاده‌ شده، همان‌ است‌ که‌ در مکه‌ است‌ و مبارک، و براي‌ جهانيان‌ [ماية] هدايت‌ است. در آن، نشانه‌هايي‌ روشن‌ است‌ [از جمله] مقام‌ ابراهيم‌ و هرکه‌ درآن‌ درآيد در امان‌ است.»

 

الف) خانة خدا، خانه­اي جهاني

 

نخستين فراز اين آية شريفه، اشاره به جهاني بودن خانة خدا دارد و نيز اشاره به اين واقعيت است که اين خانه، نخستين خانه­اي است که براي هدايت مردم بنا شده است.

 

امير مؤمنان، علي7  در تفسير آية فوق فرموده­اند:

 

«قَدْ کَانَ قَبْلَهُ بُيُوتٌ کَثِرَةٌ لَکِنَّهُ أَوَّلُ بَيْتٍ مُبارَک وَ هُدَيً وُضِعَ لِلنَّاس«. (طبرسي، 1408ق. ، ج1، ص477)

 

اين فرمايش حضرت اشاره به اين واقعيت داردکه هرچند قبل از خانة خدا، خانه­هاي بسياري بوده، ليکن خانة خدا، نخستين خانة مبارک و وسيلة هدايت است که براي مردم بنا گرديد.

 

البته نبايد اين نکته را نيز فراموش کرد که خانة خدا، قبل از حضرت ابراهيم7  نيز وجود داشته و به دست حضرت ابراهيم دوباره بنا شده است؛ چه اين­که خداوند  مي فرمايد: (وَ إِذْ بَوَّأْنا لِإِبْراهِيمَ مَکانَ الْبَيْتِ) (حج : 26)؛ يعني هنگامي­که مکان خانه را به ابراهيم نشان داديم. و اين امر، نشانگر وجود اين خانه قبل از حضرت ابراهيم7 است.

 

از سوي ديگر، رواياتي وجود دارد که نشانگرساخته شدن اين خانه توسط حضرت آدم ابوالبشر است:

 

امام صادق7 مي فرمايد: «حضرت آدم نخستين کسي بود که خانة خدا را ساخت و اساس آن را بنيان نهاد.» (صدوق، 1413ق. ، ج2، ص 235).

 

در آيات ديگر، اشاره به امّ القري بودن و محوريت خانة خدا نسبت به ساير مناطق شده است:

 

«وَهذا کِتابٌ أَنْزَلْناهُ مُبارَکٌ مُصَدِّقُ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْه وَ لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرى وَمَنْ حَوْلَها» (انعام : 92).

 

«وَ کَذلِکَ أَوْحَيْنا إِلَيْکَ قُرْآناً عَرَبِيًّا لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرى وَ مَنْ حَوْلَها» (شوري : 7).

 

در مفهوم «امّ القري» دو تفسير ارائه شده که هر کدام مد نظر باشد، اشاره به محوريت خانة خدا نسبت به ساير مناطق جهان دارد: «امّ» به معناي ريشه و اصل هر چيز است. امّ بودن مکه ممکن است بدين معنا باشد که دعوت پيامبر9  از اين شهر آغاز و به ديگر شهرها منتشر شد (طباطبايي، 1973م. ، ج7، ص279). و ممکن است به اين معنا باشد که خشکي  زمين پس از طوفان حضرت نوح7 از مکه شروع شده است (راغب اصفهاني، 1412ق. مادة «ام»). و به تعبير ديگر اشاره به اين آيه دارد که مي‌فرمايد: (وَ الأَرْضَ بَعْدَ ذلِکَ دَحاها) (نازعات : 30). و نيز اين آيه که مي‌فرمايد: (وَ الأَرْضِ وَ ما طَحَاهَا) (شمس : 6). دحو و طحو به معناي بسط و توسعه دادن است که در حقيقت مراحل آماده­سازي زمين براي سکونت انسا‌نها و رويش گياهان است (مکارم شيرازي، 1374ش. ، ج26، ص100 و ج27، ص43)

 

بنابراين، ويژگيِ خانة خدا جهاني بودنِ آن است؛ چه اين که آن، نخستين خانه­اي است که براي هدايت انسانها بنا شده و دوم، امّ القراي جهان مي­باشد. اما ويژگي­هايي که براي اين خانه آمده است، ابعاد جهاني آن را بيشتر روشن مي کند.

 

ب) هدايت جهاني

 

در سورة آل عمران، پس از آن­که خانة خدا ويژگي جهاني مي­يابد، فلسفه و هدف از تأسيس اين خانة جهاني نيز بيان مي­شود: «هُدىً لِلْعالَمِينَ».

 

در اين آيه به فلسفة تأسيس خانة خدا اشاره مي­شودکه هدايت است؛ هدايت بودن کعبه بدين معناست­که اين خانه راه درست و مسير سعادت را به مردم نشان مي‌دهد و آنان را به کرامت و قرب الهي راهنمايي مي‌کند.

 

اما آنچه از منظر بحث ما اهميت دارد، تعبير « للعالمين» است. عالمين در اينجا به اين معنا است که خانة خدا، هدايت براي جهانيان است.

 

«آية شريفه در صدد افادة اين معناست که هدايتگريِ کعبه در خصوص مسلمين، يا آل ابراهيم و يا عرب نيست؛ بلکه اقوام مختلف را شامل مي‌شود.» (درسنامه، ذيل آية 12).

 

اما اين­که چرا افراد عالم به وسيلة خانه خدا هدايت نمي­شوند، مشکل در فاعليت فاعل نيست، بلکه مشکل در قابليت قابل است؛ به عبارت ديگر، خانة خدا اين ظرفيت را دارد که ماية هدايت عموم انسانها شود. مي­توان گفت کعبه نيز همانند قرآن است که براي هدايت ناس آمده است؛ (تَبارَکَ الَّذِي نَزَّلَ الْفُرْقانَ عَلى عَبْدِه لِيَکُونَ لِلْعالَمِينَ نَذِيراً) (فرقان : 1)

 

و از همين روست که برخي از مفسران معتقدند، بت پرستان نيز هرچند حج را آميخته با خرافات انجام مي­دادند، اما با عنايت به آيين ابراهيم چنين مي­کردند و  در پرتو همين توجه ناقص به طور موقت از برخي گناهان دست بر مي‌داشتند (مکارم شيرازي، 1374ش. ، ج3 ، ص14).

 

آية شريفة زير نيز به هدايت جهاني خانة خدا اشاره دارد:

 

*  (وَ إِذْ جَعَلْنَا الْبَيْتَ مَث?ابَةً لِلنّ?اسِ وَ أَمْناً وَ اتَّخِذُوا مِنْ مَق?امِ إِبْر?اهِيمَ مُصَلًّى وَ عَهِدْن?ا إِلى? إِبْر?اهِيمَ وَ إِسْم?اعِيلَ أَنْ طَهِّر?ا بَيْتِيَ لِلطّ?ائِفِينَ وَ الْع?اکِفِينَ وَ الرُّکَّعِ السُّجُودِ) (بقره : 125).

 

«و ياد کن زماني را که آن خانه (کعبه) را بازگشت گاهي براي مردم و مکاني امن قرار داديم. پس براي انجام مراسم حج به آنجا رويد و از مقام ابراهيم جايگاهي براي دعا برگزينيد و به ابراهيم و اسماعيل فرموديم: خانه­ام را ويژة عبادت سازيد و آن را به طواف کنندگان و معتکفان و نمازگزاران رکوع کننده و سجده کننده اختصاص دهيد.»

 

خداوند متعال خانة خود را بازگشت گاه و محل امن براي جهانيان قرار داده و هدف از آن را نيز پرستش و عبادت معرفي کرده است. در اين آيه نيز خطاب عام است و شامل همة انسانها که قابليت هدايت دارند، مي­شود.

 

ج) امنيت جهاني

 

ويژگي ديگري که براي خانة خدا در سورة آل عمران بيان مي­شود، امنيت است که هرکس داخل آن شود، از هر نظر در امن مي­باشد (امنيت جهاني).

 

(وَ مَنْ دَخَلَهُ کانَ آمِناً...)

 

اين فراز آيه نيز با توجه به بخش­هاي گذشته، کاملا نگاهي جهان مدارانه دارد

و همچنين واژة «مَن» به معناي «هرکسي»، افادة عموم مي­کند.

 

اين آيه بي شک استجابت دعاي حضرت ابراهيم است که فرمود:

 

 (وَ إِذْ قالَ إِبْراهِيمُ رَبِّ اجْعَلْ هذا بَلَداً آمِناً) (بقره : 126)

 

 (وَ إِذْ قالَ إِبْراهِيمُ رَبِّ اجْعَلْ هَذَا الْبَلَدَ آمِناً) (ابراهيم : 35).

 

هنگامي­که کفار براي نپذيرفتن اسلام بهانه مي­آورند که در صورت مسلمان شدن، مورد آزار و اذيت قرار مي­گيرند و به تعبير خود قرآن «اختطاف» يعني ربوده مي­شوند و يا به اسارت برده مي­شوند (طباطبايي، 1973، ج16، ص151)، قرآن کريم مي­فرمايد اين­گونه نيست که شما ادعا مي­کنيد و سپس فرموده است:

 

(أَ وَ لَمْ يَرَوْا أَنَّا جَعَلْنا حَرَماً آمِنا) (عنکبوت : 67).

 

(أَ وَ لَمْ نُمَکِّنْ لَهُمْ حَرَماً آمِناً) (قصص : 57).

 

پس خانه خدا براي همگان امنيت دارد.

 

در اين­که مفهوم امنيت در اينجا چيست؟ آيا امنيت تکويني است يا تشريعي، حدود و ثغور آن چيست؟ و... نيازمند مباحث گسترده­اي است، اما آنچه مربوط به اين بحث مي­شود، اين واقعيت است که خانة خدا و حج ظرفيت الهام بخشي براي يکي از مهمترين محورهاي جهاني شدن را دارد که مباحث امنيت پژوهي است. آية شريفه که انجام هرگونه فسق و جدال را در حج نامشروع مي شمارد، نشانگر اين بُعد حج است. اين امنيت حتي حيوانات و وحوش را نيز در بر مي­گيرد:

 

امام صادق7 مي فرمايد: «کسي­که داخل حرم شود و به آن پناه بياورد، در امنيت است و گنه­کاري که به خانة خدا پناه آورد، از سخط خداوند به دور است و اگر وحوش و درندگان و پرندگان به خانة خدا پناه آورند، مادام­که از آن خارج نشده­اند در امانند.» (بحراني، 1403ق. ، ج1، ص299 ؛ حرّ عاملي، 1414ق. ، ج 9، ص 176).

 

د) کعبه ماية قوام بشر

 

خداوند متعال در سورة مائده، خانة خود را ماية قوام انسانها معرفي مي­کند:

 

(جَعَلَ اللهُ الْکَعْبَةَ الْبَيْتَ الْحَرامَ قِياماً لِلنَّاسِ...) (مائده : 97)

 

«قيام» چيزى است که انسان يا هر چيز ديگرى به وسيلة آن برپا مى­شود (راغب اصفهاني، 1412ق. مادة «قوام»)  و چون کعبه قوام دين و دنياي مردم است، به آن قوام گفته مي شود (فاکر ميبدي، معاونت امور روحانيون بعثة مقام معظم رهبري، ذيل آيه 15).

 

به عبارت ديگر، کعبه تمشيت امور دنيوي و اخروي انسان را مي­کند. در حقيقت در اين آية شريفه، سه عامل قوام سه امر مهم قرار گرفته است: کعبه قوام دين مردم، ماه حرام قوام جان مردم، غذا قوام جسم مردم (رازي، 1411ق. ، ج12، ص100 ؛  طباطبايي، 1973، ج6 ، ص142، مکارم شيرازي، 1374ش. ، ج5، ص90).

 

اما آنچه در اين نوشتار اهميت دارد، مفهوم عام «ناس» است؛ به اين معنا که خانة خدا ظرفيت و توانايي رشد و توسعة امور دنيوي و اخروي تمامي مردم را دارد و اين خود نشانگر نگاه جهاني اسلام به کعبه است.

 

2. حج

 

معمولاً هنگامي که سخن از خانة خدا و ابعاد جهاني آن است، ناخودآگاه ذهن انسان به حج و مناسک آن متبادر مي­شود؛ چه اين­که مهمترين جلوه و تبلور عملي خانة خدا، همان حج و مناسک آن است که خداوند در قرآن کريم بارها به اصل و وجوب آن اشاره کرده است.

 

براي نمونه، پس از آن­که خداوند در آية 96 سورة آل عمران، به نخستين بودن و هدايت عامة خانة خدا اشاره مي­کند، بي­درنگ در آية بعد مي فرمايد:

 

(وَ لِلهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَيْهِ سَبِيلاً) (آل عمران : 97)

 

الف) حج و خطابات عام

 

علاوه بر اين­که يک سوره در قرآن با نام حج آمده، معمولاً آياتي که پيرامون اين فريضة عظيم آمده است نيز جنبة عمومي و با خطابات عام ذکر شده است که برخي از اين آيات عبارت­اند از:

 

تکليف حج و وجوب آن بر مردم:

 

(وَ لِلهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَيْهِ سَبِيلاً وَ مَنْ کَفَرَ فَإِنَّ اللهَ غَنِيٌّ عَنِ الْعالَمِينَ) (آل‌عمران : 97).

 

و نيز در آيه ديگر آمده است:

 

(وَ أَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوکَ رِجالاً وَعَلى کُلِّ ضامِرٍ يَأْتِينَ مِنْ کُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ) (حج : 27).

 

دراين آية شريفه، به جز خطاب عام، اشاره به حضور مردم از راههاي دور در کنار خانة خدا دارد و از اين امر نيز مي توان نگاه جهان مدارانه به حج در اسلام را استنباط کرد.

 

همچنين محل انجام مناسک حج نيز متعلق به مردم بيان شده است:

 

(الْمَسْجِدِ الْحَرامِ الَّذِي جَعَلْناهُ لِلنَّاسِ سَواءً الْعاکِفُ فِيهِ وَ الْبادِ وَ مَنْ يُرِدْ فِيهِ بِإِلْحادٍ بِظُلْمٍ نُذِقْهُ مِنْ عَذابٍ أَلِيمٍ) (حج: 26).

 

از اين عموميت و توجه به ناس است که مي‌توان گفت: حج بر خلاف ديگر عبادات، اولاً و بالذات براي عموم مردم حتي کفار تشريع شده است و آنان نيز مکلّف هستند و به اصطلاح «الکفار مکلفون بالفروع کما انهم مکلفون بالاصول» مي‌باشند و اگر حج کافران قبول نيست، نه از آن رو است که مکلف نيستند، بلکه بدان جهت که فاقد شرط قبول­اند (مکارم شيرازي، 1374ش. ، ج3، ص17 ؛ رازي، 1411ق. ، ج8 ، ص164).

 

البته از آن­جا که اين مکان، مکان توحيد است، ورود غير موحدان به اين خانه ممنوع گرديده است:

 

(يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْمُشْرِکُونَ نَجَسٌ فَلا يَقْرَبُوا الْمَسْجِدَ الْحَرامَ) (توبه : 27).

 

ذيل فقرة پاياني آية شريفة 97 سورة آل عمران: (مَنْ کَفَرَ فَإِنَّ اللهَ غَنِيٌّ عَنِ الْعالَمِينَ) حديثي از پيامبر خدا9 نقل شده است که پيروان مذاهب مختلف را به حج فراخواند:

 

هنگام نزول آيه، پيامبر خدا9 ، مسلمانان، يهوديان، مسيحيان، مجوس، صابئان و مشرکان را فرا خوانده، به آنها فرمودند: (إِنَّ اللهَ کَتَبَ عَلَيْکُمُ الْحَجَّ فَحُجُّوا) .

 

در ميان اين افراد، مسلمانان به آن ايمان آوردند و پيروان اديان ياد شده، کفر ورزيدند (رازي، 1411ق. ، ج8 ، ص165 ؛  زمخشري، بي تا. ، ج1، ص391 ؛  قرطبي، 1405ق. ، ج4، ص153؛ سيوطي، 1421ق. ، ج1، ص277 ؛ رشيدرضا، بي­تا. ، ج4، ص11).

 

چنان­که مشاهده مي­کنيم، پيامبر9 ، پيروان ساير اديان را به صورت موردي به احکام ديني دعوت نمي­کند، اما نسبت به کنگرة حج شرايط متفاوت است و از آنجا که حج ظرفيت­هاي لازم را براي هدايت غير مسلمين نيز داراست و حالتي جهان مدارانه دارد. حضرت آنان را به حج به صورت استقلالي دعوت مي­نمايد.

 

ب) گردهمايي جهاني

 

هيچ يک از مناسک ديني، همانند حج جنبة اجتماعي و فرامليتي ندارد؛ چه اين­که تمامي تکاليف اسلامي يا به صورت فردي است (مانند نماز، روزه و...) و يا به صورت منطقه­اي (نماز جماعت، نماز جمعه)، اما هيچ­يک مانند حج، فرا مليتي و فرا مذهبي نيست. در بسياري از احکام ديني، ميان مذاهب اختلاف وجود دارد، اما در حج، ميان فرق اسلامي، اجماع مشاهده مي­شود؛ مسائلي چون احرام، طواف، وقوف به عرفات، مشعر، منا و اعمال آن، همه مورد قبول جهان اسلام است. اين در حالي است که 57 کشور از کشورهاي جهان مسلمان­اند وکم و بيش از تمامي اين کشورها هر سال نمايندگاني در اين مراسم بزرگ حضور مي­يابند.

 

وجود چنين کنگره­اي در ميان اديان مختلف سابقه ندارد که پيروان يک دين با تمامي گرايش­ها و مذاهب مختلف در آن، به صورت منسجم و يک پارچه و بي توجه به اختلافات درون مذهبي، گردهم آيند و برادرانه علي­رغم وجود تفاوتهاي اقتصادي، اجتماعي، نژادي و مذهبي، بي­هيچ تنشي اعمال خود را به جا آورند.

 

چنين تفاهمي ميان نمايندگان بيش از يک ميليارد و سيصد ميليون مسلمان؛ يعني يک ششم جمعيت کرة زمين، مي­تواند، راهکارهاي بسيار ارزشمندي جهت تفاهم بيشتر، تقريب انديشه­ها  و در نهايت تصميم سازي­هاي مشترک در راستاي جهاني کردن اسلام بيافريند.

 

اين درحالي است­که در اين قسمت صرفاً به فراخواني و گردهمايي آن توجه شده است.

 

ج) مناسک جهاني

 

مناسک حج در دو بُعد نشانگر جهاني بودنِ آن است؛ نخست چگونگي برگزاري

و سير مناسک آن است.  هماهنگي و سير اعمال حج نشانگر ظرفيتهاي مسلمانان در جهاني­سازي اسلامي است. اين­که مسلمانان در اوقاتي خاص، با جامه­اي واحد بر گِرد خانة خدا طواف کنند و سپس در موعدي مقرّر در عرفات نداي واحدي که همان نداي توحيد است را سر دهند و غروب آفتاب سيل جمعيت به صورت همزمان به سوي مشعر حرکت کنند و از آنجا نيز در طليعة صبح به طرف منا کوچ نمايند و قريب سه روز در منا بيتوته کنند، خود نشانگر ظرفيت­هاي حج در عرصة يک صدا کردن مسلمانان در روند جهاني شدن است.

 

البته حضور بيش از دو ميليون نفر در مراسم حج، هرچند درخور توجه است، اما آنچه اهميت را دو چندان مي­کند، حضور نمايندگان سراسر جهان اسلام با ديدگاهها، نژادها، تمايلات و عقايد مذهبي گوناگون است که اختلافات خود را فراموش مي­کنند و در اوج آرامش و برادري و برابري، به انجام مناسک حج مشغول­اند.

 

جريان­هاي سکولار، معتدل و راديکال مذهبي، گرايش­هاي سياسي متنوع، نمايندگان کشورهاي ثروتمند اسلامي در کنار نمايندگان فقيرترين کشورها، بدون هيچ تنش و چالشي، به انجام اعمال مي­پردازند و اين امر اگر به دقت مورد بهره برداري قرار گيرد، پيام جهاني اسلام را که همان صلح و دوستي، در ساية توحيد است را کاملاً جلوه­گر مي­کند.

 

از سوي ديگر مناسک حج، در حقيقت فشرده­اي از تمامي ارزشها و مباني اساسي اسلام است. به اين معنا که مناسک حج جدا از ارزش ذاتي و استقلالي خود، حالتي نمادين دارد؛ گويي خداوند متعال از اين فرصت گردهماييِ جهاني که بايد گفت نه دو ميليون که هر سال به صورت غير مستقيم بيش از يک ميليارد مسلمان در آن شرکت مي کنند، اصول و مباني اسلامي را در قالب مناسک و احکام حج، براي جهانيان به نمايش مي­گذارند.

 

حوزه­هاي مختلف اسلامي نيز در اين مراسم مد نظر بوده است. مباني سياسي، اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي اسلام، به خوبي در اين همايش جهاني، تبلور يافته است و مي­تواند با بهره برداري صحيح و حضور ميليوني مسلمانان سراسر جهان، در جهاني سازي اسلامي مؤثر افتد.

 

د) توحيد، پيام جهاني حج

 

در انديشة جهاني شدن و جهاني­سازي، وجود مفهومي که بتواند قدر مشترک ميان انديشه­ها و فرهنگ­ها قرار گيرد و نقطة آغازين مفاهمه و گفتگو باشد، ضروري است؛ چه اين­که اين مفهوم مشترک مي­تواند، اساس و زيربناي آموزه­ها و مباني ديگر قرار گيرد؛

به عبارت ديگر، اگر نقطة آغازيني در ميان نباشد که داراي ظرفيت دعوت ديگران به مکتب انسان­ساز اسلام شود، نمي­توان در جهاني سازي موفق بود. بي­ترديد، اگر اساس و بنيان ارتباط بر مبنايي قابل قبول استوار شود، مي­توان مباني و اصول ديگر را بر آن بنيان نهاد و در مسير جهاني شدن و جهاني سازي، حرکت کرد.

 

دعوت به توحيد، در ميان تمامي آموزه­هاي اسلامي، مفهومي است که مي­تواند نقش محور و کانون را در عرصة جهاني شدن اسلام ايفا نمايد. هدف اصلي از رسالت تمامي پيامبران و اديان الهي، دعوت به توحيد بوده است.

 

خداوند متعال در قرآن مي­فرمايد:

 

(قُلْ يا أَهْلَ الْکِتابِ تَعالَوْا إِلى کَلِمَةٍ سَواءٍ بَيْنَنا وَ بَيْنَکُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ الله وَ لا نُشْرِکَ بِهِ شَيْئاً) (آل عمران : 64).

 

«بگو ‌اي اهل کتاب، بياييد از آن کلمة حق که ميان ما و شما يکسان است، پيروي کنيد و بجز خداي يکتا هيچ کس را نپرستيم و چيزي را با او شريک قرار ندهيم.»

 

در اين آية شريفه، توحيد و عدم شرک به خدا، به عنوان مفهومي مشترک ميان اهل کتاب و مسلمانان معرفي شده است که مي­تواند سرآغاز گفتگو و مفاهمه ميان دين مبين اسلام و ساير اديان الهي باشد.

 

در اين ميان، شک نيست که هر يک از مناسک حج، داراي پيام و آموزه­اي ويژه است و علاوه بر ويژگي استقلالي، داراي پيامي نمادين نيز مي­باشد. اما در وراي تمامي اين پيام­ها، حج پيام بالاتري را در خود نهان دارد. اگر نگاهي به مناسک حج بيفکنيم، به روشني خواهيم ديد که تمامي آنها در مسير طوليِ خود، هدفي واحد را دنبال مي کنند و آن، حرکت از خود به سوي خدا است. احرام در حرم الهي، خروج از حرم و ندبه و طلب مغفرت در عرفات، سپس ورود به حرم، انجام اعمالي همانند رمي جمرات، قرباني، طواف و... همگي الهام بخش شعار واحدي هستند و آن «توحيد» است.

 

شايد در هيچ يک از اعمال ديني، توحيد آن­گونه که در حج تبلور يافته است، مشاهده نشود؛ به عبارت ديگر، اگر حج را به مثابه گفتماني   [Discorce]تصور کنيم، دال مرکزي [Central Point] آن بي شک «توحيد» است.

 

به همين سبب نيز، مهمترين زمينة حج که مي­تواند موجب همگرايي مسلمانان در گام نخست و جهان در مرحله بعد گردد، دعوت به توحيد است و حج با تمام ظرفيتها

و آموزه­هاي جهاني خود، در پي تبيين نگاه توحيدي اسلام و دعوت جهانيان به اين اصل و آموزة مشترک ميان تمامي اديان الهي به عنوان نخستين مرحله از جهاني­سازي اسلامي است.

 

نتيجه گيري

 

با عنايت به ديدگاه جهان شمول اسلامي و ارزشهاي جهاني، اسلام معتقد به جهاني سازي است. محور اين جهاني­سازي نيز پيش از آن­که بر مبناي نژاد، قوميت و يا سرزمين باشد، بر اساس اشتراک اعتقادي بنيان شده است و هرکس، با هر رنگ و نژاد و سرزميني، مي­تواند با پذيرفتن اصول اعتقادي اسلام، جزئي از امت اسلامي باشد.

 

امروز با رشد تکنولوژي و با توجه به خاستگاه جهاني شدن، غرب به شدت در پي جهاني­سازي غربي(آمريکايي) است و در اين وضعيت جهان اسلام نيز بايد براي ايجاد جهاني اسلامي، تمامي تلاش خود را به کار گيرد.

 

در اين ميان حج و خانة خدا با عنايت به ظرفيت­هايي که دارند، مي­توانند نقش مهمي در جهاني سازي اسلامي ايفا کنند.

 

نخست آن­که از کعبه در آيات و روايات به عنوان نخستين خانه براي جهانيان ياد شده است و هدايت، امنيت جهاني نيز به آن نسبت داده شده است. در مورد کنگرة عظيم حج نيز از يک سو شاهد خطابات عام هستيم که خداوند متعال تمامي جهانيان را در انجام فريضة حج مورد خطاب قرار داده است و از سوي ديگر ويژگي­هاي حضور و همچنين مناسک حج، به خوبي نمايانگر رويکرد جهان مدارانة حج مي­باشد.

 

اگر بخواهيم محوري را به عنوان قدر مشترک و نقطة آغازين جهاني شدن اسلام

در نظر بگيريم، بي­شک، دعوت به توحيد است که ميان تمامي پيامبران و اديان الهي مشترک بوده است و هيچ فريضه­اي در ميان آموزه­هاي اسلامي همانند حج، با عنايت به ماهيت مناسک، نمي­تواند، دعوت به توحيد را در سطح جهاني، تبليغ نمايد.

 

 

 

مراجع

1. آنتوني گيدنز، جهان‌‌ رها شده، گفتارهايي درباره يکپارچگي جهاني، ترجمه علي اصغر سعيدي و يوسف حاجي عبدالوهاب، تهران، علم و ادب، 1379ش.

 2. آنتوني، گيدنز، راه سوم، ترجمه منوچهر صبوري، تهران، 1378ش.

 3. بحراني، سيدهاشم، البرهان في تفسير القرآن، الرسالة، بيروت، 1403ق.

 4. حر عاملي، محمد بن حسن، وسائل الشيعه، آل البيت لاحياء التراث، قم، 1414ق.

 5. رابرتسون، جهاني شدن، تئوري­هاي اجتماعي و فرهنگ جهاني، ترجمة کمال پولادي، تهران، نشر ثالث، 1380ش.

 6. رازي، فخرالدين، التفسير الکبير (مفاتيح الغيب)، درالکتب العلميه، بيروت، 1411ق.

 7. راغب اصفهاني، ابوالقاسم، مفردات في غريب القرآن، تحقيق عدنان صفوان، دارالشاميه، بيروت، 1412ق.

 8. رشيدرضا، محمد، تفسير القرآن الحکيم (المنار)، دارالمعرفه، بيروت، بي­تا.

 9. زمخشري، محمود بن عمر، الکشاف عن حقائق التنزيل، دارالفکر، بيروت، بي‌تا.

 10. سيوطي، جلال الدين عبدالرحمان، الدر المنثور في التفسير بالمأثور، دارالاحياء التراث العربي، چاپ اول، بيروت، 1421ق.

 11. صدوق، محمد بن علي، کتاب من لايحضره الفقيه، تصحيح علي اکبر غفاري، دفتر انتشارات اسلامي، قم، چاپ دوم، 1413ق.

 12. طباطبايي، سيد محمد حسين، الميزان في تفسير القرآن، مؤسسة الاعلمي للمطبوعات، چاپ سوم، بيروت، 1973

 13. طبرسي، ابو علي، مجمع البيان في تفسير القرآن، تصحيح سيد هاشم رسولي محلاتي و سيد فضل الله يزدي طباطبايي، دارالمعرفه للطباعة و النشر، لبنان، 1408ق.

 14. فاکر ميبدي، درسنامه تفسير آيات حج، معاونت امور روحانيون بعثة مقام معظم رهبري.

 15. قرطبي، ابن رشد، الجامع لاحکام القرآن، دارالکتب العلميه، بيروت، 1405ق.

 16. گل محمدي، احمد؛ جهاني شدن و هويت خاص­گرايي فرهنگي در جهان معاصر، تهران، دانشگاه تهران، 1380ش.

 17. مکارم شيرازي و ديگران، تفسير نمونه، درالکتب الاسلامية، تهران، 1374ش.

 18. واترز، مالکوم، جهاني شدن، ترجمه اسماعيل مرداني گيوي، سياوش مريدي، تهران، سازمان مديريت صنعتي، 1379ش.

 

نظر کاربران
نام و نام خانوادگی
پست الکترونیک
 
تصویر امنیتی
Captcha ImageChange Image
متن خود را اینجا وارد کنید

آدرس:تهران خيابان جمهوري اسلامي خيابان رازي نرسيده به خيابان نوفل لوشاتو نبش کوچه ياسمن---تلفن:63497112---فکس:63497498 ---سامانه پيامک:30005209

© Copyright dmsonnat.ir. All Rights Reserved.