اهل سنت

پايگاه اطلاع رساني دبيرخانه شوراي برنامه ريزي مدارس علوم ديني اهل سنت

امروز سه شنبه، 6 فروردين 1398| 20 رجب 1440

نگاهي به تاريخ منا و حوادث آن

-(0 Body) 
نگاهي به تاريخ منا و حوادث آن
Visitor 95
Category: تاريخ اسلام

نگاهي به تاريخ منا و حوادث آن

چکيده

اين مقاله ضمن معرفي سرزمين منا و پيشينة تاريخي آن در منابع اسلامي، به حوادث تاريخي و وقايع مهم رويداده در آن، پرداخته است. در مقدمه، وجوه تسميه و محدوده و موقعيت جغرافي منا و پيشينة آن در منابع اسلامي آمده و سپس تاريخ اسکان و ساخت و ساز در منا تا به امروز بررسي شده است. حضور معصومان: در منا از ديگر موضوعاتي است که در اين مقاله به آن پرداخته شده و در مواردي مصادف با حوادث مهم نيز بوده و در پايان، مهم‌ترين حوادث و سوانحي که در مدت طولاني عمر منا تا امروز در آن رخ‌داده است، بررسي مي‌شود.

کليدواژه‌ها

منا؛ آتش‌سوزي در منا؛ کشته شدن حجاج؛ پل‌هاي جمرات؛ تلفات حج

موضوعات

تاريخ و رجال

اصل مقاله

1. نام منا

 

گسترة منا از عرفات به سوي مکه کشيده شده و از مکه با گردنه‌اي جدا مي‌شود. وجه تسميه‌هاي مختلفي براي منا نقل شده است. لغويان ريشة نام منا را از «امناء»، به معناي ريختن مي‌دانند که به تناسب ريخته شدن خون قرباني‌هاي بسيار، بر آن نهاده‌اند، (ازهري، ج15، ص381، چ1، بي‌تا؛ فيروزآبادي، ج4، ص450، چ1، بي‌تا).

اما در برخي روايات «مُني» به معناي آرزو، ريشة نام «مِنا» دانسته شده است؛ زيرا در اين سرزمين بود که حضرت آدم(عليه السلام) آرزوي بازگشت به بهشت کرد. (ازرقي، به کوشش رشدي الصالح، ج2 ، ص180، 1415ق.؛ خوارزمي، محمد بن اسحاق، به کوشش ذهبي، ج1، ص124، 1418ق.).

منا به معناي مرگ را نيز ريشة اين نام مي‌دانند؛ چرا که مرگ قربانيان حجاج در ‌اين درّه است. (ازهري، محمدبن احمد، ج15، ص293، چ1، بي‌تا؛ ابن منظور، ج15، ص293، 1405ق.). همچنين گفته شده ريشة اين نام، مُني به معناي اجتماع است که به تناسب اجتماع همه سالة حجاج در اين سرزمين، بر آن نام خوانده‌اند (فاکهي، به کوشش ابن دهيش، ج4، ص246، 1414ق.).

منا پوشش گياهي چنداني ندارد و تنها حاوي گياهان و بوته‌هاي خاردار و درختچه‌هاي بياباني است، (گروهي از نويسندگان، با سرپرستي عبدالرحمان بن سعيد آل حجر، ج3، ص374، 1428ق.).

2. پيشينه منا در روايات

به گفتة روايات، ابليس که براي وسوسة حضرت آدم(عليه السلام) به هنگام حجگزاري‌اش آمده بود، در جايي که بعدها جمره‌هاي منا در آن ساخته شد، بر وي نمايان شد و شروع به وسوسة وي کرد. در اين هنگام جبرئيل به آدم(عليه السلام) فرمان داد که با ابليس سخن نگويد و او را با هفت سنگريزه بزند و با هر کدام، تکبير بگويد، (صدوق، به کوشش بحرالعلوم، ج2، ص400، 1385ق.).

از منا در گزارش ماجراي ذبح حضرت اسماعيل(عليه السلام) در منابع شيعه و اهل‌سنت نيز ياد شده است، (کليني، به کوشش غفاري، ج4، ص207، 1375ش.؛ قمي، به کوشش الجزائري، ج2، ص224، 1404ق.؛ اليعقوبي، احمدبن يعقوب، ج1، ص27، 1415ق.؛ ازرقي، به کوشش رشدي الصالح، ج2، ص175، 1415ق.).

بر اساس برخي از‌ اين روايات، حضرت ابراهيم(عليه السلام) براي ذبح فرزندش در مکاني نزديک جمرة وسطي تلاش کرد و شيطان در سه جمره بر وي ظاهر شد و وسوسه‌اش کرد تا تکليفش را انجام ندهد و حضرت ابراهيم(عليه السلام) با پرتاب سنگريزه، با وي مقابله کرد و او را فراري داد. اين مکان که نزديک جمرة دوم بود، بعد‌‌ها «منحر» يا «قربانگاه» شد، (ابن اسحاق، به کوشش زکار، ص99، 1368ش.؛ فاکهي، به کوشش ابن دهيش، ج4، ص285، 1414ق.).

به نظر مي‌آيد پس از اين ماجرا بود که رمي نمادهاي شيطان در جمرات، سنت ابراهيم(عليه السلام) شد و به وسيلة آن حضرت و بازماندگانش در ميان عرب، ضمن مناسک حج رواج يافت تا ‌اينکه در دوران حکومت عمرو بن لحيّ خزاعي، حاکم مکه و مروج بت‌پرستي در حجاز، علاوه بر بت‌هايي که در مسجد الحرام و کعبه نصب شد، وي هفت بت نيز در مکان‌هاي مختلف منا قرار داد، (ابن جوزي، به کوشش محمد عبدالقادر و ديگران، ج2، ص232، 1412ق.) سه عدد از اين بت‌ها بر روي «قرين» که کنار مسجد منا و جمرة اولي بود و بر مکاني به نام المدعا که مکان دقيقش مشخص نيست، نهاد.

يک بت بر لبة درة بالاي جمرة عقبه و سه عدد ديگر نيز بر هر کدام از جمرات سه‌گانه، به گونه‌اي که بزرگ‌ترين اين بت‌ها را بر جمرة عقبه، بت بعدي را بر جمرة وسطي و بت کوچک را بر جمرة اول گذاشت. او رسم عبادت ‌اين بت‌ها را با پرتاب هفت سنگ بر هر کدام اين جمرات با گفتن اين جمله که «تو از بت بعدي بزرگ‌تري» بنا نهاد، (فاکهي، به کوشش ابن دهيش، ج4، ص306، 1414ق.؛ خوارزمي، محمد بن اسحاق، به کوشش ذهبي، مکه، ج1، ص101، 1418ق.؛ ابن عساکر، به کوشش علي شيري، ج6 ، ص206، 1415ق.). اين رسم تا دوران پيش از بعثت پيامبر(صلي الله عليه و آله) استمرار داشت؛ چنان‌که در قصيدة لاميه، حضرت ابوطالب، عموي پيامبر(صلي الله عليه و آله) که در مدح آن حضرت سروده نيز به اين نشان‌ها اشاره شده است، (ابن هشام، به کوشش السقاء و ديگران، ج1، ص274، بي‌تا؛ کليني، به کوشش غفاري، ج1، ص124، 1375ش.؛ ابن کثير، ج3، ص54).

3. محدوده و جغرافياي منا

منا داراي مساحتي حدود 776 هکتار است که در گذشته يک فرسخ با مکه فاصله داشت، اما امروز به مکه متصل است، (حميري، محمد بن عبدالمنعم، ص552، چ2، 1984م.؛ بغدادي، صفي‌الدين عبدالمؤمن ابن عبدالحق، ج3، ص1313، چ1، 1412ق.؛ قره داغي، علي، رابطة العالم الاسلامي ‌المجمع الفقهي، ج2، ص58 ، بي‌تا).

روايات اهل بيت پيامبر(صلي الله عليه و آله) (کليني، به کوشش غفاري، ج4، ص461، 1375ش.؛ ابن بابويه، محمد بن علي، ج2، ص463، 1413ق.). محدودة منا را همين محدودة عرفي آن از عقبه و گردنه پس از جمرة کبري تا وادي محسر (درة ميان منا و مشعر به طول حدود پنجاه متر) دانسته‌اند، (نجفي، به کوشش قوچاني و ديگران، ج19، ص12، بي‌تا؛ فاضل اصفهاني، محمد بن حسن، ج6 ، ص62 ، 1416ق.).

جمرات سه‌گانه در غرب منا و به سمت مکه واقع شده‌اند. نزديک‌ترين جمره به مکه، جمرة عقبه است که به نام‌هاي کُبري، قُصوي و ثالثه (عظمي) نيز خوانده مي‌شد، (الحربي، ابواسحاق، به کوشش حمد الجاسر، ص506، 1401ق.؛ ازرقي، به کوشش رشدي الصالح، ج2، ص185، 1415ق.؛ صفري فروشاني، ص177؛ فاکهي، ج4، ص156). پس از آن، جمرة دوم که جمرة وُسطي يا ثانيه نيز معروف است و بعد از آن، (بيروني، ابوريحان، چاپ اول، ص315،1380ش.). جمرة اولي با فاصلة حدود هفت هزار متر از مسجد الحرام، پس از جمرة ثانيه قرار دارد. ‌اين جمره نيز با نام‌هاي ديگري مانند جمرة صُغري يا دُنيا يا سُفلي، (خوارزمي، محمد بن اسحاق، به کوشش ذهبي، مکه، ج1، ص101، 1418ق.؛ ابراهيم رفعت باشا، ج1، ص48، 1344ق.) (به معناي پايين‌تر) نيز خوانده شده است، (الحربي، ابواسحاق، به کوشش حمد الجاسر، ص504 ، 1401ق.).

مساجد متعددي در منا وجود داشت و بيشتر آنها در قسمت غربي و در نزديکي جمرات بود که از جملة آنها مسجد خيف، مسجد النحر و مسجد البيعه بود. مسجد خيف در کنار مسجد کوثر، مهم‌ترين مسجد منا بوده و روايت‌هاي فراواني در فضيلت نماز گزاردن در اين مسجد آمده است. همچنين گفته‌اند پيامبران بسياري در آن نماز گزارده‌اند و مدفن حضرت آدم(صلي الله عليه و آله) است (فاکهي، به کوشش ابن دهيش، ج3، ص396، 1414ق.؛ کردي، محمد طاهر، به کوشش بن دهيش، ج3، ص301 1420ق.).

مسجد نحر، بين جمرة اولي و وسطي در سيصد متري شمال جمرة عقبه قرار داشت. برخي آن را همان مسجد کبش (قوچ) دانسته‌اند تا به ياد قوچي باشد که براي قرباني شدن به جاي اسماعيل در اين مکان فرستاده شد، (محمد ابن ظهيره، به کوشش علي عمر، ص291، 1423ق.؛ ابراهيم رفعت باشا، ج1، ص326، 1344ق.؛ کردي، محمد طاهر، به کوشش بن دهيش، ج3، ص309 1420ق.؛ جعفريان، رسول، ص178، 1386ش.). ساخت اين مسجد به لبابه، دختر علي بن عبدالله عباسي نسبت داده شده است، (ازرقي، به کوشش رشدي الصالح، ج2، ص175، 1415ق.). اين مسجد تا سال 1365ق. پابرجا بود، (جعفريان، رسول، ص177، 1386ش.).

از ديگر مساجد اين منطقه، مسجد کوثر است که به نقلي، محل نزول سورة کوثر بر پيامبر(صلي الله عليه و آله) بوده است. اين مسجد از مساجدي است که تا سدة اخير وجود داشت، (ابن عتيق، به کوشش الظريف، ص145، 2004م.؛ ابراهيم رفعت پاشا، ج1، ص322، 1344ق.؛ کردي، محمد طاهر، به کوشش بن دهيش، ج5، ص288 1420ق.).

مسجد البيعه نيز از ديگر مسجدهاي اين منطقه است که در کنار جمرة عقبه، براي يادبود بيعت پيامبر(صلي الله عليه و آله) با انصار، به دستور منصور عباسي ساخته شد. اين مسجد اکنون تنها ساختمان موجود در ميدانگاه کنار جمرات است و دو کتيبه مربوط به سال‌هاي 144ق. در دورة حکومت منصور و 629ق. در دورة مستنصر بر ديوارهاي آن نصب شده است، (ابن فهد، محمد، ج2، ص180، چ3، مکه مکرمه، 1403ق.؛ کردي، محمد طاهر، به کوشش بن دهيش، ج5، ص301 1420ق.).

برخي از سفرنامه‌نويسان قرن سيزدهم هجري، از وجود دو غار در منا خبر داده‌اند؛ يکي از اين دو غار، در نزديکي کوه جنوبي منا قرار داشت که به نام غار «المرسلات» مشهور بود و گفته مي‏شد که پيامبر(صلي الله عليه و آله) در اين غار عبادت مي‏کرد و در اين غار بر آن حضرت سورة مرسلات نازل شد. مردم نيز همواره براي زيارت و تبرک به سوي اين غار مي‌رفتند.

غار ديگر در کوه شمالي سرزمين منا قرار داشت که گفته مي‌شد حضرت ابراهيم(عليه السلام) به همراه هاجر در اين غار زندگي کرد. اين غار داراي طول 4 متر و عرض 5/2 متر بود و در سمت راست آن، غار ديگري ديده مي‏شد که آن نيز در دل کوه احداث شده بود. در بيرون غار ياد شده، مصلايي وجود داشت که گفته مي‏شد قربان‌گاه حضرت اسماعيل(عليه السلام) بود.

در کنار مصلا و در درون کوه، قطعه سنگ بسيار بزرگي قرار داشت که بر روي آن، علف‏هاي زيادي روييده شده بود و ادعا مي‏کردند حضرت ابراهيم(عليه السلام) تصميم داشت بر روي اين سنگ حضرت اسماعيل را قرباني کند که چاقو از دستش رها شد و ميان علف‏هايي که بدين منظور در آن لحظه روييده ‏بود، پنهان شد، (البتنوني، محمد لبيب، ترجمه: هادي انصاري، ص318، 1379ش.).

در اوايل قرن چهاردهم، وجود بازاري در منا گزارش شده است که تمامي نيازها (مانند سلاح، پوشاک، قاليچه‏هاي نماز، فرش، مرجان و سنگ‏هاي زينتي) را مي‌شد از آنجا تأمين کرد. اين کالاها معمولاً در کنار خيابان و معابر عرضه مي‌شد و کمتر داخل فروشگاه قرار داشت و معمولاً مردم نياز ساليانة خود را از اين بازار تهيه مي‏کردند، (ابراهيم رفعت پاشا، ج1، ص327، 1344ق.). امروزه نيز در ميان خيابان‌هاي فرعي منا، اين چنين بازارچه‌هايي به وسيلة دستفروشان کشورهاي مختلف ايجاد مي‌شود.

4. تاريخ اسکان و ساخت و ساز در منا

استفاده از چادر و خيمه، از همان زمان شکل‌گيري مکه در دوران حضرت ابراهيم(عليه السلام) در گزارش‌هاي روايي آمده است. در‌ اين زمان جرهمياني که به دور اسماعيل و مادرش هاجر گرد آمده بودند، در چادر زندگي مي‌کردند، (القمي، به کوشش الجزائري، ج1، ص61 ، 1404ق.).

همچنين در گزارش‌هاي مختلف به استفاده از خيمه در منا از سوي پيامبر(صلي الله عليه و آله) و امامان معصوم: نيز اشاره و از خيمه‌هاي امام سجاد، امام باقر، امام صادق و امام کاظم: ياد شده است. (برقي، احمدبن محمدبن خالد، ج2، ص308، چ2، 1371ق.؛ کليني، به کوشش غفاري، ج3، ص93 و ج6، ص463، 1375ش.؛ حراني، سيد‌هاشم بن سليمان، ج5 ، ص200، چ1، 1413ق.) مکان خيمه‌گاه بني‌هاشم از نسل‌هاي گذشته در نزديکي جمرة دوم بود و آنها به صورت سنتي در همين مکان خيمه مي‌زدند تا ‌اينکه در پي اختلافي ميان بني‌اميه و بني‌هاشم، مکان خيمه‌هاي خود را تغيير داده و در منطقة عرين خيمه زدند، (کليني، به کوشش غفاري، ج4، ص209، 1375ش.).

بر اساس گزارشي، خيمه‌هايي که امام صادق(عليه السلام) سفارش تهية آن را به عمران بن عبدالله قمي داده بود، از جنس کرباس دستباف بود و به طور جداگانه براي زنان و مردان ساخته شده و خيمه‌هاي زنان داراي پوشش بود. عمران بن عبدالله، مبلغي را که امام(عليه السلام) به وي پرداخته بود، پس داد و خواهش کرد تا آن حضرت، اين خيمه‌ها را به عنوان هديه از وي بپذيرد، امام نيز برايش دعا کرد تا خداوند او و خاندانش را در روزي که جز ساية امان خداوند، سايه‌اي نيست، در زير ساية خود قرار دهد، (الکشي، ج2، ص623).

از جمله قديمي‌ترين گزارش‌هاي مربوط به ساخت و ساز در منا، روايتي از امام صادق(عليه السلام) است که از وجود ساختماني بر روي کوه قُزَح در کنار مشعر الحرام خبر مي‌دهد، (ياقوت حموي، ياقوت بن عبدالله، ج4، ص341، چ2، 1995م.؛ شراب، محمد حسن، ص226، چ1، 1411ق.؛ مغربي تميمي، قاضي نعمان ابوحنيفه، مؤسسة آل البيت، ج1، ص322، بي‌تا).

در دو قرن اخير، خانه‌هاي به هم پيوسته‌اي در دو طرف راه اصلي منا وجود داشت، (ابراهيم رفعت پاشا، ص334، 1344ق.). اما پس از به قدرت رسيدن و‌هابيان متعصب، بر اساس نظر دانشمندان اين فرقه، هرگونه ساخت و ساز ثابت در منا ممنوع و همه تخريب شد و پس از اين، تنها سرويس‌هاي بهداشتي و حمام‌هايي که به صورت ثابت احداث شده بود، در منا باقي ماند، (کردي، محمد طاهر، به کوشش بن دهيش، ج3، ص299 1420ق.). امروزه حاجيان در خيمه‌هاي منا که با گذر زمان مجهز به وسايل برودتي، برق و... شده‌اند، اسکان داده مي‌شوند، (جعفريان، رسول، ص74، 1386ش.؛ عليزاده موسوي، سيدمهدي، ص160، 1382ش.).

5. اولين اصلاح در جمرات

در دورة عثماني در سال 1291ق. با توجه به تراکم جمعيت، به توصية برخي از شخصيت‌هاي مذهبي و سياسي؛ مانند قاضي وقت مکه و قاضي مدينه، با هدف جلوگيري از ازدحام و تراکم جمعيت در مقابل جمرة عقبه، حفاظي فلزي براي جلوگيري از نزديک شدن زياد حجاج به جمره ساخته شد، (حمدجاسر، ج22، 1407ق.؛ طه عبدالقادر، مرکز ابحاث الحج، ص44). اما از آنجا که به نظر برخي از علما، از جمله «علي باصبرين»، عالم شهر جده در زمان خود، اين پنجره باعث مي‌شد تا عوام، دايرة رمي را مساحت اين پنجره بدانند و خود ستون‌ها را رمي نکنند. در سال بعد، اين پنجره برداشته شد و به جاي آن، حوضچه‌هاي بزرگي پيرامون ستون‌هاي جمرات در سال 1292ق. ساخته شد. در مرحلة بعد، اين حوضچه‌هاي بزرگ نيز کوچک و به شعاع 5/1 متر از ستون‌هاي جمرات از هر سو شد. البته در جمرة عقبه که قسمت شمال شرقي آن به کوه متصل بود، يک حوض نيم‌دايره ساختند، (طه عبدالقادر، مرکز ابحاث الحج، ص50؛ کردي، محمد طاهر، به کوشش بن دهيش، ص111 1420ق.).

الف) احداث اولين پل جمرات و دو طبقه شدن آن

در سال 1354 /1395ق. (ادريس، محمد بن عبدالله، رابطة العالم الاسلامي ‌المجمع الفقهي، ج2، ص195، بي‌تا). فضاي پيرامون جمرات توسعه يافت و پلي بر بالاي هر سه جمره ساخته شد تا حجاج بتوانند از فراز ‌اين پل نيز جمرات را که ستون‌هاي آن براي دسترسي حجاج طبقة دوم بلندتر شده بود، رمي کنند. ساخت اين پل بر روي جمرات، اقدامي مهم براي کاهش ازدحام در اطراف جمرات بود، ولي نواقصي که در ساخت آن بود، به اضافه رشد روزافزون جمعيت حجاج و سوء مديريت حاکم بر منا، باعث شد تا به مرور، حوادث ناشي از ازدحام در کنار جمرات افزايش يابد. به همين دليل اين سازه در توسعة سال 1410ق./1989م. بازسازي شد. در ‌اين بازسازي، حوضچه‌ها در طبقة بالا به قطر 5/7 متر توسعه يافت و حوضچه‌هاي پايين به قطر 6 متر باقي ماند و عرض طبقة دوم جمرات که در سال‌هاي آغاز اين توسعه، 40 متر بود، به 80 متر و مساحت آن به 924 متر رسيد، (عبدالملک بن دهيش بناء جسر علوي للجمرات، ص112 :

www.bin-dehaish.com)

با اين حال، حوادث منا ادامه يافت؛ به‌طوري‌که بارها افرادي در اثر فشار جمعيت به پايين پرتاب شدند و افرادي نيز زير دست و پا آسيب ديدند. يک‌بار نيز بخشي از پل فرو ريخت و تعدادي کشته شدند و پرقرباني‌ترين ‌اين سانحه‌ها، حادثه سال 1415ق. بود که در آن سال، 270 نفر کشته و 400 نفر زخمي شدند. ‌اين حادثه‌ها در سال‌هاي 1417، 1418، 1421 و 1426ق. نيز تکرار شد، (جعفريان، رسول، ص 453، 1383ش.؛ المجمع الفقهي الاسلامي، ج2، صص201 و 202، 1422ق.). تا جايي که برخي از منابع، حادثه‌هاي سال 1410ق. به بعد را، دست‌کم 9 مورد دانسته‌اند (مأساة التدافع في منى الأسوأ منذ ربع قرن وانتقادات لـ «إدارة الحج» (https://arabic.rt.com/news/794987).

ب) احداث سازه جديد جمرات

در تاريخ 24 ذي حجه سال 1426ق. وزير کشور وقت عربستان، از علماي ديني کشور خواست تا راه حل شرعي براي محافظت از جان حجاج ارائه کنند. اين دعوت منجر به ارائة پيشنهادي از سوي هيئت علماي بزرگ سعودي براي توسعة جمرات شد و بر اساس‌اين پيشنهاد، طرح توسعة جديد جمرات شکل گرفت. اين طرح بر مبناي تقسيم جمعيت متمرکز حجاجي که براي رمي به جمرات مي‌آمدند، به گروه‌هاي کوچک‌تري که قابل کنترل و بدون ازدحام بودند، طراحي و سيستم تهويه پيشرفته و امکانات رفاهي متعدد براي رمي‌کنندگان پيش‌بيني شد، (www.bin-dehaish.com/wp-content/uploads/2014/11/ مقاله عن الجمرات) تا اينکه در سال 2012م. ساختمان جديد به طول 950 و عرض 80 متر در 5 طبقه ساخته شد.

در اين بازسازي، ستون‌هاي جمرات به شکل استوانه‌هاي توخالي و بيضي‌شکل به طول 40 متر در وسط حوضچه‌هايي بيضي‌شکل ساخته شد. براي تقسيم جمعيت رمي‌کننده، هر کدام از خيابان‌هاي اصليِ پيرامون ساختمان جمرات به وسيلة راهي به يکي از مدخل‌هاي ورودي ساختمان در طبقات مختلف متصل و دستگاه تهويه هواي پيشرفته در آنها قرار داده شد. (حج، ج30، ص206؛ مشروع الجسر الجمرات https://ar.wikipedia.org/wiki؛ جسر الجمرات www.kapl-hajj.org/jamarat_bridge_.php.https: www.momra.gov.sa/about/gamarat.aspx).

ج) برنامه‌ريزي براي اسکان

به نوشتة روزنامة عکاظ، حبيب زين‏العابدين، سرپرست نظارت بر پروژه‏هاي توسعه‏اي امور حجاج وابسته به وزارت حج عربستان سعودي گفت:

«بر اساس پروژة توسعه‏اي امور حج، ظرفيت جذب حجاج به سه ميليون نفر خواهد رسيد. بر اساس اين پروژه، چادرهاي پيشرفته که از دو طبقه تشکيل شده است، در دامنة کوه‏هاي شمالي منا برپا مي‌شود. در اين راستا سعي شده است ظرفيت اسکان و جذب زائران خانة خدا در منا افزايش يابد که اين امر نيز در راستاي ارائة خدمات بيشتر به زائران و تأمين آسايش و آرامش و اطمينان خاطر آنان انجام مي‏گيرد.»

زين‏العابدين تصريح کرد: «طرح استفاده از خيمه‏هاي پيشرفته دو طبقه در منا براي وزير امور شهر و روستاي عربستان ارسال شده است که پس از موافقت وي، اين طرح اجرا مي‏شود».

بنا به نقل شاهدان عيني، عربستان به منظور کاهش ازدحام در منا، در طرح آزمايشي سال 1429ق./ 1387ش. تعدادي از زائران خانة خدا را به جاي اسکان در خيمه‏هايي سفيد، در شش ساختمان مسکوني در شرق منا اسکان داد، (بيات، حجت الله / اسحاقي‏، سيد حسين، حج29 ص444). اما بررسي ميداني و گزارش‌هاي بعدي، استمرار يا موفقيت اين طرح را در سال‌هاي بعد تأييد نکرد.

6. جلسات و نشست هاي منا در صدر اسلام

پيش از اسلام در فرصت بيتوتة سه روزه در موسم حج در منا، مجالس و نشست‌هاي فرهنگي بسياري منعقد مي‌شد. اعراب جاهلي در اين فرصت از افتخارات خانوادگي و پدران خود سخن مي‌راندند، (جواد علي، ج 11، ص 390، چ4، 1422ق.). تا اينکه قرآن کريم فرمان داد تا در فرصت اتراق در منا، آن‌چنان‌که پدرانشان را ياد مي‌کنند يا بهتر از آن، به ياد خدا باشند

(بقره : 200). اين محفل‌ها در زمان پيامبر(صلي الله عليه و آله) و امامان معصوم: نيز ادامه داشت.

الف) دعوت پيامبر(صلي الله عليه و آله) از قبايل عرب در منا

پيامبرخدا در مدت دعوت در مکه، هر ساله در موسم حج، در محافل قبايل مختلف در منا حاضر مي‌شد و آنان را به اسلام و بيعت با خود فرا مي‌خواند. بدين‌ترتيب مقدمات ملاقات آن حضرت با برخي از چهره‌هاي سرشناس يثرب و بيعت‌هاي عقبه در اين جلسات شکل گرفت، (ابن هشام، به کوشش السقاء و ديگران، ج1، ص425، بي‌تا).

ب) بيعت‌هاي عقبه در منا

دو بيعت انصار با پيامبر(صلي الله عليه و آله) در سال‌هاي دوازدهم و سيزدهم بعثت در منطقة انتهايي منا و نزديکي جمرة عقبه رخ داد. در بيعت اول، دوازده نفر از اهل يثرب و در بيعت دوم، گروهي شامل هفتاد نفر مرد و بيست زن با پيامبر خدا(صلي الله عليه و آله) بيعت کرده و موجبات هجرت‌ ايشان به مدينه را فراهم کردند. از ‌اين پيمان‌ها با نام پيمان عقبة اول و دوم ياد مي‌شود، (ابن هشام، به کوشش السقاء و ديگران، ج1، ص438، بي‌تا؛ بلاذري، به کوشش زکار و زرکلي، ج1، ص277، 1417ق.). به يادبود ‌اين پيمان‌ها، مسجدي به نام مسجد البيعه در ‌اين مکان ساخته شد که تاکنون موجود است، (صفري فروشاني، نعمت‌الله، ص177، 1386ش.؛ گروهي از نويسندگان، به سرپرستي عبدالرحمان بن سعيد آل حجر، ج2، ص360، 1428ق.).

پس از فتح مکه در سال هشتم قمري، به فرمان پيامبر(صلي الله عليه و آله)، تمام بت‌هاي اطراف مکه به دست امير مؤمنان7 شکسته شد و از بين رفت، (مسعودي، به کوشش اسعد داغر، ص242، 1409ق.؛ المفيد، ج1، ص152، 1410ق.). ابلاغ آيات آغازين سورة برائت در سال نهم قمري. توسط امير مؤمنان(عليه السلام) در کنار جمرة عقبه در منا صورت گرفت، (خوارزمي، به کوشش مالک محمودي، ص164، 1411ق.؛ مسعودي، به کوشش اسعد داغر، ص186، 1409ق.؛ بيهقي، به کوشش عبد المعطي، ج5 ، ص295، 1405ق.). اين آيات هشداري به حضور بت‌پرستان و اعلاميه‌اي دربارة روابط مسلمانان و بت‌پرستان هم‌پيمان بود.

ج) منا در حجة الوداع

حضور پيامبر خدا(صلي الله عليه و آله) و بيتوته در منا و رمي جمرات و توصيه‌ها و خطابه‌هاي آن حضرت در جريان حضور در منا (فاکهي، به کوشش ابن دهيش، ج4، ص285، 1414ق.) در جريان حَجَّة الوداع در سال دهم قمري بود، (ابن وهب عبدالله المصري، به کوشش رفعت فوزي و علي عبدالباسط، ج1، ص73، 1425ق.؛ فاکهي، به کوشش ابن دهيش، ج4، ص250، 1414ق.؛ ابن ابي‌عاصم، به کوشش باسم فيصل، ج5، ص316، 1411ق.).

آن حضرت از وادي محسر راه ميانة منا را پيمود که به جمرة عقبه منتهي مي‌شد و سنگريزه‌هاي کوچک را با فشار دادن سر انگشت سبابه به انگشت ديگر، به سوي جمره پرتاب کرد و با هر پرتابي، تکبير گفت. آن حضرت مردم را از آسيب زدن به يکديگر به هنگام پرتاب سنگريزه‌ها نهي کرد و فرمان داد با سنگ‌هاي کوچک رمي انجام دهند (فاکهي، به کوشش ابن دهيش، 1414ق.). ايشان در ميان جمرات راه مي‌رفت و مسلمانان را از ربودن مال يکديگر بر حذر مي‌داشت (فاکهي، به کوشش ابن دهيش، ج4، ص287، 1414ق.).

د) حضور ائمه: در منا

از ديگر محفل‌هاي منا که گزارشي از آن وجود دارد، مجلسي عظيم و مهم است که در آن امام حسين(عليه السلام) در سال 60 يا 59 ق. تمام اصحاب و ياران باقيمانده از پيامبر(صلي الله عليه و آله) و تابعيان را که تعدادشان به هزار نفر مي‌رسيد، در خيمه‌گاه خود جمع کرد و ضمن انتقاد از حکومت معاويه و ستم او و تلاشي که براي دگرگون کردن ارزش‌ها و کتمان فضايل اهل بيت: به خرج داد، از عملکرد حاضران در برابر حکومت اموي انتقاد کرد و خواستار تلاش جدي آنان براي انتشار فضايل اهل بيت: در شهر‌هاي خود شد.

محفل علمي امام صادق(عليه السلام) و شاگردان آن حضرت در منا، يکي از مهم‌ترين محفل‌هاي منا بود، (مجلسي، محمدباقر، ج1، ص462، چ2، 1403ق.).

امام جواد(عليه السلام) در ‌ايام حج، در کنار مسجد خيف و جمرات قدم مي‌زد و مي‌فرمود: «‌اينجا محل خيمه‌گاه بني‌هاشم و امام سجاد(عليه السلام) است و من دوست دارم در منزل‌گاه‌هاي آنان راه بروم»، (کليني، به کوشش غفاري، ج4، ص486، 1375ش.).

7. حوادث تاريخي و اتفاقات منا

الف) پيش از دوره سعودي

سرزمين منا در طول ساليان طولاني، شاهد حوادث بسياري بوده که در اينجا به برخي از مهم‌ترين آنها که در منابع تاريخي انعکاس يافته است، اشاره کنيم:

يک ـ زخمي شدن عمر بن خطاب

در سال 23ق. در حالي که عمر بن خطاب در کنار جمرة اول مشغول رمي جمره و پرتاب سنگريزه به آن بود، سنگي به قسمت جلوي سر وي برخورد و وي را مجروح و خون‌آلود کرد. مردي از بني‌لهب که اين صحنه را نظاره مي‌کرد، سر خون‌آلود عمر را به قربانياني تشبيه کرد که پيش از رسيدن به قربان‌گاه، اندکي خون‌آلود مي‌شوند و گفت: «امير المؤمنين اشعار کرده و بعد از اين، حج به جا نمي‌آورد.» حاضران نيز اين صحنه را به فال بد گرفته و گفتند: «عمر پس از امسال به حج نخواهد رفت». براساس اين گزارش‌ها، پس از بازگشت از اين سفر بود که عمر در مدينه به قتل رسيد، (زمخشري، ج4، ص196، بي‌تا؛ ابن ابي‌عاصم، به کوشش باسم فيصل، ج1، ص102، 1411ق.؛ الصنعاني، عبدالرزاق، به کوشش حبيب الرحمان، ج10، ص402، بي‌تا).

دو ـ اعلام منا به عنوان محل امن (73ق.)

در اين سال هنگامي ‌که حجاج بن يوسف، فرمانده مرواني، از سوي عبدالملک به سرکوب قيام ده سالة ابن زبير در مکه مشغول بود، براي در تنگنا گذاشتن ابن زبير و پراکندن نيروهاي وي که در مکه پناه گرفته بودند، منا را به عنوان يکي از محل‌هاي امن اعلام کرد که هرکس به آن پناه ببرد، از تعقيب در امان است. در پي اين اعلام، منا چونان ايام موسم حج، شلوغ و لبريز از جمعيت شد (فاکهي، به کوشش ابن دهيش، ج2، ص366، 1414ق.)

سه ـ ترور عبدالله بن عمر (73ق.)

وي پسر بزرگ خليفة دوم بود که پس از سرنگوني حکومت زبيريان در مکه، با

حجاج بن يوسف، کارگزار خون‌آشام عبدالملک بن مروان بيعت کرد؛ اما به او نگاه مثبتي نداشت. حجاج که از ابن عمر به دليل نفوذ خانوادگي و حمايت از آل زبير و اعتراضش به بي‌بند و باري‌هاي بني‌اميه، دلِ خوشي نداشت، به فرمان عبدالملک مجبور بود در موسم حج آن سال، پس از عبدالله بن عمر، وقوف را انجام دهد و او را بر خود مقدم بدارد.

حجاج براي رهايي از وي به يکي از مأمورانش دستور داد تا نيزه مسموم را با صحنه‌سازي به شکل يک تصادف به پاي عبدالله بن عمر فرو آورد و اين‌گونه او را مسموم کند. اين توطئه با استفاده از ازدحام کنار جمرات عملي شد و عبدالله به بستر بيماري افتاد و حجاج به عيادت او رفت و از او خواست تا مقصر را معرفي کند؛ ولي عبدالله، حجاج را عامل اصلي اين مشکل دانست؛ زيرا وي اجازه داده بود نيروهايش در حرم امن الهي با اسلحه باشند.

بيماري عبدالله ادامه يافت تا اينکه پس از چند روز، در حالي ‌که به خاطر همراهي نکردن با امام علي(عليه السلام) و دشمنان بني‌اميه در پيکار با امويان افسوس مي‌خورد. درگذشت. در نهايت نيز حجاج با تحميل خود، بر پيکر عبدالله نماز خواند، (الذهبي، به کوشش عمر عبدالسلام، ج5 ، ص465، 1410ق.؛ بخاري، به کوشش محمود ابراهيم، ج1، ص185، 1406ق.؛ الجزري، ابن اثير، ج3، ص241، 1409ق.).

چهار ـ ترور امير ياسور (733ق.)

ياسور يکي از اميران مغول در دربار ابوسعيد ‌ايلخان بود که ايلخان در مورد قدرت يافتنش بيمناک شد. به همين دليل هنگامي ‌که ياسور براي حج از او اجازه خواست، يکي از درباريان به نام خواجه مجدالدين سلامي را مأمور از بين بردن ياسور در اين سفر کرد.

مجدالدين قطلوبک سلامي يکي از پيشکارانش را به سوي امير مملوکي مصر فرستاد. امير فرستادة مجدالدين را به مکه، نزد برسبغا فرستاد که آن سال به مکه رفته بود تا با هماهنگي وي، امير مکه، شريف رميثه را براي همکاري در ترور ياسور به ياري گيرد. ولي رميثه که از ناامني و عواقب کار بيمناک بود، با مصريان همکاري نکرد. به همين دليل برسبغا، يکي از بردگان عرب خود را براي اين کار تطميع کرد.

پس از وقوف در مشاعر مقدس و يک روز پس از عيد قربان، در حالي‌ که ياسور به همراه برسبغا، براي رمي روز يازدهم، بر مرکب سوار شد، در نزديکي جمره، مورد هجوم مزدور برسبغا قرار گرفت و کشته شد. غلامان برسبغا، مزدور را دنبال کردند و براي تبرئه خود و از بين بردن مدارک، او را نيز کشتند. برسبغا نيز در برابر حجاج، به وي درود فرستاده و وعدة پيگيري قاتلانش را داد، (ابن فهد، محمد، ج3، ص201، چ3، مکه مکرمه، 1403ق.)

پنج ـ ترور حسن پاشا، امير عثماني حرمين

پس از اعتراض مردم به اقدامات شريف سعدبن زيد، از شرفاي آل زيد مکه، دربار عثماني، حسن پاشا را براي پيگيري اين شکايت‌ها به حجاز فرستاد. پس از ورود حسن پاشا، بين او و شريف سعد، درگيري‌ها و کدورت‌هايي ايجاد شد؛ اما شريف سعد در برابر دست‌اندازي‌هاي حسن پاشا که به اتکاي قدرت عثمانيان بود، مدارا مي‌کرد تا اينکه در دومين موسم حج، پس از حضور حسن پاشا در سال 1081ق. و هنگامي ‌که وي به همراه تعدادي از نيروها و محافظانش براي رمي جمره در روز دوازهم ذي‌الحجه رفته بود، در کنار جمرة عقبه، سه نفر با تفنگ به وي شليک کردند که يکي از تيرها به ران پاي وي اصابت کرد.

همراهان و محافظان حسن پاشا پس از اين تيراندازي، وي را به سمت مکه بردند و به سوي افراد حاضر و حجاج و فقيراني که بر سر راه بودند، آتش گشوده و سي نفر از افراد غير مسلح را کشتند، (الحسني الوزير عبد الله بن علي، ص277). اين ترور، رابطة ميان حسن پاشا و شريف سعد را تيره‌تر کرد تا اينکه فرمان بازگشت حسن پاشا صادر شد و در ميانة راه، در غزه درگذشت و همانجا دفن شد، (عارف عبدالغني، ص352، 1417ق.؛ محبي، ج1، ص275، بي‌تا).

شش ـ دار زدن باند دزدان در جمره

با توجه به جمع شدن حاجيان پيرامون جمرات در موسم حج، اين نماد‌‌ها، کارکرد‌هاي ديگري نيز پيدا مي‌کرد؛ چنان‌که در يکي از سال‌ها، به دستور حاکم عثماني، يازده سارق بر ديوار جمره به دار آويخته شدند، (طه عبدالقادر، مرکز ابحاث الحج، ص44).

هفت ـ شيوع وبا در منا و مکه (1282ق./1245ش.)

در حج اين سال، به خاطر آلودگي فضاي بهداشتي منا، بيماري وبا به حدي شيوع يافت که امکان دفن همة اجساد نبود و خيابان‌هاي منا آن‌چنان مملو از جمعيت بود که حجاج براي رسيدن به جمرات و رمي آنها، بايد از روي جنازه‌ها عبور مي‌کردند، حجاج اين سال را حدود پانصد هزار نفر تخمين زده‌اند که ادعا شده است حدود يک سوم آنها به خاطر وبا جان دادند، (عبدالعزيز دولتشين، ص309، چ1، 1428ق.).

هشت ـ ممنوعيت ذبح قرباني در کنار چادرها (1318ق./1280ش.)

دراين سال، اعلام شد کسي از حجاج حق ذبح قرباني در کنار چادرهاي خود را در منا ندارد و گودال‌هاي زيادي در فاصلة هزار متري از چادرِ حجاج حفر شد و حجاج، قرباني‏هاي خود را در آن نقاط ذبح مي‏کردند. اين اقدام سبب جلوگيري از آلودگي هوا و پراکندگي بوهاي نامطبوع از لاشة حيوانات در فضا شد. بنا به گزارش‌هاي موجود در سال‌هاي گذشته، مردم قرباني‏هاي خود را در کنار چادرهاي حجاج سر مي‏بريدند که اين موجب آلودگي هوا و بيمار شدن جسم و جان بود، (ابراهيم رفعت باشا، ص107، 1344ق.).

ب) دوره سعودي

با پيشرفت تکنولوژي و تسهيل حمل و نقل در قرون اخير، تعداد حجاج چندين برابر شده است که در پي آن، ادارة حج، امکانات رفاهي و مديريت، برنامه‌ريزي و تلاش‌هاي عمراني مضاعفي را طلب کرد. هرچند دولت سعودي در اين مدت، تلاش‌هاي چشمگيري انجام داد تا به رونق صنعت حج در مقام يکي از منابع مهم درآمدزايي سعودي و ماية اصلي اعتبار اين حکومت در جهان اسلام بيافزايد، اما عمدة اين تلاش‌‌ها با تأخير فراوان و پس از تکرار سوانح و حوادث پرقرباني براي حاجيان انجام شد و در زمينه‌هايي گسترش يافت که بازدهي سرمايه به سرعت اتفاق مي‌افتاد. ولي زمينه‌هاي کم‌بازده مانند صنعت حمل و نقل، هنوز دچار عقب‌ماندگي و بي‌توجهي است.

از سوي ديگر بسياري از اين برنامه‌هاي توسعه‌اي، بدون نگاه کلان و جامع است؛ به گونه‌اي که بارها دچار بازسازي و تغيير شدند. در ادامه به تعدادي از سوانح و حوادث رخ‌ داده در منا در موسم حج اشاره مي‌‌کنيم که غالباً قابل پيشگيري بوده ولي به خاطر ناتواني و سوء مديريت مسئولان سعودي به فاجعه‌اي پرتکرار بدل شدند.

يک ـ شيوع آنفلوانزا در سال 1335ش. در منا

در اين سال به دليل رعايت نشدن اصول بهداشتي، آنفلوانزايي فراگير در منا شيوع يافت و افراد بسياري را به کام مرگ فرستاد؛ از جمله چهارده ايراني در منا درگذشتند، (ميقات حج،

ش5، ص219).

دو ـ کشتار حجاج مصري در منا (1344ق./1305ش.)

با روي کار آمدن حکومت سعودي که بر پاية تکفير مسلمانان طراحي شده بود، و‌هابياني که متکي به قدرت حکومت بودند، به تعرض و کشتار حجاج به بهانة انجام اعمالي که از نظر وهابيان کفرآميز است، دست زدند؛ از جمله تعداد زيادي از حجاج مصري را در مِنا (1344ق.) به علت حرام دانستن برخي از اعمال آنان، بي‌رحمانه قتل عام کردند، (امين، سيدمحسن، ص52، 1410ق.).

سه ـ کشته شدن تعدادي از حجاج در سال 1389ق./ 1348ش.

بنا بر گزارش شاهدان عيني در اين سال، در مسير باريک «سوق العرب» منا، به دليل ازدحام جمعيت و اتوبوس‏ها، هشت نفر از حجاج زير دست و پا تلف شدند، (محمدي ري شهري، محمد، ص124،‏ چ6 ، 1383ش.).

چهار ـ آتش‌سوزي سال 1395ق./ 1354ش.

در موسم حج اين سال، آتش‌سوزي مهيبي در منا رخ داد که عمده دليل آن انفجار کپسول‌هاي گاز و باک بنزين اتومبيل‌ها بود که با وزيدن باد، به سرعت گسترش يافت و در کمتر از يک ساعت، منطقة وسيعي از منا را در برگرفت. در اين حال حاجيان به کوه‌هاي اطراف پناه بردند و امور از کنترل خارج شد و از وسايل اطفاي حريق و فعاليت دو فروند هلي‏کوپتر، به خاطر گستردگي آتش، کاري ساخته نبود. پرتاب شدن حجاج از کوه‌ها نيز باعث آسيب‌ديدگي بيشتر آنان شد. سرانجام پس از ساعاتي، همه چيز در آن قطعه سوخت و آتش خاموش شد و چادرهاي فراواني که از آتش در امان مانده بودند، در رفت و آمد ماشين‌ها و ازدحام جمعيتِ در حال گريز نابود شده بودند. طبق آمارهاي اعلام شده، 11500 خيمه در اين حادثه سوخت، (همان، ص30؛ ميقات حج، ش5 ، ص224).

پنج ـ حادثة تونل منا در سال1410ق./ 1369ش

طي اين حادثه، حجاجي که در ايام تشريق از طريق اين تونل‏ به سمت منا مي‏رفتند، به علت خراب شدن دستگاه‏هاي تهويه و در نتيجه کمبود هوا و گرما از يک طرف و فشار و ازدحام جمعيت از طرف ديگر، محاصره شدند و 1400 حاجي، جان خود را از دست دادند، (عليزاده موسوي، سيدمهدي، ص160، 1382ش.).

شش ـ کشته شدن 300 نفر در ازدحام سال1414ق./1373ش.

بنا به برخي از گزارش‌ها در موسم حج اين سال،270 تا300 نفر از حجاج در ازدحام منطقة جمرات، در منا کشته شدند، (ميقات حج، ش28، ص220). رسانه‌هاي خارجي اين آمار را تا 800 نفر نيز اعلام کردند، (عليزاده موسوي، سيدمهدي، ص160، 1382ش.).

هفت ـ آتش‌سوزي منا در سال 1415ق./1374ش.

روز هفتم ذي‌حجه اين سال، پيش از استقرار حجاج در منا، آتش‏سوزي شد و نوزده هزار چادر مربوط به کشورهاي آسياي ميانه و عربي از بين رفت و سه نفر کشته شدند‏ و 99 مجروح بر جاي ماند. آتش‌سوزي به اندازه‌‌اي مهيب بود که دود آن، منطقة عزيزيّة مکه را فرا گرفت و هليکوپترها و وسايل آتش‏نشاني، فعّالانه به خاموش کردن آن مشغول بودند، (سفرنامه حج سال 1374، ص151).

هشت ـ کشته شدن تعدادي از حجاج در پل جمرات در سال 1418ق/1377ش.

بنا به برخي از گزارش‌ها، در موسم حج اين سال نيز 108 يا 118 نفر از حجاج، به خاطر ازدحام جمعيت از پل جمرات سقوط کرده و زير دست و پا از ميان رفتند، (عليزاده موسوي، سيدمهدي، ص160، 1382ش.؛ ميقات حج، ش28، ص220).

نه ـ تلفات در جمرات سال 1421ق./1380ش.

در اين سال طبق برخي از آمارها، 35 نفر از حجاج در ازدحام جمعيت در جمرات از بين رفتند، (عليزاده موسوي، سيدمهدي، ص160، 1382ش.).

ده ـ فاجعة جمرات سال1424ق./ 1382ش.

در اين سال با وجود هشدارها و پيش‌بيني‌هاي احتياطي، هجوم جمعيت فراوان به بالاي پل جمرات و استقرار آنها در اطراف جمرة عقبه، زمينه را براي حادثه فراهم کرد. فشارهاي مردم، مانند موجي جمعيت را روي زمين ‏خواباند. در اين هنگام همه براي نجات خود دست و پا ‏زدند و هر کس که افتاد، ديگر قادر به بلند شدن نبود و افراد بعدي که با حرکت از روي سر آنها قصد نجات جان خود را داشتند، باعث تلف شدن افراد زيرين شدند و پس از گذشت چند دقيقه، فاجعه رخ داد و 244 تا 250 نفر کشته و بيش از 200 نفر زخمي شدند و مسير پل به روي جمعيت بسته شد.

پس از ساعتي، روي پل به آرامي خلوت شد و جنازه‏ها همراه با هزاران حوله، دمپايي، کيسه پلاستيک و غيره پراکنده شدند. مأموران براي جمع‌آوري جنازه‏ها در گوشه‏اي به فعاليت افتادند و بولدوزرهاي کوچک هم شروع به جمع‌آوري وسايل کردند. روزنامه عُکاظ (دوشنبه، 11 ذي‌الحجه) تعداد قربانيان اين رخداد را در اطراف حوض جمرة عقبه، 244 نفر کشته و 244 نفر زخمي اعلام کرد، (جعفريان، رسول، ص450، 1383ش.؛ عليزاده موسوي، سيدمهدي، ص160، 1382ش.).

يازده ـ کشته شدن حجاج در ازدحام جمرات سال 1425ق./1384ش.

در موسم حج اين سال نيز طبق برخي از گزارش‌ها، 251 نفر از حجاج در ازدحام جمعيت اطراف جمرات در منا جان دادند، (عليزاده موسوي، سيدمهدي، ص160، 1382ش.؛ ميقات حج، ش28، ص220). البته برخي تنها آسيب ديدن سرپايي 500 نفر از حجاج را بيان کرده‌اند، (مختاري، رضا، ص333، 1384ش.).

دوازده ـ کشته شدن حجاج در ازدحام سال 1426ق./1384ش.

در روز دوازدهم ذي‌حجة اين سال، در اوج حضور زائران اهل سنت براي رمي جمرات، حدود ساعت يک بعد از ظهر، بنا به آنچه مسئولان سعودي اعلام کردند، به سبب ازدحام زياد و اصرار زائران براي حمل اسباب و اثاثيه خود به هنگام رمي، شمار بسياري از آنان کشته شدند. به گفته سخنگوي وزارت کشور عربستان سعودي، شمار کشته‌شدگان به 363 نفر رسيد که عمدتاً از اتباع هند، پاکستان، سعودي، بنگلادش، مصر، ترکيه، سودان، افغانستان و الجزاير بودند. شمار مجروحان اين حادثه بنا به نوشته روزنامه فارسي البلاد، 289 تن اعلام شد. هفت زائر ايراني (شش تن از کاروان‌هاي اهل سنت کردستان و يک نفر از کاروان‌هاي تهران که نتوانسته بود پيش از ظهر رمي کند) نيز جزو کشته‌شدگان بودند.

به گفتة شاهدان عيني، هرچند دليل اصلي اين فاجعه دقيقاً اعلام نشد، اما نمي‏توان ادعاي مقام سعودي مبني بر «اصرار زائران براي حمل اسباب و اثاثيه» را از عوامل بروز آن دانست؛ زيرا اولاً: به سبب اطلاع‌رساني قبلي از طريق تابلوهاي بزرگ در سطح شهر، به زبان‌هاي مختلف از زائران خواسته شده بود هنگام حضور در رمي، از آوردن اثاث و لوازم خودداري کنند. ازاين‌رو، بسياري از زائران، بدون اسباب و اثاثيه حاضر مي‏شدند.

ثانياً: مأموران سعودي با دقت و خشونت، معدود زائراني را که لوازمي با خود حمل مي‏کردند، به کناري کشيده و مانع حضور آنها با وسايلشان مي‏شدند. در نتيجه سهل‏انگاري در رفع سد معبر و نداشتن تدبير در انتظام عبور و مرور، نقش مهمي در بروز اين حادثه داشت؛ زيرا در طول مسير، از محل استقرار حجاج در منا تا محل جمرات، قدم به قدم متکديان در چند رديف، وسط راه نشسته و مانعي بزرگ در رفت و آمد زائران بودند و بيتوته کردن انبوه زائران پاکستاني و هندي و آفريقايي در اين مسير که از دو طرف، بخش اعظم راه را اشغال کرده‏ بودند نيز، باعث تراکم سيل زائران شد و به بي‏نظمي موجود افزود. در حالي‌ که با اندک تدبير، مسئولان مربوط مي‏توانستند مسير رفت زائران رمي جمرات را از مسير بازگشت آنان مجزا کنند تا از تداخل زائران رمي کرده در حال بازگشت، با زائراني که رو به جمرات مي‏آورند، پيش‏گيري کنند، (رجبي، محمدحسين، ص301، چ1، 1385ش.).

پس از حادثة منا در سال 1426ق./2005م. يکي از مسئولان وزارت کشور سعودي عمده دليل اين حادثه را اسباب و وسايل حجاجي اعلام کرد که بر دوش خود حمل مي‌کردند و آن وسايل در وقت فشار روي زمين افتاده، سبب زمين خوردن ديگران مي‏شدند.

همچنين مسئولان مطوّفي‏ها؛ يعني مؤسساتي که مسئوليت زدن چادر براي گروه‏هاي حجاج از کشورهاي مختلف را دارند، اعلام کردند که مسئوليتي در قبال اين حادثه ندارند؛ زيرا بيشتر افراد کشته شده، از مفترشين (کساني که چادري ندارند و در کنار خيابان‌ها مي‏خوابند) بوده‏اند، (جعفريان، رسول، ص453، 1383ش.).

در پي اين فاجعه، فردي از سوي ملک فهد براي توسعة مکه، مدينه و مشاعر مقدس مأمور شد تا طرحي را که دست کم مصالح بيست سال آينده را در نظر داشته باشد، براي فراهم کردن بهترين وضعيت در مکه و مدينه و مشاعر مقدس ارائه کند. اين اقدام که بلافاصله پس از حادثة دهشتناک منا صورت گرفت، نوعي اقدام آرام‏بخش براي بحراني تلقي مي‌شد که پس از اين حادثه در امر حج و مسئوليت دولت سعودي در قبال آن پديد آمد.

بالاترين مرجع فقهي در عربستان سعودي، هيئت کبار العلما نيز به سرعت جلسه‏اي به مناسبت فاجعه‏اي که در منا رخ داد، برگزار کرد تا راه‏هاي شرعي حل اين مشکل را بررسي کند.

اين فاجعه در رسانه‌ها نيز بازتاب فراواني يافت؛ وزير امور خارجه بنگلادش گفت که با شنيدن خبر درگذشت بيش از 240 نفر از زائران خانة خدا شگفت‌زده شده است. دولت فرانسه نيز بلافاصله به خانواده‏هاي جان‌باختگان فاجعة منا تسليت گفت. شيراک ضمن ارسال پيامي براي فهد، پادشاه عربستان نوشت: از شنيدن خبر اين فاجعه، عميقاً متأثر شده است.

همچنين رييس جمهور هند، جان باختن بيش از 250 نفر از حجاج بيت الله الحرام در مراسم رمي جمرات را به خانواده‏هاي آنان تسليت گفت. دولت اندونزي نيز اعلام کرد که مسئوليت کشته شدن 54 زائر اين کشور بر عهده دولت سعودي است و دولت عربستان بايد غرامت اين قربانيان را بپردازد.

از سوي ديگر، دولت سعودي اعلام کرد: از خانواده هر کدام از مقتولين در منا، سال ديگر سه نفر را به حج اعزام خواهد کرد. همچنين در مطبوعات عربستان هر روز طرح‏هايي دربارة جلوگيري از اين فاجعه ارائه مي‏شد. در عين حال دولت سعودي نيز همچنان اصرار داشت که مسئوليتي در قبال اين حادثه ندارد‏ و امير نايف تأکيد کرد که بي‏احتياطي خود زائران و همراه داشتن وسايل و بار از سوي آنان سبب پديد آمدن اين حادثه شده است. وي همچنين گفت: «اين قضاي الهي بوده و ما به آن راضي هستيم»، (جعفريان، رسول، ص 461، 1383ش.).

برخي گزارش‌ها حاکي است علت اصليِ اين حادثه، انجام اقدامات امنيتي شديد به دليل حضور يک هيئت سياسي سعودي در زمان رمي بوده است؛ اما مقامات رسمي سعودي با تکذيب اين خبرها، علت اصلي را اصرار زائران براي حمل اسباب و اثاثيه خود به هنگام رمي جمرات اعلام کردند.

نمايشگاهي از تصاوير جان‌باختگان حادثة منا به منظور شناسايي آنان در مجمع المعصم برپا شد. بسياري از زائران که بستگان آنان هنوز شناسايي نشده بودند، براي شناسايي هويت جان‌باختگان در فضايي حزن‌آور و اندوهناک از اين نمايشگاه بازديد کردند. پس از گذشت يک هفته از اين حادثه، دولت عربستان سعودي اعلام کرد قصد دارد با تخرب پل‌هاي فعليِ رمي جمرات در «منا»، آن را به پنج طبقه افزايش دهد، (رجبي، محمدحسين، ص 337، چ1، 1385ش.).

سيزده ـ فاجعه منا در سال 1437ق./1394ش.

در روز عيد قربان سال 1437ق. طي حادثه‌اي که از نظر محل حادثه و تعداد قربانيان بي‌سابقه بود، حدود هشت هزار نفر از حجاج که بيشتر آنان (462 نفر) مليت ايراني داشتند، در اثر ازدحام ايجاد شده به علت رفتار عجيب نيروهاي انتظامي سعودي در اثر گرماي شديد، تشنگي، فشار جمعيت و کوتاهي در کمک‌رساني، قرباني شدند.

عظمت اين حادثه باعث شد تا دولت سعودي تمام توان خود را براي مخفي نگه‌داشتن آمار واقعي قربانيان به خرج دهد و از همکاري با مسئولان و بازپس دادن جنازه‌ها تا حد ممکن خودداري کند تا اينکه هشدار مقام معظم رهبري در سخنراني نوشهر، باعث شد اجساد قربانيان ايراني را بازگردانند؛

www.rasanews.ir/nsite/fullstory/news/?id=294782

http://alef.ir/vdcgux9wyak9z74.rpra.html?302879

 

منابع

اتحاف الوري باخبار امّ القري، عمربن محمد ابن فهد، چ3، مکه مکرمه، 1403ق.

اثارة الترغيب، محمد بن اسحاق الخوارزمي، به کوشش الذهبي، مکه، مکتبة نزار مصطفي الباز، 1418ق.

الإحتجاج علي اهل اللجاج، احمد بن علي طبرسي، چ1، مشهد، نشر مرتضي، 1403ق.

اخبار مکه، الازرقي، به کوشش رشدي الصالح، مکه، مکتبة الثقافه، 1415ق.

اخبار مکه، الفاکهي، به کوشش ابن دهيش، بيروت، دار خضر، 1414ق.

«از هندوستان تا حريم يار، سيري در سفرنامه حج مرحوم صاحب عبقات الانوار علّامه مير حامد حسين هندي»‏، ترجمه و تحقيق: محمد علي مقدادي‏، فصلنامه ميقات حج، ش14، ص 170.

ازدحام في منا و احکامه، اعمال ندوة مشکة الزحام في الحج و حلولها الشرعية، علي القره داغي، رابطة العالم الاسلامي ‌المجمع الفقهي.

الاستبصار في عجايب الامصار، کاتب مراکشي، چ1، بغداد، 1986م.

اسد الغابة في معرفة الصحابه، ابن اثير عز الدين ابو الحسن علي بن محمد الجزري، بيروت، دار الفکر، 1409ق..

الاضحية في عصرنا، ناصر مکارم شيرازي، چ3، قم، انتشارات مدرسه امام علي بن ابي طالب(عليه السلام)، 1418ق.

اعمال ندوة مشکلة الزحام في الحج و حلولها‌ الشرعية، المجمع الفقهي الاسلامي، مکة المکرمه، 1422ق.

انساب الاشراف، بلاذري، به کوشش زکار و زرکلي، بيروت، دار الفکر، 1417ق.

آثار اسلامي مکه و مدينه، رسول جعفريان، قم، مشعر، 1386ش.

الآثار الباقية عن القرون الخاليه، ابوريحان بيروني، تهران، چاپ اول، 1380ش.

الآحاد و المثاني، ابن ابي‌عاصم، به کوشش باسم فيصل، رياض، دار الدرايه، 1411ق.

با کاروان صفا در حج 82 ، رسول جعفريان، تهران، مشعر، 1383ش.

بحار الانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار، محمدباقربن محمدتقي مجلسي، چ2، بيروت، دار إحياء التراث العربي، 1403ق.

البحوث العلمية، هيئة کبار العلماء، الرئاسة العامة للبحوث العلمية و الافتاء، 1421ق.

البداية و النهايه، ابن کثير، بيروت، مکتبة المعارف.

برکات سرزمين وحي‏، محمد محمدي ري‌شهري،‏ چ6، تهران، مشعر، 1383ق.

تاج العروس، الزبيدي، به کوشش علي شيري، بيروت، دار الفکر، 1414ق.

تاريخ مکة المکرمه قديماً و حديثاً، عبدالغني محمد الياس، المدينة المنورة، مطابع الرشيد، 1422ق.

تاريخ الاسلام و وفيات المشاهير، الذهبي، به کوشش عمر عبدالسلام، بيروت، دار الکتاب العربي، 1410ق.

تاريخ الجمرات بوادي مني في مکة المکرمه، طه عبدالقادر، السعوديه، مرکز ابحاث الحج.

التاريخ الصغير، بخاري، به کوشش محمود ابراهيم، بيروت، دار المعرفه، 1406ق.

التاريخ القويم محمد طاهر الکردي، به کوشش ابن دهيش، بيروت، دار خضر، 1420ق.

تاريخ اليمن خلال القرن الحادي عشر الهجري السابع عشر الميلادي/ تاريخ طبق الحلوي وصحاف المن والسلوي، الحسني الوزير عبد الله بن علي بن احمد بن محمد، محمد عبد الرحيم جازم، بيروت، دار المسيره.

تاريخ امراء المدينه، عارف عبدالغني، دمشق، دار کنان، 1417ق.

تاريخ طبري (تاريخ الامم و الملوک)، الطبري، به کوشش محمد ابوالفضل، بيروت، دار احياء التراث العربي.

تاريخ مدينة دمشق، ابن عساکر، به کوشش علي شيري، بيروت، دار الفکر، 1415ق.

تاريخ مکة المکرمه، عبدالغني محمد الياس، مدينه، مکتبة ملک فهد، 1422ق.

تاريخ مکة المشرفه، ابن الضياء، به کوشش العدوي، مکه، المکتبة التجارية مصطفي احمد الباز، 1416ق.

تاريخ، احمدبن يعقوب اليعقوبي، بيروت، دار صادر، 1415ق.

تحصيل المرام، ابن احمد الصباغ، به کوشش ابن دهيش، 1424ق.

تحقيقي دقيق درباره جمرات و رمي آن‌ها، علي عطائي اصفهاني، قم، امير العلم، 1382ش.

تفسير القمي، القمي، به کوشش الجزائري، قم، دار الکتاب، 1404ق.

تهذيب اللغه، محمد بن احمد ازهري، چ1، بيروت.

الجامع اللطيف في فضل مکة و اهلها و بناء البيت الشريف، محمد ابن ظهيره، به کوشش علي عمر، قاهره، مکتبة الثقافة الدينيه، 1423ق.

الجامع لاحکام الحج و العمرة، العثيمين محمد بن صالح، به کوشش محمود السعيد، الازهر، دار البيان العربي، 2006م.

الجامع، ابن وهب عبدالله المصري، به کوشش رفعت فوزي و علي عبدالباسط، دار الوفاء، 1425ق.

جسر_الجمرات www.kaphajj.org/jamarat_bridge_php www.momra.gov.sa/about/gamarat.aspx.

جواهر الکلام، النجفي، به کوشش قوچاني و ديگران، بيروت، دار احياء التراث العربي.

حج گ‍زارش‍ي از ح‍ج‌‌گ‍زاري س‍ال 1425ق. برابر با سال‌ 1383 ش. رضا مختاري، تهران، مشعر، 1384ش.

حج گزارشي از حج‌گزاري سال 1426ق. محمدحسين رجبي، چ1، تهران، مشعر، 1385ش.

حج گزارشي از حج‌گزاري سال 1427ق. حسن مهدويان، تهران، مشعر، 1386ش.

حج گزارش حج‌گزاري ايرانيان در موسم حج سال 1427ق. آذر و دي 1385ش. حسن مهدويان، تهران، مشعر، 1386ش.

حج 29، حجت الله بيات و سيد حسين اسحاقي‏، تهران، مشعر.

حج 30، سيد جواد ورعي و جواد منصوري، تهران، مشعر.

حج رضا بابايي و علي‌اکبر جوانفکر، تهران، مشعر، 1387ش.

«حدود حمي المشاعر»، حمد جاسر، مجله العرب، رجب شعبان 1407ق.

خلاصة الاثر في اعيان القرن الحادي عشر، المحبي، بيروت، دار صادر.

در حريم حرم سفرنامه حج سال 1374ش. جواد محدثي، تهران، مشعر، 1375ش.

الدراسات الشرعيه و التاريخية لمکة المکرمة، عبدالملک بن دهيش بناء جسر علوي للجمرات:

www.bin-dehaish.com

دراسة تحليلية لحيز الفراغي و الزحام في مني و عند الجمرات، اعمال ندوة مشکة الزحام في الحج و حلول‌ها الشرعية، محمد بن عبدالله ادريس، رابطة العالم الاسلامي ‌المجمع الفقهي.

الدروس الشرعية، الشهيد الاول، قم، نشر اسلامي، 1412ق.

دعائم الاسلام، قاضي نعمان ابوحنيفه نعمان بن محمد مغربي تميمي، مؤسسه آل البيت. ‌

دلائل النبوة، بيهقي، به کوشش عبد المعطي، بيروت، دار الکتب العلميه، 1405ق.

ربيع الأبرار و نصوص الأخيار، زمخشري.

رحلة ابن جبير، محمد بن احمد ابن جبير، بيروت، دار مکتبة الهلال، 1986م.

الرحلة السرية للعقيد الروسي، عبدالعزيز دولتشين، چ1، بيروت، الدار العربية للموسوعات، 1428ق.

رمي جمرات در گذشته و حال، ناصر مکارم شيرازي، قم، مدرسه امام علي بن ابي‌طالب7 1384ش.

سفرنامه حجاز، محمد لبيب البتنوني، ترجمه: هادي انصاري، تهران، مشعر، 1379ش.

السيرة النبويه، ابن هشام، به کوشش السقاء و ديگران، بيروت، دار المعرفه.

سيرة ابن اسحاق (السير والمغازي)، ابن اسحاق، به کوشش زکار، قم، دفتر مطالعات تاريخ و معارف اسلامي، 1368ش.

شمس العلوم، نشوان الحميري، به کوشش العمري و الاريابي، دمشق، دار الفکر، 1420ق.

الصحاح، الجوهري، به کوشش العطار، بيروت، دار العلم للملايين، 1407ق.

الطبقات الکبري، محمد بن سعد بن منيع الهاشمي البصري، تحقيق: محمد عبد القادر عطا، چ1، بيروت، دار الکتب العلميه، 1410ق.

علل الشرايع، الصدوق، به کوشش بحرالعلوم، نجف، المکتبة الحيدريه، 1385ق.

العين (ترتيب العين)، خليل، به کوشش بکايي، قم، نشر اسلامي، 1414ق.

عيون الأثر، ابن سيد الناس، بيروت، دار القلم، 1414ق.

فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت، جمعي از پژوهشگران زير نظر سيد محمود ‌هاشمي شاهرودي، قم، مؤسسه دائرة المعارف فقه اسلامي بر مذهب اهل بيت، 1426ق.

فقه الرضا، علي بن بابويه، مشهد، المؤتمر العالمي للامام الرضا(عليه السلام)، 1406ق.

في خبر الاقطار محمد بن عبدالمنعم حميري، چ2، بيروت، 1984م.

القاموس المحيط، محمد بن يعقوب فيروزآبادي، چ1، بيروت.

قرب الاسناد، الحميري، قم، آل البيت، 1413ق.

کتاب من لا يحضره الفقيه، محمد بن علي ابن بابويه، قم، دفتر انتشارات اسلامي وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم، 1413ق.

کشف الارتياب، سيدمحسن امين، بيروت، دارالکتب الاسلامي، 1410ق.

کشف اللثام والابهام عن قواعد الاحکام، محمد بن حسن فاضل اصفهاني، قم، دفتر انتشارات اسلامي، 1416ق.

الکافي، الکليني، به کوشش غفاري، تهران، دار الکتب الاسلاميه، 1375ش.

کشاف القناع، منصور البهوتي، به کوشش محمد حسن، بيروت، دار الکتب العلميه، 1418ق.

لسان العرب، ابن منظور، قم، ادب الحوزه، 1405ق.

ماء العينين ابن عتيق، به کوشش الظريف، بيروت الموسوعة العربيه؛ ابوظني، دار السويدي، 2004م.

ماء العينين الرحله المعينيه، ابن العتيق، چ1، بيروت و ابوظبي، 2004م.

مأساة التدافع في مني الأسوأ منذ ربع قرن وانتقادات لـ «إدارة الحج»

https: //arabic. rt. com/news/794987.

المحاسن، احمد بن محمد بن خالد برقي، چ2، قم، دار الکتب الإسلاميه، 1371ق.

معجم المصطلحات و الالفاظ الفقهيه، محمود عبدالرحمان، بي‌تا.

المحيط في اللغة، اسماعيل بن عباد صاحب بن عباد، چ1، بيروت.

مدينة معاجز الأئمة الاثني عشر و دلائل الحجج علي البشر، سيد‌هاشم بن سليمان بحراني، چ1، قم، مؤسسة المعارف الاسلاميه، 1413ق.

مراصد الاطلاع علي اسماء الامکنة والبقاع، صفي‌الدين عبدالمؤمن ابن عبدالحق بغدادي، چ1، بيروت، دار الجيل، 1412ق.

مرآة الحرمين قم، ابراهيم رفعت پاشا، المطبعة العلميه، 1344ق.

مروج الذهب، المسعودي، به کوشش اسعد داغر، قم، دار الهجره، 1409ق.

مشروع الجسر الجمرات: https: //ar. wikipedia. org/wiki .

المصباح المنير، الفيومي، قم، دار الهجره، 1405ق.

المصنّف، عبدالرزاق الصنعاني، به کوشش حبيب الرحمن، المجلس العلمي.

المعالم الأثيرة في السنة و السيره، محمد حسن شراب، چ1، بيروت، دارالشاميه؛ دمشق، دار القلم‏، 1411ق.

معالم مکة التاريخيه، عاتق بن غيث البلادي، مکه، دار مکه، 1403ق.

معجم البلدان، ياقوت بن عبدالله ياقوت حموي، چ2، بيروت، 1995م.

معجم مقاييس اللغه، ابن فارس، به کوشش عبدالسلام، قم، دفتر تبليغات، 1404ق.

المفصل في تاريخ العرب قبل الاسلام، جواد علي، چ4، بيروت، دار الساقي، 1422ق.

المقنعه، المفيد، قم، نشر اسلامي،1410ق.

مکه در بستر تاريخ، نعمت‌الله صفري فروشاني، قم، مرکز جهاني علوم اسلامي، 1386ش.

مناسک حج (محشي)، محمدرضا محمودي، تهران، مشعر، 1429ق.

المناسک و اماکن طرق الحج، ابواسحاق الحربي، به کوشش حمد الجاسر، رياض، دار اليمامه،

1401ق.

المناقب، الخوارزمي، به کوشش مالک محمودي، قم، نشر اسلامي، 1411ق.

المنتظم، ابن الجوزي، به کوشش محمد عبدالقادر و ديگران، بيروت، دار الکتب العلميه، 1412ق.

موسم بيداري، سيدمهدي عليزاده موسوي، تهران، نشر مشعر، 1382ش.

موسوعة المملکة العربيه، گروهي از پژوهشگران، رياض، مکتبة ملک عبدالعزيز، 1428ق.

موسوعة مرآة الحرمين الشريفين، ايوب صبري باشا، القاهره، دار الآفاق العربيه، 1424ق.

موسوعة‌ المملکة العربية السعوديه، گروهي از نويسندگان، به سرپرستي عبدالرحمن بن سعيد

آل حجر، رياض، الغطاء النباتي؛ المکة المکرمه، مکتبة ملک عبدالعزيز، 1428ق.

النوازل في الحج، علي بن ناصر الشلعان رياض، دار التوحيد،1431ق.

نهاية الارب، احمد النويري، قاهره، دار الکتب و الوثائق، 1423ق.

النهايه، ابن اثير مبارک، به کوشش الزاوي و الطناحي، قم، اسماعيليان، 1367ش.

يتيمية الدهر، (عبدالملک الثعالبي، به کوشش مفيد قمحيه، 1403ق.)

www. fa.alalam.ir/news/1707646

www.rasanews.ir/NSite/FullStory/?Id=294782

www.alef.ir/vdcgux9wyak9z74.rpra.html?302879

نظر کاربران
نام و نام خانوادگی
پست الکترونیک
 
تصویر امنیتی
Captcha ImageChange Image
متن خود را اینجا وارد کنید

آدرس:تهران خيابان جمهوري اسلامي خيابان رازي نرسيده به خيابان نوفل لوشاتو نبش کوچه ياسمن---تلفن:63497112---فکس:63497498 ---سامانه پيامک:30005209

© Copyright dmsonnat.ir. All Rights Reserved.