اهل سنت

Lasted Artilce

Views: 107
در اين مقاله، نگارنده محترم به بحث پيرامون حقوق بشر از نگاه اسلام و غرب پرداخته‌اند. ابتدا در مبحث نخست به برخي از مزيتهاي نظام حقوق بشر از منظر اسلام اشاره کرده و بهترين تعريف از نظام حقوقي بشر را تعريف فراگير اسلام از آن دانسته و نظام حقوقي ارائه شده از سوي آن را برهان‌پذير برشمردند. سپس به منظور تحقق و تأمين حقوق بشر، با طرح پايه‌هاي ضمانت اجرا و جايگاه ارزشهاي اخلاقي و با استناد به آياتي از قرآن کريم و فراتر از دست‌نوشته‌هاي بشري براي آن (حقوق بشر) ضمانت اجرايي ويژه‌اي قائل شده‌اند و حقوق بشر در اسلام را برگرفته از قرآن کريم و مانند آن از انسجام، تناسب و سازگاري برخوردار دانسته‌اند. در مبحث دوم نيز اعلاميه جهاني حقوق بشر را به عنوان محصول نظام حقوقي غرب مورد بررسي قرار داده و با ذکر دلايلي از کتاب و سنت به علل و عوامل ناکاميها و وضعيت موجود آن و يادآوري نقش صهيونيزم و جريان حق وتو در ناکاميها و نابسامانيهاي حقوق جهاني بشر پرداخته‌اند.
Views: 121
وقوع قتل و ايراد خسارت بر بدن انسان، در گذر ايام و جريان حوادث امري اجتناب‌ناپذير است. در فقه اسلامي، در قبال برخي از صورت‌هاي قتل نفس و ايراد جراحت و خسارت بر بدن، اگر امکان قصاص نباشد، يا اولياي دم، جاني را عفو کنند، پرداخت ديه بر او يا عاقله‌اش واجب مي‌گردد و با نفي قصاص، تنها راه ممکن براي جبران خسارت ، ديه است.ديه مال واجبي است که به سبب جنايت بر نفس يا کم‌تر از آن پرداخت مي‌شود. اصل اين پرداخت، با شتر محاسبه مي‌شود و به صورت بدلي نيز مي‌توان قيمت و بهاي آن را پرداخت کرد. ديه در کنار قصاص، يکي ديگر از شيوه‌‌هاي مقابله با جنايات و جبران آن ها است. از اين رو تقسيم‌بندي مطالب کتب فقهي معمولاً پس از کتاب قصاص، کتاب ديات آمده است؛ زيرا قصاص و ديه هر دو به جنايات مربوط‌اند. لزوم پرداخت ديه، که در آيات ?? سوره‌ي نساء و ??? سوره‌ي بقره و تعدادي از احاديث پيامبر (ص) از جمله حديث مشهور پيامبر (ص) که در نامه‌ي ابن حزم آن را ذکرکرده، مورد اشاره قرار گرفته است، از جمله احکامي است که قبل از اسلام به عنوان شيوه‌اي براي حل و فصل خصومت‌ها و پايان بخشيدن به منازعات در جوامع مختلف از جمله ميان اعراب جاهلي، مرسوم بوده است. اين حکم توسط اسلام مورد تأييد و امضاء قرار گرفته و البته براي جلوگيري از اِعمال سليقه و تضييع حقوق اشخاص، حدود و ثغور آن به روشني مشخص شده است. اين پژوهش در صدد بحث در مورد نظرات مذاهب اربعه در زمينه‌ي ديه است.
Views: 111
وقوع قتل و ايراد خسارت بر بدن انسان، در گذر ايام و جريان حوادث امري اجتناب‌ناپذير است. در فقه اسلامي، در قبال برخي از صورت‌هاي قتل نفس و ايراد جراحت و خسارت بر بدن، اگر امکان قصاص نباشد، يا اولياي دم، جاني را عفو کنند، پرداخت ديه بر او يا عاقله‌اش واجب مي‌گردد و با نفي قصاص، تنها راه ممکن براي جبران خسارت ، ديه است.ديه مال واجبي است که به سبب جنايت بر نفس يا کم‌تر از آن پرداخت مي‌شود. اصل اين پرداخت، با شتر محاسبه مي‌شود و به صورت بدلي نيز مي‌توان قيمت و بهاي آن را پرداخت کرد. ديه در کنار قصاص، يکي ديگر از شيوه‌‌هاي مقابله با جنايات و جبران آن ها است. از اين رو تقسيم‌بندي مطالب کتب فقهي معمولاً پس از کتاب قصاص، کتاب ديات آمده است؛ زيرا قصاص و ديه هر دو به جنايات مربوط‌اند. لزوم پرداخت ديه، که در آيات ?? سوره‌ي نساء و ??? سوره‌ي بقره و تعدادي از احاديث پيامبر (ص) از جمله حديث مشهور پيامبر (ص) که در نامه‌ي ابن حزم آن را ذکرکرده، مورد اشاره قرار گرفته است، از جمله احکامي است که قبل از اسلام به عنوان شيوه‌اي براي حل و فصل خصومت‌ها و پايان بخشيدن به منازعات در جوامع مختلف از جمله ميان اعراب جاهلي، مرسوم بوده است. اين حکم توسط اسلام مورد تأييد و امضاء قرار گرفته و البته براي جلوگيري از اِعمال سليقه و تضييع حقوق اشخاص، حدود و ثغور آن به روشني مشخص شده است. اين پژوهش در صدد بحث در مورد نظرات مذاهب اربعه در زمينه‌ي ديه است.
Views: 109
وقوع قتل و ايراد خسارت بر بدن انسان، در گذر ايام و جريان حوادث امري اجتناب‌ناپذير است. در فقه اسلامي، در قبال برخي از صورت‌هاي قتل نفس و ايراد جراحت و خسارت بر بدن، اگر امکان قصاص نباشد، يا اولياي دم، جاني را عفو کنند، پرداخت ديه بر او يا عاقله‌اش واجب مي‌گردد و با نفي قصاص، تنها راه ممکن براي جبران خسارت ، ديه است.ديه مال واجبي است که به سبب جنايت بر نفس يا کم‌تر از آن پرداخت مي‌شود. اصل اين پرداخت، با شتر محاسبه مي‌شود و به صورت بدلي نيز مي‌توان قيمت و بهاي آن را پرداخت کرد. ديه در کنار قصاص، يکي ديگر از شيوه‌‌هاي مقابله با جنايات و جبران آن ها است. از اين رو تقسيم‌بندي مطالب کتب فقهي معمولاً پس از کتاب قصاص، کتاب ديات آمده است؛ زيرا قصاص و ديه هر دو به جنايات مربوط‌اند. لزوم پرداخت ديه، که در آيات ?? سوره‌ي نساء و ??? سوره‌ي بقره و تعدادي از احاديث پيامبر (ص) از جمله حديث مشهور پيامبر (ص) که در نامه‌ي ابن حزم آن را ذکرکرده، مورد اشاره قرار گرفته است، از جمله احکامي است که قبل از اسلام به عنوان شيوه‌اي براي حل و فصل خصومت‌ها و پايان بخشيدن به منازعات در جوامع مختلف از جمله ميان اعراب جاهلي، مرسوم بوده است. اين حکم توسط اسلام مورد تأييد و امضاء قرار گرفته و البته براي جلوگيري از اِعمال سليقه و تضييع حقوق اشخاص، حدود و ثغور آن به روشني مشخص شده است. اين پژوهش در صدد بحث در مورد نظرات مذاهب اربعه در زمينه‌ي ديه است.
Views: 222
وقوع قتل و ايراد خسارت بر بدن انسان، در گذر ايام و جريان حوادث امري اجتناب‌ناپذير است. در فقه اسلامي، در قبال برخي از صورت‌هاي قتل نفس و ايراد جراحت و خسارت بر بدن، اگر امکان قصاص نباشد، يا اولياي دم، جاني را عفو کنند، پرداخت ديه بر او يا عاقله‌اش واجب مي‌گردد و با نفي قصاص، تنها راه ممکن براي جبران خسارت ، ديه است.ديه مال واجبي است که به سبب جنايت بر نفس يا کم‌تر از آن پرداخت مي‌شود. اصل اين پرداخت، با شتر محاسبه مي‌شود و به صورت بدلي نيز مي‌توان قيمت و بهاي آن را پرداخت کرد. ديه در کنار قصاص، يکي ديگر از شيوه‌‌هاي مقابله با جنايات و جبران آن ها است. از اين رو تقسيم‌بندي مطالب کتب فقهي معمولاً پس از کتاب قصاص، کتاب ديات آمده است؛ زيرا قصاص و ديه هر دو به جنايات مربوط‌اند. لزوم پرداخت ديه، که در آيات ?? سوره‌ي نساء و ??? سوره‌ي بقره و تعدادي از احاديث پيامبر (ص) از جمله حديث مشهور پيامبر (ص) که در نامه‌ي ابن حزم آن را ذکرکرده، مورد اشاره قرار گرفته است، از جمله احکامي است که قبل از اسلام به عنوان شيوه‌اي براي حل و فصل خصومت‌ها و پايان بخشيدن به منازعات در جوامع مختلف از جمله ميان اعراب جاهلي، مرسوم بوده است. اين حکم توسط اسلام مورد تأييد و امضاء قرار گرفته و البته براي جلوگيري از اِعمال سليقه و تضييع حقوق اشخاص، حدود و ثغور آن به روشني مشخص شده است. اين پژوهش در صدد بحث در مورد نظرات مذاهب اربعه در زمينه‌ي ديه است.
Views: 121
با توجه به اهميت مسأله عبادي ايام ماه مبارک رمضان و علي الخصوص عيد فطر که مظهر و نمادي براي وحدت امت مسلمان مي باشد به يقين به صلاح امت اسلامي نيست که در يک چنين امر مهمي گرفتار تشتت و تفرقه حتي در يک شهر و يک خانه شوند و قدرت و قوت آ ن ها به ضعف گرايد و در برابر دشمنان سرشکسته گردند. از طرفي با توجه به رهنمودهاي امام راحل(ره)، و مقام معظم رهبري که هر ساله به مناسبت هايي همچون ايام حج، مبعث و ميلاد پيامبر اسلام و… مسلمانان را دعوت به وحدت و انسجام مي‌کنند تا از ظرفيت و پتانسيل عظيم امت اسلامي در جهت شکوه و عظمت جهان اسلام استفاده شود؛ شايسته است، فقيهان و عالمان ديني مذاهب اسلامي نيز با همفکري و هم انديشي، روزنه هاي انشقاق و تفرقه در بين مسلمين را بسته و جلوه هاي وحدت، همدلي و همگرايي را در عرصه هاي مختلف به منصّه‌ي ظهور برسانند.
Views: 109
براساس آيات و روايات و سيره ي ائمه ي معصومين (عليهم السلام) دفاع در برابر تعدّي و تجاوز نظامي بيگانه به حدود قلمرو جامعه ي اسلامي در زمره ي نخستين و مهمترين اولويت دفاعي اسلام به شمار مي رود. همين اهميت و توجه موجب مي گردد تا جهاد و تدافعي بودن جنگ در مرکز ثقل انديشه ي نظامي اسلام قرار بگيرد. جهاد چيست؟ جهاد از ريشه «جهد» يا« جهد» به معناي زحمت ومشقت يا توان،طاقت، کوشش وتلاش بسيار توام با سختي است.جهاد عبارت است از: بذل جان، مال وتوان در راه اعتلاي اسلام وبرپا داشتن شعايردين. جهاد براي دفع هر موجود «شر آفرين»است که بخواهد به انسان زيان برساند؛ مانند شيطان که مي کوشد انسان را گمراه سازد و نفس اماره که آدمي را به بدي ها فرا مي خواند و دشمناني که بندگي ولذت انسان ها را مي طلبند.
Views: 89
جهاد از ريشه «جهد» يا« جهد» به معناي زحمت ومشقت يا توان،طاقت، کوشش وتلاش بسيار توام با سختي است.جهاد عبارت است از: بذل جان، مال وتوان در راه اعتلاي اسلام وبرپا داشتن شعايردين. جهاد براي دفع هر موجود «شر آفرين»است که بخواهد به انسان زيان برساند؛ مانند شيطان که مي کوشد انسان را گمراه سازد و نفس اماره که آدمي را به بدي ها فرا مي خواند و دشمناني که بندگي ولذت انسان ها را مي طلبند. پيامبر اکرم (ص) مصاف با دشمن بيروني را «جهاداصغر» ومخالفت با هواي نفس را «جهاد اکبر» ناميده، به رزمندگاني که از جنگ برگشته بودند فرمود: «مرحبا بقوم قضوا الجهاد الاصغر وبقي عليهم الجهاد الاکبر» آفرين بر مردمي که جهاد کوچک را انجام داده اند،اما جهاد اکبر هم چنان بر عهده ي ايشان باقي است. پرسيدند اي رسول خدا جهاد اکبر چيست؟ فرمود جهاد النفس، علامه طبا طبايي در تفسير آيه ي «و جاهدوا في الله حق جهاده هو اجتباکم وما جعل عليکم» (سوره ي حج،آيه ي???) مي فرمايد: با توجه به قيد«في الله» جهاد در آيه ،اعم از جهاد اصغر و جهاد اکبراست و اداي حق جهاد به اين است که انسان در جهان داراي خلوص باشد وجهاد خالص براي خدا انجام گيرد و هيچ چيز در آن شريک نباشد.
Views: 105
عرف و عادت در الفاظ و گفتار مردم نيز جريان دارد. انسان ناگزير از تفاهم و هم‌زيستي مسالمت‌آميز با هم‌نوعانش است. اما اين کار سهل وساده نيست. از اين‌رو، بشر براي بيان مقصود و نيت خود به الفاظ پناه مي برد تا بتواند با الفاظي که به طور معمول براي ابراز مقصود و هداف به کار مي‌روند و مردم بدان‌ها عادت دارند ، انديشه و غرض خود را بيان نمايد و بعدها همين الفاظ به زبان عموم مردم تبديل شد. از طرفي، با توسعه‌ي صنايع و علوم جديد ، استفاده از زبان و الفاظ عام براي بيان مقاصد علمي و صنعتي و مفاهيم و موضوع‌هاي مرتبط با آن‌ها ناقص بود. لذا صاحبان صنايع و اهل علم ، اقدام به وضع الفاظ مصطلح در حرفه و شغل خويش کردند تا بتوانند از آن طريق به معرفي فعاليت خود بپردازد. اين جريان منجر به ايجاد عرف‌هاي خاص شد؛ به طوري که هر حرفه و علمي تعابير و الفاظ مختص به خود را داشت که با ديگري فرق مي‌کرد بسياري از اين الفاظ و اصطلاحات عرفي مجاز لغوي بودند که فقط با ذکر قرينه قابل فهم بودند. اما در طي زمان به دليل کثرت استعمال به مجازي مشهور يا مصطلح تبديل شدندکه بدون ذکر قرينه نيز بر معني وضعي خود دلالت مي‌کردند. به عبارت ديگر، اين مجازهاي لغوي به حقيقت عرفي تبديل شدند. عاداتي که در يک کشور و يا در ميان صاحبان حرفه‌ها و مشاغل مختلف به وجود مي‌آيد داراي انگيزه يامنشأ واحدي نيست، اما عادت‌هاي بزرگ و تأثيرگذار معمولاً در اثر نياز و احتياج ايجاد مي‌شوند. زماني که مردم در موقعيت خاصي قرار مي‌گيرند ، اين موقعيت آن‌ها را واردار به انجام عمل خاص يا استفاده از الفاظ ويژه مي نمايد که در اثر تکرار تبديل به يک عرف رايج مي‌شوند. نيازهاي مردم متأثر از محيط هستند و عوامل زيست محيطي متنوعي مانند سازمان‌ها و تشکيلات اجتماعي، سياسي و اقتصادي و ويژگي‌هاي فرهنگي و تاريخي در ايجاد اين نيازها نقش دارند. از جمله ي اين عوامل مي توان به اعتقادات و مناسک ديني، اخلاق، سيستم حکومتي، دانشگاه‌ها و مراکز علمي، صنايع، هنرهاي مختلف، آزادي انديشه وبيان، رسانه‌هاي گروهي، بحران‌هاي اقتصادي و سياسي و… اشاره کرد.
Views: 83
عرف و عادت در الفاظ و گفتار مردم نيز جريان دارد. انسان ناگزير از تفاهم و هم‌زيستي مسالمت‌آميز با هم‌نوعانش است. اما اين کار سهل وساده نيست. از اين‌رو، بشر براي بيان مقصود و نيت خود به الفاظ پناه مي برد تا بتواند با الفاظي که به طور معمول براي ابراز مقصود و هداف به کار مي‌روند و مردم بدان‌ها عادت دارند ، انديشه و غرض خود را بيان نمايد و بعدها همين الفاظ به زبان عموم مردم تبديل شد. از طرفي، با توسعه‌ي صنايع و علوم جديد ، استفاده از زبان و الفاظ عام براي بيان مقاصد علمي و صنعتي و مفاهيم و موضوع‌هاي مرتبط با آن‌ها ناقص بود. لذا صاحبان صنايع و اهل علم ، اقدام به وضع الفاظ مصطلح در حرفه و شغل خويش کردند تا بتوانند از آن طريق به معرفي فعاليت خود بپردازد. اين جريان منجر به ايجاد عرف‌هاي خاص شد؛ به طوري که هر حرفه و علمي تعابير و الفاظ مختص به خود را داشت که با ديگري فرق مي‌کرد بسياري از اين الفاظ و اصطلاحات عرفي مجاز لغوي بودند که فقط با ذکر قرينه قابل فهم بودند. اما در طي زمان به دليل کثرت استعمال به مجازي مشهور يا مصطلح تبديل شدندکه بدون ذکر قرينه نيز بر معني وضعي خود دلالت مي‌کردند. به عبارت ديگر، اين مجازهاي لغوي به حقيقت عرفي تبديل شدند. عاداتي که در يک کشور و يا در ميان صاحبان حرفه‌ها و مشاغل مختلف به وجود مي‌آيد داراي انگيزه يامنشأ واحدي نيست، اما عادت‌هاي بزرگ و تأثيرگذار معمولاً در اثر نياز و احتياج ايجاد مي‌شوند. زماني که مردم در موقعيت خاصي قرار مي‌گيرند ، اين موقعيت آن‌ها را واردار به انجام عمل خاص يا استفاده از الفاظ ويژه مي نمايد که در اثر تکرار تبديل به يک عرف رايج مي‌شوند. نيازهاي مردم متأثر از محيط هستند و عوامل زيست محيطي متنوعي مانند سازمان‌ها و تشکيلات اجتماعي، سياسي و اقتصادي و ويژگي‌هاي فرهنگي و تاريخي در ايجاد اين نيازها نقش دارند. از جمله ي اين عوامل مي توان به اعتقادات و مناسک ديني، اخلاق، سيستم حکومتي، دانشگاه‌ها و مراکز علمي، صنايع، هنرهاي مختلف، آزادي انديشه وبيان، رسانه‌هاي گروهي، بحران‌هاي اقتصادي و سياسي و… اشاره کرد.
Views: 110
با تحقيق و تدبر در احکام شريعت، اين نتيجه به دست مي‌آيد که قصد اصلي آن، همانا تحقق مصالح انسان‌ها و حفظ اين مصالح ودفع ضرر از آن‌هاست. جز اين که مصلحت آن نيست که انسان خود تشخيص مي‌دهد، بلکه مصلحت آن است که شرع تشخيص و معين نموده، نه اين که تابع هوي و هوس انسان باشد. مصلحت شرعي انسان در شريعت اسلامي ثابت و مقرر شده واز آن به حق شرعي تعبير مي‌شود. حق شرعي انسان آن است که به حکم شرع ثابت و محقق شده باشد و اين حق ثابت، همان مصلحت شرعي است که شارع قصد تحقق آن را دارد. مقصد شريعت همان‌طور که گفتيم: تحقق و تأمين مصالح مردم، ابتدا با ايجاد و در مرحله‌ي بعد با محافظت است. اين مصالح بر حسب استقراء به سه نوع تقسيم مي‌شوند: ضروريات، حاجيات و تحسينيات. ضروريات مصالحي هستند که زندگي مردم و ثبات و استقرار جامعه بدان‌ها وابسته است و اگر ايجاد نشوند و نباشند زندگي مردم مختل شده، به هرج و مرج و آشفتگي دچار مي‌شود. ضروريات پنج مورد هستند که عبارتند از: دين، نفس، عقل، نسل و آبرو و مال، که شريعت براي ايجاد و محافظت از آن‌ها، احکام خاصي را وضع نموده است. منظور از حاجيات اموري است که مردم براي رفع سختي و مشقت بدان‌ها نياز دارند. يعني اگر نباشند، زندگي جامعه مختل نمي‌شود، اما گرفتار سختي و مشقت فراوان مي‌گردند. حاجيات شامل رخصت‌ها و تخفيف‌هاي شرعي است که براي رفع سختي و مشقت در نظر گرفته شده است.
Views: 77
با تحقيق و تدبر در احکام شريعت، اين نتيجه به دست مي‌آيد که قصد اصلي آن، همانا تحقق مصالح انسان‌ها و حفظ اين مصالح ودفع ضرر از آن‌هاست. جز اين که مصلحت آن نيست که انسان خود تشخيص مي‌دهد، بلکه مصلحت آن است که شرع تشخيص و معين نموده، نه اين که تابع هوي و هوس انسان باشد. مصلحت شرعي انسان در شريعت اسلامي ثابت و مقرر شده واز آن به حق شرعي تعبير مي‌شود. حق شرعي انسان آن است که به حکم شرع ثابت و محقق شده باشد و اين حق ثابت، همان مصلحت شرعي است که شارع قصد تحقق آن را دارد. مقصد شريعت همان‌طور که گفتيم: تحقق و تأمين مصالح مردم، ابتدا با ايجاد و در مرحله‌ي بعد با محافظت است. اين مصالح بر حسب استقراء به سه نوع تقسيم مي‌شوند: ضروريات، حاجيات و تحسينيات. ضروريات مصالحي هستند که زندگي مردم و ثبات و استقرار جامعه بدان‌ها وابسته است و اگر ايجاد نشوند و نباشند زندگي مردم مختل شده، به هرج و مرج و آشفتگي دچار مي‌شود. ضروريات پنج مورد هستند که عبارتند از: دين، نفس، عقل، نسل و آبرو و مال، که شريعت براي ايجاد و محافظت از آن‌ها، احکام خاصي را وضع نموده است. منظور از حاجيات اموري است که مردم براي رفع سختي و مشقت بدان‌ها نياز دارند. يعني اگر نباشند، زندگي جامعه مختل نمي‌شود، اما گرفتار سختي و مشقت فراوان مي‌گردند. حاجيات شامل رخصت‌ها و تخفيف‌هاي شرعي است که براي رفع سختي و مشقت در نظر گرفته شده است.
Views: 85
با تحقيق و تدبر در احکام شريعت، اين نتيجه به دست مي‌آيد که قصد اصلي آن، همانا تحقق مصالح انسان‌ها و حفظ اين مصالح ودفع ضرر از آن‌هاست. جز اين که مصلحت آن نيست که انسان خود تشخيص مي‌دهد، بلکه مصلحت آن است که شرع تشخيص و معين نموده، نه اين که تابع هوي و هوس انسان باشد. مصلحت شرعي انسان در شريعت اسلامي ثابت و مقرر شده واز آن به حق شرعي تعبير مي‌شود. حق شرعي انسان آن است که به حکم شرع ثابت و محقق شده باشد و اين حق ثابت، همان مصلحت شرعي است که شارع قصد تحقق آن را دارد.مقصد شريعت همان‌طور که گفتيم: تحقق و تأمين مصالح مردم، ابتدا با ايجاد و در مرحله‌ي بعد با محافظت است. اين مصالح بر حسب استقراء به سه نوع تقسيم مي‌شوند: ضروريات، حاجيات و تحسينيات. ضروريات مصالحي هستند که زندگي مردم و ثبات و استقرار جامعه بدان‌ها وابسته است و اگر ايجاد نشوند و نباشند زندگي مردم مختل شده، به هرج و مرج و آشفتگي دچار مي‌شود. ضروريات پنج مورد هستند که عبارتند از: دين، نفس، عقل، نسل و آبرو و مال، که شريعت براي ايجاد و محافظت از آن‌ها، احکام خاصي را وضع نموده است.منظور از حاجيات اموري است که مردم براي رفع سختي و مشقت بدان‌ها نياز دارند. يعني اگر نباشند، زندگي جامعه مختل نمي‌شود، اما گرفتار سختي و مشقت فراوان مي‌گردند. حاجيات شامل رخصت‌ها و تخفيف‌هاي شرعي است که براي رفع سختي و مشقت در نظر گرفته شده است.
Views: 100
مساله ي ارتداد و احکام خاص آن از جمله مباحث مطرح در حقوق جزاي اسلامي است. ارتداد در بسياري از آيات قرآن مطرح شده و به عقوبت‌هاي آن نيز اشاره شده است، ارتداد در فقه سياسي اسلام از اهميت زيادي برخوردار است وآيات و روايات زيادي به آن اشاره دارند. ارتداد نيز مانند بسياري از مسائل مطرح در آيين و شريعت اسلام به صورت تاسيس نبوده است، بلکه در شرايع الهي ديگر (مانند يهود و مسيحيت) نيز مورد توجه بوده و اسلام نيز آن را تاييد کرده ، لزوم مجازات آن را پذيرفته است. احکام مرتد با وجودي که در پيشينه ي تاريخي خود طبيعي مي‌نمايد، ولي در فرهنگ و افکار عمومي جهان امروز وطرح شعار حقوق بشر آن را در تعارض بااين حقوق و آزادي عقيده ي انسان مي‌دانند .همه ي مذاهب اسلامي ، اعم از شيعه و اهل سنت ارتداد را از جرم هاي موجب مجازات دانسته اند ، تنها تفاوت در اين است که برخي از فقهاء، ارتداد را از حدود و برخي ديگر تعزير را برگزيده اند، بسياري از فقهاي شيعه ارتداد را در بخش” خاتمه ي ” کتب فقهي خود و يا در ” کيفرهاي گوناگون” آورده اند (فيض ، ب ???: ????) و برخي آن را تحت عنوان ” تعزيرات” ذکر نموده اند مانند “شهيد اول” و امام خميني (ره) (فيض ، ب ???: ????) و همچنين مرحوم “شعراني” ،???: بي تا) و محقق “حلي”، ( ???: ???? ه .ق )در ميان مذاهب چهار گانه ي اهل سنت نيز شافعي و مالکي ارتداد را از جرائم موجب حد دانسته و حنابله و أحناف آن را موجب تعزير به حساب آورده اند، ( الغروي ??-??: ????) .
Views: 91
عرف و عادت در الفاظ و گفتار مردم نيز جريان دارد. انسان ناگزير از تفاهم و هم‌زيستي مسالمت‌آميز با هم‌نوعانش است. اما اين کار سهل وساده نيست. از اين‌رو، بشر براي بيان مقصود و نيت خود به الفاظ پناه مي برد تا بتواند با الفاظي که به طور معمول براي ابراز مقصود و هداف به کار مي‌روند و مردم بدان‌ها عادت دارند ، انديشه و غرض خود را بيان نمايد و بعدها همين الفاظ به زبان عموم مردم تبديل شد. از طرفي، با توسعه‌ي صنايع و علوم جديد ، استفاده از زبان و الفاظ عام براي بيان مقاصد علمي و صنعتي و مفاهيم و موضوع‌هاي مرتبط با آن‌ها ناقص بود. لذا صاحبان صنايع و اهل علم ، اقدام به وضع الفاظ مصطلح در حرفه و شغل خويش کردند تا بتوانند از آن طريق به معرفي فعاليت خود بپردازد. اين جريان منجر به ايجاد عرف‌هاي خاص شد؛ به طوري که هر حرفه و علمي تعابير و الفاظ مختص به خود را داشت که با ديگري فرق مي‌کرد بسياري از اين الفاظ و اصطلاحات عرفي مجاز لغوي بودند که فقط با ذکر قرينه قابل فهم بودند. اما در طي زمان به دليل کثرت استعمال به مجازي مشهور يا مصطلح تبديل شدندکه بدون ذکر قرينه نيز بر معني وضعي خود دلالت مي‌کردند. به عبارت ديگر، اين مجازهاي لغوي به حقيقت عرفي تبديل شدند. عاداتي که در يک کشور و يا در ميان صاحبان حرفه‌ها و مشاغل مختلف به وجود مي‌آيد داراي انگيزه يامنشأ واحدي نيست، اما عادت‌هاي بزرگ و تأثيرگذار معمولاً در اثر نياز و احتياج ايجاد مي‌شوند. زماني که مردم در موقعيت خاصي قرار مي‌گيرند ، اين موقعيت آن‌ها را واردار به انجام عمل خاص يا استفاده از الفاظ ويژه مي نمايد که در اثر تکرار تبديل به يک عرف رايج مي‌شوند. نيازهاي مردم متأثر از محيط هستند و عوامل زيست محيطي متنوعي مانند سازمان‌ها و تشکيلات اجتماعي، سياسي و اقتصادي و ويژگي‌هاي فرهنگي و تاريخي در ايجاد اين نيازها نقش دارند. از جمله ي اين عوامل مي توان به اعتقادات و مناسک ديني، اخلاق، سيستم حکومتي، دانشگاه‌ها و مراکز علمي، صنايع، هنرهاي مختلف، آزادي انديشه وبيان، رسانه‌هاي گروهي، بحران‌هاي اقتصادي و سياسي و… اشاره کرد
Views: 185
مبحثي را که در پيش رو داريد، يک مبحث اصولي است که در آن يکي ار ادله ي احکام و مصادر تشريع مورد بررسي قرار گرفته است. قبل از هر چيز لازم به ذکر است که ادله ي احکام عبارتند از : قرآن، سنت، اجماع، قياس، استحسان، مصالح مرسله، سد ذرايع، عرف، قول صحابي، شرع مَن قَبلنا و استصحاب. تعدادي از اين مصادر مانند قرآن و سنت، مصادر اصلي بوده و همه بر آن اتفاق نظر دارند و تعدادي ديگر همچون استحسان و مصالح مرسله و…ادله ي تبعي محل اختلاف مي باشد. بعضي ازصاحب نظران ، آن را پذيرفته و برخي ديگر آن را رد کرده اند.در اين پژوهش جايگاه مصلحت مرسله در فقه امام شافعي{ ره } مورد بررسي و تحقيق قرار گرفته است تا روشن شود که ديدگاه واقعي او در اين زمينه چيست؟ زيرا مصالح مرسله جزو ادله ي تبعي و مورد اختلاف مي باشد و مشهور آن است که تنها امام مالک {ره} طرفدار واقعي مصلحت مرسله بوده و آن را يکي از دليل هاي مستقل در استنباط احکام مي داند و ساير مذاهب و در رأس آن ها امام شافعي مصلحت مرسله را به هيچ عنوان قبول ندارد. در اين نوشتار مصلحت مرسله در فقه امام شافعي و ديدگاه علماي شافعيه مانند غزالي و ديگران مورد بررسي قرار گرفته است، تا روشن شود که مصلحت در فقه شافعي به چه معناست؟ آيا امام شافعي حجيت مصلحت مرسله را قبول دارد؟ ديدگاه امام غزالي درباره ي مصلحت چيست؟ جايگاه مصلحت نزد صحابه، تابعين و ائمه ي مذاهب ديگر در کدام است؟
Views: 154
تحقق حقوق بشر براي ساختن جهاني که درآن تروريسم نتواند آزادي و امنيت انسانهارا تهديدکند حائز اهميت است. يکي ازاصول کليدي چهارچوب حقوق بشرآن است که هيچ منطقه آزاد حقوق بشري درجهان وجود ندارد و انسانها به صرف انسان بودنشان ازيک سري حقوق بنيادين بشري برخوردارند. تروريسم، درهمه جاي جهان با بار ارزشي ونظام ارزشگذاري اخلاقي ارتباط وثيقي دارد. درصورت اعمال خشونت عليه يک ملت، يک رويه آن تهاجم است و درطرف مقابل، مرداني که درقالب دفاع، ياريگرمردم خويش دربرابرخشونت اعمال شده عليه ملت هستند. دراينجا سوالي مطرح است آيا مي توان با عنوان جنگ عليه تروريسم، اقدام به عدم پذيرش اعمال مقررات حقوق بشري براين جنگ نمود؟ درجنگ عليه تروريسم، ضمن رعايت استانداردهاي حقوق بشري وحقوق بشردوستانه بايد به خطرات شبکه هاي بين المللي واشخاص متمايل به إعمال کشتار جمعي نيزتوجه کرد. تحقيق و روش تحقيق بصورت توصيفي، تحليلي وکتابخانه اي است و نتيجه آن نيزمبتني براين است که ايجاد نظام قانوني و قضائي هماهنگ باقراردادهاي شناخته شده بين المللي براي مقابله بانقض حقوق بشر، تلاش درجهت ايجاد موافقت نامه هاي جديدتوسط فعاليت مشترک کشورها درتکريم حقوق بشر، ايجادصلاحيت براي دادگاه بين المللي کيفري با امکان تعريف تروريسم به عنوان يک جرم بين المللي، ايجادتعادل بين امنيت و آزادي باتاکيد برچارچوب حقوق بشري درجريان واکنش به اقدامات تروريستي صورت گيرد
Views: 110
احکام مربوط به ولدالزنا همواره در فقه اسلامي، مورد بحث و مناقشه بوده است. يکي از احکام مربوط به ولدالزنا، مبحث شهادت او است. مذاهب فقهي چهارگانه اهل‌سنت و زيديه به اتفاق، شهادت ولدالزنا را در همه امور اعم از مدني و جزايي پذيرفته‌اند، به‌جز مذهب مالکي که شهادت ولدالزنا را بر زناي شخص ديگر، جايز نمي‌داند. جمهور مذاهب فقهي اهل‌سنت و زيديه دليل خود را عمومات و اطلاقات آيات قرآن مبني بر پذيرش شهادت فرد عادل بيان کرده‌اند و معتقدند که آيات، مطلق عادل بودن را شرط دانسته و قيد ديگري چون نسب را شرط ندانسته است. در مقابل، مالکيه دليل خود را مبني بر عدم پذيرش شهادت ولدالزنا بر زناي شخص ديگر، ميل و رغبت ولدالزنا به اينکه ديگران نيز همانند او باشند و مرتکب زنا شوند، تا همتايان او بيشتر شوند و اين مصيبت بر او، سبک شود، بيان، و در اين مورد به برخي از ادله نقلي و عقلي استدلال کرده‌اند.
Views: 155
ماهيت بحث اين مقاله «عدالت قاضي» مي‌باشد. «عدالت» از منظر فقهاي مذاهب خمسه، تعاريف متفاوت و مختلفي دارد. فقهاي شافعيه، عدالت را پرهيز از گناهان کبيره و عدم اصرار بر گناهان صغيره تعريف کرده‌اند. حنابله، آن را اعتدال حالات شخص در رفتار و گفتار مي‌دانند. از نظر مالکيه حفاظت دين‌دارانه از ارتکاب گناهان کبيره و نگهداري خود از گناهان صغيره، اداي امانت و تعامل نيکو داشتن است. حنفيه آن را استقامت در امور اسلامي، اعتدال عقل و مباره با هواي نفس مي‌دانند. فقهاي اماميه نيز دو ديدگاه دارند: برخي مفهوم عدالت را از قبيل ملکه دانسته‌اند و برخي ديگر ملکه بودن عدالت را صرفاً مستند به معناي لغوي آن مي‌دانند. در اين راستا برخي قائلند که عدالت داراي حقيقت شرعيه نيست و برخي ديگر تعاريف ديگري ارائه داده‌اند. در اين مقاله، ادله اقوال فقها در اين باره، مورد نقد و بررسي قرار مي‌گيرد.
Views: 126
تسعير در فقه به معناي قيمت‌گذاري کالا يا خدمات توسط حاکم يا نماينده او و اجبار بر معامله بر اساس آن قيمت است. در شرايط عادي و بدون وجود احتکار و اجحاف، به اجماع فقهاي اماميه و مشهورِ فقهاي اهل سنت، تسعير حرام است؛ در مواردي نيز ازجمله هنگام نياز مردم به کالا و خدمات و صنعتي خاص، انحصار توليد يا فروش کالا، احتکار کالا، اجحاف و تفاوت فاحش در قيمت، تسعير جايز شمرده شده است. در مواردي که تسعير جايز است، اين سؤال مطرح مي‌شود که چه کالاهايي را مي‌توان تسعير کرد؟ در اين مقاله براي پاسخ به اين سؤال به بررسي نظرات فقهاي اسلامي پرداخته شده است. برخي فقهاي اهل سنت تسعير را فقط در مورد غذاي انسان و حيوان جايز دانسته‌اند. گروهي نيز فقط در مورد اجناس مکيل و موزون قائل به جواز تسعير شده‌اند. برخي نيز تسعير را شامل تمامي کالاهاي مورد نياز جامعه دانسته‌اند. در اين پژوهش با توجه به اطلاق ادله عدالت و منع ظلم، امر به‌ معروف و نهي ‌از منکر و قاعده «لاضرر» و «لاحرج» و ضعف ادله مربوط به تحديد تسعير به موارد خاص، اين نتيجه گرفته شده که جواز تسعير شامل تمام کالاها و اموال ضروري و مورد نياز مردم است؛ يعني کالاهايي که کمبود يا گراني آنها موجب ضرر و عسر و حرج عامه مردم مي‌شود.
Views: 105
يک سؤال مهم پس از وفات مورِّث مطرح است و آن اينکه اگر تَرَکه براي اداي ديون و تعهدات متوفا کافي نباشد، آيا ديون و تعهدات ساقط مي‌شوند يا همچنان قابليت مطالبه دارند و مي‌توان از عايدات منفصله‌اي که ترکه در آينده خواهد داشت، آنها را پرداخت کرد. بسياري از انديشمندان معتقدند با توجه به اتمام ذمه و اهليتِ متوفا پس از مرگ به عنوان طرف دِين، اين ديون ساقط مي‌شوند و به همين دليل نمائات منفصله ترکه متعلق به وارثان خواهد بود. اين پژوهش به روش تحليلي ـ توصيفي در راستاي بازپژوهي مباني نظريه سقوط تعهدات و ديون مالي افزون بر ترکه، وضعيت اهليت و ذمه متوفا پس از مرگ و نيز وضعيت مالکيت نمائات ترکه تا زمان تأديه ديون را از ديدگاه مذاهب اسلامي بررسي کرده و با تبيين رابطه اهليت تمتع و ذمه انسان و ارائه ادله دال بر بقاي ذمه متوفا و نيز نقد و تحليل مباني ديدگاههاي مطرح در مسئله، نهايتاً ديون و تعهدات انسان را پس از مرگ همچنان در ذمه متوفا باقي دانسته است؛ طبق اين نظر، ديون به ترکه تعلق نمي‌گيرد و در مقدار زايد بر ترکه نيز همواره قابليت مطالبه دارد؛ بنابراين نمائات منفصله ترکه تا زمان تأديه ديون، متعلق به خود متوفا خواهد بود.
Views: 133
قانون مدني در ماده 338 به پيروي از گروهي از فقيهان امامي، بيع را به «تمليک عين به‌عوض معلوم» تعريف کرده است. ازآنجاکه کلمه «عين» در اصطلاح فقيهان امامي در مقابل «منفعت» و «حق» و از ديدگاه برخي فقيهان اهل سنت در مقابل «دِين» به ‌کار رفته، اين سؤال مطرح مي‌شود که آيا اموال غيرمادي هم مي‌تواند در قالب عقد بيع منتقل گردد؟ اگر پاسخ به اين سؤال مثبت باشد، مي‌توان با اجراي احکام و قواعد مربوط به بيع در اين موارد، ضمن پيشگيري از صدور آراي متفاوت ناشي از اختلاف ‌نظر در اين زمينه، موجبات يکپارچگي قواعد حقوقي را فراهم‌آورد. اين جستار با نقد و بررسي فقهي و حقوقي مفاهيم اساسي بيع، عين، مال و حق، به اين نتيجه دست ‌يافته است که با توجه به عرفي‌بودن حقيقت بيع و ماليت‌داشتن برخي از اموال غيرمادي از ديدگاه عرف امروزي و گسترش مفهوم عين به منظور دربرگرفتن امور غيرمادي و ناسازگاري آن با مفهوم حقيقي عين، بايد در تعريف بيع تجديد نظر کرد و با اعتقاد به عدم لزوم عينيت مبيع، همچون برخي از فقيهان حنفي، شافعي و حنبلي به ‌جاي واژه عين در تعريف بيع از واژه مال استفاده نمود و از اين طريق به تشخيص عرف نيز ترتيب اثر داد.
Views: 115
اسلام براي غيرمسلماناني که در کشور اسلامي زندگي مي‌کنند، در صورت وقوع جنايت بر آنان، ديه در نظر گرفته، اما ميزان آن مورد اختلاف فقها واقع شده است. حنفيه قائل به برابري ديه غيرمسلمان با مسلمان شده‌اند. مالکيه و حنابله، ديه غيرمسلمان را نصف ديه مسلمان مي‌دانند و شافعيه براي اهل کتاب، ثلث و براي ساير غيرمسلمانان يک پانزدهم ديه مسلمان را قرار داده‌اند. نظر مشهور اماميه نيز هشت‌صد درهم است؛ ولي برخي از فقيهان اماميه به تفصيل قائل شده و ديه غيرمسلمان را بسته به شرايط، برابر ديه مسلمان يا ثلث آن يا هشت‌صد درهم دانسته‌اند. به نظر مي‌رسد، قول به برابري ديه ميان مسلمانان و غيرمسلماناني که به پيمانها و تعهدات خود پايبند بوده‌اند، معقول باشد و رواياتي را که بر نابرابري ديه مسلمان و غيرمسلمان دلالت مي‌کنند، بر فرض صحت، مي‌توان بر حالت پايبند نبودن غيرمسلمانان به همه تعهداتشان حمل کرد.
Views: 111
اين موضوع که جنينهاي آزمايشگاهي از چه زماني موجودي زنده تلقي مي‌شوند و از بين‌ بردن آنها ممنوع است، از موضوعات پراهميتي است که فقهاي اسلامي به آن توجه و دقت ويژه داشته‌اند. مسئله مشروعيت از بين بردن جنينهاي آزمايشگاهي، مستلزم تعيين اين مسئله است که جنين چه زماني جايگاه انساني را به دست مي‌آورد. آراي فقهاي مذاهب مختلف اهل سنت در اين بحث بسيار مختلف و متشتّت است. در اين پژوهش بر آن هستيم تا با بهره‌گيري از قواعد اسلامي، در مقايسه‌اي تطبيقي، حرمت اتلاف جنينهاي خارج از رحم را از نظر فقه مذاهب اسلامي مورد واکاوي و تحليل قرار دهيم. روش تحقيق مقاله حاضر تحليلي ـ توصيفي است. اطلاعات تحقيق نيز به صورت کتابخانه‌اي جمع‌آوري شده است. يافته‌هاي تحقيق نشان مي‌دهد که بيشتر فقهاي مالکي، برخي از حنفي‌ها، غزالي از فقهاي برجسته شافعي، ابن‌جوزي از علماي حنبلي و بيشتر فقهاي معاصر اهل سنت و مشهور فقهاي اماميه، احترام به جنين را مشروط بر استقرار آن در رحم مي‌دانند؛ ازاين‌رو از بين بردن جنينهاي آزمايشگاهي را قبل از لانه‌گزيني در رحم مجاز مي‌شمارند.
Back   1  -  2  -  3  -  4  -  5  -  6  -  7  -  8  -  9   Next