اهل سنت

پايگاه اطلاع رساني دبيرخانه شوراي برنامه ريزي مدارس علوم ديني اهل سنت

امروز يکشنبه، 5 اسفند 1397| 19 جمادي الثاني 1440

چهل سال افتخار

 


نشست "مذاهب اسلامی و تمدن نوین اسلامی؛ فرصت یا تهدید؟" در موسسه آموزشی – پژوهشی قم برگزار شد

تاریخ انتشار: 1397/11/13
کد خبر: 59120
Print
Rss Services


نشست "مذاهب اسلامی و تمدن نوین اسلامی؛ فرصت یا تهدید؟" در موسسه آموزشی – پژوهشی قم برگزار شد
در این نشست سخنرانان آقای دکتر محسن الویری عضو هئیت علمی دانشگاه باقرالعلوم (ع) و صاحب نظر در گرایش تاریخ و تمدن و آقای دکتر نادر کریمیان سردشتی عضو هیئت علمی پژوهشگاه میراث فرهنگی و متخصص در گرایش تاریخ علم به رابطه مذاهب با تمدن نوین اسلامی پرداختند.

به گزارش پايگاه اطلاع رساني دبيرخانه شوراي برنامه ريزي مدارس علوم ديني اهل سنت ، در این نشست سخنرانان آقای دکتر محسن الویری عضو هئیت علمی دانشگاه باقرالعلوم (ع) و صاحب نظر در گرایش تاریخ و تمدن و آقای دکتر نادر کریمیان سردشتی عضو هیئت علمی پژوهشگاه میراث فرهنگی و متخصص در گرایش تاریخ علم به رابطه مذاهب با تمدن نوین اسلامی پرداختند. در پایان سوالاتی هم از طریق حضار محترم مطرح که توسط ارائه کنندگان نشست پاسخ داده شد.

در ابتدای جلسه حجه الاسلام والسلمین میرجلیلی، دبیرعلمی این نشست ضمن تشکر از استقبال خوب شرکت کنندگان و سخنرانان، بویژه سپاس و قدردانی از مدیر موسسه حجه الاسلام والسلمین براتی که این فرصت خوب را در برگزاری این نشست فراهم ساختند؛ گفت، زمینه های مادی و معنوی همگرائی اسلامی و تمدن نوین اسلامی فراهم هست. سرزمین جهان اسلام دارای مساحتی بیش از 35 میلیون کیلومتر مربع و جمعیت بیش از یک میلیاردی که مرگ در راه خدا سعادت می دانند و به توحید و نبوت حضرت خاتم (ص) اعتقاد دارند  و همچنین بر یکصد بندر استراتژیک، سواحل دریا ها و اقیانوس های مختلف مسلط و بر بخش عمده ی منابع نفتی،مس،اورانیوم و مانند آن در جهان کنترل دارد.یقینا دشمنان اسلام در صدد هستند تا این همگرائی تمدنی شکل نگیرد. ولی با حضور آگاهانه مردم و رهبری داهیانه مقام معظم رهبری "مدظله العالی" این تمدن احیاء و باز سازی خواهد شد و امت اسلامی شکل خواهد گرفت. مقام معظم رهبری در این باره فرموده اند؛ هدف نهایی نظام اسلامی، ایجاد امت واحد اسلامی و تمدن اسلامی جدید ... است. (بیانات مورخ 26/6/1390) و شکل گیری تمدن نوین اسلامی باید با توجه به «مبانی مشترک تمامی مذاهب اسلامی» و نه ایران شیعی باشد. تربیت عقلانی، اخلاقی و قانونی را هدف بعثت نبی مکرم اسلام است که زندگی آسوده و رو به کمال انسان تمدن نوین اسلامی و تشکیل امت واحده اسلامی به آن ها نیازمند است. (بیانات مورخ 29/4/1388) در ادامه سخنرانان محترم به بیان دیدگاههای خود پرداختند. در آغاز آقای دکتر الویری ضمن بیان مفاهیم محوری موضوع نشست به بیان دیدگاه خود اشاره کرد.

توضیح درباره مفاهیم

به عنوان مقدمه اجازه می‌خواهم بدون آن که به تعریف واژگان کلیدی به کار رفته در عنوان این نشست یعنی مذاهب اسلامی و تمدن نوین اسلامی بپردازم به دو نکته مقدماتی در باره آنها اشاره کنم:

مذاهب اسلامی ـ اگر مراد از مذاهب همان مذهب فقهی باشد، شاید بتوان گفت که اصولا ما مسأله‌ای جدی در این زمینه نداریم که بخواهیم وقت خود را صرف بررسی آن کنیم. اگر از رویدادهای قرنهای گذشته چشم بپوشیم، به استناد تجربه دهه‌های اخیر، شافعی بودن یا حنفی بودن یا جعفری بودن هیچگاه مشکل‌آفرین نبوده است، یعنی اینها به خودی خود نه فرصت هستند و نه تهدید. آن چه تنش‌زا و مسأله‌آفرین است گرایشهای کلامی از یک سو و برداشتهای مختلف از رویدادهای تاریخی از سوی دیگر است. اگر قرار باشد محل بحث را دقیق‌تر مشخص کنیم، حتی می‌توان گفت مسأله کنونی جهان اسلام تنوع و تعدد گرایشهای مختلف فکری و نحله‌های اعتقادی و اجتماعی هم نیست، اکنون آن چه نگران کننده است، منازعه بین جریانهای مختلف اندیشه‌ای با رویکرد اصلاحی و جامعه‌سازی است، بین گروههایی است که قصد دارند دنیای جدید را بر اساس گونه‌ای خاص از اسلام بنا کنند. بین کسانی است که هر یک درکی ویژه از انواع نظام‌های اجتماعی برآمده از اسلام دارند و در پی تحقق آن هستند.

بنا بر این مراد بنده در این جا از مذاهب اسلامی همه گرایشها و نحله‌های فکری و سیاسی و فرهنگی است که در صحنه جهان اسلام امروز حضور فعال دارند.

تمدن نوین اسلامی ـ نکته دوم در باره تمدن نوین اسلامی است، مراد از تمدن نوین اسلامی افق جدید پیش روی مسلمانان در جهان اسلام در یکی دو قرن آینده است، افقی امیدوار کننده که در آن حاکمیت یک نظم نوین بین مسلمانان و به ثمر نشستن یک تمدن در برابر تمدن فائق  کنونی  را می‌توان دید.

این که تعریف این تمدن و قرائن و ادله شکل‌گیری آن چیست، موضوعی دیگر است و در جایی دیگر باید آن را دنبال کرد و توصیه می‌کنم که عزیزان حتما مطالعه‌ای در خور در باره آن داشته باشند، موضوع تمدن نوین اسلامی امروز دیگر تنها مسأله من و شما نیست، فراتر از آن مسأله کشور عزیزمان ایران است، بلکه می‌توان گفت مسأله ایران نیست، مسأله جهان اسلام و امت اسلامی است، و بلکه مسأله جهان اسلام نیست، یک مسأله جهانی است و در سطح کلان روابط بین‌الملل نظریه‌پردازانی مانند هانتینتگتون به آن پرداخته‌اند. اینگونه موضوعات به اصطلاح در شمار موضوعاتی هستند که اگر ما هم بخواهیم با آنها کاری نداشته باشیم و آنها را رها کنیم، آنها ما را رها نمی‌کنند و با ما و همه فعالیتهای ما کار دارند.

پرسش اصلی و محور اصلی بحث

با توجه به این دو نکته مقدماتی، محور اصلی سخن در دقایقی که در خدمتتان هستم این است که این تنوع گرایشهای مذهبی و فرهنگی و سیاسی و اجتماعی که در سطح جهان اسلام به چشم می‌خورد چگونه با شکل‌گیری این تمدن سازگار است؟ آیا این اجزای پراکنده مانند اعضای مختلف بدن در کنار هم قرار خواهند گرفت و یک پیکره واحد را تشکیل خواهند داد؟ یعنی یک فرصت برای ما هستند؟ یا مانند موجودات زنده و پرتحرکی هستند که آنها را در یک محیط بسته زندانی کرده باشند هر یک میکوشد دیگری از صحنه به در کند تا خود امکانات و شرایط بهتری داشته باشد؟ یعنی یک تهدید به شمار می‌روند؟

تکثر اجزای امت؛ بک امر طبیعی و بدیهی

شاید نیازی به ذکر نباشد که چندگانگی گرایشهای مسلمانان همانند هر دین دیگری امری طبیعی و انکارناپذیر است. سخن گفتن از برچیدن این چندگانگی سخنی خیال‌پردازانه است. هر گاه از یک جمع سخن میگوییم همزمان تنوع و تکثر را باید پذیرفته باشیم، "و اعتصموا ‌‌بحبل ‌الله جمیعا‌ً و لا‌تفرقوا " (آل عمران، 102) یعنی جزء الف و جزء ب و جزء ج با یکدیگر به ریسمان الهی چنگ بزنند، ید الله مع الجماعه یعنی افراد یا گروههای مختلف که زیر عنوان این جماعت قرار گرفته‌اند بدانند که دست خدا با آنهاست، اینها همه یعنی پذیرش تکثر و تنوع و تعدد. و  به همین ترتیب "و لاتنازعوا فتفشلوا و تذهب ریحکم" (انفال، 46) یعنی افراد گوناگونی که اکنون با هم نزاع دارند، از این پس دست از نزاع بکشند، نه این که چند گانگی خود را از بین ببرند. به عبارت دیگر سخن در مناسبات و نوع روابط بین چند گانه‌هاست نه اصل آن. اصل تعدد و تکثر اینگونه امور از جمله تمدنها از نظر هستی‌شناختی طبیعی و از نظر معرفتی بدیهی است.

تمام خطابات و اوامر و نواهی و مفاهیم که ناظر به مناسبات بین افراد و هویت جمعی است همزمان تعدد و تکثر را به رسمیت شناخته است. مفهوم جمع چیزی جز همین مفردهای مستقل از هم نیست، البته مفردهایی که یک وجه جامع هم دارند و یک پیوندی استوارتر از حیث فردی آنها بین آنها وجود دارد.

هویتهای عرضی و طولی

در توضیح بیشتر این مطلب باید گفت که انسانها هویتهای گوناگونی دارند. می‌توان این هویتها را به دو دسته تقسیم کرد:

• هویتهای عرضیـ  مانند اهل فلان شهر بودن و علاقمند فلان ورزش بودن و مشتاق یک هنر خاص بودن و فلان گرایش سیاسی را داشتن. این هویتها در عرض هم قرار دارند و یک فرد همزمان همة آنها را دارد و در هر یک از آنها با گروهی از انسانها حس مشترک و حس به هم پیوستگی دارد

• هویتهای طولی ـ نوع دیگری از هویتها را می توان در نظر گرفت که طولی هستند. مثل هویت فردی و سپس عضو یک خانواده بودن و به دنبال آن عضو یک مجتمع مسکونی بودن و در مرحله بالاتر عضو یک محله بودن و به همین ترتیب عضو یک شهر بودن و عضو یک استان بودن و عضو یک کشور بودن. می توان این سلسله مراتب را به قاره¬ها و سرانجام به بشریت و کل کره زمین گسترش داد. اینها هویتهای طولی است یعنی در طول هم قرار دارند و تعلق فرد به هر یک از این هویتهای طولی هیچ منافاتی با تعلق به دیگری ندارد و اصولا همانطور که ذکر شد تا این تکثر و تعدد و تنوع هویتها وجود نداشته باشد هیچ همگرایی معنی پیدا نمی¬کند.

واژه امت در فرهنگ اسلامی

در قرآن واژگان مختلفي که مفهومي مترادف يا مترابط با همگرايي داشته باشد وجود دارد، مانند: جماعت، عصبه، اخوت، مرابطه، الفت، اعتصام به حبل الله، عدم اختلاف، عدم تفرقه، عدم تنازع.

واژة امت در برخی کاربردهای خود، دائرة وسیعتری از انسانها یا وسیعترین دایرة مسلمانان را با همه تنوع و تکثر نژادی، اقلیمی، زبانی، فکری، فقهی، کلامی را در برمی گیرد، یعنی مفهوم امت در درون خود تنوع و تکثر گرایشهای مختلف را به رسمیت شناخته است.

پیامبر در پیمان‌نامه معروف خود در بدو ورود به مدینه، این جامعة نوپا را امت واحده خواند:

" بسم الله الرحمن الرحيم، هذا كتاب من محمد النبيّ صلى الله عليه و سلم، بين المؤمنين و المسلمين من قريش و يثرب، و من تبعهم، فلحق بهم، و جاهد معهم، إنهم أمة واحدة من دون الناس ... " (ابن هشام، السيرة النبوية، ج‏1،ص: 502)

تنوع و تعدد اجزای این امت را به راحتی در این عبارت می‌توان دید.

از آموزه‌های دینی می‌توان برداشت کرد که برای عضویت در امت اسلامی، مسلمان بودن کافی است. در روایتی از امام صادق علیه السلام ایشان در مقام بیان فرق میان اسلام و ایمان، فرموده‌اند که:

الْإِسْلَامُ هُوَ الظَّاهِرُ الَّذِي عَلَيْهِ النَّاسُ شَهَادَةُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ وَ إِقَامُ الصَّلَاةِ وَ إِيتَاءُ الزَّكَاةِ وَ حِجُّ الْبَيْتِ وَ صِيَامُ شَهْرِ رَمَضَانَ فَهَذَا الْإِسْلَامُ (الكافي ج : 2 صص 24 ـ 25)

واضح است که مسلمان بودن به این معنی دربردارنده انبوهی از تنوعها و تعددها و تکثرهاست و اینطور نیست که این ویژگیهای اسلام را در داشته باشند دیگر هیچ اختلافی در هیچ زمینه‌ای با هم نداشته باشند.

اصل یازدهم قانون اساسی ما هم این تنوع را ذیل مفهوم به رسمیت شناخته است:

" به حکم آیه کریمه ان هذه ‌امتکم ‌امة‌ واحدة ‌و انا ‌ربکم فا‌عبدون" همه مسلمانان یک امتند‌ و ‌دولت جمهوری اسلامی ایران موظف است سیاست کلی خود را بر پایه ائتلاف و‌اتحاد ملل اسلامی قرار دهد و کوشش پیگیر بعمل‌ آورد تا وحدت سیاسی، اقتصادی و‌فرهنگی جهان اسلام را تحقق بخشد. "

تنوع اجزای امت حتی شامل تنوع و تکثر دولتها هم می‌شود، در مقیاس جهان اسلام، وحدت امت به مفهوم وحدت دولت حاکم بر جامعه اسلامی نیست و با وجود دولتها و حکومتها و کشورهای مختلف می توان از امت واحد اسلامی سخن گفت.

سخن آخر

با توجه به آن چه گذشت به ویژه با توجه به تفاوت هویتهای عرضی و طولی، شیعه بودن و سنی بودن به صورت همزمان قابل جمع نیست زیرا دو هویت مستقل از هم هستند ولی شیعه بودن و عضو امت اسلامی بودن و سنی بودن و عضو امت اسلامی بودن هیچ تعارضی با هم ندارند. چون در مقیاس مذهبی که نگاه کنیم ما پیرو دو مذهب متفاوت هستیم و لذا دو هویت متفاوت داریم ولی این هویتهای دو گانه ما در مسیر و در طول یک هویت گسترده¬تر دیگر به نام هویت دینی قرار دارد که اتفاقاً در آنجا هر دو با هم یکسان هستیم، یعنی منافع مشترک، باورهای مشترک، ارزشهای مشترک و سرانجام دشمن مشترک داریم.

با توجه به وظیفه شرعی و دینی که برای حفظ و تقویت امت اسلامی داریم، باید از هر رفتاری که به این هویت لطمه بزند باید پرهیز کنیم. به عبارت دیگر به قول فقهای ما تعلق ما به هویت اسلامی-مان بر هویت شیعی و سنی ما حاکم است و بر آن حکومت دارد و وسعت و ضیق آن را مشخص می¬سازد.

بر همین اساس، در پاسخ به پرسش اصلی بحث باید بگوییم که فرصت و یا تهدید بودن این چندگانگی مذاهب و نحله‌ها و گروهها بسته به نوع مواجهه ما با این پدیده است، ما اگر از منظر مصالح و منافع امت اسلامی به این چندگانگی‌ها بنگریم، اینها را یک فرصت می‌بینیم که مانند اجزای مختلف پیکر انسان می‌توانیم آنها در کنار هم بنهیم و با هم‌افزایی در مسیر اهداف مشترکمان قدم برداریم. با توجه به گریزناپذیری تعدد و تکثر نحله‌ها و مذاهب، ما بر حسب وظیفه دینی و عقلی خود باید این تعدد را به مثابة یک فرصت نگاه کنیم، و این البته لوازمی دارد که باید به آن پایبند بود.

تنوع و تکثر افکار و گرایشها را یک فرصت و یک سرمایه برای همبستگی شمردن نیازمند یک درک تمدنی است. امام موسی صدر در متنی که به مناسبت تقارن میلاد مسیح با روز عاشورا برای مردم لبنان صادر کرده می‌گوید که ما الگوی عینیت یافته جهان و صحنه‌ای نمونه از فضای تمدنی آن هستیم که همه در آن حضور دارند. ایشان در این بیانه جامعه لبنان را آینه کوچکی از آینده تمدنی جهان دانسته‌اند.

مناسب می‌دانم سخن را با بخشی از سخنان امام خمینی رحمه الله علیه که در حقیقت همه عرایض بنده شرح همان است، به پایان ببرم:

"مسئله اختلاف بين پيروان دو طايفه و دو مذهب، ريشه‏اش از صدر اسلام است. در آن وقت خلفاى اموى، و خصوصاً عباسى، درصدد بودند كه اختلاف ايجاد كنند. مجالس درست مى‏كردند و [به اختلاف‏] دامن‏مى‏زنند. اين اختلاف كم كم اسباب اين شد كه در بين عوامِ از اهل سنت و عوامِ از اهل شيعه اين تنافس‏ پيدا شد؛ و گر نه نه عوام اهل سنت به سنت رسول اللَّه عمل كرده و مى‏كنند و نه عوام اهل شيعه پيروى از ائمه اطهار كرده‏اند. ائمه اطهار ما كوشش كردند تا اينها را داخل در آن جمعيت كنند، با آنها نماز بخوانند، به تشييع جنازه‏هاى آنها بروند ... ما با هم يكى هستيم و ما جدا نيستيم. اختلاف، اختلاف دو تا مذهب است؛ اين اختلاف نبايد اسباب اين معنا بشود كه ما در اساس اسلام [اختلاف كنيم‏]. اسلام بالاتر از اين معانى است كه ما به واسطه اختلاف مسلكى از اسلام مثلًا چه بكنيم. ما كه مى‏بينيم الآن اسلام در معرض خطر است، بر همه ما لازم است كه دست به هم بدهيم و از آن اشتباهاتى كه در سابق بوده دست برداريم، دستهايى را كه مثل سابق [مى‏خواهند] ما را از هم جدا كنند قطع كنيم." (صحیفة نور، ج 6، صص 94 ـ 95)

بعد از بیان دیدگاههای نفر اول این نشست آقای دکتر نادر کریمیان به بیان نظر خود در رابطه با دو مولفه تمدن نوین اسلامی و مذاهب اسلام بعنوان فرصت و تهدید پرداخت .

به نام خداوند جان آفرین                  حکیم سخن در زبان آفرین

[1] تمدن اسلامی

 سخن گفتن از تمدن نوین اسلامی و راه رسیدن به آن بر اساس مقتضیات وشرایط موجود جهان اسلام و جوامع اسلامی پیچیدگی ودشواری خود را دارد و به ویژه اگر نسبت مذاهب اسلامی را نیز با آن تبیین وتوصیف کرد. درمورد مسئله نخست باید اذعان کرد که عوامل تمدن ساز فراوانند ولذا می توان آنها را درشش عامل اصلی خلاصه کرد:   1.تربیتی و اخلاقی    2.علمی و آموزشی    3.فرهنگی    4.اجتماعی    5.اقتصادی    6.سیاسی.

بنا براین طبق پژوهشها وبررسیهای گسترده تمدن شناسی توسط کسانی همچون ویل دورانت و تویین بی از حدود 30تمدن شناخته شده تاریخ بشر به این نتیجه رسیده اندکه هیچ تمدنی خلق الساعه یا درمدت چند سال معدود به وجود نمی آید. هیچ تمدنی باانفعال و علم گریزی ایجاد نمی شود. هیچ تمدنی با زور و اسلحه ، کشتار و قدرت نظامی متولد نشده است، هیچ تمدنی بدون حلقه های مستمّر تولید علمی اختراع واکتشاف ایجاد نشده است . اسلام نیز هنگامی که ظهور کرد به تدریج بزرگترین ودرخشان ترین تمدن تاریخ بشر را به وجود آورد و در تمامی شئون زندگی بشر تأثیر گذاشت و کشور ها وملیت ها و اقوام وملل را از چین تا الجزایر و از آفریقا تا اروپا رامتحول ساخت که بعد ها تمدن اسلامی پایه واساس و بنیاد رنسانس اروپا را به وجود آورد و بدون تمدن اسلامی محال بود رنسانس اروپا (پس از یک دوره طولانی قرون وسطایی) متولد شود (ر.ک.جان هابسون؛ ریشه های شرقی تمدن غرب، 1387ش ، دانشگاه تهران، تهران، 363ص).

و اما تمدن اسلامی خود دارای پنج موضوع محوری است که درجای خود به عنوان کتابی مستقل بدان پرداخته شده است. (شناخت اصول ومبانی تمدن دوره اسلامی، تألیف نادرکریمیان سردشتی). پنج موضوع محوری عبارتند از:  1.ارکان تمدن اسلامی  2.اصول تمدن اسلامی    3.مبانی تمدن اسلامی    4.بانیان تمدن اسلامی    5.آثار و دست آوردهای تمدن اسلامی.

[2] مذاهب اسلامی

درباره مذاهب اسلامی دو بحث اصلی جهت روشنگری موضوع ضرورت دارد:

1) شناخت مذاهب ومکاتب کهن.

2) شناخت مذاهب ومکاتب جدید و دوره معاصر.

      البته گزارش و طبقه بندی این مذاهب و نحله های فقهی-کلامی مقتضی تفصیل مطلب است که دراین اجمال نمی گنجد و در کتابها ومنابع فرقه شناسی همچون: مقالات الاسلامیین و اختلاف المصلین (تألیف ابوالحسن اشعری) ؛ الفرقُ بین الفِرق (ابومنصور عبد القاهربغدادی) ؛ الملل والنحل (عبدالکریم شهرستانی)، الفصل فی الملل و الاهواء و النحل (ابن حزم اندلسی)، فرق الشیعه (حسن ابن موسی نوبختی)؛ کتابُ المقالات و الفرق (سعد ابن عبدالله اشعری قمی)؛ شرح جزئیات و باور ها واندیشه هایشان ثبت و ضبط است. قابل یادآوری اینکه خیلی از مذاهب ونحله های قرون سوم هجری تا دهم هجری قمری منقرض ومنسوخ شده اند و تنها نامشان در کتابهای کلامی و فرقه شناسی باقی مانده است امروزه اگر طبقه بندی دقیق مذاهب بر جای مانده را در دو گروه فقهی و کلامی معرفی کنیم به شرح ذیل خواهد بود:

الف- مذاهب فقهی :

1) حنفی ها.

2) شافعی ها.

3) مالکی ها.

4) حنبلی ها.

5) جعفری ها (امامّیه).

6) زیدی ها.

7) اسماعیلی ها (آقاخانی).

8) اباضیّه.

ب- مذاهب کلامی :

1) اشعریان.

2) ماتریدیّه.

3) امامیّه.

4) اباضیّه.

5) اسماعیلیّه (آقاخانی)

6) زیدیّه.

علاوه بر این مکاتب ومذاهب، مذاهب دیگری در متن و حاشیه این مذاهب پیدا شده اند که حضور مستمر در جوامع اسلامی و غیر اسلامی دارند همچون: قادیانیّه (مذهب احمدی)؛ بهائیه؛ شیخیه؛ سلفیّه (با انواع واقسام گرایشهای بنیاد گرایانه).

افزون بر این مذاهب، جنبش ها و رهبران جنبش های فرهنگی و دینی وسیاسی زیادی در دوره معاصر ظهور کرده اند که گزارش آنها به تفصیل می انجامد که هرکدام در جوامع اهل سنت- شیعی جایگاه وپایگاه ویژه ای را کسب کرده اند که تحولات سیاسی ، اجتماعی را در دویست سال اخیر، در جوامع اسلامی رهبری نموده اند.

[3] ضرورت و راهکارهای وحدت (فرصتها)

قرآن کریم به سه نوع وحدت و همگرایی جوامع بشری بر اساس مرتبه وجودی آنان قائل است:

1) وحدت انسانی- (مطابق آیه شریفه 13 سوره حجرات و سایر آیات)

2) وحدت ادیان- (مطابق آیات 62 سوره بقره و سایر آیات)

3) وحدت مسلمین- مؤمنین (مطابق آیات 102-110 سوره آل عمران؛ آیات 9-10 سوره حجرات و سایر آیات)

درمراتب سه گانه اتحاد انسانها در آیات متعدد به 5نوع وحدت فرا می خواند که در صورت نافرمانی و عدم اطاعت، جزو «مشرکین» و«کافرین» و«منافقین» قلمداد خواهند شد:

1) وحدت درامور تربیتی و اخلاقی.

2) وحدت فکری واعتقادی.

3) وحدت اجتماعی.

4) وحدت اقتصادی.

5) وحدت سیاسی.

پیروان مذاهب اسلامی با توجه به میراث پر بار وبر هزار وسیصد سال فعالیت فرهنگی، علمی، فقهی می توانند از ظرفیت های خود به نفع اسلام وتثبیت و احیاء شکوه وعظمت از دست رفته مسلمانان ودر نهایت تمدن اسلامی گام های فراوانی بردارند که جزئیات شرایط و قابلیت های لازم برای این پنج نوع وحدت درجای خود به تفصیل آمده است. مشارکت و همکاری مذاهب برای تحقق وحدت و همگرایی در وهله نخست مایه عزت وسربلندی پیروان آن مذهب در سطح جهان اسلام و سپس در جهان غرب و شرق خواهد بود.

[4] چالش ها وتهدیدها

سه چالش وتهدید اصلی مذاهب ،که نمی توانند فرصت باشند وبلکه تهدید محسوب خواهند شد یا به عبارت صحیح تر تبدیل به تهدید خواهند شد در سه محور قابل طبقه بندی است:

1) نظام عقیدتی انحرافی بعضی پیروان مذهب (اصول ومبانی)- جهل مقدس.

2) نظام تربیتی و آموزشی (ترویج وتبلیغ نفرت و خشونت، خرافات واباطیل؛ تربیت انسان مذهبی متعصب وجاهل نسبت به حقایق دین اسلام). نمونه اعلای این جریان داعش و تکفیر در زمانه ما می باشد.

3) نظام سیاسی- نقش دولتها و حکومت ها درکسترش فاشیسم مذهبی (افراط گرایی مذهبی) با پشتیبانی مادّی و معنوی ، که از انواع فاشیسم خطرناک تر خواهد بود که امروزه ساری و جاری در جوامع به نام اسلامی است که کمترین آثار آن ایجاد حرکت های انتحاری، کشتارهای دسته جمعی، انفجار اماکن مقدس می باشد. نمونه بارز این حکومتها دولت صهیونیستی در منطقه خاورمیانه می باشد که اخیرا نیز بعضی از کشورهای اسلامی با این رژیم فاشیست دست به همکاری زده اند.

این سه عامل اصلی، اکنون بزرگترین تهدید برای احیاء تمدن اسلامی شمار می آید.

[5] پیشنهادات وراهکارها

در پایان، پیروان مذاهب اسلامی در وهله نخست باید مطابق آیات متعدد قرآن (آل عمران:آیات103-110) در دوری از تفرق (به عنوان مظهر شرک) به سه اصل ذیل پایبند شوند و آن را جزو اصلی ترین وظایف حیات دنیوی کوتاه خود قرار دهند و هیچ مصلحتی را مهمتر و بزرگتر از اسلام و قرآن ندانند و نشناسند:

1) بازگشت به اسلام (کتاب وسنت)

2) تربیت قرآنی و تشکیل امّت اسلامی (مطابق شریعت وقانون قرآن و سنّت نبوی)

3) احیاء اجماع و سیستم شورایی در جهان اسلام (مطابق نصوص قرآنی: سوره شوری:38 و آل عمران:159)

اجرای این سه اصل می تواند به آسانی تمدن نوین اسلامی را رقم بزند و مایه خیر و برکت برای تمام جامعه بشریت شود در غیر این صورت هر طرح و برنامه ای (به جز اجرای این اصول) ناکارآمد، ناقص و نا تمام خواهد بود.

در ادامه نشست پرسش‌هائی از طرف شرکت کنند گان طرح گردید که توسط سخنرانان پاسخ داده شد.

 

-(3 Body) 
نظر کاربران
نام و نام خانوادگی
پست الکترونیک
 
تصویر امنیتی
Captcha ImageChange Image
متن خود را اینجا وارد کنید

آدرس:تهران خيابان جمهوري اسلامي خيابان رازي نرسيده به خيابان نوفل لوشاتو نبش کوچه ياسمن---تلفن:63497112---فکس:63497498 ---سامانه پيامک:30005209

© Copyright dmsonnat.ir. All Rights Reserved.