اهل سنت

شهيد ملاصالح ترابي
-(6 Body)  Print

شهيـد ملاصـالـح تـرابـي

صالح ترابي نهم تيرماه 1324 در روستاي رحيم‌آباد به دنيا آمد. رحيم‌آباد گل‌تپه در پنجاه‌و شش‌کيلومتري سقز قرار دارد، پدرش ملا محمد‌امين از دوران کودکي او را با معارف ديني آشنا ساخت و برخي مقدمات را به وي آموخت. صالح دوازده ساله که شد به روستاي سنته رفت. پنج سال از فضل و دانش ملا‌علي سنته‌اي برخوردار شد. پس از آن به روستاي بغده کندي رفت و محضر ملا‌علي بغده‌کندي را درک کرد.

ملا صالح ترابي جواز افتاء در مذهب امام شافعي را در سال 1349 از محمد‌شيخ‌الاسلامي در شهر سقز دريافت کرد. ملا صالح پس از آن به ترويج معارف و اصول اسلامي پرداخت، در روستاهاي رحيم‌آباد و خوش قشلاق سقز، امامت جمعه و جماعت مردم را بر عهده داشت، پس از آن به روستاي قلدره عليا از توابع شهرستان تکاب رفت و به نشر معارف ديني پرداخت، ايشان ضمن بيان اصول اسلامي، از ظلم و ستم  و بي‌ديني حکومت پهلوي پرده بر مي‌داشت و مردم را به مبارزه با رژيم پهلوي تشويق مي‌کرد.

پس از پيروزي انقلاب اسلامي به مرکز بزرگ اسلامي غرب کشور در شهر تکاب پيوست و معارف اسلامي را در ميان مردم رواج داد. در مقابل فتنه‌گري و دين‌زدائي گروهکهاي منافق ايستادگي کرد و مردم را از فريب آنان برحذر داشت.

افراد گروهکها به دلايل استراتژيک و طيبعي، در روستا‌ها آزادي و قوه عمل بيشتري داشتند از اين روي، مبارزه با آنان در روستا‌ها دشوارتر بود، وقتي آزار و اذيت آنان نسبت به ملا محمدصالح ترابي زياد شد برخي دوستانش او را ترغيب کردند که از روستاي قلدره عليا به شهر تکاب مهاجرت کند اما ايشان نپذيرفتند و رسالت خويش را در مبارزه با افراد  ضد انقلاب شمردند. به تهديدات گروهک‌ها نيزتوجهي نکرد و از افشاي هويت واقعي آنان که عامل نامسلمانان و بيگانگان بودند دست بر نداشت. شور و بي‌باکي ملا صالح ترابي، افراد گروهک کومله را عصباني ساخت تا آن که براي خاموش کردن صداي حق، نيمه شب بيستم بهمن 1361 با نيرنگي او را در خانه‌اس به شهادت رساندند. پيکر شهيد ملا صالح ترابي در سقز مدفون است.

افکار و خصوصيات اخلاقي و اجتماعي
ملا صالح ترابي پشتکار و اراده‌ي نيرومند داشت با آن که معلوليت جسماني داشت و مجبور بود با عصا حرکت کند اما براي کسب علوم ديني، رنج سفر را بر خود هموار کرد و به مناطق مختلف سفر کرد، ايشان با همت بلند و اراده‌ي قوي، کوشش‌هايش را به ثمر رساند.

 مهريان و صميمي بود و نسبت به نزديکان و اطرافيانش حسن ظن داشت در مقابل دشمنان قسم خورده اسلام سخت‌گير بود تقاضاي آنان را براي تسليم نپذيرفت و دست از مبارزه برنداشت ليکن در پي آن بود که با مهرباني و لطف خويش، فريب‌خوردگاني را نجات دهد که حجاب‌هاي دلشان بر ديده آنان سايه يا پرده نيفکنده است و توانسته بود برخي از آنان را به آغوش مردم و اسلام برگرداند.

با قران کريم مأنوس بود هرگاه مشکلي پيش مي‌آمد راهگشاي او قرآن بود براي درک نفاق گروهک‌ها، مردم را به آيات قرآن کريم ارجاع مي‌داد. قرآن و معارف اسلامي را به صورت منظم در حلقه درس خويش در مسجد، به نوجوانان و جوانان آموزش مي‌داد و آنان را براي مبارزه با کفر و نفاق آماده مي‌ساخت.

 

 پيام شهيد
پيامي که از زندگي و سلوک او دريافت مي‌شد عبارت‌بود از ايمان، صبر، مقاومت و ايثار؛ غير از اين دريافت‌ها، عبارتي را بر بالاي منبر گفته است که شخصيت او را آشکار مي‌سازد؛
«من در برابر اين از خدا بيخبران شوم ايستادهام با آنکه ميدانم به دست آنان کشته خواهم شد اما مسلمانان آگاه باشيد که فريب منافقين را نخوريد».