اهل سنت

Lasted Artilce

Views: 20
از مهم‌ترين ادعاهاي وهابيت اين است که ايشان سلفي بوده و پيرو سنت سلف هستند. لذا در توجيه تکفير و تاختن به ساير فرق مسلمان، عقايد خود را برگرفته از آراء سلف مي‌دانند. بر همين اساس يکي از اصليترين مولفه‌هاي تبليغاتي وهابيت حول اين محور است. در واقع آل سعود با تبليغات وسيع چنان وانمود کرده است که وهابيان سلفي هستند. امري که در دنياي امروز نيز به تبع اين تبليغات تقريبا پذيرفته شده است. لذا بيشتر مباحث سلفيه، حول آراء کساني مي‌چرخد که منعکس کننده‌ي افکار و آراء ابن تيميه و شاگرد او ابن قيم هستند.[?]شروع اين تبليغات به دست کم يکصد سال اخير باز مي‌گردد. از آثاري که مروج سلفي بودن وهابيت شده و آراء و افکار ايشان را به عنوان سلفي ترويج مي‌کند. کتابي است به نام «العقائد السلفيه بادلتها النقليه و العقليه» که مولف آن آل بوطامي، از علماي معاصر و نسبتا معتدل وهابيت است. ايشان در اين کتاب تمام عقايد وهابيت را تحت عنوان عقيده‌ي سلف صالح قرون نخستين مطرح مي‌کند. و به اهل سنت چنين القاء مي‌کند که گويي آراء وهابيان تماما برگرفته از سلف بوده و ايشان نيز از سلفيان هستند.
Views: 20
بايد بدانيم زماني که بنيانگذار کبير انقلاب اسلامي حضرت امام خميني (ره) به همه‌ي مسلمانان جهان توصيه مي‌کنند که اختلافات را کنار بگذارند و دست برادري به يکديگر دهند.[1] يا زماني که مي‌فرمايند کلمه‌ي لااله الا الله، بايد محور وحدت مسلمانان باشد تا همه زير اين چ‌تر به امتي واحد تبديل شوند.[2] همچنين در آن هنگام که مي‌فرمايند نه تنها پيامبر خاتم بلکه همه‌ي پيامبران از ابتدا تا انتها پيام آور دوستي و اخوت بوده‌اند. هرگز مرادشان اين نبوده است که شيعيان به اعتقادات اهل سنت در آيند و يا برعکس اهل سنت به معتقدات شيعه بگروند. بلکه مراد اين است که با وجود اختلافات کلامي، فقهي و... که در ميان فرق مختلف اسلامي، اما اين فرق نقاط مشترک و تفاهم بيشتري نسبت به نقاط اختلاف دارند، که براي مقابله با دشمنان اسلام بايد بر آن متمرکز گردند.
Views: 21
حال که دشمنان اسلام که در راس آنها آمريکا و اسرائيل و متحدان آنها هستند، براي مقابله با اسلام به تعبير مقام معظم رهبري شمشير از رو بستهاند.[1] و به جهت منکوب کردن مسلمانان و به استضعاف کشيد اين ملت، از هيچ تلاشي فروگذار نميکنند،[2] ما مسلمانان چه وظيفهاي به عهده داريم؟ آيا بايد بازيچهي دست اين مناديان دروغين حقوق بشر شده و از اصول اصلي اسلام عقب نشيني کنيم؟ آيا بايد فريفتهي ظاهر غلط انداز پيشرفتهاي غرب شده از اسلام دست بکشيم؟ آيا بايد مثل عدهاي تندرو به اسم مقابلهي کامل با مظاهر غرب، به جان ساير ممالک مسلمين و مردم بيگناه بيفتيم؟[3] يا اينکه به دنبال راه چارهاي منطقي و عاقلانه بوده در عين حفظ اعتدال، به مقابله با اين دشمن ديرين برخيزيم.
Views: 18
سلفيان، وهابيان و تکفيري ها، هماره مي کوشند که اصول اعتقادي خود را به احمد حنبل منسوب کنند، و بدين واسطه براي خود اصل و ريشه اي رقم بزنند. اما بسياري از حنابله هرگز با آراي امثال وهابيان و تکفيري ها، در اين خصوص موافق نيستند.
Views: 18
گذشت شصت و پنج سال از شکل‌گيري "جماعة‌التقريب بين‌المذاهب الاسلامية" که دارالتقريب را در سال ????م. در قاهره تأسيس کرد و با گذشت بيست سال از تأسيس "مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي" در سال ????م. (در جمهوري اسلامي ايران) و سپري شدن نه (?) سال از تدوين و تصويب"استراتژي تقريب مذاهب اسلامي" در سال ????م. از سوي کنفرانس سران اسلامي، مناسبت شايسته‌اي براي درنگ در روند "تقريب" و پيامدهاي آن بر اوضاع جهان اسلام طي اين دهه‌ها و بويژه در مرحله کنوني براي نتيجه‌گيري‌هايي است که مي‌توان آنها را در پرتو متغيرهاي پياپ? که جهان بطورکلي و جهان اسلام بطور خاص بخود مي‌بيند، مورد ارزيابي و تأمل قرار داد.
Views: 18
نخستين جرقه‌هاي موج جديد بيداري اسلامي در سال‌هاي اخير با قيام مردم تونس عليه حکومت ديکتاتوري زين‌العابدين بن علي زده شد و ديري نگذشت که بخش زيادي از منطقه خاورميانه و شمال آفريقا غرق در اين جنبش گرديد. وقوع انقلاب‌هاي مردمي در کشورهاي عربي و آفريقا و سقوط حکومت‌هاي ديکتاتوري حسني مبارک در مصر، معمر قذافي در ليبي، زين‌العابدين بن‌علي در تونس، علي عبدالله صالح در يمن و... علاوه بر ايجاد يک تغيير جدي در ساختار سياسي امنيتي منطقه خاورميانه و شمال آفريقا باعث شد بسياري از تئوري‌هاي آکادميک در حوزه علوم انساني با چالش جدي روبرو شوند.در اين بين رسانه‌هاي غربي و صهيونيستي از جمله BBC، CCN، الجزيره و... تلاش بسياري کردند که با استفاده از اصطلاحاتي چون «بهار عربي» يا «بيداري عربي» مانع از به کارگيري و جا افتادن اصطلاح «بيداري اسلامي» در ادبيات رسانه‌اي جهان شوند؛ اما هوشمندي مقام معظم رهبري در به کارگيري واژه بيداري اسلامي و تکرار آن مانع از تحقق اين توطئه شد. ايشان بارها در سخنان خود خيزش مسلمانان کشورهاي عربي و آفريقايي را بيداري اسلامي و مُلهم از انقلاب اسلامي ايران دانستند؛ از جمله ديدار با گروه‌هاي مبارز فلسطيني که فرمودند: «امروز در يك برهه‌ى حساس به سر مي‌بريم. اگر من بخواهم آن لُبّ تلقى و برداشت خودم را به شما عرض بكنم اين است كه مراكز استكبارى جهانى در مقابله با حركت اسلامى كه نماد واقعى‌اش جمهورى اسلامى است، آخرين تلاش‌هاى خودشان را مي‌كنند.» يا پيام به حجاج بيت‌الله حرام: «گسترش موج بيداري اسلامي در دنياي امروز، حقيقتي است كه فرداي نيكي را به امت اسلامي نويد مي‌دهد. از سه دهه پيش با پيروزي انقلاب اسلامي و تشكيل نظام جمهوري اسلامي، اين خيزش پرقدرت آغاز شد و امت بزرگ ما بي‌وقفه پيش رفته و موانع را از سر راه برداشت است.»
Views: 18
از لحاظ تاريخي نخستين مواجهه جهان اسلام با مدرنيته غربي، مواجهه با وجه خشونت‌آميز و غيرانساني آن از طريق جنگ هاي اشغالگرانه در دو قرن گذشته بوده است. غربي‌ها در حالي که مسلمانان را قتل و غارت مي‌کردند از مدارا و ترقي و مدرنيته سخن مي‌گفتند. طبيعي است که انديشمندان جوامع اسلامي هر کدام به اقتضاي رويکرد و فهم خود از مسايل برخورد متفاوتي با مقوله مدرنيته داشتند. در اين ميان فهم سيد جمال‌الدين اسدابادي از مدرنيته و اسلام، آغاز راهي است که تلفيق و سازگاري اين دو عرصه را راه‌کار معضل عقب‌ماندگي و مسئله امپرياليسم در کشورهاي اسلامي مي‌داند.سيد جما‌ل‌الدين اسدآبادي بر اين اعتقاد بود که راه برون‌رفت از واپس‌ماندگي و مقابله با امپرياليسم، باز تفسير آيين اسلامي است که در درون گفتمان مدرنيته صورت مي‌گيرد.در واقع سيد جما‌ل‌الدين ابتدا ميان مدرنيته و غرب جدايي مي‌افکند و سپس مدرنيته غيرغربي را مي‌جويد.البته مقصود از باز تفسير و سازگاري اسلام و مدرنيته اين نيست که يکي را بي چون و چرا بپذيريم و ديگري را در آن منحل کنيم، بلکه هدف اين است که امکان تحقق اسلام و مدرنيته در يک جامعه فراهم شود. جامعه‌اي که اعضاي آن به اسلام ايمان داشته باشند و در فکر و عمل اسلامي بيانديشند و اسلامي رفتار کنند و در عين حال ضوابط مدرنيته در آن رعايت شود.
Views: 18
کنون ديگر خطر جريان‌هاي تکفيري و داعيهداران اختلاف در صفوف مسلمين، بر کسي پوشيده نيست.[1] از سوي ديگر حاميان اين جريانها اعم از داخلي[2] و خارجي[3] که با صرف هزينههاي هنگفت روزانه مسبب ريختن خون دهها انسان بيگناه بر زمين ميشوند، نيز تا حد زيادي براي همه آشکار است.اما سوال اين است که در اين ميان وظيف هي کساني که ميخواهند با اين پديدهي شوم به مقابله برخيزند چيست؟ و اين قشر براي جلوگيري از گسترش اين شقاوتها چه بايد بکنند؟ ناگفته پيداست که اقشار گوناگون، وظايف متنوع و متفاوتي بر عهده دارند. اما مهم اين است که هر گروه بداند با قابليتها و تواناييهايي که در دست دارد در اين راستان چه باري ميتواند از دوش جامعه بردارد.از قشرهاي که بسيار ميتواند در اين زمينه تاثير گذار باشد، نخبگان جامعه هستند. و اين بدان جهت است که هر چند تک تک آحاد جامعه ميتواند در حد تاثيري بر اين جريان بگذارد، ولي نخبگان هر کدام ميتوانند مردم يک شهر، استان و يا حتي يک کشور را با خود همراه کنند.
Views: 18
با پيروزي انقلاب اسلامي در بهمن ماه سال 57 و كوتاه شدن دست قدرت هاي استكباري نظير آمريكا از منابع سرشار ايران و سرنگوني رژيم وابسته ستم شاهي در ايران، فصل نويني در تاريخ ملت بزرگ ايران و همچنين دور جديدي از دشمني هاي نظام سلطه بر عليه انقلاب اسلامي آغاز گرديد كه در طول گذشت مدت سي و پنج سال از عمر پرفراز و نشيب ايران اسلامي همواره شاهد انواع و اقسام اين دشمني ها بوده ايم. به طور قطع و يقين ازجمله عوامل مهم ناكامي بيگانگان در مقابله با انقلاب اسلامي نگاه نافذ و بصيرت بالاي رهبران نظام جمهوري اسلامي ايران در شناسايي دشمنان و روش هاي دشمني آنان با انقلاب اسلامي بوده است. در اين مقاله برآنيم تا با بهره گيري از فرمايش هاي ارزشمند و راهبردي رهبري معظم انقلاب حضرت آيت الله العظمي امام خامنه اي(مدظله العالي)، در ابتدا ضرورت و لزوم دشمن شناسي را براي امت اسلامي مطرح و سپس به مساله محوري يعني راهکارهاي دشمنان براي ضربه زدن به نظام مقدس اسلامي و همچنين نتايج دشمن شناسي مي پردازيم.
Views: 16
داعش در خاورميانه و شمال آفريقا، با گروه هاي متعدد سلفي جهادي، پيوندهاي سست و بي قاعده‌اي را برقرار کرده، که رهبر داعش آنها را به عنوان استانها يا ولايات مي‌شناسد.[1] عمده‌ي اين اعلانها از گروه هاي جهادي نوپايي است که تعهد سابقي نسبت به القاعده ندارند و تنها گروه هايي که در شمال آفريقا قرار دارند مي‌توانند مسئوليت يک خشونت رده بالا را تا به امروز به عهده بگيرند.
Views: 15
بعلاوه دشمني داعش با القاعده، او را در ميان گروه هاي جهادي منفور ساخته است. اين امر موجب درگيري هاي مستقيم ميان نيروهاي انساني، حاميان مالي و ديگر منابع، از قبيل درگيري آشکار ميان گروه هاي جهادي وابسته، نيروهاي جديد، حاميان مالي جهادي، رسانه هاي جهادي و رسانه هاي اجتماعي مي‌شود. هريک از اين عرصه هاي درگيري شايستگي بررسي و ارزيابي را دارد.
Views: 16
چشم انداز داعش براي تبديل شدن به يک رهبر ماندگار براي يک جنبش تروريست سلفي- جهادي جهاني همچنان مورد ترديد است. در واقع بسياري از موفقيتهايي که داعش را به سرعت بالا برد، همانطور هم او را براي يک سقوط سريع مشابه، آسيب پذير مي‌سازد.
Views: 14
در آغاز سال 2011 جنگ داخلي سوريه به بستري براي رشد سريع، بي قاعده و مهارنشده‌ي افراط گرايان و انقلابيون بدل شد. از اواخر 2011 ابوبکر بغدادي، که خود را خليفه خوانده بود، صدها مجاهد عراقي را جهت مشاوره و کمک به گروه هاي سني که به مبارزه عليه رئيس جمهور، بشار اسد، پيوسته بودند، به سوريه اعزام مي‌کرد.[1] بسياري از اين مبارزان از کهنه سربازان القاعده در عراق بودند، که تحت فرمان ابومصعف زرقاوي بدنام، مبارزه کرده بودند. در نتيجه آنها با حرکتهاي شورشي آشنا بودند و مبارزان خارجي که جهت مبارزه با اسد به سوريه آمده بودند را جذب کردند. اين نيرو در کنار گروه هاي سني مجاهد انقلابي و ضد اسد- از جمله آنهايي که به شدت خود را همسو با هسته‌ي رهبري القاعده در جنوب آسيا، همسو کرده بودند- رشد کرد، در حالي که استقلال خود را هم حفظ مي‌کرد.
Views: 16
چند سالي است که تفکر افراطي و تکفيري در جهان و خصوصا خاورميانه، شيوع چشمگيري داشته است. اخيرا اين تفکر با عنصر جهاد که در اسلام امري مقدس و مهم است، تلفيق شده و ثمره‌ي امتزاج افراط گرايي و جهاد، کشتار بيرحمانه، علمياتهاي انتحاري و به خاک و خون کشيدن مردم بي‌گناهT خصوصا زنان و بچه‌ها در اين منطقه شده است. از اين ميان شاخص ترين گروهي که طي يک دهه‌ي اخير علاوه بر ارتکاب فجيع ترين جنايات، به تبليغ گسترده‌ي آن در رسانههاي اجتماعي نيز همت گماشته، داعش است. لذا مطالعه حول نقاط ضعف و قوت اين گروه به جهت نابود ساختن اين عنصر نامشروع، ضروري مي‌نمايد. مقاله‌ي حاضر که از مجله‌ي «گرايشهاي معاصر در ايدئولوژي اسلامي»، منتشر شده در موسسه‌ي هادسون، ترجمه شده به همين موضوع مي‌پردازد. ضمنا مطالب موجود در اين مقاله صرفا از متن اصلي آن ترجمه شده است و صرفا عقايد نويسنده ي آن است. و ترجمه ي اين مقاله لزوما به معناي تاييد نظرات ايشان نيست. همچنين به جهت جلوگيري از ملال آورد بودن متن، مترجم براي برخي از مطالب تيترهايي آورده است.
Views: 8
در مقاله قبلي، موسسه ي هادسون معرفي شد، اکنون به مهمترين محصول هادسون که در رابطه با جريان شناسي اسلامي است، اشاره مي رود. که همان مجله ي گرايشهاي معاصر در ايدئولوژي اسلامي است. اين نشريه به زبان انگليسي بوده و يکي از چندين محصول موسسه ي هادسون است و به گفته ي خودش نشريه ي پيشتاز در زمينه ي اسلام گرايي معاصر (که گاهي با عنوان اسلام نظامي يا اسلام افراطي، شناخته مي شود) است که اولين شماره ي آن در 21 مارس 2005 منتشر شده و انتشار آن همچنان ادامه دارد.
Views: 10
در دنياي امروز گرايشها و ايدئولوژي هاي اسلامي که بعضا مسير افراط را مي پيمايند، تمام جهان بويژه کشورهاي اسلامي و به طور خاص خاورميانه را متاثر ساخته و در يک کلام امنيت جامعه ي جهاني را به مخاطره انداخته است. به جهت تعديل اين گرايشها و پيش گيري از وقوع خطرات، ناهجاريها، ويراني ها و خسارات متعدد مالي و جاني نظير آنچه در عراق، سوريه، افغانستان، سودان، نيجريه و برخي ديگر از کشورها به وقوع پيوسته است، بايد در صدد شناخت، واکاوي و تحليل اين ايدئولوژيها، منشأ پيدايش آنها و اموري از اين دست در قبال هر يک از گرايشهاي معاصر، برآمد. گرايشهايي که هر روز در قالب نام و نمادي نوين ولي اکثرا تحت يک لواي افراطي کلي جلوه نموده و در هر منطقه به فراخور موقعيتهاي اجتماعي، قوميتي، نژادي و ... متاثر گشته و دچار شدت و ضعف در مواضع مي گردد.
Views: 10
غير از اسراييل سه کشور در منطقه ما که شامل خاورميانه و آسياي مرکزي باشد ادعاهاي راهبردي و جاه طلبي دارند. يک نظام امنيتي که بتواند خواسته ها و سياست هاي هر چهار کشور را به هم نزديک نمايد تابحال تعريف نشده بنابر اين شرايط در منطقه ما تا آينده اي قابل پيش بيني بحراني و مواجه با تحولات زياد خواهد بود.
Views: 9
جنبش انقلابي سال­هاي 2011 تا 2013 مصر را بايد منازعه دو گفتمان «اسلام­گرا» و «سکولار» براي هژموني بر جامعه مصر ارزيابي کرد. حاصل اين منازعه، هژموني موقت و شکننده اسلام­گرايان اخواني بود. يک سال از هژموني نسبي گفتمان اسلام­گرا نگذشته بود که زمينه براي استيلاي مجدد گفتمان اقتدارگراي سکولار از طريق کودتا فراهم گشت. سوال اصلي اين مقاله اين است که چه عواملي باعث شد گفتمان اسلام­گراي اخوان­المسلمين شکست خورده و زمينه براي گفتمان رقيب فراهم شود؟ مقاله حاضر اين فرضيه را به آزمون مي­گذارد که «بهره­گيري از فرصت­هاي سياسي شرايط جنبشي(ساختار ائتلاف قوي اسلام­گراها و گرو­ه­هاي حاشيه­اي، ساختار اختلاف قوي مخالفان، بهره­مندي از صنف­هاي اصلاح­گر قوي)» عامل هژموني موقت اخوان المسلمين شد؛ و «واگراي دروني گفتمان اسلام­گرا» از يک سو و «چرخش فرصت­هاي سياسي به سود ائتلاف مخالفان در نتيجه ناتواني اخوان در حل بحران­هاي فرصت­زا» از سوي ديگر، زمينه­ساز شکست اخوان­المسلمين مصر بوده است. چارچوب نظري و روشي مورد استفاده اين پژوهش، الگوي است که از ترکيب دو نظريه فرصت­هاي معنايي و تحليل گفتمان حاصل شده است.
Back   1  -  2  -  3  -  4  -  5  -  6  -  7  -  8  -  9  -  10   Next